جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
یک ابتکار جالب معماری - ساختمان قابل اسکن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۳۱

ساختمان قابل اسکن ، عنوان طرح معماری برای نمای یک ساختمان در چین است. 

در کشور چین یک مهندس جوان برای ساختمان کتابخانه دانشگاه کشاورزی پکن نمای بسیار زیبا و البته ابتکاری را ساخته است که در نوع خود منحصر بفرد است. این ساختمان علاوه بر زیبایی در نوع طراحی آن ، یک ابتکار جالب دیگر بکار برده است و آن این است که نمای ساختمان ، همان طرح بارکد مربوط به آدرس وبسایت دانشگاه است و جالبتر اینکه  اگر گوشی موبایل شما برنامه بارکدخوان داشته باشد (که البته الان تمامی گوشیهای جدید دارند) میتوانید گوشی خود را مقابل نمای ساختمان بگیرید تا بطور خودکار به وبسایت دانشگاه وارد شوید.

معماری ساختمان قابل اسکن

  نظرات ()
ارتفاع جو زمین چقدر است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۳۱

جو زمین چیست :جوزمین همان هوایی است که زمین را احاطه کرده است و بالاترین بخش تشکیل‌دهندهٔ کرهٔ زمین است که مخلوطی ازچند گاز است. تعداد این گازها زیاد و بیش از 15 گاز است ولی غلظت 4 عدد از آنها قابل توجه است که عبارتند از:

 نیتروژن (۷۸٪)، 

اکسیژن (۲۱٪)، 

آرگون (۰٫۹٪)

کربن دی‌اکسید (۰٫۰۳٪)

. . . 



لایه های جو زمین : جو زمین را بر اساس غلظت گازهای تشکیل دهنده آن به  پنج لایهٔ اصلی تقسیم کرده اند:

تروپوسفر

استراتوسفر

مزوسفر

ترموسفر

اگزوسفر

 

مرز دقیقی بین لایه‌های جو وجود ندارد ولی جو به سرعت با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود.


 لایه اوزون : مولکول‌های ازون که لایهٔ ازون را تشکیل می‌دهند، دراستراتوسفرقراردارندواز ورودپرتوهای فرابنفش خورشیدی جلوگیری می‌کنندو موجب ادامهٔ زندگی بر سطح زمین می‌شوند.


نقش جو زمین در محافظت از زمین : جو زمین موجودات روی زمین را از طریق جذب اشعه فرابنفش خورشید و کم کردن اختلاف دمای بالای بین روز و شب محافظت می‌کند.


ارتفاع جو زمین چقدر است : جو زمین از سطح زمین آغاز شده ولی مرز قاطع و مشخصی در بالا ندارد زیرا جو زمین به یکباره تمام نمیشود بلکه رفته رفته از غلظت آن کاسته میشود و نمیتوان جایی را که جو زمین کاملا از بین میرود مثل یک خط مرزی مشخص کرد.

در منابع مختلف برای بیان ارتفاع جو اعداد مختلفی را ذکر کرده اند و از جمله ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر و 120 و 80 کیلومتر هم گفته اند اما میتوان گفت که در ارتفاع تقریبا 160 کیلومتری ، هوا به قدری رقیق میشود که در واقع چیزی از آن باقی نمیماند.شاید بتوان ادعا کرد که فضا از این نقطه آغاز میشود.


فضا از کجا شروع میشود؟

اصطلاحا فضا از بالای جو شروع میشود یعنی جایی که جو تمام میشود.چون جو زمین مرز مشخصی ندارد پس نقطه شروع فضا هم دقیقا مشخص نیست ولی  تقریب هایی در این زمینه وجود دارد.

.

هیچ مرز مشخصی بین جو و فضای خارج از جو وجود ندارد. ۷۵٪ از جو زمین تا ارتفاع ۱۱ کیلومتر از سطح سیاره وجود دارد. در ایالات متحده کسانی که به بالای۸۰ کیلومتر سفر کنند فضانورد شناخته می‌شوند. تجربه ثابت کرده است که ارتفاع  ۲۰ کیلومتر ، جایی است که تغییر قابل توجهی هنگام ورود به آن اتفاق می‌افتد. همچنین ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری به عنوان مرز بین اتمسفر و فضا به طور مکرر استفاده می‌شود.

 

در واقع هر چه بالاتر رویم هوا رقیقتر میشود و بقول برخی مقالات در ارتفاع تقریبا 160 کیلومتری هوا به قدری رقیق میشود که در واقع چیزی از آن باقی نمیماند.شاید بتوان گفت که فضا از این نقطه آغاز میشود.

بنابراین ارتفاع 80 ، 100 ، 120 و 160 کیلومتری برای تعیین ارتفاع جو و نقطه شروع فضا در اظهار نظرهای مختلف دانشمندان بیان شده است.

  نظرات ()
چند نکته جالب علمی در باره زمین و خورشید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۳٠

بررسی جوانب ارتباط زمین و خورشید همواره برای انسان جالب بوده است. زمین خیلی نزدیک و خورشید خیلی دور است و این باعث شده است که مطالعه ی هردو کره برای بشر دشواریهای خاصی داشته باشد. در هر حال نگاه کردن به اندازه های واقعی این دوکره میتواند جالب باشد. با توجه به اینکه انسان میتواند اندازه ی جثه ی خود نسبت به زمین را بخوبی بسنجد بنابراین تفکر در اندازه های زمین و خورشید و تصور جایگاه آنها در فضای بیکران ، برای ما جالب و حیرت انگیز است. خیلی عجیب است. 

- قطر زمین بیش از 12 هزار کیلومتر است (دقیقا 12742 کیلومتر)

- قطر خورشید بیش از 1 میلیون کیلومتر است (دقیقا 1392000 کیلومتر)

- فاصله بین زمین و خورشید بطور میانگین 150 میلیون کیلومتر است

- خورشید بیشتر از 1 میلیون بار از زمین بزرگتر است (تقریبا 1331000 زمین داخل خورشید جا میگیرد)

 

به عبارت دیگر اگر قطر زمین 1 میلیمتر باشد قطر خورشید 11 سانتی متر و فاصله بینشان 12 متر است. یعنی برای رسم زمین و خورشید روی یک کاغذ با تناسبهای واقعی باید اینکار را بکنیم : یک دایره ی 1 میلیمتری زمین را رسم میکنیم و 12 متر آنطرفتر یک دایره ی 11 سانتی متری خورشید را رسم میکنیم.

یعنی اندازه زمین در مقایسه با فاصله اش از خورشید به اندازه ای ناچیز است که تقریبا صفر است.(1میلیمتر دربرابر 12 متر) بطوری که اگر بخواهیم با رعایت نسبت فاصله به اندازه ستاره ها زمین را با قطر 1 میلیمتر رسم کنیم که قابل مشاهده باشد ، باید کاعذی به عرض 12 متر داشته باشیم تا خورشید نیز بتواند در همان صفحه جا بگیرد . تصویر زیر بخشی از این موارد را نشان میدهد.

نسبتهای اندازه خورشید و زمین و فاصله آنها(برای دین بهتر تصویر آن را در کامپیوتر خود ذخیره نموده و سپس مشاهده کنید)

 

تصویر زیر بسیار زیباست

درتصویر فوق گوی نارنجی بزرگ خورشید و لکه ی سیاه کوچک کنار گوی فیروزه ای(آبی روشنتر) زمین است

پی نوشت : حالا شما در روی کره زمینی که در تصویر فوق می بینید خانه ی خودتان را پیدا کنید. جنگل های شمال کجاست؟ کویر جنوب کجاست؟ تهران کجاست ؟ تبریز کجاست؟ اصفهان کجاست؟ شمال شهرکجاست؟ جنوب شهرکجاست؟ آیا باز هم فکر میکنید خانه شما توی منطقه مرغوب یا محروم شهر است؟ 

  نظرات ()
نشانی از ضعف و سردرگمی آمریکا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢٤

امروز رهبر انقلاب هنگام مرخص شدن از بیمارستان ضمن تشکر از کلیه مردم و کسانیکه به ملاقاتشان رفته بودند و کادر بیمارستان گفتند :  همان روزهای اولی که مسئله داعش در عراق پیش آمد آمریکاییها بوسیله سفیرشان در عراق درخواست کردند که درباره داعش همکاری کنیم/من مخالفت کردم چون اینها دستشان آلوده است/وزیرخارجه آمریکا هم شخصا از دکتر ظریف درخواست کرده بود که آقای ظریف هم رد کرد.


این در خواست آمریکا بغیر از ضعف او ، سردرگم بودن سیاستگزاران آمریکا را هم نشان میدهد. زیرا مشخص میشود که آمریکاییها هنوز درک درستی از استراتژی راهبردی ایران در منطقه ندارند و براحتی تن به درخواستی میدهند که از سوی ایران رد میشود. در صورتیکه همه میدانیم که در پشت درخواستهای بین المللی آمریکا چندین تیم کارشناسی و دیپلماتیک قرار دارد که مسائل را از همه جوانب میسنجند و اگر احتمال بدهند که در خواستشان رد میشوند از دادن پیشنهاد پرهیز میکنند. اما در مورد مسائل مربوط به ایران هیچ درک درستی از جانب آمریکا مشاهده نمیشود. گویا این سیاست گزاران آمریکایی به کلی از فهم حرکتهای اصولی مردم ایران عاجر هستند.

  نظرات ()
الهام چرخنده و هویت بخشی به دنیای بازیگری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢٤

به دلایلی ، سالهاست که در سینمای ایران در جامعه بازیگران سینما و تلویزیون ، شخصیت پروری پاستوریزه و هموژنیزه رواج عجیبی پیدا کرده است. این کار خواه عمدی باشد خواه غیر عمدی و تصادفی ، واقعیتی است که گریبان بازیگران ما را گرفته است. بازیگران سینما خود نیز به این امر تمایل نشان داده و به شدت به مزایا و منافع حاصل از آن علاقه مند شده اند. ما در میان خیل عظیم بازیگران با افرادی مواجه هستیم که همه با هم رفتارهای مشابه دارند و حرفهای مشابه میزنند. به هواداران خود ارادت و تعارف حواله میکنند و هیچ علاقه ای برای بیان مواضع جدی و موثر در جامعه ندارند. دست تکان میدهند ، تبسم میفروشند ، قربان صدقه همه ی مردم میروند ، عاشق وطن میشوند ، خود را متعلق به همه میدانند و خلاصه همه کار میکنند ولی از پرداختن به دردهای جامعه بشدت دوری میکنند که مبادا از باشگاه طرفدارانشان کسی بیرون رود و از خیل هوادارانشان کاسته شود. فوقش آنست که در کارهای خیریه شرکت میکنند و در جلوی دوربین تلویزیون ، برای بیماران صعب العلاج کار فرهنگی میکنند که در جای خودش البته خوب است ولی بعد بلافاصله به زندگی شخصی خود که برمیگردند آدم دیگری میشوند و بغیر از کسب شهرت برای خودشان هیچ کاری نمیکنند. از خودشان عکسهای خفن میگیرند و در فضای مجازی پخش میکنند ، در پارتی مختلط شرکت میکنند و به بدنه فرهنگی جامعه لطمه وارد میکنند و برای گرفتن سهم بیشتر از دنیای بازیگری و شهرت به زدو بندهای هنری و غیر هنری میپردازند و صدها اقدام سوال برانگیز دیگر. 


البته این حرفها دلیلی بر رد هنرمندان سینما نیست و ما هنرمند باارزش و تاثیر گذار کم نداریم و قصد کم احترامی به ایشان و سایر بازیگران مد نظرمانیست ولی این آسیب ، بدنه ی عمومی دنیای بازیگری و کارگردانی سینما و تلویزیون را تحت الشعاع قرار داده و یقینا بسیاری از هنرمندان خودشان هم از این فضا ناراحت هستند ولی به ناچار در جوی که وجود دارد به ایفای نقش میپردازند. 

اما در این میان اتفاقی افتاده است که به نظر من میتواند نقطه ی عطفی برای هویت بخشی به سینمای ایران باشد. و آن موضع گیریهای خانم الهام چرخنده است که در نهایت شجاعت پا دراین عرصه نهاده و شخصیت یک بازیگر تاثیرگزار را به نمایش گذاشته است. این خانم بازیگر ، خود را از سطح تعارفات شیک و عامه پسند بیرون کشیده و به عنوان یک فردی از اجتماع و هنرمندی از اهالی هنر به واقعیت ملموس جامعه پرداخته و خودش را و هویت خودش را آشکار ساخته و توانسته است بر حرص جمع آوری طرفدار غالب آمده و با شخصیت واقعی خودش به جامعه رخ نشان دهد. این حرکت صادقانه که او در پیش گرفته است میتواند الگوی جدیدی از یک هنرمند مردمی باشد که فقط به محبوبیت پوشالی و دروغین خودش فکر نمیکند بلکه به آرمانهای انسانی نیز اهمیت میدهد و صادقانه با مردم صحبت میکند. الهام چرخنده نشان داد که بازیگر میتواند هویت داشته باشد و هویتش را با شجاعت آشکار نماید. سیر حرکت او در این مسیر سخت و دشوار نشان از اراده قوی او دارد که امیدواریم در این راه موفق باشد. 


الهام چرخنده:میلاد امام علی(ع) را هم به پدرم و هم به رهبر کشورم تبریک می‌گویم

فیلم/فرهنگ کشور به یک ۹ دی فرهنگی نیاز دارد/ به من گفتند « سینمای ایران جای شماها نیست»

فشار تندروها منجر به استعفای الهام چرخنده شد

فیلم/ الهام چرخنده رسما چادر را به عنوان حجاب برتر انتخاب کرد

فیلم/ عصبانیت صدای آمریکا از الهام چرخنده

فراخوان الهام چرخنده برای یک مسابقه+عکس

 

با دیدار حضرت ماه، روزی‌ام را تا آخر عمر گرفتم

 

عیادت جمعی از فعالان ادب، فرهنگ، هنر، رسانه و ورزش از رهبر انقلاب

الهام چرخنده: بالاخره به دیدار حضرت ماه رفتم


  نظرات ()
یعنی چه؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢۳

گاهی فکر میکنم میبینم که ای دل غافل ما را ساخته اند و در این جهان هستی پهناور و لایتناهی آورده اند روی زمینی که خاصیت آدم ربایی شدیدی دارد گذاشته اند و ما هر کاری میکنیم نمیتونیم به این نیروی کشش غلبه کنیم. تا میخواهیم چند سانتیمتر بالا بپریم چنان با قدرت و فشار به زمین برمیگردانندمان که تا ابد هوس فرار را از ذهنمان پاک کنیم.

تازه اگر هم غلبه کنیم جایی برای رفتن نداریم. هر جا که برویم غیر از اینجا پرهامون میسوزه ، نمیتونیم نفس بکشیم و خفه میشیم. با این وجود ، قدرتی هم به ما داده اند که میدانیم بغیر از این خاکدان آدم ربا دنیای دیگری هم هست وهی میخواهیم آنرا کشف کنیم. یعنی چه؟ فکرش هم نمیشه کرد...


  نظرات ()
خدا پدر احمدی نژاد را رحمت کند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢۳

من با خوبی یا بدی اش کاری ندارم. اما انصاف نصف دین است. امروز برای اولین بار واقعا به پول یارانه نیاز داشتم و وقتی که دیشب شنیدم که یارانه ها را به حساب ریختند خیلی خوشحال شدم و خیالم از بابت کسری بودجه راحت شد.گفتم : خدا پدر احمدی نژاد را رحمت کند که بانی این طرح بود . شاید من برای اولین بار تاثیر عینی و ضروری یارانه را حس کردم ولی حتما کسان زیادی هستند که دفعات زیادتری این حس را تجربه کرده اند و شاید هم کسانی هستند که هر ماه تجربه میکنند.

شاید بعضی ها بگن یارانه نقدی باعث افزایش نقدینگی و تورم و ... شده . اما محسنات این طرح برای هیچ کس قابل انکار نیست. بازم خدا پدر احمدی نژاد را رحمت کند. انصاف هم چیز خوبیست.

.

 

  نظرات ()
your country is sanctioned by the United States نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢۳

امروز بازهم دریک سایت فنی با این پیام  مواجه شدم که "شما در تحریم هستید و نمیتوانید وارد این سایت شوید" 

Because your IP address or billing address is associated with a country that is sanctioned by the United States, by U.S. law we are required to block your access to Pluralsight.com. If you believe you are receiving this message in error, please contact support@pluralsight.com.

من هم احساس خودم را به ایشان ایمیل کردم : 

go to hell with your sanctions

go to hell with your lie democracy

go to hell with your taliban
U.S.A is the Satan's country
U.S.A is only coach For Daesh And All Terrorists 
Inline image 1
look at these pictures.
these are your soldiers and their Masterpiece in the world. you are Partners with them in these Crimes. ٍEvery one of you are siting at your home and killing peoples around the world .
Our turn Will come by and by. please wait... system is processing... God is awake. you can Temporarily sleep comfortable...

Inline image 9
Inline image 2
Inline image 3
Inline image 4
Inline image 5
Inline image 6
Inline image 7
Inline image 8

  نظرات ()
حدیثی عجیب از اصول کافی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢٢

إنَّ فی کِتابِ عَلیٍّ : إنَّ أشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبیّونَ ثُّمَ الوَصیُّونَ ثُّمَ

الأمثَلُ فَالأمثَلُ وَ إنَّما یُبتَلَی المُومِنُ عَلَی قَدر أعمالِهِ الحَسَنَةِ فَمَن

صَحَّ دِینُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ أشتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ ذَلِکَ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَم

یَجعَل الدُّنیا ثواباً لِمُؤمِن وَ لَا عُقُوبَة لَکافِر وَ مَن سَخُفَ دینُهُ وَ ضَعُفَ

عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ وَ أنَّ البَلَاءَ أسرَعُ إلَی المُومِنُ التَّقیِّ مِنَ المَطَرِ إلَی

قَرَار الأرض.

 

درکتاب علی آمده: شدیدترین بلاها در بین آفریدگان، نخست به پیامبران و سپس به اوصیاء می رسد و آنگاه به مثل و شبیه ترین مردم به آنها.

مومن به مقدار نیکی هایش آزموده می شود. هر که دینش درست و کارش نیک باشد، بلایش شدیدتر است، چرا که خدای عزوجل دنیا را مایه پاداش مومن و وسیله عذاب کافر قرار نداده است. اما آن که دینش نادرست و کارش سست باشد، بلایش اندک است. بلا به انسان مومن پرهیزکار زودتر می رسد تا باران به سطح زمین.

اصول کافی(ط-الاسلامیه) ، ج2 ،ص259(باب شدة ابلاء المومن حدیث29)

  نظرات ()
هر بلائی کز تو آید رحمتی است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢٢

هر بلائی کز تو آید رحمتی است
هر که را رنجی دهی آن راحتی است
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با مهر تو پیوندم زنند...»


  نظرات ()
نتیجه خشونت در تبلیغ اسلام نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢٢

پسر میخواست به مادرش کمک کند. با همین نیت دست بکار شد تا ظرفهای داخل ظرفشویی را بشوید. چه کاری بهتر از این میتوانست باشد؟ کمک به مادر در انجام کارهای خانه!   او با نیت خیر و با حس نیکوکاری شدید از استراحت خودش گذشت و نیم ساعت کنار ظرفشویی سرپا ایستاد و ظرفها را تمیز تمیز شست و به قول معروق برق انداخت.

ساعتی بعد وقتی مادر به خانه آمد و سراغ ظرفها رفت یکدفعه صدایش بلند شد و با ناراحتی داد زد : کی این ظرفها رو شسته ؟ پسر که انتظار داشت از او تشکر شود با دیدن این حالت برافروخته ی مادرش ، با کمی مکث و تعجب و با اکراه و تردید گفت : من شستم. و صدای طعنه و سرزنش مادر بالا گرفت و پسر را به سختی ملامت کرد.

بعد از توضیحات مادر ، پسر فهمید که چه کار اشتباهی کرده است که ظروف تفلن را با سیم ظرفشویی سابیده و خرابشان کرده است. بعد از اینکه عصبانیت مادر فروکش کرد به پسرش توضیح داد که ظروف تفلن ، حساس هستند و باید با دستمال نرمی تمیز شوند و اگر با چیز زبر و سختی سابیده شوند خراب میشوند. اما دیگر دیر شده بودو ظروف با ارزش مادر خراب شده بودند و پشیمانی سودی نداشت. پسرک فهمید که داشتن نیت خیر کافی نیست بلکه استفاده از روش درست هم لازم است و گرنه استفاده از روشهای غلط ، نیت خیر را به نتیجه ی شر تبدیل میکند.

مسئله ی ترویج فرهنگ هم همینطور است . علی الخصوص در ترویج اسلام اگر خشونت بخرج داده شود نتیجه برعکس حاصل میشود. کسانیکه برای ترویج اسلام زحمت میکشند اگر از روشهای خشن استفاده کنند مثل این است که با جسم خارداری سعی دارند که چربیهای ظروف تفلن را تمیز کنند. روشن است که اینکار نتیجه فاجعه باری دارد. اینگونه افراد با اینکه نیتشان خیر است اما نتیجه ی عملشان بجز تولید شرارت حاصلی ندارد و در آخرت هم از جانب خداوند مورد باز خواست قرار میگیرند. اگر هم قرار باشد که بخاطر نیت خیرشان پاداش داده شوند ابتدا بخاطر روشهای غلط و مضرشان کیفر میبینند. 

دقت شود که در داخل خانواده ، روشهای تربیتی فرزندان هم شامل همین قانون است. یعنی استفاده از روشهای نادرست و خشن در دعوت فرزندان به دین و دستورات شرعی همین اثر نامطلوب و معکوس را دارد و روحیه ظریف جوانان و نوجوانان و کودکان را خراش میدهد که ممکن است تا مدتهای طولانی و حتی تا ابد ترمیم نشود. 


من همیشه میگویم : خداوندا ، مردم را از شرّ اعمال خیر ما حفظ کن.

  نظرات ()
هدف آمریکا از ادعای مقابله با داعش نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٩

آمریکا اخیرا برای مقابلع با داعش سروصدای زیادی به پا کرده است . هیچ کس از حمایتهای آمریکا و اروپا و اسرائیل و عربستان از داعش بیخبر نیست. اما اکنون آمریکا میخواهد برای مقابله با داعش اجماع جهانی راه بیاندازد و دوباره به منطقه لشکر کشی کند.

به نظر من آمریکا به این بهانه که میخواهد با داعش مقابله کند قصد دارد در منطقه حاضر شود تا نگذارد ریشه های این فتنه خشک شود. او میخواهد با حضور در منطقه ، سران داعش را نجات داده و این اشرار را برای فتنه ای دیگر پرورش دهد. آمریکا همیشه چیزی را میگوید که ضد آن را در سر میپروراند. او برای اینکه بتواند سران داعش را که مهره های خود او هستند نجات دهد با شعار مقابله با داعش وارد میدان میشود که مخالفان داعش را با خود همراه کرده و به بیراهه بکشاند و به این طریق این مزدوران را از مهلکه نجات دهد. وگرنه برای نابودی داعش هیچ اجماع جهانی لازم نیست و مردم منطقه عزم آن دارند که بادست خود ،  آخرین نفسهای این جانیان را بگیرند. حال که آمریکا ولد نامشروع خود را در حال جان کندن میبیند به مکر و حیله متوسل شده و  میخواهد به بهانه ی مجازات داعش ، گلوی داعش را از دست مردم منطقه نجات دهد. 

  نظرات ()
علت مصائب زندگی ما (7) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۸

علت مصائب زندگی ما (7)

یک استنباط غلط : با تقسیم بندی 5 گانه ای که کردیم نتیجه میگیریم که این درست نیست که ما در مواجهه با تمامی مصیبتهای زندگی بلافاصله بگوییم : خدا داره منو امتحان میکنه یا از دیدن مصیبتهای دیگران بگیم : خدا داره امتحانش میکنه.  زیرا ممکن است مصیبت هایی که با آنها مواجه میشویم از نوع دیگری باشند. البته همانطور که قبلا هم مثالهایی زده شد منشاء برخی از مصیبتها آزمون الهی هستند این را هیچ کس نمیتواند منکر شود ولی نباید این را به همه موارد تعمیم بدهیم. ولی این را هم میگوییم که رفتارهای ما در دل همه مصیبتها مورد سنجش و آزمون الهی قرار میگیرند.

بعنوان مثال اگر کسی در پی خوشگذرانی باشد و در این راه ، مواد مخدر استعمال کرده و معتاد شود و در نتیجه به مصیبتهای ناشی از آن گرفتار شود میتواند بگوید که علت معتاد شدن من اینه که خدا داره منو امتحان میکنه؟  آیا میتوانیم ادعا کنیم که این مصیبت هم منشاء آزمون الهی دارد؟  جواب منفی است زیرا منشاء این مصیبت ، خوشگذرانی و عیاشی خود فرد است.

یا بعنوان مثالی دیگر اگر پدری در رانندگی خود سهل انگاری یا ماجراجویی کند و در اثر یک تصادف خطرناک باعث معلولیت فرزندجوانش بشود آیا میتوان گفت که علت وقوع این مصیبت این است که خدا میخواهد این فرزند را امتحان بکند؟ جواب سوال منفی است زیرا مصیبت وارده به این فرزند منشا اجتماعی دارد. در این حادثه پدر مکافات عمل خودش را میبیند و فرزند مکافات عمل پدر(نمونه ای از اجتماع) را میکشند. یعنی حتی در یک اتفاق واحد ، منشاء مصیبت برای افراد مختلف متفاوت است و مصیبت وارده برای یکی از مصیبت دیدگان منشاء اجتماعی دارد و برای دیگری منشاء فردی.

 البته ناگفته نماند که رفتار پدر و فرزند همواره و از جمله پس از حادثه مورد سنجش خداست  و در واقع انسان همیشه در سرار زندگی خود ، مخصوصا در مواقع حوادث مورد آزمون خداوند قرار میگیرد. اما علت وقوع مصیبتها باید از هم تفکیک شود.

بنابراین افرادی که گرفتار چنین مصیبتهایی میشوند باید به خود بگویند : درست است که این مصیبت ، مکافات عمل خود من است یا نیست و این مصیبت شاید برای آزمون من طراحی نشده است اما واکنش من در این حادثه جزو آزمونهای الهی است پس باید عکس العمل من طوری باشد که تایید خدا را به همراه داشته باشد. باید از این فرصت پیش آمده استفاده کرده و طوری عمل کنم که خدا از عکس العمل من خرسند باشد. پس آزمون الهی در این قسمت از داستان نمود پیدا میکند.

سرنخ مصیبتهای فردی ما کجاست ؟ : برای بررسی هر حادثه ای باید جوانب مربوط به آن حادثه مورد توجه واقع شود و تمام اتفاقات مرتبط با آن باید مورد بررسی قرار گیرند. باید درست مانند کاراگاه های فیلمهای جنایی رفتار کنیم و موشکافانه جوانب امر را تحت نظر بگیریم و به سوابق امر و حواشی آن توجه دقیقی بخرج بدهیم.  هرچیزی نقطه شروع و پایانی دارد پس باید دید که مصیبتهای فردی ما از کجا شروع شده اند و چگونه رشد یافته و به این حد و اندازه رسیده اند. چه عواملی به ایجاد این پدیده کمک کرده اند؟ اینها سوالاتی هستند که همه ما علاقه داریم جواب آنها را بدانیم. زیرا اگر مبداء و منشاء حوادث را بدانیم بهتر و سریعتر میتوانیم از مصیبتهای واقعه خود را نجات دهیم.   اما دانستن آن به همین راحتی نیست. برای اینکه درک بهتری از این موضوع بدست بیاوریم به پنج قانون اشاره میکنیم.

1- قانون بقا : ماده ازبین نمیرود بلکه از حالتی به حالت دیگر در می آید. این قانون را فیزیکدانان کشف کرده اند و تمامی دانشمندان آن را قبول دارند و تا الان کسی آن را غلط ندانسته است. این قانون بخشی از قانونی است که به  قانون بقای ماده مشهور است. و الان ما این قانون را به اعمال انسان هم سرایت میدهیم و میگوییم : اعمال و رفتار انسان از بین نمیرود بلکه از حالتی به حالت دیگر در میآید. و اسم این را قانون بقای اعمال مینامیم. حال بر طبق این قانون آیا میتوانید حدس بزنید که سلولهای مصیبتی که الان گرفتار آن هستید از تغییر حالت و رسوبات کدام اعمالتان ساخته شده است؟ سوال بسیار سختی است ، میدانم. این سوال شبیه این است که با دیدن فسیل یک دایناسور بپرسیم که این دایناسور چه غذاهایی خورده است. در هر حال قانون "بقای اعمال" قانونی است که وجود دارد و خیلی هم پیچیده است.

2-     قانون پخش تدریجی : نوک یک سوزن را به جوهر آغشته کنید و برای یک لحظه کوتاه آنرا به یک برگ دستمال کاغذی فروبرده و در بیاورید. در ابتدا یک نقطه رنگی ریز روی دستمال ایجاد میشود اما رفته رفته بزرگتر شده و مقدار بیشتری از آن را فرا میگیرد. حتی ممکن است به تمام سطح دستمال سرایت کند. این آزمایش کوچک نشان میدهد که برخی از اعمال در ابتدا قابل اغماز و تقریبا بی تاثیر به نظر می آیند اما به مرور زمان نتایج زشت خود را ظاهر میکنند. همانگونه که نقطه ی ریز جوهر در دستمال در طول زمان پخش میشود و بزرگ میشود اعمال ریز ما هم در زندگی ما در طول زمان پخش میشوند و بزرگ میشوند. بنابراین ممکن است مصیبتی به شما رو کند که احساس کنید از مکافات عمل شما خیلی بزرگتر است. اما واقعیت این است که اندازه  عمل در دست خودمان است اما تعیین میزان تاثیر آن در زندگی در اختیار ما نیست و متاسفانه در این مورد قوانین فیزیکی موضوعیت تام ندارند و برخلاف قانون نیوتن همیشه عکس العمل با عمل برابر نیست و مصیبت وارده بر ما برابر عمل ما نیست بلکه برابر با تاثیر آن در اجتماع است . تاثیری که از اصلش خیلی بزرگتر شده است درست مثل جوهری که به اندازه نوک سوزن بود ولی دیگر نیست و خیلی بزرگتر از آن است. اینگونه است که بسیاری مواقع مصیبتها در نظرمان بزرگتر از انصاف جلوه میکنند.

 

3-     قانون سرایت : فرض کنید دستمال نامزدی معطر شما در "جیب سینه" ی کت مشکی شما  است.  یکروز شما از روی تنبلی ، سوزن جوهردار خودتان را به طریق معقول تمیز نمیکنید و به نیت این که کتتان مشکی است و لکه جوهر ،  بر روی آن دیده نمیشود نوک سوزن را به قسمتی از کتتان فرو میکنید تا پاک شود(تنبلی – سستی – خلاف ناچیز). و از قضا سوزن را روی همان جیبی فرو میکنید که دستمال کاغذی در آن قرار دارد. نگاهی به نوک سوزن میکنید و میبینید که پاک شده است و بعد نگاهی به کت خود میکنید و از اینکه میبینید اصلا هیچ چیزی معلوم نیست خنده ی شیطنت آمیزی میکنید و به زرنگی خودتان آفرین میگویید. در حالیکه دسته گلی که به آب داده اید آهسته و در خفا به کار خویش مشغول است. جوهر از کت رد شده و به دستمال سفیدتان سرایت میکند. لکه ی بزرگی از جوهر تیره بر روی دستمالی که مطمئن هستید سفید است ایجاد میشود ولی شما اطلاعی از آن ندارید. روزها میگذرد و این جریان ساده که هیچ نیازی به این نداشت که به خاطر سپرده شود کلا از یاد شما میرود. حال ، یک روز که نیاز شدیدی به این دستمال دارید آن را با اطمینان از جیب خود خارج کرده و ناگهان با یک لکه بزرگ جوهر مواجه میشوید. اصلا نمیتوانید حدس بزنید که این لکه ی جوهر بزرگ از کجا به دستمال شما افتاده است. نمیدانید این مصیبت چرا به شما روی آورده است. اینجاست که شکایت میکنید که : خدایا این چه مصیبتی است که دامن منو گرفته ؟ آخه چه گناه کبیره ای کرده ام که به این مصیبت گرفتارم کردی؟

 

4-     قانون اثر زمان : اگر شما جلد یک کتاب را برای چند لحظه مقابل نور آفتاب بگیرید چی میشه ؟ هیچ اتفاق بدی نمی افتد حتی ممکن است طرح رنگی جلدش خوشرنگتر و زیباتر جلوه کند. احساس میکنید که رنگهای روی جلد زنده تر شده اند.  اما ویترین کتابفروشی های قدیمی را دیده اید؟ پر است از کتابهایی رنگ و رو رفته که رغبت نمیکنی نگاهشان کنی. این به دلیل آنست که زیاد در مقابل آفتاب گذاشته شده اند. چیزی که در زمان کوتاه خوشایند است میتواند در بلند مدت ویران کننده باشد. شما از خودتان دور نمیشوید که چند روز دیگر برگردید و به خودتان نگاه تازه بکنید که چه رنگی شده اید بلکه دائم با خودتان هستید. مثل این است که شما همواره به ویترین کتابفروشی نگاه میکنید و هرگز مرگ تدریجی رنگها را متوجه نمیشوید و فقط زمانی متوجه میشوید که مقدار زیادی از رنگها از بین رفته باشند اینجاست که به یکباره به خود میگویید : عجب مصیبتی ! کی رنگها اینطوری پرید؟ من چرا متوجه نشدم ؟ خدایا این بدبختی از کی شروع شد؟

 

5-     قانون  تکرار های منقطع : اگر شما هر روز ده دقیقه کتاب را مقابل آفتاب بگیرید هر بار فکر میکنید  که کتاب خوشرنگتر میشود. اما این تصور فقط در روز اول واقعیت دارد و در روزهای بعدی واقعیت ندارد زیرا هر روز که میگذرد کتاب رنگ پریده تر میشود ولی در عین حال هر روز نسبت به حالت سایه همانروز خوشرنگتر دیده میشود در حالی که نسبت به روز قبل حالت بهتری ندارد و نسبت به روز اول خیلی افتضاح است. ولی چون شما هر روز آن را در آفتاب خوشرنگتر از موقعی که در سایه است می بینید فکر میکنید که واقعا هر روز خوشرنگ میشود در حالیکه هر بار که زیر آفتاب میگذارید مقداری از رنگش زایل میشود و روزی میرسد که رنگی بر روی آن باقی نمی ماند ولی ممکن است شما این فقدان تدریجی را متوجه نشوید و ندانید که هر روز به امید زنده تر شدن رنگها آنها را به سمت مرگ میکشانید. بعد از مدتی با مصیبت روبرو میشوید و میگویید چرا یکدفعه اینطوری شد؟ در حالیکه دفعتا نبوده است و روزها و هفته ها و حتی سالهاست که آجرهای دیوار مصیبت را یکی یکی روی هم میگذارید.

بعنوان مثال افراد معتاد اینطوری اند .  یعنی روزهای اول مصرف واقعا خوش میشوند. اما روزهای بعدی فقط نسبت به چند لحظه قبل خوشتر میشوند در صورتیکه نسبت به روز اول هر بار بدحالتر میشوند. ولی چون نسبت به چند لحظه قبل احساس بهتری به اینها دست میدهد فکر میکنند که واقعا وضعشان بهتر است و مصرف مواد حالشان را بهتر میکند در حالیکه با هر بار مصرف حالشان وخیمتر میشود و رنگ پریده تر میشوند.

فاجعه ی قانون تکرارهای منقطع در زمینه های گوناگون ، زندگی همه ی ما را به شدت تحدید میکند

 

نتیجه :

هدف ما یافتن علت مصائب زندگی مان بود و به همین منظور بود که به تفکر پرداختیم و جوانب امر را تا حدی سنجیدیم . تا اینجای کار فقط یک سری کلیات را برای خود توضیح دادیم تا مطلب را کمی روشن تر نماییم. حال فقط این نکته را میدانیم که  برای یافتن علت مصائب زندگی مان باید طبقه بندی ها و قانونها را  به دقت با هم ترکیب کنیم و عملکرد خود را در ترازوی آنها بسنجیم تا بفهمیم که سرنخ مصائب زندگی ما کجاست؟ این کار ، کار دشواریست اما زندگی ما پر است از این دشواریها و معماهای پیچیده ولی هرکس برای خود روشی برای شناخت خویشتن و حل معماهای زندگی دارد.

قرآن مجید می فرماید : اِنَّ الانسانَ لِنَفسِهِ بَصیرَه – هر انسانی به خویشتن خویش آگاه است.

به دلیل زیبایی کلام ، بار دیگر تکرار میشود که : از امیرمومنان علی(ع) روایت است که ایشان فرمود:

البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان، و للانبیاء درجة؛

بلا برای ستمگر ادب و مجازات و تنبیه است؛ برای مومنان آزمون و برای پیامبران درجه و مرتبت است.

(بحار الانوار، ج 67، ص 235)

ناتمام

  نظرات ()
علت مصائب زندگی ما (6) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۸

علت مصائب زندگی ما (6)

 

حال مجددا به بخش دیگری از سوال خود رجوع میکنیم و از خود میپرسیم که : علت مصائب زندگی ما چیست : در جواب این سوال اگر یکبار دیگر به طبقه بندی 5 گانه مصائب بنگریم تایید خواهیم کرد که ما  انسان های عادی و پیامبران و معصومین همه به مصیبتهایی دچار میشویم که منشاء برخی از آنها یکسان و برخی دیگر مختلف هستند. بطور ساده میتوان چنین گفت که ما در چهار نوع مصیبت با پیامبران وجه مشترک داریم :

1-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها اجتماعی است

2-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها طبیعی است

3-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها آزمون الهی است

4-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها مشیت خاصه خداوند است

اختلاف ما و معصومین : ما و معصومین در یک مورد اختلاف داریم و آن مصیبتهایی هستند که منشاء فردی دارند. یعنی ما یک سری مصیبتهایی داریم که معصومین ندارند و آن مصیبتهایی است که جنبه فردی دارند. معصومین هرگز به مصیبتهایی گرفتار نمیشوند که جنبه فردی داشته باشد و هرگز ممکن نیست که مصیبت وارده به ایشان مکافات عمل شان باشد. زیرا ایشان معصومند و عملشان پاداش دارد نه کیفر. اما ما مردم عادی بخشی از مصیبتهایمان مربوط به مکافات عمل خودمان است که گفته اند :

از مکافات عمل غافل مشو       گندم از گندم بروید جو زجو

 

زجری که ما میکشیم : من اینطوری فکر میکنم و شاید بسیاری از شما ها هم مثل من فکر کنید که دچار شدن به یک مصیبت در زندگی سخت است ولی این سختی قابل تحمل است و چیزی که تحمل انسان را سلب میکند و باعث میشود بیتابی کند چیز دیگری است. یک سوال وجود دارد که چرا ما در مواجهه با سختی ها و مصیبتها تحمل خودمان را از دست میدهیم و خود را می بازیم؟ جواب این سوال ساده است. به نظر من کلید این معما در تشخیص منشاء مصیبت است.

به نظر شما اگر بدانیم جنس مصیبتهای ما از جنس مصائب پیامبران و معصومین(بند1 تا 4) است آیا خیالمان راحت نمیشود؟ مثل آبی که روی آتش ریخته باشند خنک نمیشویم؟ آرام نمیشویم؟ مطمئن نمیشویم؟ به نظر من که عالی تر از این نمیشود. یعنی آدم بداند که پشت مصیبت کشیدنهایش حکمت و مشیت الهی نهفته است. این خیال آدم را راحت میکند. عذاب وجدان از روی شانه های انسان برداشته میشود. سبک میشود. در اینحالت انسان رنج میکشد ولی رنجی توام با اطمینان خاطر و شکرگزاری به درگاه خداوند. این خیلی خوب است. این بهترین حالت برای یک انسان است. این که بداند منشاء مصیبتهایش با حکمتهای الهی پیوند خورده است.

حالت دیگری هم وجود دارد که از مورد اولی بدتر است ولی باز هم جنبه ی مثبتی دارد و آن این است که مصیبت آدم منشاء فردی داشته باشد ولی آدم بتواند منشاء مصیبتش را تشخیص دهد. یعنی اگر آدم بداند که این مصیبتی که من میکشم منشاء آن منشاءفردی بوده و مربوط به مکافات فلان عمل خودم است . این حالت باز هم به مقدار زیادی خوب است. زیرا انسان از ناآگاهی و حیرت بیرون می آید و عیبش را میشناسد و  درپی رفع عیوب خود میرود و به مقدار توان خود مسیر زندگی اش را اصلاح میکند. این حالت اگر چه ایده آل نیست اما قابل تحمل است. بخش سوزناک داستان جای دیگریست.

اما زجری که ما میکشیم این است که بیشتر مواقع قدرت تشخیص خود را از دست میدهیم و نمیدانیم که منشاء مصیبتهای ما چیست؟ آیا منشاء فلان مصیبت من ، فردی است یا اجتماعی؟ فردی است یا آزمون الهی؟  بسیاری از اوقات از خود می پرسیم که آیا این مصیبت ناشی از اشتباهات خودم است؟ آیا تقصیر تنبلی و هوسرانی و سربه هوایی و سست عنصربودن خودم است یا منشاء آزمون الهی دارد؟  یا مشیت الهی در این است؟

این تردید کمر شکن ، آرامش فکری ما را نابود میکند. صبر را از ما سلب میکند و تحمل مان را از بین میبرد. انسان از خود میپرسد : آیا من حق دارم این وضع موجود را با این همه محدودیت و محرومیت  و سختی به حساب مشیت الهی بگذارم و بدان راضی شوم و تحمل کنم؟  اگر فردای روز قیامت بدانم که این مصیبتها مکافات عمل خودم بوده است و در انجام وظایفم کوتاهی کرده ام وباید مجازات شوم آنوقت چه جوابی باید بدهم؟  نتیجه ی این حالت وحشتناک این است : مصیبت در دنیا و مجازات در آخرت !!! این تعلیق عجیب و کشنده ، انسان را آزار میکند.

انسان از خود میپرسد اگر من مصیبتی را تحمل میکنم ، آیا این تحمل کردنهای مرا خداوند تایید میکند؟ اگر تایید میکند که هیچ در غیر اینصورت اگر قرار بوده که من از این مصیبت بیرون بیایم  آیا من همه تلاشم را کرده ام و با اینحال از این مصیبت گریزی نداشته ام؟ اگر جواب این سوال مثبت باشد باز هم آرامش به من رخ نشان خواهد داد زیرا خواهم دانست که من هرچه در توان داشته ام بکار برده ام  و حتی اگر منفی باشد بازهم به مقدار زیادی به من کمک خواهد کرد . ولی بدبختی ما این است که ما جواب این سوال را هم نمیدانیم. آیا جواب بلی است یا خیر؟  این تردید جانکاه پدر مان را در آورده است. پس به زبان ساده چند سوال مبهم پیش روی ماست.

1-     آیا این مصیبت ، مشیت خداوند است ؟  نمیدانم

2-     اگر مشیت خداوند نیست  آیا من همه تلاشم را کرده ام و با این وجود دچار مصیبت شده ام یا نه ، سستی و کاهلی کرده ام و میتوانستم بهتر باشم؟  نمیدانم

طبیعی است که اگر جواب دوسوال فوق را نتوانم بدهم در عملکرد آینده ام هم نمیتوانم درست تصمیم بگیرم و این ابهام است که باعث میشود تحمل مشکلات برایمان سخت و دشوار شود. این ابهام باعث میشود که  دائم بین گذشته و حال و آینده در تلاطم باشم. اینجاست که باید بگوییم: خوش بحال کسانیکه جواب این سوالات را میدانند. اما بهتر از آن باید بگوییم :

خوش بحال کسانیکه مطمئن هستند که جنس مصیبت آنها از جنس مصیبت پیامبران و معصومین علیهم السلام  است.

ادامه دارد...

  نظرات ()
علت مصائب زندگی ما (5) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٧

قسمت پنجم

باتوجه به تقسیم بندی سه گانه مصائب به این نکته توجه میکنیم که همه مصائبی که یک فرد در زندگی گرفتار آن میشود از نوع مصائب فردی نیست که مکافات عمل خودش باشد. بلکه ممکن است در اثر مکافات عمل جامعه یا معلول یک امر جغرافیایی و بلایای طبیعی باشد.

مثلا وقتی یک دانش آموز تنبلی میکند و درس نمیخواند طبیعی است که به مصیبت مردودی گرفتار میشود و این مکافات عمل اوست. اما زمانی هست که محیط خانوادگی یا اجتماع او ، اجازه نمیدهد که دانش آموز به درسهایش برسد در این حالت هم مصیبت مردودی دامن دانش آموز را خواهد گرفت اما در این حالت دیگر تقصیری متوجه دانش آموز نیست بلکه مکافات عمل جامعه دامن او را گرفته است. یا مثلا ممکن است در یک منطقه ای رانش زمین اتفاق بیافتد و 4 تا خانه ویران شود و یک دانش آموز که در یکی از این خانه ها زندگی میکرد در نتیجه ی این رخداد طبیعی  موفق نشود کنکور بدهد و یکسال عمرش تلف شود و این مصیبت ( عقب افتادن یکساله) ممکن است به اتفاقات دیگری گره بخورد و  کل زندگی آینده او را تحت الشعاع حوادث منفی و مصیبت بار قرار دهد. ولی این مصیبت زدگی مکافات عمل خود دانش آموز نیست بلکه منشا طبیعی دارد. 

حال به بخشی از سوالمان برمیگردیم و می پرسیم : چرا پیامبران و معصومین گرفتار مصیبت میشوند؟ برای پاسخ به این سوال وقتی که تاریخ را ورق میزنیم مشاهده میکنیم که همه پیامبران بدون استثنا دچار مصیبت شده اند اما ملاحظه میکنیم که مصیبت وارده به ایشان هیچ کدام مکافات عمل ناشایست آنها نبوده است بلکه منشا دیگری داشته اند. 

بعنوان مثال قوم بنی اسرائیل در اثر نافرمانی خدا چهل سال در صحرایی بین مصر و فلسطین آواره و سرگردان شده اند و نتوانسته اند راهی برای خروج از این سرگردانی و مصیبت بیابند. حضرت موسی هم در بخش زیادی از این سالها به همراه قوم خود در این مصیبت گرفتار بود. آیا میتوانیم بگوییم که حضرت موسی مکافات عمل خود را دیده است ؟ یقینا اینطور نیست و معلوم است که مکافات اجتماعی دامن ایشان را گرفته است نه مکافات فردی.

در مورد سایر پیامبران از جمله حضرت نوح ، لوط ، عیسی و پیامبر گرامی اسلام و همینطور در مورد معصومین نیز چنین بوده است.  یعنی اکثر مصیبتهای ایشان منشاء اجتماعی داشته است.

اما برخی مصیبتهای وارده بر پیامبران جنبه آزمون یا مشیتهای خاصه الهی داشته است به عنوان مثال حضرت ابراهیم سالها صاحب فرزند نشد و این مصیبت مدتهای طولانی او و زنش ساره را آزار داد تا به حدی که ساره حاضر شد که شوهرش زن دیگری بگیرد به این امید که از او فرزندی به دنیا بیاید و ازدواج ابراهیم(ع)  با هاجر به این علت اتفاق افتاد. پس این مصیبتی که به سراغ حضرت ابراهیم خلیل الله آمد نه منشاء فردی داشت و نه منشاء اجتماعی بلکه ممکن است از یکی از دو منشاء دیگر ناشی شود که یا آزمون الهی یا مشیت خاصه خداوندی بوده است.

پس در اینجا لازم می آید که به تقسیم بندی سه گانه قبلی خود دو بخش دیگر را نیز اضافه کنیم تا تقسیم بندی 5 گانه بوجود آید یعنی در ادامه تقسیم بندی جلسه قبل دو بند دیگر نیز بدین شکل اضافه نماییم تا طبقه بندی ما تکمیل گردد:

4- مصائبی که منشاء آنها آزمون الهی است

5- مصائبی که منشاء آنها مشیت و حکمت خاصه پروردگار است.

بین این دو بند تفاوتهایی وجود دارد. بعنوان مثال آزمون الهی ممکن است فقط جنبه شخصی برای پیامبر داشته باشد ولی حکمت و مشیت خاصه الهی ممکن است به منظورهای کلان آفرینش یا پایه گذاری رسم و عادات و قوانینی در آینده باشد. مثلا وقتی که حضرت ایوب (ع) دچار بیماری پوستی گردید در نتیجه این بیماری مصیبتی برایش پیش آمد که جنبه آزمون الهی برای شخص پیامبر را داشت و در همان مقطع تاریخی به اتمام رسید و نتیجه ی آن مشخص شد. زیرا خداوند میخواست شخص حضرت را مورد آزمون قرار دهد.

اما وقتی که حضرت ابراهیم صاحب فرزند نشد و مجبور شد مجددا ازدواج نماید و صاحب فرزندی بنام اسمائیل شود و سپس زن اول او نیز صاحب فرزندی بنام اسحاق شد. این اتفاق سرمنشا شکل گیری تاریخ عجیبی گردید که تا همین الان هم جهان ما تحت تاثیر آن اتفاقات است و کشاکش شگفت انگیزی بین فرزندان اسحاق و اسمائیل و طرفداران آنها علی الدوام در جریان است و نزاع بین اسرائیل و ایران نیز یکی ازتبعات اصلی همین زاد و ولدی است که از جانب ابراهیم(ع)  و دو همسرش اتفاق افتاده است. پس مشیت الهی در این بود که مصیبت نازایی همسر اول بر حضرت ابراهیم(ع)  وارد شود تا زمینه ای برای این قضا و قدر طولانی و شگفت انگیز باشد که البته آزمون الهی برای ابراهیم(ع) و اهل بیت او نیز میتواند جزئی از این مشیت خدا باشد. و البته همه ی جهان از جمله انسان از مشیت حتمی الهی بیخبر است والله اعلم. 

 

 

از امیرمومنان علی(ع) روایت روایت بسیار زیبایی است که ایشان فرمود:

 

البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان، و للانبیاء درجة؛

 

بلا برای ستمگر ادب و مجازات و تنبیه است؛ برای مومنان آزمون و برای پیامبران درجه و مرتبت است.

 

(بحار الانوار، ج 67، ص 235)

.

ادامه دارد...

  نظرات ()
علت مصائب زندگی ما (4) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٦

 

قسمت چهارم :

از نگاه دیگر میتوان مصائبی  را که به ما متوجه میشوند به سه گروه تقسیم بندی کرد :

1- مصائبی که ریشه اجتماعی دارند : همه ی مصیبتهایی که به ما روی می آورند همیشه نتیجه اعمال شخصی ما نیستند و جنبه فردی ندارند بلکه برخی از مصائب ما جنبه اجتماعی دارند. یعنی از عملکرد اجتماع سرچشمه میگیرند. مثلا وقتی که در جامعه رفتارهای ناپسندی رواج دارد بناچار ما هم که در آن جامعه زندگی میکنیم تحت تاثیر عوارض ناشی از آن رفتارها قرار میگیریم. بعنوان مثال به یاد دارم که در زمان محمدرضا شاه ملعون روزی پدرم وقتی از سر کار به خانه آمد بلافاصله کتش را در آورد و داد که بشویند. میگفت در تاکسی که می آمدیم مسافری که کنار من نشسته بود مست کرده بود و حالش به هم خورد و لباس مرا هم کثیف کرد. بعد گفت : خدایا به چه مصیبتی گرفتار شده ایم؟ این مصیبتی که به او روی آورده بود مصیبتی بود که از طرف جامعه به او رسیده بود و او هیچ تقصیری در برابر این مصیبت نداشت .

2- مصائبی که ریشه فردی دارند : برخی از مصائب ریشه فردی دارند یعنی دقیقا مکافات عمل خود شخص است که در قالب مصیبت ظاهر میشود. مثلا شخصی که با سرعت غیر مجاز رانندگی میکند درصورتی که واژگون شود و به مصیبتی گرفتار آید در اینصورت مکافات عمل خود را دیده است و نباید از دیگران گله مند باشد.

3- مصائبی که ریشه ی طبیعی دارند: برخی از مصائب نیز عامل طبیعی دارند. مثل کسانیکه در اثر زلزله یا سیل یا طوفان ، خانه و زندگی و عزیزان خود را از دست میدهند. این مصیبت ، حادثه ایست که به عوامل طبیعی متصل است.

ادامه دارد...

  نظرات ()
علت مصیبتهای زندگی ما چیست؟ (3) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٦

همانطور که در پست قبلی گفتیم : مصیبت یعنی درد  ، یعنی رنج ، یعنی سختی ، یعنی چیزی که انسان را خوش آیند نیست. درد و رنج و سختی برای انسان ناگوار است و هیچ کس خواهان اینها نیست. اما صحبت کردن در باره ی خوبی و بدی  مصیبت زیاد هم راحت و ساده نیست زیرا ارتباط تنگاتنگ این دردها و رنجها و سختیها با سرنوشت و سعادت انسان ، قضاوت در مورد آن را بسیار دشوار و پیچیده میکند.  مثلا شاعر میگوید :

من درد تو را زدست آسان ندهم

دل برنکنم زدوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم 

کان درد به صدهزار درمان ندهم

 

یا دیگری میگوید :

نابرده رنج گنج میسر نمیشود 

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

 

یادیگری میگوید :

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

و قرآن کریم میفرماید : 

همانا با هر سختی راحتی است.

کودکان برای اینکه از سرازیری سرسره لذت ببرند به استقبال پله های سرسره میروند و با سختی تمام از پله های آن بالا میروند و سپس با شادی از آن بالا به پایین سرازیر میشوند و شادی را حس میکنند. آنها یاد میگیرند که اگر لذت سرخوردن از سرسره را میخواهند باید رنج بالا رفتن از آن را تحمل نمایند.یاد میگیرند که : برای رسیدن به هر راحتی باید سختی و رنجی را تحمل نمایند. این قانون زندگیست.

ادامه دارد...

 

 پی نوشت : ولی پله های سرسره ی زندگی من نمیدونم چرا تمام نمیشه. شایدم آهنگری که سرسره منو ساخته یادش رفته طرف دیگه ی اونو بسازه . گاهی خیال میکنم سرسره یعنی پله.

  نظرات ()
علت مصائب زندگی ما چیست؟ - (2) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٦

برای جواب به سوالی که در پست قبلی مطرح شد اول باید مصیبت را معنی کنیم. 

در باره معنی مصیبت در فرهنگ دهخدا چنین آمده است : حادثه . سختی و بدبختی و نکبت . محنت و رنج . بلیه و هر امر مکروه . مکروهی که به آدمی رسد.

به زبان ساده میتوان چنین گفت که هر حادثه بد و رنج آوری که برای انسان اتفاق می افتد مصیبت است. و معلوم است که مصیبت هم ، ریز و درشت و بزرگ و کوچک  و انواع و اقسام مختلف دارد.

1- مصیبت براساس اندازه(بزرگ و کوچک) : مصیبت میتواند بزرگ یا کوچک و سنگین یا سبک باشد. بعنوان مثال مرگ عزیزان مصیبت بزرگی است ولی ممکن است کسی که پشت ترافیک سنگین گیر کرده است هم بگوید : عجب مصیبتی گیر افتادیم. یا وقتی توی خیابان و گذر وقتی کودکمان به حرفمان گوش نکند و دائم بهانه گیری کند باز میگوییم : خدایا چه مصیبتیه این بچه؟  واضح است که اندازه و تاثیر این مصیبت با دیگری قابل مقایسه نیست.

2- مصیبت بر اساس موقعیت : ممکن است نفس یک پیشامدی مصیبت نباشد بلکه موقعیتی که آن حادثه اتفاق افتاده است آن را به یک مصیبت تبدیل کند. مثلا برای کسی که در حال بنایی است گل مالی شدن سراسر لباسش امری عادی است ولی برای آقای بنایی که برای خواستگاری میرود و در راه چند لکه گل آلود به لباسش میپاشد این حادثه تبدیل به مصیبت میشود.  یعنی آنهمه گل که سرتاپای لباس یک فرد را فرا گرفته مصیبت نیست ولی چند لکه گل و لای برای همان شخص در موقعیت دیگر تبدیل به یک مصیبت میشود. پس در اینجا موقعیت است که مصیبت می آفریند نه نفس عمل.

3- مصیبت براساس شخصیت : به دلیل تفاوت تواناییها و شخصیتهای افراد ، یک حادثه بد ممکن است برای یک نفر مصیبت تلقی شده ولی برای فرد دیگر به یک امر عادی تعبیر شود. مثلا آمدن مهمان سرزده برای یک نفر یک مصیبت واقعی و بزرگ است ولی برای فرد دیگر یک اتفاق غیر منتظره و یک غافلگیری با مزه و خوش آیند است. پس اینجا شخصیت خود ماست که برای ما مصیبت تولید میکند نه اتفاقات بیرونی. 

4- مصیبت بر اساس فرهنگ اجتماعی : تفاوت فرهنگها نیز مصداق مصیبت را در جوامع مختلف تحت الشعاع قرار میدهد. یعنی یک اتفاق ممکن است در یک جامعه به مصیبت تعبیر شود ولی همان اتفاق در جامعه دیگر امری عادی باشد. مثلا زن دوم گرفتن در ایران اکثرا از جانب زن اول تعبیر به مصیبت میشود ولی همین امر در عربستان امری عادی است و بیشتر اوقات زنان اول ، خودشان برای شوهرشان به خواستگاری میروند و مراسم ازدواح میگیرند. پس در این حالت فرهنگ ماست که مصیبت را تعریف میکند نه نفس عمل. 

  نظرات ()
علت مصائب زندگی ما نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٦

سوال خوبیست اگر پرسیده شود که : علت مصائب زندگی ما چیست؟

1- اگر مصائبی که به انسان میرسد مکافات عمل آنهاست پس چرا پیامبران و ائمه هم دچار مصائب میشوند؟

2- اگر مصائبی که به انسان میرسد آزمون الهی و وسیله ای برای قرب الهی است پس چرا افراد گناهکار هم دچار مصیبت میشوند؟

این سوال بهانه خوبی برای فکر کردن عبادی است. پس تا اطلاع ثانوی با این سوال عبادت میکنیم. یعنی به این سوال فکر میکنیم تا هم فکر کرده باشیم ، هم عبادت.

 

تفکر ساعة خیر من عبادة ستین سنة

یک ساعت تفکر از شصت سال عبادت(بدون تفکر) بهتر است

حضرت محمد(ص)

 

  نظرات ()
بندباز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٥

آنهایی که مویی سپید کرده  و پیراهنی پاره کرده اند بهتر میدانند که زندگی در این دنیا مثل بندبازی کردن است . اگر موفق شدی خودت را نگهداری که از آن طرف نیافتی ، نباید خیالت راحت باشد چون ممکن است از این طرف بیافتی پس اگر از آنسو نیافتادی ،  حالا نوبت آنست که مراقب این طرف باشی تا از این طرف نیافتی . . . وباز مجددا از آنسو . . .  و تا انتها همینطور تکرار میشود. گاهی از دست این نیروی جاذبه ای که حتی یک لحظه هم دست از سر آدمی برنمیدارد اعصاب آدم به هم میریزه. استقامت و صبر زیادی لازم دارد این زندگی لامصب. 

یه وقتایی همه ی قدرتت را باید بکار بگیری و خودت را به سمت راست بکشی تا به حالت تعادل برسی و یه وقتایی هم باید همه ی زورت را به سمت مقابل بزنی و خودت را به سمت چپ هل بدی تا باز هم به حد تعادل برگردی.  یعنی دم به دم  به دوسمت متضاد میروی اما در هر دو حالت قصدت این است که به تعادل نزدیک شوی. ولی اگر کسی بند زیر پایت را نبیند در باره رفتار تو چه فکر میکند ؟ 

ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این 

بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

  نظرات ()
چهار نیروی درونی انسان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۳

انسان در درون خود چهار نیروی مختلف دارد : 1- نیروی شهوت  2- نیروی خشم  3- نیروی خیال  4- نیروی عقل

1- نیروی شهوت : وظیفه نیروی شهوت جلب منفعت است. انسان توسط این نیرو منافع دنیوی را به سمت خویش جذب میکند. مثل غذا ، پوشاک ، مسکن ، مقام ، لذت بردن از جنس مخالف .  مثلا وقتی انسان احساس میکند که فلان غذا برایش مفید است و منفعت دارد نیروی شهوت در او بیدار میشود و همین نیرو به او فرمان میدهد که به سمت غذای مورد نظر رفته و آنرا در اختیار بگیرد و استفاده نماید. اگر نیروی شهوت نباشد انسان میمیرد. همه ی حیوانها نیروی شهوت دارند.

2- نیروی خشم : وظیفه ی این نیرو دفع زیان است. انسان با بهره گیری از این نیرو در پی دفع کردن خطرات و مضرات از خود میباشد. مثلا وقتی انسان حیوان درنده ای را میبیند به خشم می آید و بلافاصله درپی دفع این خطر برمی آید. یا وقتی که کسی به اموال انسان دستبرد میزند و دزدی میکند انسان به خشم می آید و همین نیروی خشم به او کمک میکند که در برابر دزد عکس العمل نشان داده و از اموال خود حراست نماید. اگر نیروی خشم نباشد انسان میمیرد. همه حیوانها نیروی خشم دارند.


3- نیروی  خبال (وهم) : این نیرو وظیفه ی چاره اندیشی را به عهده دارد. وقتی انسان در برابر موقعیتهایی قرار میگیرد که نیاز به تصمیمات خاص دارد این نیرو به کار می افتد و چاره اندیشی میکند و معمولا به دنبال فریبکاری میرود. حیطه عمل قوه خیال بسیار پیچیده و مرموز و ناشناخته است. نیروی خیال برای جلب منفعت و دفع ضرر چاره اندیشی میکند. او مشاور ارشد دو قوه دیگر است. قوه خیال ، هیچ قانونی نمیشناسد و هیچ حد و حدودی را تحمل نمیکند و اسب سرکش خود را به هر سو میتازد تا راه کاری ارائه بدهد او میتواند د یک لحظه کوتاه ، زمین و زمان را سیر کند و راهکارهای مختلف را بسنجد و از میان آنها موثر ترین را به زعم خود پیشنهاد دهد. اگر نیروی خیال نباشد انسان پیشرفت نمیکند. به نظر من حیوانها نیروی خیال ندارند(نیازمند تحقیق است).

4- نیروی عقل : به نظر من ردیف کردن عقل در کنار بقیه نیروهای درونی انسان کار درستی نیست زیرا عقل مفهومی متعالی دارد که از جنس سایر نیروها نیست. اما در این تقسیم بندی چهار گانه برای رساندن منظور خود چاره یی جز این نداریم . بنابراین ما خود را مجاز میکنیم بگوییم که نیروی عقل نیرویی است که همیشه در راه سعادت قدم برمیدارد. نیروی عقل نیرویی است که حسن و قبح مسائل را میداند و میسنجد و نیک و بد را به انسان می نمایاند. نیروی عقل برای کنترل و هدایت سه قوه ی اول است. اگر نیروی شهوت خواست که از حد خویش تجاوز نماید اورا مانع میشود. اگر نیروی خشم خواست که طغیانگری نماید او را سرجای خود می نشاند. اگر نیروی خیال خواست که فریبکاری نماید به او تذکر میدهد. اگر نیروی عقل نباشد انسان با یک حیوان فرق چندان مهمی نخواهد داشت.

در واقع این عقل است که مقادیر مجاز را برای سه قوه ی دیگر معین و مشخص میکند. عقل دائما به شهوت و خشم و خیال نصیحت میکند و مفاد قانونی را برایشان برمیشمارد و یاد آوری میکند. عقل چهارچوبها را میشناسد ، خوب و بد را میفهمد و راه سعادت را مثل کف دست میشناسد و با تکیه بر همین دانش میتواند بر سایر نیروها حکمفرمایی کند. او میتواند به سایر قوا امر و نهی کند زیرا حقیقت عالم را میفهمد و مقصد را میشناسد و به خطرها و موانع راه آگاه است.

اگر شهوت خواست که زیاده روی کند مورد اعتراض عقل قرار میگیرد. اگر خشم خواست از حد خود تجاوز کند و به دیگران صدمات ناروا بزند عقل مهارش را میکشد و کنترلش میکند. اگر خیال خواست که در انجام وظیفه ی  چاره اندیشی خود ، از راه راست بیرون رفته و  با عشوه گری و سوداگری و فریبکاری و سالوسی به دیگران ظلم کند و حق دیگران را پایمال نماید در اینصورت عقل به او هشدار میدهد و عواقب کارش را گوشزد میکند. 

و این خود انسان است که سرنوشت خود را به دست کدامیک از این نیروها بسپارد. خشم و شهوت و خیال ؟  یا عقل؟ 

به قول سعدی : 

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت 

 حَیَوان خبر ندارد ز جهان آدمیت


 

(  متن کامل شعر سعدی  )

 

تن آدمی شریفست به جان آدمیت

 

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 

اگر آدمی به چشمست و دهان و گوش و بینی

 

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

 

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت 

 

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

 

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد       

 

که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

 

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی          

 

که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

 

اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد

 

همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

 

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

 

بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت

 

طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت

 

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

 

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

 

هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت


  نظرات ()
آسایش دنیا در چهار چیز است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۳

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) ـ آن بحر علوم و معارف الهی و آسمانی ـ می‌فرمایند:

«مؤمن را راحتی و آسایش حقیقی نباشد، جز در لقای خداوند متعال. ولی آسایش دنیا در چهار چیز است:

-خاموشی و سکوت که بوسیله آن حال قلب و نفس خویش و آنچه میان تو و خالق خویش می‌گذرد، بشناسی.

- عزلتی که به این وسیله از آفات ظاهری و باطنی زمان نجات بیابی،

- گرسنگی‌ای که شهوات و وسواس را به واسطه‌اش بمیرانی .

- شب بیداری‌ای که قلبت را بدان نورانی کنی و طبعت را صفا و روحت را پالایش دهی.»

پی نوشت : هرکدام از این چهار چیز که گفته شد زمانی و مکانی و اندازه ای دارد که اگر رعایت نشود به گمراهی منجر میشود و انسان از زندگی ساقط میشود. بنابراین درست مثل داروهایی که پزشک تجویز میکند و باید به مقدار لازم و در زمانهای لازم و یا حتی در مکانهای لازم مورد استفاده قرار گیرد ، در مورد این توصیه ها هم باید به دقت عمل شود و از افراط و تفریط خودداری گردد. 


  نظرات ()
از نفس خود آسوده خاطر مباش نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۳

اگر فکر میکنی آدم خوبی هستی و به همین علت در آسودگی خیال سیر میکنی بدان که در معرض خطر غفلت قرار گرفته ای زیرا بشر تا عمر دارد نباید از شر نفس خویش ، خیالش آسوده باشد.

در سرتاسر عمر انسان ، بین دو نیروی عقل و شهوت ، علی الدوام کشاکش است. 


  نظرات ()
هدیه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۳

یکی از سنتهای اسلامی هدیه دادن است. هدیه باعث ایجاد صفا و صمیمیت میشود و کدورت و کینه را ازبین میبرد. هدیه دادن مرد به همسرش به نشانه ی عشق و محبت ، از بارزترین مصادیق احسان ونیکی است که موجب استحکام بنیان خانواده میشود و آن را مملو از شادابی و لذت معنوی میکند.


  نظرات ()
چرا پرتوهای نور خورشید در شب دیده نمیشوند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٢

 

وقتی هلال ماه درشب دیده میشود به معنی این است که شعاعهای نور خورشید به ماه میرسند و از آنجا هم توسط سطح کره ماه به سمت زمین بازتابیده میشوند و باعث میشوند که ما هلال ماه را ببینیم.  پس این پرتوهای تابیده شده قبل از اینکه به ماه برسند باید برای ما هم قابل رویت باشند(مطابق شکل زیر) اما چنین نیست. یعنی ما شعاعهای نور خورشید را وقتی که به سمت ماه میروند نمیبینیم ولی پس از اینکه این پرتوها به سطح ماه برخورد کردند ، بازتابش این پرتو ها از سطح ماه را میبینیم. چرا؟

 

 

شاه کلید این معمای جالب علمی این است : جوّ زمین

علت این است که چیزی که باعث دیده شدن نور خورشید میشود جو زمین و مولکولهای هوا هستند. یعنی اگر مولکولهای موجود در جو زمین نباشند نور خورشید برای ما حتی در روی زمین هم قابل رویت نخواهد بود.

به دلیل اینکه خارج از جو زمین خلاء وجود دارد و نور در خلاء قابل رویت نیست بنابر این پرتوهای نوری که از بالای سرما در خارج از جو زمین از مقابل چشمان ما عبور میکنند برای ما قابل دیدن نیست.

پرتوهای خورشید در خارج از جو زمین مثل مرد نامرئی هستند که دیده نمیشوند. آنها بدور از چشم ما بدون اینکه ما آنها را ببینیم یواشکی به ماه میروند و به سطح ماه برخورد میکنند . اما ماه که قمر زمین است وجود آنها را به ما آشکار میکند و آنها را به سمت زمین گسیل میکند تا مستقیما وارد جو زمین شده و برای ما قابل رویت باشند.

یکی از نتایج این مدل این است که : نور در خط مستقیم حرکت مبکند.

  نظرات ()
انبار سایت آمازون دات کام چه شکلی است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٢

آمازون دات کام یک فروشگاه اینترنتی است و این فقط یکی از انبارهای سایت آمازون دات کام است . قابل توجه کسانیکه در فکر ساختن فروشگاه اینترنتی هستند.

  نظرات ()
هوامو داری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۱

خدایا همینقدر هم که هوامو داری میدونم از سرم هم زیاده ، اما میگم این چه بدبختی بزرگیست که فقط اینقدر تونستم عنایت تو رو کسب کنم. می بینم که ظرفم کوچک است ، حالا من با این ظرف کوچکی که فراهم کرده ام چه کار میتونم بکنم؟ از تو ممنونم ، از خودم مغبون.


  نظرات ()
حساب جاری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱۱

خانم ، پول را به متصدی بانک داد. صندوقدار بانک پرسید: این پول را به حساب جاریتان بریزم؟ خانم با عصبانیت گفت : خدا بکشد این جاری منو همه جا هم پارتی داره پررو ، نه خیر به حساب خودم بریز.


  نظرات ()
گلیم کهنه‌ روی دیوار ریاست جمهوری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٠
 گلیم کهنه‌ای که روی دیوار ریاست جمهوری پهن شد


یکی دیگر از برادران تیم حفاظت تعریف می‌کرد در اوایل دوره ریاست جمهوری ایشان، ساختمان ریاست جمهوری 3 طبقه داشت که طبقه بالای آن خانواده آقا زندگی می‌کردند، طبقه وسط دفتر کار و طبقه پایین هم محل استقرار محافظ‌ها بود.
یک روز آقای محمدخان که معاون اجرایی ریاست جمهوری بود آمد و با داد و بیداد به ما گفت خجالت نمی‌کشید؟ اینجا ساختمان ریاست جمهوری است. این چه گلیمی است که اینجا آویزان کردید؟ این گلیم اصلا ارزش نگاه کردن دارد؟

ما هم گفتیم این گلیم مال ما نیست بلکه خانم ایشان آن را شسته‌اند و پهن کرده‌اند تا خشک شود.
این برادر می‌گفت اشک در چشم آقای محمدخان جمع شد و گفت آیا واقعا در منزل رئیس‌جمهور چنین گلیمی استفاده می‌کنند؟

من این خاطره را در  این سایت خواندم و باورش کردم.

.

 

  نظرات ()
اشتیاق معشوق نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٠

اگر نور حرکت نمیکرد  انسان برای دیدن خورشید باید بیش از 4000سال بدون توقف و استراحت به سمت خورشید پیاده روی میکرد اما خوشبختانه  نور خورشید بی حرکت و بی تفاوت نمیماند بلکه عاشقانه و دیوانه وار باسرعتی سرسام آور در عرض 8 دقیقه مشتاقانه خود را به انسان میرساند و روشنایی خویش را به او هدیه میکند. 4000 سال کجا و 8 دقیقه کجا ؟ بیشترین سرعتی که شما به سمت عشقتان رفته اید چه سرعتی بوده؟ قدمهایتان را تند برداشته اید؟ دویده اید؟ سوار تاکسی شده اید؟ 

اگر خورشید عاشق دیدار تو نبود ، اگر او با اشتیاق غیر قابل وصف به سمت تو نمی آمد تو هرگز نمیتوانستی به دیدار خورشید نائل شوی. به سمت او میرفتی اما هرگز به او نمیرسیدی. 4000 سال یعنی هرگز.  نور خورشید اگر به سمت تو حرکت نمیکرد ، رفتن تو هیچ فرقی با نرفتن نداشت. منظورم همین بود.

اگر از جانب معشوق نباشد کششی  

     کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

--------------------------------

ای عشق همه بهانه از توست

   من خامشم این ترانه از توست

---------------------------------

نام عاشق بر من و  او را ز من خود صبر نیست

عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده

--------------------------

هیچ عاشق خود نباشد وصل جو

گرنه معشوقش بود جویای او

 

  نظرات ()
سیر کردن شکم این مردان بعهده کیست؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٩

این مرد جانور شناس است. جانورشناسی شغل اوست. او از این راه نان در می آورد. او به زندگی جانوران نگاه میکند و چیز یاد میگیرد و دانش خود را میفروشد و نان میخرد و شکم خودش را سیر میکند و به این ترتیب زندگی اش را میگذراند.

فرض کنید این مرد 4000 سال پیش زندگی میکرد زمانی که همه کشاورز بودند. روی زمین کار میکردند ، گندم میکاشتند و درو میکردند و نان درست میکردند و میخوردند. اگر کسی روی زمین کار نمیکرد نان به او نمیرسید و هیچ کس حاضر نبود سهم خود را به کسی که کار نمیکند بدهد.

اگر این مرد در آن زمان به تماشای حیوانات میرفت و تمام روز را به نگاه کردن به یک حیوان سپری میکرد حتما از گرسنگی میمرد زیرا هیچ کس حاضر نمیشد گندمی را که خود بعمل آورده است به یک آدمی که دوست ندارد کشاورزی کند و بیکار و بیعار میگردد بدهد. 

اکنون چه کسی به این مرد نان میدهد؟  این مرد دسترنج کدام کشاورز را تصاحب میکند و با نان چه کسی خود را شریک میکند؟ وسر سفره چه کسی مهمان میشود؟  چه کسانی گندم میکارند تا این مرد بتواند نکارد و بخورد. 

شاید یکی از همین کشاورزهای دهاتی به این مرد گفته است : تو برو درستو بخون من شکمتو سیر میکنم. و به این ترتیب او هر روز با خیال راحت برای تماشای حیوانات به دشت و دمن میرود و آخر وقت هر روز سهمیه نانش را از مرد دهاتی میگیرد و با آرامش میخورد. اینجوری قسمت کرده اند.

فکرشو بکن . . . 

  نظرات ()
عشق به همسر نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٩

امام صادق علیه السلام :

هر اندازه که عشق و محبت مرد به همسرش بیشتر شود درجه ایمانش بالاتر میرود

(من لایحضره الفقیه ج3 ص384)

  نظرات ()
30 نکته علمی جالب در باره کره ماه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۸

1- کره ماه در یک مدار بیضی شکل که نزدیک به دایره است به دور زمین میگردد و زمین در یکی از کانون های این بیضی است. پس فاصله ماه از زمین دائم در حال کم یا زیاد شدن است. میانگین فاصله ماه از زمین 384،400 کیلومتر است و سرعت متوسط راهپیمایی انسان 4 کیلومتر بر ساعت است پس اگر انسان به سمت ماه پیاده روی کند و مدام بدون استراحت طی مسیر کند ، 11 سال طول میکشد تا به ماه برسد. اگر با خودرویی با سرعت 120 کیلومتر برساعت حرکت کند 4 ماه و نیم باید پیوسته رانندگی کند تا به ماه برسد

 2- بیشترین فاصله ماه اززمین 406،700کیلومتراست(406 هزارو هفتصدکیلومتر)

 

3- کمترین فاصله ماه اززمین 356،500  کیلومتر است(356 هزار و پانصدکیلومتر)

4- اختلاف بین این دو فاصله 50،200 کیلومتر است.(تقریبا 1/8 فاصله ماه از زمین) یعنی بعضی شبها فاصله ماه 50 هزار کیلومتر(1/8 کل فاصله) به ما نزدیکتر است و شاید به همین خاطر است که ماه بعضی شبها بزرگتر دیده میشود

5- میانگین فاصله ماه از زمین 384،400 کیلومتر است. (430 بار فاصله بین تهران - مشهد)

6- طول مدار گردش ماه به دور زمین تقریبا برابر 2،415،256 کیلومتر می باشد. اگر با ماشین با سرعت 120 کیلومتر برساعت بدون توقف حرکت کنیم 2 سال و 4 ماه طول میکشد تا یک دور کامل بزنیم. ولی ماه با سرعت 3،659 کیلومتر برساعت 30 برابر ماشین ما سرعت داشته و  این مسیر را در عرض یک ماه طی میکند. (مقایسه : طول مدار گردش زمین به دور خورشید تقریبا برابر 942،477،796 کیلومتر می باشد. بنابراین 900 سال طول میکشد تا با ماشین خود با سرعت 120 کیلومتر برساعت این مسیر را طی کنیم. اما زمین با سرعت سرسام آور 108،000 کیلومتر برساعت 900 برابر سریعتر از ماشین ما حرکت کرده و در عرض یکسال این مسافت را طی میکند )

 

7- سرعت چرخش ماه به دور خود با سرعت چرخش ماه به دور زمین برابر است و به همین دلیل ما همواره یک روی ماه را میبینیم و هرگز روی دیگر ماه را نمیتوانیم ببینیم

8- هر روز در کره ماه به اندازه ۱۷.۳ روز زمینی طول می‌کشد. یعنی در عرض یک ماه زمینی ، در روی کره ماه یکبار روز و یکبار شب میشود

9- قطر ماه 1/4 قطر زمین وبرابر با 3500 کیلومتر است. یعنی داخل زمین روی یک  قطر آن 4 تا کره ماه را میشود چید

10- ماه 50 برابر از زمین کوچکتر است(از نظر حجم و اندازه)

11- وزن ماه 81 برابر از زمین سبکتر است

12- نیروی جاذبه ماه 6 برابر از زمین کمتر است

.

 13- ماه 400 بار از خورشید کوچکتر است و 400 بار از خورشید به زمین نزدیکتر است و به همین خاطر است که ماه و خورشید تقریبا هم اندازه دیده میشوند

14- نور ماه تقریباً در مدت ۱٫۳ ثانیه فاصله بین ماه تا زمین را طی می‌کند.

15- بر خلاف زمین، ماه نه دارای آب است، نه هوا، نه زندگی و نه میدان مغناطیسی

16- جو کره ماه نسبت به جو زمین بسیار رقیق و ناچیز است و به این خاطر صدا در جو ماه منتقل نمی‌شود و سطح ماه مکانی خاموش و بی‌صدا است

17- آسمان ماه همیشه سیاه است . زیرا فقدان جو واقعی به این معنی است که در سطح ماه مولکول‌های هوا نیز وجود ندارند تا نور خورشید را بپراکنند و با این کار در آسمان ماه ایجاد رنگ کنند.

18- نبود جو هم‌چنین باعث می‌شود که شهاب‌سنگ‌های کوچک و بزرگ که پیش از رسیدن به زمین در هوا می‌سوزند در آسمان ماه نسوزند و به آسانی به سطح ماه رسیده و با شدت به آن اصابت کنند

19- خاک ماه تقریبا یک‌رنگ و در همه‌جا خاکستری‌رنگ است

20- روز ماه آن قدرگرم است که می‌تواند سرب را ذوب کند. زیرا دمای ماه در روز به 120 درجه سانتی گراد بالای صفر و در شب به 150 درجه سانتی گراد زیر صفر می رسد علت آنهم طولانی بودن روز و شب ماه است.

21- ماه هر سال ۲ سانتیمتر از زمین دور می‌شود

22- مدت زمان یک دور گردش ماه به دور زمین 27 روز و 7 ساعت و 43 دقیقه است

23- یکماه قمری برابر با یک دور گردش ماه به دور زمین نیست بلکه 2 روز بیشتر از آن است

24- یکماه قمری برابر است با فاصله دو مقارنه متوالی ماه و خورشید که برابر 53059ر 29 روز (یعنی 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه) است

مسیر حرکت ماه به دور خورشید(قوس انحنای زیگزالها اغراق شده هستند. در حالت واقعی خیلی نرم و نزدیک به دایره واقعی هستند).

25-  جاذبه ماه آنقدر زیاد است که از این فاصله ی زیاد باعث بالا آمدن آب دریاهای زمین میشود و حتی خشکی ها را هم 50 سانتیمتر بسوی خود میکشد.  با این حساب احتمال دارد که سفر انسان به کره ی ماه دروغی بیش نباشد

26- همانگونه که زمین در جهت خلاف عقربه های ساعت به دور خود میگردد ماه هم در همین جهت به دور زمین میگردد ولی سرعت زیاد گردش زمین به دور خود (18000 کیلومتر بر ساعت که 5 برابر سریعتر از حرکت ماه است) باعث میشود که ماه از زمین عقب بماند و ما تصور کنیم که ماه به سمت مغرب و موافق عقربه های ساعت حرکت میکند

27- ماه هر روز 50 دقیقه دیر تر از روز قبل در آسمان دیده میشود

28- صفحه مدار ماه با صفحه مدار زمین 5 درجه اختلاف دارد به همین علت است که هر ماه خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی رخ نمیدهد زیرا سایه ماه کمی بالاتر یا پایین تر از زمین می افتد

29- اولین سفینه هایی که به سوی ماه پرتاب شدند همگی به سختی به سطح ماه برخورد کرده و منهدم شدند ولی قبل از نابودی عکس های زیبایی هم از ماه گرفتند که راه گشای تحقیقات بعدی شد.

30- 45 سال پیش آمریکاییها به دروغ ادعا کردند که به ماه سفر کرده و بر روی آن پیاده شده اند و پرچم آمریکا را روی کره ماه نصب کرده و از این سفر عکسهایی که گرفته اند. در عکسهایی که منتشر شده است باکمال تعجب پرچم آمریکا درست مثل عکسهای زمینی ، رنگی است و رنگهایی بسیار شفاف دارد.  بادی در حال تکان دادن پرچم است و جای پای فضانوردان فرورفتگی عمیقی دارد که هرسه اینها با مشخصاتی که از کره ماه گفته شده است مغایرت آشکاری دارد  

  نظرات ()
چرا سفر به ماه تکرار نمیشود؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٤

مدار حرکت ماه به دور زمین بیضی شکل است این یعنی اینکه ماه بطور دائم از زمین دور و نزدیک میشود. متوسط فاصله ماه از زمین ۳۸۴٬۴۰۳ کیلومتر است. یعنی اگر با سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت حرکت کنیم تقریبا 384 ساعت برابر با 16 روز طول میکشداما اگر سرعت 20 برابر زیاد شود وبه 20هزار کیلومتر برسد حدود 20 ساعت زمان میبرد که مسافر ما به ماه برسد.

میگویند اولین مسافرت انسان به ماه 4 روز طول کشیده است.

  

.

راویان اخبار چنین میگویند که :

 45 سال پیش در شانزدهم ژوئیه ۱۹۶۹ (۲۵ تیر ۱۳۴۸) مأموریت آپولو 11 برای تسخیر ماه، با سه فضانورد به نام‌های نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و مایکل کالینز آغاز شده و چهار روز بعد، ماه‌نشین برای پیاده کردن دو فضانورد بر سطح ماه، از آپولو جدا شد ... و ساعت ۲۰:۱۷:۴۰ بیست و نهم تیر ماه بود که سفینه روی ماه نشست... و یکروز بعد در 30 تیر فضانوردان روی ماه پیاده شدند و حدود 21 ساعت بر سطح ماه ماندند و سپس بسوی زمین باز گشتند. بدین ترتیب، رویای بشر در هشت روز و سه ساعت و هجده دقیقه و ۳۵ ثانیه مأموریت آپولو ۱۱ محقق شده و کپسول حاوی فضانوردان در دوم مرداد سال ۱۳۴۸ فرود آمد. خلاصه ی آمار این سفر فضایی پر سرو صدا به شرح زیر است :

حداکثر سرعت:  22/400 کیلومتر در ساعت.
دوره عملیات:  8 روز و 3 ساعت و 18 دقیقه و 35 ثانیه.
هدف:   فرود سفینه سرنشین دار در ماه و بازگشت به زمین.
خدمه: -آرمسترانگ(فرمانده) –

         - ادوین آلدرین (خلبان ناو ماه پیما. این ناو بخشی از فضا ناو آپولو بود              که از آن جدا شده با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و دوباره برگشت)

         - مایکل کالینز(خلبان مدول فرمان).
حداکثر فاصله از زمین:  389645 کیلومتر
زمان اقامت در ماه:   21 ساعت و 36 دقیقه .

 

فاصله ماه از زمین با نسبت واقعی

اما یک سوال اساسی مطرح است و آن اینکه : اگر سفر به ماه واقعیت داشته است چرا در طول این 45 سال گذشته بشر نتوانسته است آن را تکرار کند؟  آیا پول کافی نداشته است؟ آیا تکنولوژی فضانوردی پسرفت داشته و دانش آن از بین رفته است؟ آیا سفر به ماه دلچسب نبوده است؟ 

پیشرفتهای تکنولوژی هوا فضا در طول این سالها خیلی پیشرفت داشته است و فضا پیماهای فعلی میتوانند در کمتر از یک روز به کره ماه برسند اما در طول این همه سال ، هرگز  چنین تجربه ای تکرار نشده است.   چرا؟  آیا دانشمندان فضا آنقدر سرشان شلوغ است که یک روز هم وقت نمیکنند که سری به ماه بزنند و عکس یادگاری بگیرند؟ 

 برای همین هم من شک میکنم که این آمریکاییها واقعا  به ماه رفته باشند. حدس میزنم که توی یک استودیوی تلویزیونی جایی مانند محیط ماه را شبیه سازی کردند و چند تا فیلم و عکس گرفتند تا بدین وسیله روی شوروی را کم کنند. هر کاری بگی از این یانکی های گاوچران بر میاد. وگرنه اگر 45 سال پیش اینها رفتن به ماه را یاد گرفته بودند الان خط ماهنوردی 24 ساعته رفت و برگشت با ترن هوایی به ماه را راه انداخته بودند و روزانه میلیونها دلار به جیب میزدند. برنامه های رقص و آواز این خواننده های جنگولک بازشان را در کره ماه دایر میکردند و ورودیه های سرسام آور میگرفتند و حالت بی وزنی در هنگام رقص و آواز را بعنوان مد جدید و کلاس جدید تمدن به مردم دنیا ارائه میکردند.

 شاید هم چند پایگاه نظامی جهت انباشت بمبهای هسته ای و میکروبی شان را در ماه تاسیس کرده بودند. خلاصه اگر آن ادعا واقعیت داشت وضع دنیا الان طور دیگری بود و اتفاقات متفاوتی رخ میداد.

  نظرات ()
با دیدن کاریکاتورهای خود بصورت پخش زنده بخندید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢

اگر کامپیوتر شما دوربین دارد میتوانید در این سایت از دیدن کاریکاتورهای زیبایی از چهره ی خود بخندید و با دیدن جلوه های ویژه هنرعکاسی که روی تصویر شما پیاده میشود لذت ببرید. ولی سعی کنید بیش از نیم ساعت جذب این سایت نشوید چون وقت طلاست و بیش از این نباید به این تفریح اختصاص داده شود.

سایت اینجاست

  نظرات ()
یک صفحه تخیلی بسیار جالب حتما ببینید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢

 

در این صفحه با ابتکار بسیاز جالبی مواجه میشوید . تجربه خیلی خوبیست . این صفحه ، تخیل شما را قلقلک میدهد.

تخیل

  نظرات ()
دربهای باز و نیمه باز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱

 

 

به نظر من فرق چندان مهمی بین دربهای "کاملا باز" و "نیمه باز یا اندکی باز" وجود ندارد زیرا هردو به معنی این است که مانعی برای ورود نیست. ولی بین درب بسته و همه ی درهای نابسته فرق اساسی وجود دارد.

 

- بیشتر آدمها در مقابل درهای باز دچار وسوسه میشوند.

- تعداد زیادی از آدمها در مقابل درهای نیمه باز وسوسه میشوند.

-تعداد کمی از آدمها در مقابل درهای اندکی باز وسوسه میشوند اما تعدادشان صفر نیست.

-فقط کسانیکه خلافکار هستند سعی میکنند از سد درهای بسته عبور کنند اما آدمهای معمولی هرگز برای عبور از درهای بسته وسوسه نمیشوند.

 اما در هر حال درهایی که اندکی باز هستند با وزش باد ملایمی نیمه باز میشوند و درهای نیمه باز با اندک نسیمی  کاملا باز میشوند اما درهای بسته با اراده ی انسان باز و بسته میشوند.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه این آیه را بخوانید از خواب غفلت بیدار شوید قطع نخاع روحی برمیگردد حدیث نفس
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥٢) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) دعا (٢۸) امام خامنه ای (٢۸) حضرت محمد (٢٤) قرآن (٢۳) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) عشق (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) ایران (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) هنر (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ازدواج (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جنبش سبز (٢) اجابت دعا (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب