آنا یا زهرا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حضرت زهرا


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱۱ | ۸:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بازم نوای ناب اذان می رسد به گوش

گلدسته است جام نگارین می فروش

هر روز و شب صلا زند ای صاحب نیاز

زین باده ی گران طلبان ،  رایگان بنوش 

نماز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز , شعر


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

کاشکی منو صدا کنه 

حاجتمو روا کنه 

یعنی میشه ببینمش؟

دلم میگه خدا کنه . . . 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شعر


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

دکتر نگاه کرد و گفت : خواهر حسینی ، شما هم زخمی شده اید! کمرتون غرق خون شده. دستم را به طرف کمرم بردم و رویش کشیدم. دستم خیس شد و بعد انگشتانم توی یک بافت نرم و گرمی فرو رفت . . .

. . . گفت : همه مون باید بریم. اینجا نمی تونیم بمونیم. همه زخمی شدن.

بعد گفت : ببریدش.

گفتم : نه ، کسی به من دست نزنه.

گفتند : پس چه جوری بلندت کنیم؟!

گفتم : نمیدونم حتی شده منو روی زمین بکشید ولی نمیخوام نامحرم منو جابجا کنه.

گفتند : برانکاردهامون کمه.

ناچار اسلحه هایشان را گرفتم و آنها مرا روی خاک ها کشیدند. چند قدمی جلوتر نرفته بودیم که خمپاره ای نزدیکمان منفجر شد وبازویم ترکش خورد و دستم از یکی از اسلحه ها جدا شد. اورکت نظامی شان را در آوردند و روی دستشان انداختند و من به آنها چنگ زدم. باز حرکت نکرده آتش خمپاره ها آنقدر زیاد شد که هر دو نفر توی خاک ها شیرجه زدند و من هم روی زمین افتادم. نیم ساعتی به همان حال بودیم. توی این فاصله . . . 

قسمتی از کتاب بی نظیر دا

دا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکایت


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.