با کمی دقت میتوان نبوغ منفی این هندوانه فروش وانتی کنار خیابان را متوجه شد. از دور که نگاه میکنی قیمت را 500 تومان می بینی و به هوای ارزان بودن قیمت هندوانه ، ماشینت را میکشی کنار و یکی از درشتها را انتخاب میکنی و میخری . به احتمال ضعیف ممکن است در هنگام پرداخت پول متوجه شوی که چه کلکی خورده ای اما بیشتر مواقع حتی متوجه این ترفند ظریف هم نمیشوی و نمیدانی که قیمت یک کیلو هندوانه را 500 تومان دیده ای ولی 800 تومان پرداخت کرده ای !؟؟  این ماجرا همین دو روز پیش برایم پیش آمد و دوروز است که هر وقت به یاد نقطه های درشت "کیلو" می افتم حیرتم تجدید میشود و با خودم میگویم : جل الخالق !!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فریب , نبوغ , هندوانه


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢۸ | ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در خبرها آمده بود که یک دختر خانم جوان محجبه توسط یک خانم بد حجاب مورد حمله قرار گرفته و به جرم امر به معروف مورد ضرب و جرح قرار گرفته است . جرم خانم جوان این بود که به فرد بی حجاب گفته بود : "می‌شود حجابت را رعایت کنی؟"

بخشی از ماجرا چنین تعریف شده است: (( به سمتم حمله ور شد و تلاش کرد چادر و روسری‌ام را از سرم بکشد هر چقدر او تلاش می‌کرد من هم مقاومت بیشتری می‌کردم حین این کار، بلند بلند فحاشی می‌کرد و می‌گفت «این تو هستی که باید حجابتو برداری، اینجا دیگه جای شماها نیست، این شماها هستید که باید از اینجا بروید، شماها چند نفری بیشتر نیستید، بمانید خودم چادر از سرتان می‌کشم و... ))

این اتفاقی ساده نیست که بی تفاوت از کنار آن عبور کنیم. این اتفاق یک پیام و زنگ هشدار برای ماست ، مسئولین بیدار باشند . بدانند که در کشور چه میگذرد. بدانند که جامعه دارد به کدام سو حرکت میکند. اینقدر خود را به نادانی نزنند. یک جو فکر کنند.

مخلص کلام این است که : نمیشود در جامعه هم بی حجابی آزاد باشد و هم باحجابی !  آقایانی که دلشان برای کسانیکه با اکراه حجاب را رعایت میکنند میسوزد و احساس میکنند که حق آزادی آنها محدود شده است و به همین خاطر ژست تمدن گرایی به خود میگیرند و میخواهند آزادی در نوع پوشش را رواج دهند باید بدانند که  نتیجه ی دلسوزی و تسامح آنها این است که با حجابها کتک بخورند و تحدید شوند. 

حرفی که این خانم فاسد زده است نتیجه ی نهایی فلسفه بافیهای آقایانی است که میکوشند جامعه مدنی را به شیوه غربی در ایران تبلیغ کنند. این زن معلوم الحال ، طبیعت خشن و مهاجم و تمامیت خواه و ستمگر جامعه مدنی را این جوری لو میدهد که : (( این تو هستی که باید حجابتو برداری، اینجا دیگه جای شماها نیست ))

آقایان و خانمهایی که خانواده با حجاب دارند ولی در عین حال میگویند که باید حجاب اختیاری باشد دقت کنند که وقتی بی حجابی اختیاری شد دیگر کسی برای انتخاب حجاب اختیاری نخواهد داشت. اگر اجازه ی بی حجابی به مفسدان و  دگراندیشان بدهید دیگر جرات نخواهید کرد خانواده خویش را با حجاب بیرون بیاورید زیرا آنها حجاب از سر دختران و زنانتان خواهند کشید. این اولین میوه ی جامعه مدنی است. این یک هشدار است. حرفهای این خانم هرزه یک تحدید است و یک بیدار باش برای مسئولین فرهنگی کشور که اگر بی حجابی را آزاد بگذارید آنها باحجابی را آزاد نخواند گذاشت. این را یقین بدانید.

ترحم بر پلنگ تیز دندان       ستمکاری بود بر گوسفندان

لینک خبر


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجاب


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٦ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

 

مشتی خاک !

و مقداری آب !

 کافیست . . . تا دانه ای جان بگیرد و رشد کند و درخت تنومندی گردد. شاخ و برگ دهد و غنچه برویاند و میوه تولید کند.

در صورتیکه داخل خاک و  آب را اگر بنگری نه شاخه ای بینی و نه برگی و نه غنچه ای و نه میوه ای !!!  پس اینهمه طراوت و زندگی و زیبایی از کجا آمده است؟

این معجزه ی خداوند است .

چه کسی میتواند از عهده ی چنین کاری برآید ؟

غیراز خدا ،  هیچ کس !

این یک معجزه است !

 سُبْحَانَکَ  رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا  سُبْحَانَکَ !


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: معجـزه , خدا , عنایت خدا


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٥ | ٧:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

خداوند متعال خودش فرموده است که : "دعا کنید تا شما را اجابت کنم" و ما ایمان داریم که دعا تاثیر بسزایی در زندگی ما دارد. همه ی ما در طول روز هوشیارانه یا در حالت نیمه هوشیاری و از روی عادت دعا میکنیم اما این سوال شاید برای خیلی ها پیش آمده باشد که گاها از خود سوال کنند که : چرا دعاهای ما اجابت نمیشود؟

البته برای این سوال جوابهای درخوری داده شده است که از روایتها و احادیث معتبری که از ائمه اطهار نقل شده ، استخراج شده است و حق مطلب هم ادا شده است. اما از یک زاویه دیگر هم میشود به آن نگاه کرد و آن اینکه : اگر قرار باشد که دعاهای ما حتما اجابت شود چه اتفاقی می افتد ؟ واقعیت این است که در اینصورت چیزی که ما از خدا میخواهیم دیگر اسمش دعا نخواهد بود بلکه نعوذ بالله دستور خواهد بود. اگر انتظار داشته باشیم که هرچه که ما میخواهیم بلافاصله اجرا شود در این صورت ما از خدا تصور یک مجری داریم که باید خواسته های مارا مو بمو اجرا نماید ، نه یک خدای مدبری که  فعال مایشاء است و امورات ما را کنترل و مدیریت میکند.

 باید توجه کرد که خداوند از روی لطف واسعه ی  خود در دعا را به روی ما گشوده و اجازه ی دعا کردن را به ما داده است ولی نهایتا اوست که تصمیم میگیرد و به مصلحت خویش اجابت مینماید. خداوند در برابر دعای بندگان فقط خواست بنده را در نظر نمیگیرد بلکه حکمت نافذ خویش را در اولویت قرار میدهد. زیرا ممکن است بنده ای دعایی بکند که اجابت کردن آن دعا از حکمت بدور باشد و بنابراین خدا هرگز کاری را که غیر حکیمانه باشد انجام نمیدهد و در نتیجه دعای فرد اجابت نمیشود.

مثلا ممکن است کسی از روی ناحق و زیاده خواهی از شخص دیگری دلخور شده و براساس همین دلخوری نابجا ، دعایی را برله خود و علیه طرف مقابل بکند . آیا برآوردن این خواسته مصلحت و از روی عدل است ؟

فقط این را باید بدانیم که دعا کردن ، نیاز ماست و امتیازی است که از سوی خالق متعال به ما داده شده است تا نیازهای خود را به خدا عرضه بداریم اما اجابت دعا در اختیار خداوند است که بر اساس حکمت و مصلحت و تشخیص متعالی خویش انجام میدهد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٤ | ۳:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در اصطلاح عامه وقتی چیزی تمام شود میگویند : فاتحه اش خوانده شد. یعنی تمام شد. در صورتیکه فاتحه  به معنی پایان نیست بلکه به معنی آغاز و شروع است. فاتحه بافتح و افتتتاح هم خانواده است و هردو معنی گشایش و آغاز نمودن کاری را میدهد. به همین خاطر هم هست که قرآن با سوره ی فاتحه شروع میشود و سوره ی فاتحه الکتاب به معنی سوره ای است که کتاب با آن آغاز میشود.

اما چرا ما از کلمه ی آغاز که همان فاتحه باشد بجای اینکه به شروع کاری اشاره کنیم از روی اشتباه به پایان یافتن چیزی اشاره میکنیم؟ دلیل این امر از برداشت نادرست و فهم اشتباه ما از مفهوم مرگ سرچشمه میگیرد.

میدانیم که بیشترین کاربرد فاتحه خوانی برای اموات است و چون برای مرده فاتحه میخوانیم و به اشتباه در ضمیر ناخودآگاه خود فکر میکنیم که مرگ پایان کار است به همین خاطر چنین تصور میکنیم که فاتحه را برای پایان یافتن کاری میخوانند.

در صورتیکه نظر اسلام غیر از این است . وقتی که اسلام خواندن فاتحه را برای اموات توصیه کرده است میخواسته است به ما بفهماند که مرگ آغاز است نه انجام  و به همین خاطر هم گفته است که در هنگام فوت یک فرد برایش مراسم افتتاح بگیرند و فاتحه بخوانند و سوره ای را که قرآن با آن آغاز میشود برایش تلاوت نمایند تا آغاز زندگی جدیدش با مبارکی و خوبی و با حمد خداوند آغاز گردد. اما ما بجای اینکه از طریق این سنت فاتحه خوانی ، پیام اسلام در مورد مرگ را به درستی دریافت کنیم و به آغاز بودن مرگ یقین حاصل نماییم ، برعکس عمل کرده ایم و برداشت غلط خودمان را از مرگ حفظ کرده ایم و معنی فاتحه را با فهم اشتباه خود هماهنگ نموده ایم و قضیه به  این صورت وارونه نتیجه داده است که ما الان معنی لغوی یک کلمه را درست برعکس بکار میبریم و برای اینکه پایان کاری را به کنایه اعلام نماییم میگوییم فاتحه اش خوانده شد  و به این ترتیب فاتحه ای را که معنی آغاز و افتتاح میدهد به معنی پایان و اختتام بکار میبریم.

 شاید بهتر باشد بعد از این در جشن ازدواج و جشن تولدهایمان نیز فاتحه بخوانیم تا شروع زندگیهای جدیدمان با مبارکی و حمد خداوند همراه گردد و بدین ترتیب فاتحه خوانی معنی واقعی خودش را در زندگی پیدا کند و فهم غلط ما در این مورد اصلاح گردد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فاتحه


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢۳ | ۸:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

انسان چیست ؟ آفریده ای که با لباس روح برتن در اتومبیل جسم نشسته و در جاده ی زندگی حرکت میکند.

 

 

ببخشید اصلاح میکنم :

انسان چیست ؟ آفریده ای که با لباس روح برتن بر روی موتور سیکلت جسم نشسته و در جاده ی زندگی حرکت میکند.

 

بازهم ببخشید اصلاح میکنم :

انسان چیست ؟ آفریده ای که با لباس روح برتن بر روی دوچرخه ی جسم نشسته و در سنگلاخ زندگی مشغول رکاب زدن است.

 

ببخشید اصلاح میکنم :

انسان چیست ؟ آفریده ای که با لباس روح برتن پشت فرغون جسم ایستاده و در کارگاه زندگی مشغول رنج بردن است .

 

ببخشید بازهم اصلاح میکنم :

انسان چیست ؟ آفریده ای که با لباس روح برتن در مسابقه ی زندگی ، وزنه ی سنگین جسم را بالا برده است .

 

ما بهشتی بوده ایم ای بی خبر

رخت خود زین دامگه بیرون ببر
 
اسب همت را از این میدان بتاز
 
بر تن خود بال پروازی بساز
 
ای بهشتی روی آور در بهشت
 
دل منه چون کودکان بر خاک و خشت
 
از خداییم ای رفیق با صفا
 
بازگشت ما بود سوی خدا
 
پاک شو تابشنوی بانگ از درون
 
گویدت کانا الیه راجعون
 
اثر مهدی سهیلی

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: انسان


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٧ | ٦:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

آستان قدس رضوی از ثروتمندترین نهادهای کشور است و قلب مردم ایران نیز به سمت بارگاه ملکوتی امام رضا متوجه است . این هردو به نوبه ی خود ارزش والایی دارد.

اما کسانیکه در طمع هستند تا قدرت و ثروت خویش را بسط دهند ، بهترین آغاز سلطه بر مردم  را در تسلط براین آستان تصور میکنند و اولین سفر قدرت نمایی خویش را سفر به این استان قرار میدهند و بعید نیست که بخواهند برای اهداف غیر معنوی خود از این جایگاه معنوی سود نامشروع ببرند.  اما سیاست زدگان باید به هوش باشند که اگر بخواهند این گنجینه ی گرانبهای معنوی ایران و اسلام را دستاویزی برای بسط منافع مادی خویش نمایند تاوان سختی را در درگاه خداوند خواهند داد.

آنها که از عقاید پاک مردم برای منافع مادی شخصی بهره برداری ناروا میکنند جزو پست ترین آدمها هستند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٥ | ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

تاملی در وصیت نامه آیت الله فاضل لنکرانی

خردادماه، سالروز رحلت مرجع فقید و انقلابی، آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی است. وی در سال ۱۳۱۰ شمسی در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی از اساتید و علمای بزرگ حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد .

 

آیت الله فاضل لنکرانی بیش از ۳۵ سال به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت . ایشان در کنار تدریس و تربیت طلاب علوم دینی کتاب های بسیاری از خود به یادگار گذاشتند که برجسته‌ترین این آثار کتاب «تفصیل الشریعه»(عربی) که شرحی است بر کتاب «تحریرالوسیله امام خمینی» است. از آغاز قیام امام خمینی(ره) آیت‌الله فاضل لنکرانی یکی از یاران و همراهان ایشان بود و قدم‌به‌قدم در صف مجاهدان و حامیان انقلاب اسلامی فعالیت داشت. ایشان پس از عمری مجاهده و مبارزه در خردادماه ۸۶ رحلت کرده و در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.

شخصیت انقلابی و محترم ایشان برای ما روشن است اما در وصیت نامه ایشان جمله ای آمده است که به سختی هم نمیشود آن را هضم کرد. ایشان در بندهای پایانی وصیت نامه چنین آورده است :

 میل دارم که در لندن که دروازه دنیا و خانه دوم همه کشورها است مؤسسه‌ای برای ترویج مکتب اهل بیت علیهم السلام و نشر معارف شیعه اثنی عشریه تاسیس گردد.

 شخصا از شنیدن عبارت "دروازه دنیا"  و "خانه دوم همه کشورها" در باره لندن آنهم از زبان یک مرجع تقلید آنهم از نوع انقلابی اش بسیار متعجب شدم . نمیدانم آیا واقعا این دو عبارت از القاب شهر لندن است یانه ؟  این اولین بار است که در باره لندن این توصیفات فوق العاده اغراق آمیز را میشنوم .

حتی اگر توصیفات فوق برای لندن معروف و پرکاربرد باشد که نیست بازهم  سوالی که مطرح میشود این است که آیا بکار بردن این عبارات از سوی یک مرجع تقلید میتواند مورد پذیرش واقع شود؟ اگر قرار باشد مراجع تقلید ما لندن را خانه دوم کشور و ملت بدانند تکلیف بقیه روشن است و برای نمونه حتی ما نمیتوانیم جاسوسان و عوامل انگلیس را که در طول تاریخ خیانتهای بزرگی به کشور کرده اند مذمت نماییم چون تمام اقدامات ایشان خدمت به خانه ی دومشان تلقی میشود.

اگر منظور ایشان بیان اهمیت ایجاد  موسسه اسلامی در شهر مهمی مثل لندن بود میتوانستند با کلمات و توصیفات مناسبتری منظورشان را بیان کنند. مثلا میتوانستند بگویند :

میل دارم که در لندن که مهمترین شهر اروپا یا مثلا پررونق ترین شهر دنیا است یا مثلا میتوانستند بگویند "بنا به ادعای اروپائیان خانه دوم همه ی کشورهاست"مؤسسه‌ای برای ترویج مکتب اهل بیت علیهم السلام و نشر معارف شیعه اثنی عشریه تاسیس گردد.

اما از بکارگیری عبارات "دروازه دنیا"  و "خانه دوم همه کشورها" در واقع پذیرش القاب فوق از سوی آیت الله استنباط میشود و نوعی تمجید و احترام و تکریم فوق العاده فهمیده میشود و تمجید و تکریم یک مرجع تقلید از شهری مثل لندن که مرکز کشور استعمارگر و حیله گری مثل انگلیس است که جنایات بیشماری علیه ملتها بخصوص ملت ما انجام داده است ، بسیار ناپسند است.

البته اگر این عبارات در جریان یک سخنرانی گفته شده بود میتوانستیم آن را جزو بیانات نادقیق و معلول نیافتن کلمات مناسب بدانیم اما آوردن یک جمله در یک مطلب مکتوب ، آنهم در وصیت نامه ای که از اهمیت بالایی برخوردار است نمیتواند حمل به سهو شود.

در هر حال تکریم لندن با این عبارات به منزله ی تکریم انگلیس و سیاستهای آن و سوال برانگیز است و این برازنده ی مراجع شیعه نیست .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: انگلیس


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٢ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

آقای حسن روحانی در جریان یک انتخابات پرشور و از لحاظ مشارکت ، کم نظیر و درعین حال  سالم و شفاف و با رای قاطع ملت به رئیس جمهوری رسیده است. هیچ کس به آراء آقای روحانی اعتراضی نکرده است و رقبای اصولگرای ایشان با متانت و نجابت مثال زدنی ، پیروزی او را تبریک گفته اند و برایش آرزوی موفقیت کرده اند و حتی به دیدار او رفته و حضورا پیروزی او را به رسمیت شناخته اند. همه به انتخاب ایشان احترام گذاشته اند و کسی از تقلب در انتخابات صحبت نکرده است و هیچ کس سعی نکرده است که شیرینی پیروزی او را در کام او و درکام ملت تلخ نماید. و این یک فرصت بسیار با ارزش و استثنایی است که آقای روحانی باید آن را قدر بداند.

 

آقای روحانی خود بارها و به صراحت گفته است که نماینده ی هیچ گروه سیاسی نیست و به همه مردم تعلق دارد. از این رو جریانهای سیاسی نیز باید به این شیوه ی رئیس جمهور محترم احترام قائل شده و او را در اداره کشور تحت فشار نگذارند.

به نظر می آید که بزرگترین چالش آینده ی رئیس جمهور منتخب  سهم خواهی ها و پدرسالاریها و مالکیت طلبی ها خواهد بود. اینکه عده ای بخواهند شان رئیس جمهور را در حد یک مرید سیاسی تنزل دهند و با برخوردهای  قیم مابانه حیطه ی عملکرد او را تنگ کنند و بخواهند چنین جلوه دهند که رفتار رئیس جمهور باید با معیار ارزیابی ایشان ارزش گذاری شود ، این یک جفای آشکار به رای ملت است.

آنهایی که برای دیدار رئیس جمهور میروند برای این نمیروند که ببینند که آیا کارهای رئیس جمهور خوب پیش میرود یا نه ؟  بلکه برای این میروند که تبریک بگویند و شاید هم  اعلام آمادگی نمایند که رئیس جمهور از مساعدت آنها در صورت نیاز بهره ببرد.

اینکه یک رئیس جمهور اسبق به دیدار رئیس جمهور منتخب برود و بگوید که آمده ام تا ببینم که کارها خوب پیش میرود یانه ؟  این اصلا نشانه ی خوبی از مواجهه سالم و منطقی با جایگاه رئیس جمهور نیست. البته شاید میان دو شخص علقه هایی وجود داشته باشد اما روابط شخصی نباید جایگاههای اجتماعی عالیرتبه را تحت سلطه خود بگیرد. علاوه براینکه هیچ کس نباید خود را مسلط به رئیس جمهور معرفی نماید ،  حتی خود رئیس جمهور هم حق ندارد که نقش مرید سیاسی کسی را بازی کند.

از تاریخ باید عبرت گرفت و نباید گذاشت تا عبرتهای تاریخی آنهم به این زودی به فراموشی سپرده شود . اتفاقا یکی از روزنه هایی که آقای احمدی نژاد نیز از آن سوراخ آسیب دید و انتقادهای تندی را روانه ی خویش کرد و بخش عمده ای از دوستدارانش را از دست داد همین بود که نقش یک مرید را بازی کرد. از همان زمان که آقای احمدی نژاد نقش مریدی آقای مشایی را علنی کرد از چشم ملت افتاد و طرفدارانش مثل برگ خزان ریزش کردند و در میدان سیاست تقریبا تنها ماند و ملت دیگر شخصیتی مستقل برای او تصور نمیکردند و از حضور او در راس قوه مجریه نگران بودند.

همین خطر آقای روحانی را نیز تحدید میکند و نیازمند هشیاری اوست . آقای روحانی باید از سرنوشت آقای احمدی نژاد عبرت بگیرد و در دام این بلای مشابه نیافتد. دیگران هم اگر به سلامت کشور علاقه مند هستند باید خویشتن داری کنند و جایگاه عالیرتبه ی رئیس جمهور را با دخالتهای سلطه گرانه ی خویش متزلزل نکنند. این به نفع ملت و خودشان است.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی , انتخابات ریاست جمهوری


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٩ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اسلام دینی اجتماعی و جامع است و تجارت یکی از مواردی است که مورد تایید اسلام واقع شده است. برخی شاید از شدت توجه به معنویات چنین تصور کنند که تجارت و بازرگانی ، پرداختن به دنیا محسوب شده و انسان را از معنویات باز میدارد و با همین نیت هم ممکن است نظر مساعدی نسبت به بازرگانان و مشاغل مرتبط و اهل بازار نداشته باشند و آنان را به دیده دنیا طلبی بنگرند.

اما قرآن آیه ای دارد که نشان میدهد که ای بسا ممکن است بهترین بندگان خدا از میان تاجرها و بازرگانان باشد. ارزش کار و اهمیت این افراد به حدی است که خداوند آنها را بعنوان مثالی نیکو و ارزشمند یاد کرده است و آنان را به رخ مخلوقات میکشد و از بزرگی رفتار و شخصیت آنها و از نیک فرجامی شان یاد میکند.

خداوند در آیه 37 سوره نور میفرماید :

رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ

وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

 

مردانى هستند که تجارت و معامله، از یاد خدا و نماز خواندن و زکات دادن غافلشان نمى کند. و از روزى که در اثناى آن روز دلها و دیدگان زیر و رو شود بیم دارند

 

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه به نکته ی بسیار ظریفی نیز اشاره میکند که با کمی ملاحظه در معنی کلام ، لطف سخن  آشکار میشود. ایشان میفرمایند :

رجال (لا تلهیهم تجاره ولا بیع ) - کلمه (تجاره ) وقتى در مقابل کلمه (بیع )استعمال شود، از نظر عرف استمرار درکسب از آن فهمیده مى شود، ولى از بیع، فروختن براى یکبار فهمیده مى شود. پس فرق بین این دو کلمه فرق بین یک دفعه و استمرار است. بنابراین معناى نفى بیع بعد از نفى تجارت با اینکه با نفى تجارت بیع هم نفى مى شود این است که اهل این خانه ها نه تنها تجارت استمرارى از خدا بى خبرشان نمى کند، بلکه تک تک معاملات هم ایشان را بى خبر نمى کند.

وجه این که در (رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع) الهاء تجارت و بیع هر دو نفى شده است

بعضى از مفسرین گفته اند: وجه اینکه بعد از نفى (الهاء تجاره )، (الهاء بیع ) را هم نفى کرده، این است که سود و ربح معامله در بیع، نقدى و چشم گیر است، ولى در تجارت دو هوا و مشکوک است، بنابراین اگر تجارت از خدا بى خبرشان نکند، لازمه اش این نیست که بیع هم از خدا بى خبرشان نکند، چون ربح بیع نقدى است و در بى خبر کردن انسان از خدا مؤثرتر است، لذا بعد از آنکه فرمود تجارت ایشان را از خدا بى خبر نمى کند، فرمود بیع هم از خدا بى خبرشان نمى کند، و به همین جهت کلمه (لا) را تکرار کرد، تا نفى را بهتر یادآورى نماید و مطلب را تأکید کند، و این وجه وجه خوبى است.

نتیجه این که : عبادت در حین تجارت از بهترین عبادتها بوده و اهمیت و پاداش فراوانی دارد که ممکن است از سایر عبادتها سبقت بگیرد. میتوان گفت که توقف تجارت به منظور انجام عبادت خدای تعالی نشان از استواری ایمان و نوید دهنده سعادت فرد است. و کسی که در حین تجارت و خرید و فروش به یاد خدا باشد و عبادت خدا را نیز بجا بیاورد خشنودی خدا را جلب کرده است . و روشن است که کسی با این خصوصیت هرگز کم فروشی و گران فروشی نمیکند و دورغ نیز نمیگوید و معلوم است که چنین فردی میتواندجزء بهترین بندگان خدا باشد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۸ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

او خواهد آمد !

همچون نوری که از هزاران سال قبل ،

از ستاره ای دور دست تابیده است.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام زمان


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٤ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.