جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
آقای روحانی ما را پشیمان کن! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢۸

آقای روحانی ما 48 درصد از مردم به شما رای نداده ایم ولی این دلیل نمیشود که از ثمر بخشی برنامه های شما برای اعتلای اسلام و ایران و انقلاب قطع امید کرده باشیم ما برای عدم انتخاب شما دلایلی داشته و داریم اما امروز منصفانه نگاه میکنیم و میبینیم که بوی اعتدال از حرفهای شما به مشام میرسد. احساس میکنیم که دولت شما اعتدال را جدی خواهد گرفت و امیدواریم این احساس ما به واقعیت نزدیک باشد و معتقدیم که در این صورت ، یک فرصت طلایی و مغتنم برای کشور ایجاد خواهد شد.

ما اکثریت قاطع قریب به اتفاق مردم ایران هستیم که بخشی از ما در قالب جمعیت 48 درصدی ظاهر شدند که به دلایلی به شما رای ندادند و بخش دیگری از ما هم به دلایلی در میان رای دهندگان به شما هستند .

من بعنوان کسی که به شما رای نداده است میگویم که در این روزهای نخستین بعد از انتخابات که حرفهای شما شنیده میشود احساس میشود که اعتدالگرایی از جانب شما جدی گرفته شده و فقط بعنوان شعار انتخاباتی نبوده است . اگر چه در میان سخنانتان مواردی هم هست که میتوان به آن اعتراض کرد اما کلیات مطالب شما در راستای اعتدالگرایی و تدبیر برآورد میشود و این مایه ی بسی امیدواری است و البته مناسبت دارد با اینکه دولت شما نیز با نام دولت تدبیر و امید معرفی شده است. خدمت شما اطمینان میدهیم که ما به مطالبات یکجانبه گرایانه  و سخنان فتنه انگیز افراط گران  که سعی میکنند با زیرکی شما را نماینده جناح خود بدانند وعملا از نمایندگی عامه ی مردم ساقط نمایند وقعی نمی نهیم و همچنین به دوستان و دلسوزان تندرو هم اعلام میکنیم که از موضع گیری های تند و بی جا پرهیز نمایند و بدانند که با اینکار در پازل دشمن حرکت میکنند.

 از شما میخواهم که تسلیم مطالبات جناحی نشده و نیز از تحرکات تندرو های جناحین متاثر نشوید و  به راه اعتدال و تدبیر خود وفادار بمانید و به این طریق ، منش های تندروی زودگذر را در جامعه به میانه روی پایدار تبدیل نمایید.

ما با شناختی که از سوابق شما داریم معتقدیم که قسمت اعظم خواسته های ما خواسته های شما نیز هست و نقاط افتراق ما با شما در مقابل  فصل مشترک آرمانهای مان کاهی در مقابل کوه است و به همین جهت امیدواریم که شما با حرکت در راستای آرمانهای اسلامی و توجه به متن اصول انقلاب و اسلام اقدامات حاشیه پردازان  را خنثی نموده و به همدلی جامعه قوت ببخشید.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که نظام جمهوری اسلامی که محبوب دل و آرزوی دیرین مسلمانان است بدون وجود پایه های اصلی آن تبدیل به یک بسته بندی توخالی خواهد شد که بود و نبود آن برابر خواهد بود و اصل ولایت فقیه آنچنان که امام الگوی آن را نشان دادند اصلی ترین رکن این نظام است و تقویت همه جانبه ی این رکن و حرکت در مسیر آن از اهم وظایف مردم و مسئولین و بخصوص ریاست جمهوری است.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که نظام اسلامی وظیفه دارد که در برابر ترویج فساد در جامعه عکس العمل نشان دهد و در راه مبارزه با فسق و فجور و مظاهر خدا ستیزی گام بردارد و در صورتیکه دولت اسلامی به بهانه های مد روز بخواهد در مقابل مظاهر فساد ساکت بماند در این صورت قید اسلامی بودن در عنوان جمهوری اسلامی معنی خود را از دست میدهد و در این صورت رئیس دولت اسلامی  به رئیس یک دولت بی دین تنزل میکند و راه مخالفت با خدا را در پیش میگیرد.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که انقلابی که به منظور مبارزه ی با ظلم و فساد و بی دینی بوجود آمده است در دوران حاکمیت خویش نیز باید به همین شعار ها پایبند باشد و یاری مظلومان را نباید به بهانه های بظاهر حقوق بشری از خود ساقط نماید.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که در معرکه ی نبرد بین حق و باطل که امروزه در جنگ بین مسلمانان و اسرائیل نمود یافته است بی طرفی هیچ معنایی ندارد و در زمانی که مظلوم در زیر پای ظالمان لگد مال میشود هرکس که پشتیبانی مظلوم را از خود ساقط نماید بلافاصله خود را در کنار ظالم و پشتیبان ظالم قرار داده است و در این مورد خاص حد وسطی وجود ندارد. در مواجهه ظالم و مظلوم یا یاور مظلوم هستی یا شریک ظالم و در این معرکه "بی طرف بودن" عبارتی است که عینیت خارجی ندارد.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که جو جامعه باید طوری باشد که فساد جرات خودنمایی آشکار نداشته باشد و هرگز  به بهانه ی آزادی سلایق نباید زمینه را برای حمایتهای اجتماعی  از مفسد مهیا کرده و در نتیجه   جو جامعه را برعلیه امر به معروف و نهی از منکر مخاطره آمیز نمود تا خدا نکرده جو برگردد و کسی جرات امر به معروف کردن را نداشته باشد. یقین بدانیم که اگر جرات را از امر به معروف بگیریم آن را به فساد هدیه داده ایم.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که برخورداری اشراف و محرومیت توذه ی مردم حق طبیعی آنها و اراده ی حتمی خداوند و مورد رضای او نیست .

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که دولتی که به اشرافیت بگراید و حصار ذخیم رفاه طلبی و انحصار را بر گرد خود ببافد هرگز موفق با استیفای حقوق عامه مردم نمیشود.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که امام علی در شیوه ی حکومت داری هرگز به سمت رفاه طلبی خویش و کارگزارانش گام برنداشت. و حاکمانی که به بهانه های مختلف به رفاه طلبی خویش راضی میشوند نمیتوانند ادعای شیعه امام علی را بنمایند حتی اگر سخنان امام علی را از همه بیشتر بر زبان برانند.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که منافع مادی این مسندهای دنیایی متاعی زودگذرند اما منافع معنوی آن ،  فرصتهایی بسیار ارزشمند و طلایی هستند که باید هوشمندانه آن را شناخت و ارج نهاد و به بهترین صورت از آن بهره برد.

جناب آقای روحانی ما بسیار دوست داریم که شما در عمل به عقاید مشترکمان که بخش عمده ی عقاید ما و شما را تشکیل میدهد چنان بی باکانه و مخلصانه عمل نمایید که ما را از رای ندادن به خودتان پشیمان کنید و بخدا قسم که این شیرین ترین پشیمانی ما خواهد بود. . . . به امید آن روز . . .

  نظرات ()
پاسخ های مدبرانه ی آقای روحانی به سوالات شیطنت آمیز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢۸

به نظر می آید آقا ی روحانی بطور جدی روش اعتدال را در پیش گرفته است که این را میتوان از پاسخهای مدبرانه ی ایشان به سوالات شیطنت آمیز برخی خبرنگاران دریافت . نمونه ای از این شیطنتها اینگونه خود را نشان داد و جوابهای شایسته ای از سوی آقای روحانی دریافت کرد :

خبرنگار شرق سوال کرد که با توجه به حمایت خاتمی از شما آیا مطالبات اصلاح طلبان را دنبال می کنید یا خیر که روحانی پاسخ داد من رئیس جمهور همه مردم هستم.

خبرنگار آفتاب یزد درباره دعوت از عارف سوال کرد و اینکه مخاطبان این روزنامه مدام تماس می گیرند که از آقای روحانی بخواهید به عارف مسئولیت دهد که روحانی پاسخ داد من از همه نامزدهای انتخابات دعوت می کنم تا اگر دوست داشتند همکاری کنند.

این خبرنگار عنوان کرد که شنیده ام می خواهید تمامی کارکنان و مدیران دولت فعلی را درو کنید روحانی در پاسخ به این خبرنگار نابینا گفت: ما داس نداریم که بخواهیم درو کنیم ما کلید داریم البته اگر کسی اتوبوسی آمده و بلیت نداشته باشد این مشکل خود اوست.

  نظرات ()
تقدیم به آقای روحانی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢٦

 

 

  نظرات ()
تبریک به آقای روحانی از طرف انبوه مخالفانش نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢٦

ما 48 در صد از مردم ایران که به آقای روحانی رای نداده ایم انتخاب ایشان را به ریاست جمهوری ایران تبریک میگوییم و برایشان آرزوی موفقیت داریم و از صمیم قلب  امیدواریم که عملکردشان در طول ریاست جمهوری شان بگونه ای باشد که هر چه جلوتر میرویم از میزان 48 درصد کم و به 52 درصد اضافه شود. این نشان موفقیت او خواهد بود.

  نظرات ()
ما به آقای روحانی رای ندادیم اما . . . نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢٦

چند ماه قبل  طی یاداشتی با عنوان  آرزو برای انتخابات خرداد 92  چند نکته در قالب آرزو بیان شد . اما متاسفانه همان نگرانیها واقع گردید. و کسانیکه در تصمیم گیریها دخالت داشتند نشان دادند که در طراحی و معرفی نامزدهای انتخاباتی دچار اشتباه فاحشی شدند و باعث شدند که رای های سرگردان زیادی تا ساعات قبل از انجام رای گیری به دنبال کاندیدای اصلح باشند . ما آرزو کرده بودیم که ای کاش دست اندرکاران و مسئولین سیاسی کشور ،  صف بندی کاندیداها را طوری بچینند که ملت از همان روزهای اول اعلام اسامی کاندیداها انتخابشان را بکنند و این کار به روزها و ساعات آخر کشیده نشود اما این آرزویی بود که محقق نشد  و در نهایت اکثریت آرای مردم به سمتی گرایش یافت که آقای حسن روحانی را بعنوان رئیس جمهور منتخب مردم به کرسی ریاست نشاند و کلید پاستور را به او داد.

یک نیم نگاه به نتایج انتخابات منظور را بهتر میرساند :

(((

وزیر کشور با حضور در جمع خبرنگاران در ستاد انتخابات ، میزان مشارکت مردم در انتخایات ریاست جمهوری را 7/72 اعلام کرد .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحد مرکزی خبر مصطفی محمد نجار گفت: با پایان یافتن شمارش همه شعب اخذ رأی ، کل آرای مأخوذه 36,704,156 رأی و کل آرای صحیح 35,458,747رأی است که به ترتیب به نامزدهای زیر تعلق دارد:

1- آقای حسن روحانی 18,613,329 رأی

2- آقای محمدباقر قالیباف6,077,292 رأی

3- آقای سعید جلیلی4,168,946 رأی

4- آقای محسن رضایی میرقائد3,884,412 رأی

5- آقای علی اکبر ولایتی2,268,753 رأی

6- آقای سید محمد غرضی 446,015رأی

)))

 

بالاخره عصر دیروز شنبه 25 خرداد 1392 نتیجه انتخابات ریاست جمهوری مشخص گردید و آقای حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور و با رای قاطع بالای 50%  به پیروزی شیرین دست یابد. او با کسب 18 میلیون رای با نفر بعدی خود یعنی آقای قالیباف که 6 میلیون رای کسب کرد فاصله ی زیادی گرفت و با قاطعیت به ریاست جمهوری رسید.

ما به آقای روحانی رای ندادیم اما به ایشان تبریک میگوییم و برایشان آرزوی توفیق داریم. امیدواریم ایشان در عمل نیز به فضای مناظره های انتخاباتی وفادار بمانند و این فرصت بوجود آمده  را برای ارتقائ سطح همدلی جامعه غنیمت بشمرند و به شدت از پرذاختن به جناح پروری پرهیز نمایند.

امیدواریم آقای روحانی از عمل کردن در  قالب چپ و راستی و اصلاح طلبی و اصولگرایی خودداری نموده و تقسیم بندی های بیمورد جناحی را کنار بگذارند. ما به آقای روحانی عرض میکنیم که اگرچه ما به شما رای ندادیم اما این به معنی رد همه جانبه ی شما و یا به معنی قطع امیدکامل از عملکرد شما نیست .

- ما به این خاطر به شما رای ندادیم که ازبرگشت محض و ارتجاء به دوران سازندگی که دوران محو ارزشها به بهانه ی پیشرفت اقتصادی بود واهمه داشتیم .

- ما به این خاطر به شما رای ندادیم که از افزایش قدرت باند ثروت و قدرت نگران بودیم ما نگران آن هستیم که هزارفامیلان مجددا گلوگاههای کشور را بطور انحصاری بدست بگیرند و بجز خانواده ی خود کس دیگری را صاحب کشور ندانند.

- ما به شما رای ندادیم چون  نگران بودیم که همچون گذشته در برابر زیاده خواهی های غرب عقب نشینی نمایید.

- ما به شما رای ندادیم چون نگران بودیم که اشرافی گری دولتی دوباره به سراغ دولتمردان بیاید و توده ی مردم در نظر دولتمردان دوباره خار و خفیف گردند.

- ما به شما رای ندادیم چون که همچنان دست شما را در دست کسانی میدیدیم که از زیاده خوری از بیت المال و یا از اظهار عجز و خودباختگی در برابر دشمنان  ذره ای ابراز پشیمانی نکرده اند .

آقای روحانی ما به شما رای ندادیم اما همچنان امیدواریم که نگرانی های ما در نظر شما بی ارزش نباشد. ما خوشحال میشویم که حرفهایی را که در جریان انتخابات گفتید از صمیم قلب گفته باشید و به شعار راستگویی خود پایبند باشید . ما میدانیم که ممکن است مرور زمان ایرادهای شما را برطرف کرده باشد. ما دیدیم که شما در فیلم تبلیغاتی خود به حمایت رهبر انقلاب از خود افتخار کردید ،  ما دیدیم که شما در مناظرات تلویزیونی در برابر اتهام عقب نشینی تان در جریان مذاکرات هسته ای برآشفتید و هرگونه اظهار ضعف در برابر دشمن را به شدت از خود دور کردید. ما دیدیم که شما در برنامه انتخاباتی خود از کاهش فقر مردم در دولت خودتان سخن گفتید . ما امیدواریم که این ابراز نظراتی که در مقابل دوربین داشتید از عمق قلب شما نشات گرفته باشد و تنها یک شیوه ی تبلیغاتی نبوده باشد.  ما به این امیدها ارزش قائل هستیم و به همین خاطر امیدواریم که دوران ریاست جمهوری شما به وحدت و همدلی و شکوفایی کشور کمک نماید. ما خوشحال میشویم که نتیجه عمل شما از میزان عدم رغبت ما به شما بکاهد. 

در ضمن ما 48 درصد از مردم ایران هستیم که به شما رای ندادیم اما با این وجود از حسن ظن به  عملکرد شما قطع امید نکرده ایم و امیدواریم که حسن ظن ما روز به روز بیشتر گردد.

  نظرات ()
خود کشی از ترس مرگ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢۳

در سالهای اخیر طرف کشی های اصول گرا و اصلاح طلب به حد اعلا رسیده است و برخی به شدت خود را موظف میدانند که بر مدار یکی از این دو تقسیم بندی حرف بزنند و حرکت کنند.  چرا اینگونه است ؟ چرا بعضی از افراد و عموما مسئولین کشور فکر میکنند که لاجرم باید به یکی از این راهها رفت و چرا عده ای فکر میکنند که حتما یا این خوب است یا آن و راه دیگری موحود نیست؟   اینکه چرا اینگونه برداشتها بوجود آمده است دلایل مختلفی دارد ولی باید دانست که تمام حقیقت در این دو تفکر حاکم بر کشور خلاصه نمیشود.

یقینا اصلاح طلبی و اصولگرایی شاخصه هایی دارد ولی مرور زمان نشان داده است که هیچ کدام از این شاخصه ها ، جامع و مانع نیستند و حتی هیچ اجماعی هم برسر تک تک  این شاخصه ها در دو طرف وجود ندارد. بنابراین با این تقسیم بندی چپ و راست  یا اصلاح طلبی و اصولگرایی ،  افرادی در یک جبهه ی مشترک قرار گرفته اند که خیال میکنند افکار و آرمانهای یکسانی را دنبال میکنند در صورتیکه این خیال ، توهمی بیش نیست و این را گذشت زمان به ما ثابت کرده است و یکی از دلایل این برداشت این است که در زمانهای انتخابات دیده ایم که  هیچ کدام از دو کاندیدای یک جبهه ی مشترک حاضر نمیشود به نفع دیگری از صحنه ی رقابت انتخاباتی کنار برود و اگر هم میرود با اجبار و  توصیه و اکراه میرود.

اما حقیقتا آنچه که این دو گروه را از هم متمایز میکند چیست ؟ به نظر می آید مهمترین عاملی که این دوگروه را از هم تفکیک میکند فاکتور یا عامل هزینه است .

اصلاح طلبان میگویند برای زندگی کردن در مسیر اهداف مان لازم نیست آرمانهای خود را با صراحت و قاطعیت به دیگران اعلام نماییم زیرا در این صورت دشمنان به مقابله ی با ما برمیخیزند و خطر آفرینی میکنند و هزینه ی اداره کشور بالا میرود. بلکه بهتر است به ملایمت رفتار کنیم و مقاومتها و خطرات را به حداقل برسانیم و در عین حال در باطن به عقاید خودمان هم معتقد باشیم.

اما اصولگرایان میگویند ما باید در دنیا با قدرت حرف بزنیم و آرمانهایمان را با صدای بلند اعلام نماییم و هزینه ی  حرکت در راه آرمانها را هم بپردازیم .

اینها حرفهایی هستند که در رونمای جریانها زده میشود اگرچه در باطن امر ، مسائل دیگری هم مطرح است  که میشود در باره آنها مفصل تر هم صحبت کرد.

اما یک سوال مهم این است که آیا حرکت در راه آرمانها ، هزینه ی اداره کشور را بالا میبرد ؟  به نظر می آید که این قانون همیشه صادق نباشد و یا حتی در صورت صادق بودن در برخی موارد ، بعنوان عاملی تعیین کننده و تمام کننده و سرنوشت ساز مطرح نباشد.

در شرایط حاضر به نظر میرسد که عدم پافشاری بر ارزشها است که هزینه اداره کشور را بالا میبرد زیرا دشمن با مشاهده عناصر سست عنصر به طمع سلطه گری افتاده و اقدام به طرح نقشه میکند و سعی میکند از روزنه هایی که به زعم خود قابل نفوذ است به ملت ضربه بزند. روزنه ها همان جاهایی است که دشمن از قبال ما سکوت و عدم ابراز وجود را مشاهده میکند.

وقتی دشمن میبیند که ما در جایی ابراز وجود نمیکنیم و از اعلام موضع قاطع پرهیز میکنیم ، این را نه به دلیل صلح جویی ما بلکه به ضعف ما تعبیر مینماید و لذا به طمع می افتد که از همان ناحیه به ما ضربه وارد نماید و ما مجبور میشویم که عکس العمل نشان دهیم . اگر عکس العمل نشان دهیم باید هزینه کنیم و اگر نخواهیم هزینه کنیم که باید گام به گام خودمان را به عقب بکشیم و منافع خود را در اختیار دشمن قرار دهیم. ونتیجه این میشود که ما به منظور کم کردن هزینه ها ، از کل اهدافمان چشم پوشی میکنیم و خودمان را دست بسته در اختیار دشمن قرار میدهیم. و یک وقت چشم باز میکنیم و می بینیم که به بهانه ی کاستن از هزینه ها ، کل دارایی و زندگی و شرف خودمان را هزینه کرده ایم.

اما اگر با صراحت سخن بگوییم و با صلابت عمل نماییم این نشان قدرت و استواری ماست و دشمن در مقابل ما جسارت نشان نمیدهد و درباره ی  ما فکر ضعف و ناتوان بودن را نمیکند و با تصور دستیابی آسان به مواضع ما ، به ما یورش نمی آورد و عرض خود نمیبرد و زحمت ما نمیدارد و هزینه ی ما را بالا نمیبرد. وقتی مسئولین بعنوان نمایندگان ملت و بعنوان ویترین ملت از خود ضعف نشان بدهند ، دشمنان نتیجه خواهند گرفت که این ضعف در بین همه مردم جامعه وجود دارد و از همین را تشویق به تهاجم خواهند شد. اما در حین اجرای طرح خود و در مواجهه ی با بدنه ی جامعه و مردم ملاحظه میکنند که اینگونه نیست و با مقاومت مردم روبرو میشوند اما از نیمه راه برنمیگردند و به تهاجم خود ادامه میدهند و علاوه برآن در حین این اقدامات روزنه های دیگری نیز برای نفوذ و ضربه زدن پیدا میکنند  و این باعث میشود که مردم هزینه ی سست عنصری مسئولین خود را با جان و مال بپردازند. وبدین ترتیب آنها که میخواستند هزینه های اداره کشور را کم کنند خود هزینه ساز میشوند و مثل این است که از ترس مرگ اقدام به خود کشی کرده باشند.

از سوی دیگر در این دنیا چیزی را مفت به کسی نمیبخشند و بعبارت دیگر بقول شهید بهشتی :  "بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند" . علاوه برآن  قرار نیست که از ترس هزینه دادن از آرمانهایمان بگذریم . هزینه دادن برای رسیدن به موفقیت امری طبیعی است . حال بهانه کم کردن هزینه ها  نباید آنقدر پررنگ باشد که هر هزینه ای را در مسیر رسیدن به آرمانها نامشروع جلوه دهد و هزینه کردن در راه اهداف متعالی را تا حد گناه کبیره قبیح نشان دهد.

  نظرات ()
کاندیداها در باره ی رابطه با آمریکا چه نظری دارند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٩

دکتر ولایتی :

دکتر ولایتی پیرامون بیان موضع اش درباره اقدامات سلطه گرانه امریکا گفت: موضع محکم ما در مقابل آمریکا در دولت آینده بر اساس رهنمود های رهبر انقلاب خواهد بود.

وی تاکید کرد: بر این اساس در مقابل زیاده خواهی های آمریکا همچنان ایستادگی خواهیم کرد و این اصل مسلم دولت بنده خواهد بود.

دکتر حسن روحانی :

روحانی با تاکید براینکه باید دروغ، ریا و تزویر از این سرزمین رخت بر بندد، ادامه داد: با تمام کشورهای جهان تعامل سازنده برقرار خواهم کرد و زنده باد ایران، اسلام، تدبیر و امید.

حسن روحانی در بیان شرایط انجام مذاکره ایران و آمریکا اظهار کرد: اولا باید روشن شود که آمریکا صادقانه حرف می زند و ما هم علائم صادقانه حرف زدن آن ها را دریافت کنیم، همچنین مذاکره باید از موضع برابر و احترام متقابل باشد، باید تامین منافع ملی ما در آن لحاظ شده باشد که البته در یک مذاکره می تواند منافع متقابل هم تامین شود اما موضوع اصلی برای ما منافع و امنیت ملی ایران است

قالیباف :

قالیباف در یکی از موضع گیری ها در خصوص رابطه با آمریکا اظهار داشت: جوانی به من گفت اگر رابطه با آمریکا درست شود وضع مملکت درست می شود و من گفتم وضع مملکت از بی عرضگی ماست.

مذاکره نه تابوست و نه را ه حل همه مشکلات. مذاکره یک ابزار است. ما با آمریکا جایی که لازم باشد حتما مذاکره می کنیم. مذاکره با آمریکا هیچگاه برای ما خط قرمز نبوده است. به جای تعریف رابطه مان با آمریکا در قالب تقابل صرف یا تعامل صرف باید به سوی رقابت با این کشور برای تأمین منافع مان حرکت کنیم.

اینکه حضرت آقا می فرمایند من خوشبین نیستیم، به واسطه آن است که آمریکایی روحیه خودبرتربینی دارند و همواره تلاش دارند تا بدون توجه به موقعیت و منافع و اولویتهای طرف مقابل مذاکره کنند. این چیزی که جمهوری اسلامی ایران نمی پذیرد. ولی ما با مذاکره اصولی، برابر و راهگشا مشکلی نداریم.

دکتر رضایی :

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به سؤالی در مورد طرح مذاکره با آمریکا در فضای کنونی کشور، اظهار داشت: مبارزه ما با آمریکا در واقع برای دفاع از اصول و ارزش‌هاست و یک جنبه دفاعی دارد ولی مبارزه آمریکا با ما به خاطر تسلیم کردن ما صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه این مبارزه باید به یک سرنوشت منطقی برسد، افزود: یعنی آمریکایی‌ها باید اصول انسانی، صلح، امنیت بین‌المللی و استقلال کشورها را بپذیرند و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، آن موقع رفتار ایران هم عوض می‌شود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در حال حاضر هنوز علائمی مبنی بر تغییر رفتار آمریکایی‌ها نمی‌بینیم.
رضایی تحریم‌های آمریکا علیه ایران را هم مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: دلیل دیگری که در این رابطه می‌توان ذکر کرد، تحریم‌های ناجوانمردانه‌ای است که وضع شده و آمریکایی‌ها باید به این سؤال پاسخ دهند که آیا حاضرند تحریم‌ها را بردارند.
وی گفت: آمریکایی‌ها باید نشان دهند که به سمت صلح واقعی، عدالت و ارزش‌های انسانی در حال حرکت هستند.
 
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: "ما پیش از آغاز مذاکره با آمریکا، باید با گروه ۱+۵ به یک نتیجه مثبت برسیم، چراکه این گروه کانال خوبی برای مذاکره با ابرقدرت‌ها است".
 
دکتر جلیلی :
نظر آمریکایی ها درباره جلیلی
 
واشنگتن پست نوشت : "جلیلی در مصاحبه های خود بارها گفته است که آمریکا در طول ۳۴ سال گذشته نتوانسته سیاست موفقی در قبال ایران داشته باشد و از این به بعد هم نخواهد توانست و این نشان می دهد که آمریکا با شخص بسیار محکم تری روبرو است."
  نظرات ()
شباهت ادعای حسن روحانی با یک لطیفه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٧

در مناظرات تلویزیونی یکی از افتخارات آقای حسن روحانی که بارها از زبان ایشان بیان شد این است که ما در زمان مذکرات هسته ای ، باوزیران اروپایی مذاکره میکردیم و الان با معاونین وزرا مذاکره میشود.

باید گفت که اگر نتیجه ی مذاکرات ، عقب نشینی و قبول دربست مواضع دشمن باشد جای هیچ گونه افتخاری نیست و فرقی نمیکند که طرف مذاکره کننده شما وزیر باشد یا معاون وزیر باشد. 

آقای روحانی!  ملاقات با وزیر اروپایی برای یک مقام بلندپایه ایرانی نباید افتخار باشد بلکه او باید به مذاکره ی با شما افتخار نماید. اینقدر ملت ایران را در مقابل اروپاییها کوچک فرض نکنید.

با شنیدن حرف شما به یاد لطیفه ای افتادم که سالها قبل شنیده بودم که یک نفر با افتخار تعریف میکرد که در جریان تصادف ،  یک بنز او را زیر گرفته است.

آقای روحانی عقب نشینی و قبول شکست در برابر یک وزیر اروپایی افتخار ندارد که شما بارها و بارها به آن اشاره میکنید . شما باید کاری میکردید که به نتیجه ی عمل خودتان افتخار نمایید که متاسفانه نکردید . حال با تکرار این حرفهای تحقیر آمیز ملت ایران را بیش از این کوچک نشمارید.

  نظرات ()
دولت راستگویان آقای روحانی از همین الان شروع به کار کرد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٧

 

آقای حسن روحانی در مناظره تلویزیونی چنین گفت که او دوست دارد که چرخ سانتریفیوژها بچرخد، اما نه به قیمت توقف چرخ کارخانه ها و اقتصاد کشور !

 

 

با توجه به عقب نشینی های مکرر دولت اصلاحات در مذاکرات هسته ای و حرکت به سمت تعطیلی فعالیتهای هسته ای در زمان تصدی گری ایشان،  از این بیان ایشان چنین دریافت می شود که به نظر ایشان بهای چرخیدن سانتریفیوژها (بهره برداری از دانش هسته ای)  از کار افتادن چرخ کارخانه هاست و چون ایشان نمیخواهند چرخ کارخانه ها از کار بیافتد پس لازم است تا دانش هسته ای متوقف گردد و مذاکرات هسته ای به نفع غلبه ی اروپایی ها خاتمه یابد. این پیام اصلی  آقای حسن روحانی است . از این سخن چنین برمی آید که آقای روحانی اعتقادی به تکمیل برنامه ی هسته ای ندارند زیرا معتقدند اگر بر روی برنامه ی هسته ای ایستادگی نمایند کارخانه ها تعطیل میشود. ایشان میگویند اگر به حرف اروپایی ها گوش نکنیم و برنامه ی هسته ای را متوقف نکنیم آنها ما را تحریم میکنند و چرخ کارخانه ها میخوابد و بنابراین ما چاره ی دیگری جز تسلیم شدن در مقابل آنها نداریم. همچنان که در زمان دولت اصلاحات همین رویه را هم اجرا میکردند و قدم به قدم عقب نشینی میکردند.

پس معلوم است که در صورت پیروزی ایشان در انتخابات سرنوشت مذاکرات هسته ای باز هم به سمت تسلیم و قبول خفت بار خواسته های دولتهای غربی و آمریکا و عقب نشینی دولت ایران خواهد انجامید.

تا اینجای مسئله اگر چه زنگ خطری را در صورت پیروزی روحانی در انتخابات  برای ملت ایران به صدا در می آورد اما در قالب یک رفتار سیاسی قابل ارزیابی است . او میتواند بگوید که این نظر من است و بطور شفاف آن را به مردم اعلام نماید و از موضع خود به دفاع بپردازد که اگر چنین شود ما بجز نقد این نظر ایشان و بیان خطرات ناشی از این طرز تفکر ،  اعتراض دیگری برای او نمیکنیم اما با کمال تاسف جریان به همین جا ختم نمیشود و ایشان موضعگیری دیگری می نمایند که صداقت ایشان را به شدت زیر سوال میبرد و نشان میدهد که شعار "دولت راستگویان" دروغ و فریبی بیش نیست و ایشان دروغگویی را با همین شعار یعنی "دولت راستگویان"  کلید زده است . زیرا چند روز قبل وقتی در گفتگوی خبری شبکه 2 مجری برنامه درباره عقب نشینی دولت اصلاحات در برنامه ی هسته ای از ایشان سوال کرد ایشان برآشفت و بکلی منکر قضیه گردید و تمام موفقیتهای برنامه هسته ای را به خودش منتصب نمود و اعلام کرد که راه اندازی سانتریفیوژها در حجم وسیع توسط خود او انجام شده است و موفقیت های برنامه هسته ای در دوره ی او انجام شده است .

باید اکنون از آقای روحانی سوال کرد که آیا بالاخره بکار افتادن چرخ سانتریفیوژها معادل از کار افتادن چرخ کارخانه ها هست یا خیر ؟ اگر نیست پس جمله اول شما غلط است  واگر هست که در این صورت تلاش شما برای بکار افتادن چرخ سانتریفیوژها و بدنبال آن از کارافتادن چرخ کارخانه ها چه معنی میدهد ؟

به نظر می آید که آقای روحانی برای جمع آوری رای به هر کار غیر انسانی مبادرت مینماید و از ضدو نقیض گویی هم باکی ندارد. او یکبار موافق با برنامه هسته ای حرف میزند و یکبار هم ساز مخالف میزند تا بتواند از هر طرف رای جذب نماید.

حال معلوم است که از دو حرف ضدو نقیض او لااقل یکی حتما دروغ است . و دروغ دوم که بدتر و تاسف بارتر از دروغ اولی است این است که او شعار خود را "دولت راستگویان" قرار داده است ، اما شروع کارش با دروغ کلید میخورد. اینجاست که باید با آب طلا نوشت این سخن را گفته اند : دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباسی را !؟؟

  نظرات ()
یک اظهار نظر در باره علت شیعه بودن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٦

در یکی از سایتهای برادران اهل سنت مطلبی باعنوان "اهل بیت از نگاه اهل سنت" منتشر شده است که حاوی نکات با ارزشی است به عنوان مثال از  ابوسعید خدری روایت می‌کند که حضرت رسول الله (ص) فرمود: «حسن و حسین سرداران جوانان بهشتند» و مطالب ارزشمند دیگری از این قبیل را مرقوم نموده اند.

در بخش کامنتها مطالبی درج شده بود که مرا برانگیخت تا نظر خودم را در بخش نظرات ارسال نمایم و در اینجا بعنوان یک سابقه ثبت میشود.

 تشخیص درست یا غلط بودن  کارهای انسانها در زمان  حیاتشان  به دلایل مختلف برای همه مردم چندان ساده نیست . اما زمان که میگذرد ، تاریخ بسیاری از ابهامات را برطرف میکند. مخصوصا زمانی که پس از گذشت سالها  نتیجه ی عملی رفتارها و اقدامات مشخص گردید در آن صورت میتوان با انصاف بیشتری نظر داد.
من نمیخواهم شما دوستان عزیز یا خوانندگان شما را مغلوب یا متقائد نمایم بلکه فقط یک سوال میپرسم که همه درباره ی آن صادقانه فکر کنیم.  واقعیت این است که ادامه ی راه علی و همچنین ادامه ی شیوه ی  خلفای اول تا سوم در نهایت به کربلا ختم شد. پیروان راه علی در کربلا مظلومانه شهید شدند و جانشینان خلفا در شام با مستی و شرابخواری پیروزی شان را جشن گرفتند.
تاریخ به من اینگونه آموخته است که یزید نتیجه ی واقعی رفتار خلفای سه گانه وثمره ی اقدامات ایشان بود (همچنان که معاویه و یزید خود نیز به همین باور بودند و خود را پیرو سنت میدانستند و به اسم عثمان با علی جنگیدند ودرنهایت  به حادثه ی  کربلا انجامید ) و حسین نیز ادامه ی کنش و  منش علی بود . دوشاخه ای که پس از رحلت پیامبر درمیان مسلمانان به وجود آمد در نهایت در کربلا بدون لفافه روبروی هم قرار گرفتند و کربلا جایی است که برای ناظران امروزی کار تشخیص حق با ناحق را بسیار آسان میکند.

پس لاجرم باید در کربلا تصمیم گرفت . یا باید حسینی بود یا یزیدی ! هر بحثی که در قبل و بعد از کربلا انجام شود بحثی بی نتیجه خواهد بود . کسی که در کربلا و صحنه ی عریان حقیقت تصمیم نگیرد در غیر آن هرگز موفق نشود. اگر در کربلا همراه سرور جوانان اهل بهشت نباشی هر کجا میخواهی باش هیج فرقی نمیکند!
من به شما دوست عزیز جسارت نمیکنم اما به خودم میگویم که : نمیشود در کنار یزید باشی و حدیث منزلت بخوانی !
نمیتوان یزید را جدای از معاویه ارزش گذاری کرد و معاویه را که والی عثمان بود و به خونخواهی عثمان علم فتنه برافراشت نمیتوان از عثمان جدا فرض کرد و همینطور هرگز نمیتوان عثمان را از عمر و عمر را از ابوبکر بی ارتباط تلقی کرد.
این یک واقعیت است که ادامه ی راه ابوبکر با 3 واسطه به یزید ختم شد و راه امام علی با یک واسطه به حسین رسید . حسین واقعیت رفتار علی  و یزید واقعیت سیاست ابوبکر را به من و شما نشان دادند. این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم و بدانیم که زندگی فرصت دوباره به ما نخواهد داد و کربلا عرصه تصمیم است ، یا حسینی باش یا یزیدی !  بینابین نمیشود.
ما هم با این ادله به راهی می رویم وگر نه ما نه با علی خویشاوندی داریم نه با ابوبکر. بلکه راهی میجوییم که به حقیقت نزدیکتر است حتی اگر برخلاف میلمان باشد. 

وگرنه پرداختن به بحثهای غیر ضروری در جهت ایجاد شکاف بین مسلمانان است و هرگز هم به سامان نخواهد رسید. وقتی در کربلا موضع ما مشخص نباشد چه فایده ای دارد که بنشینیم و بحث کنیم که " عبدالله " گفتن بهتر است یا " عبدالحسین "  چه مزیتی دارد که ضریح سازی بر آرامگاه ائمه را از نظر شیعه و سنی مورد بررسی قرار دهیم ؟ اینها راه های انحرافی است که انرژی را تلف میکند و هرگز به سرانجام نیکو نمیرسد. آب باید از سرچشمه بجوشد ! 

 ازخوانندگان محترم استدعا دارم این نوشته را بعنوان دفاع از شیعه تلقی ننمایند که این کار در بضاعت علمی ناچیز بنده نیست و تنها بعنوان یک اظهار نظر شخصی بپذیرند.

یاحق!

  نظرات ()
عید مبعث مبارک نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٦

 عید مبعث مبارک

 

  نظرات ()
آقای روحانی اینگونه میخواهد حق را به حقدار برساند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٦

آقای دکتر حسن روحانی در یکی از صحبتهایشان گفته است : در جامعه همه باید به حق خودشان برسند، سرمایه دار هم باید به حق خودش برسد و کارگر هم باید به حق خودش برسد.

حرف زیبایی است و نظر موافق و آراء زیادی را جلب میکند اما چیزی را که ایشان  باید میگفت نگفت و آن اینکه حق سرمایه دار چیست و حق کارگر چیست ؟ تجربه نشان داده است که ایشان و همفکرانشان که از آقای رفسنجانی تبعیت میکنند حق سرمایه دارها  را زیاد خوردن و حق بقیه ی مردم  را بی بهره بودن میدانند. یعنی همین وضعیتی که حاکم است.  آنها معتقدند که فقط در این صورت است که حق به حقدار میرسد. اگر ایشان به وضع موجود اعتراض میکنند به این دلیل نیست که در جامعه بی عدالتی و شکاف طبقاتی دیده و رگ غیرتشان برآمده باشد بلکه آنها به دلیل اینکه سرمایه ی آنها از امنیت و قدرت زایش کافی برخوردار نیست نگران هستند. آنها نگران هستند که ثروتشان در آینده از انباشته گی کافی برخوردار نباشد اما نمیتوانند نیت خودشان را شفاف بیان کنند و به همین خاطر در لفافه حرف میزنند و سخن چند پهلو و ناواضح میگویند.

از طرفداران آقای هاشمی بپرسید که آیا حق دختران و پسران و دامادان و عروسان و هزارفامیلشان این است که برای تعطیلات آخر هفته به لندن بروند و حق 60 درصد مردم کشورش این است که در طول چندسال  نتوانند حتی فکر یک مسافرت داخلی را هم از ذهنشان بگذرانند؟ آیا حق آقازاده ها این است که پورسانتهای کلان قراردادهای نفتی را تصاحب فرموده و برای ایجاد آشوب و ناامنی در مملکت ولخرجی کنند ؟ این گونه حق را به حقدار رساندن حقا که از کرامات شیخ ماست . آیا آقای روحانی اینگونه میخواهد حق را به حقدار برساند که کلمه ای در نقد سیاستهای خانه برانداز دوران سازندگی و شکاف طبقاتی وحشتناک حاصل از آن برنامه ها حرف نمیزند؟  وقتی نقدی از آن دوران نمیشود معلوم است که هنوز هم به آن روش ایمان دارند و همان را در کشورداری اجرا خواهند نمود. شما را به خدا راستگو باشید و ملت خودتان را با کلمات عامه پسند فریب ندهید . اگر برای اجرای عدالت اسلامی نمیتوانید ویا نمیخواهید  قدم بردارید لااقل آنقدر شجاع باشید که نیت خودتان را روشن بیان کنید .

  نظرات ()
نتیجه ی حاصل از مناظره ی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱۱

 

دیروز جمعه در قالب یک برنامه ی تلویزیونی همه ی 8 کاندیدای ریاست جمهوری با هم به رقابت پرداختند. این برنامه که به مجری گری آقای حیدری برگزار شد در نوع خود جدید بود و اولین بار بود که کاندیداها در چنین برنامه ای شرکت میکردند.

اگر چه کاندیدا ها روش برنامه را نپسندیدند و آن را توهین به شان خود دانستند اما این برنامه محک خوبی برای شناساندن خصوصیات رفتاری آنها بود. بعد از این برنامه تقریبا نیمی از سرنوشت انتخابات مشخص گردید و تقریبا میتوان گفت که حیطه ی انتخاب از هشت نفر به چهار نفر تقلیل یافت.

بطور خلاصه 4 نفری که در این مناظره نمره مثبت زیادی نگرفتند:

- آقای غرضی شخصیت بسیار محترم و آدم فوق العاده مومن و درستکاری هستند ولی برای تشکیل دولت نتوانستند عزم راسخ و توانایی خود را به مردم عرضه نمایند.

- آقای عارف فکر جناحی شدیدی دارند و دربرخورد با مسائل و انتقادات بسیار رادیکال عمل میکنند . برداشت این بود که ایشان در ایجاد تنشهای داخلی نوع دیگری از احمدی نژاد خواهند بود 

- آقای جلیلی با اینکه از لحاظ سلامت تفکر انقلابی و اسلامی در حد بالایی ظاهر شدند و از استحکام مبانی عقیدتی برخوردار هستند و بینش خوبی در باره مسائل داخلی و بین المللی دارند اما در چالشی که در حین اجرای برنامه بوجود آمد برخورد سازنده و موثری نداشتند.

- آقای روحانی نیز با گاردی که داشتند فردی غیر متعامل و انعطاف ناپذیر ظاهر شدند

4 کاندیدای دیگر در طول مناظره خوب ظاهر شدند و از خود سعه صدر و قدرت تعامل و روحیه ی همکاری  نشان دادند و اگر همین رویه  در ادامه فعالیتهای کاندیدا ها  از ایشان صادر گردد به نظر می آید که آقایان 1-ولایتی 2- قالیباف 3- رضایی و 4- حداد به ترتیب شانس بیشتری از سایرین داشته باشند. اگر بخواهند که در مورد هریک از این 4 نفر اظهار نظر چند جمله ای بیان شود شاید اینطور بتوان گفت :

- آقای ولایتی فردی آرام و سیاست مدار است و کنترل زیادی بر احساساتش دارد و حرفهایش از روی منطق و تجربه است و کمتر از روی احساس حرف میزند. اگر در مورد مسائل پیش رو  حرف منطقی نیابد ترجبح میدهد ساکت بماند تا اینکه از روی هیجان یا ناچاری ابراز نظر نماید او یک اصولگرای با اخلاق است که از تندروی پرهیز میکند

- آقای قالیباف فردی پرحرارت است و روحیه بالایی دارد و قادر است در شرایط سنگین و سخت روحیه ی خود را حفظ کند اگر او را از در بیرون کنند خنده کنان از پنجره داخل می آید. او در عین خوش رویی قاطع و برنده حرف میزند و از تاثیر کلامی بسیار بالایی برخوردار است او یک مدیر موفق میتواند باشد

- آقای رضایی فردی است که در این دوره نظرها را بخود جلب کرده است. در صحبتهایش برنامه گرا ظاهر میشود و میانه روی و قاطعیت در عملکرد را پیشه گرفته است. در اعتراض کردن مودب و نکته سنج است و وقتی مورد انتقادات تند قرار میگیرد صبور و بردبار مینماید. با توجه به اینکه  دغدغه اصلی مردم در حال حاضر مسائل اقتصادی است شانس رضایی از دیگر کاندیداها بیشتر است. به همین خاطر هم تاکید رضایی بیشتر به مسائل حرفه ای اقتصاد است و این نظر مردم را جلب مینماید و مردم قانع میشودند که اگر قرار است وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود باید فردی انتخاب گردد که خودش متخصص دانش اقتصاد است

- آقای حداد عادل نیز در حفظ روحیه در شرایط دشوار موفق نشان میدهد و نگاه منطقی و عقلانی او در حل مسائل کاملا نمایان است او یک اصولگرای با فرهنگ است اما در مدیریت دولت ممکن است به اندازه سه کاندیدای مطرح دیگر مقتدرانه عمل نکند. موضع گیریهای او تنش زا و مشکل آفرین  نیست اما سخنانش آنچنان قوی نیست که قانع کننده و تمام کننده باشد.

  نظرات ()
تناقضات عجیب در گفتار آقای محمدرضا عارف نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٩

 

 

دیروز آقای عارف در برنامه گفتگوی تلویزیونی کانال 2 سیما شرکت کرد و در مورد برنامه های خود برای تصدی پست ریاست جمهوری سخن گفت . ایشان از نگرانی های خود در مورد وضعیت کشور حرف زد و گفت که من الان نمیتوانم پاسخگوی نسل سوم در باره ی علت وجود مشکلات در کشور باشم و یک گسست فرهنگی بین نسل اول و نسل سوم بوجود آمده است اما در ادامه بصورت تمام قد از سیاستهای  آقای هاشمی و خاتمی دفاع کرد و پیشنهاد داد تا از این شخصیتهای بزرگ بعنوان سفیران انقلاب در دنیا استفاده شود.

حال یک سوال مطرح میشود که آقای عارف باید به آن جواب دهد و آن این که : اگر گسست فرهنگی بین نسلها بوجود آمده است  آیا دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی که 16 سال به کشور مسلط بودند هیچ نقشی در این گسست فرهنگی ندارند ؟ 

 من قصد دفاع همه جانبه از دولت آقای احمدی نژاد ندارم  اما باید پرسید که آیا دولت احمدی نژاد بصورت خلق الساعه یک گسست عمیق بین نسلهای قبل و جدید ایجاد کرده است یا این معضلات ریشه در دولتهای قبلی هم داشته است؟ و اگر ریشه در دولتهای قبلی هم داشته است که داشته است پس چگونه است که عاملان و مسببان اصلی این گسست باید سفیران انقلاب باشند ؟

به نظر می آید که آقای عارف بیش از حد در فضای جناح بازی غوطه ور شده اند و حد انصاف را نیز رعایت نکرده اند . زیرا اگر منصفانه به مسئله نگاه میکرد باید به ریشه یابی این گسست میپرداخت و اشتباهات دوستان خودش را نیز بیان میکرد.

تناقض دیگری که در صحبتهای ایشان آشکار بود این بود که ایشان با غلظت تمام اصولگرایان را تنها عامل نابسامانیهای موجود قلمداد کرد و از اصلاح طلبان فرشته ای خلق کرد که باید سفیران انقلاب باشند و در عین حال مدعی شد که در دولت خود از همه ی سلایق استفاده خواهد کرد .

شخصی که میخواهد رئیس جمهور کشور باشد (آنهم بعد از احمدی نژاد) باید حرفهایش بر اساس منطق قوی بیان شود و ارتباط مستحکمی بین موضع گیری ها و اظهاراتش باشد. زیرا مردم در طول مدیریت دولت حاضر به شدت به تناقض گوییهای دولت مردان حساس شده اند.

  نظرات ()
خاطرات شنیدنی دکتر سید حسن عارفی پزشک معالج امام نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٩

 

خاطرات شنیدنی دکتر سید حسن عارفی پزشک معالج امام در باره ی جزئیات اخلاقی زندگی روزانه ی امام خمینی درسهای زیادی دارد که شنیدنش لطف زیادی دارد که سایت محترم تبیان زحمت کشیده و فیلم یک مصاحبه ی تلویزیونی با دکتر سید حسن عارفی  را در این آدرس قرار داده است .

 

  نظرات ()
امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه ناپلئون نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۸

 

امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه ناپلئون :

دنیا پر از پلیدی است ، نه بخاطر وجود آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب !

  نظرات ()
آقای قالیباف تخریب رقبا ممنوع ! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۸

دیشب در گفتگوی خبری کانال 2 سیما نوبت آقای قالیباف بود که به سوالات طرح شده پاسخ دهد. نیم ساعت اول صحبتهای ایشان سخنان معقول و تاثیرگذاری بود. او ضمن تشکر از خدمات مثبت دولتهای قبلی از آقای هاشمی و خاتمی نام برد و در عین حال به نقاط ضعف آنها هم اشاره کرد و این حاکی از نگاه منصفانه ی او بود و حتی از خدمات دولت نهم و دهم نیز در اجرای هدف مندی یارانه ها و مسکن مهر به خوبی یاد کرد و در ادامه ی حرفهایش اجرای ناقص مصوبات قانونی را هم بعنوان ضعف عملکرد دولت فعلی عنوان کرد.   این اولین باری بود که به حرفهای او با دقت گوش میدادم . او فردی است که با اعتماد به نفس حرف میزند و قادر است شنونده را تحت تاثیر قراردهد . فیزیک بدنی و مشخصات چهره ی او برای ریاست جمهوری ایده آل به نظر میرسد. او میتواند سخنوری قابل و سیاستمداری موفق باشد. او از اینکه حرفهایش را با نوشته های روی چند برگ کاغذ تنظیم نماید واهمه ای نداشت و با تسلط و اعتماد به نفس کافی حرکاتش را در مقابل دوربین تنظیم میکرد. او قادر است همراهی مخاطبان را برای تایید حرفهایش برانگیزد. اگر در کنار این خود باوری زیادی که در وجود او هست عنصر راستگویی و صداقت و اخلاص هم  باشد یقینا او میتواند تاثیرگذارترین رئیس جمهور ایران باشد.

اما در دقایق آخر برنامه اش حرفهایی زد که نمرات منفی برای خود خرید و علامتهای مثبتی را که اندوخته بود به مقدار زیادی زایل کرد. او جمله ای گفت که اراده ی تخریب رقبای انتخاباتی از آن فهمیده شد. او گفت عملکرد برخی از آقایانی که در طول این سالهای  گذشته در مدیریت سیاست خارجی و شورای امنیت ملی و جاهای مختلف بودند و الان هم جزو کاندیداها هستند این است که در جامعه الان نتیجه ی آن عملکردها را میبینیم. وبدین طریق همه ی مشکلات جامعه را به گردن رقبای خویش انداخت و خود را بعنوان فردی ستیزه جو و فرصت طلب معرفی کرد و این تمام رشته های او را پنبه کرد.

یقینا آقای قالیباف میداند که تخریب رقبا کاری مضموم است و نتیجه ی عکس میبخشد اما در عین حال نتوانست از این آسیب انتخاباتی ، خود را مصون نگه دارد. کاش کمی اخلاص چاشنی کارها و حرفهای ما باشد مگر چه میشود ؟ واقعا چرا اخلاص در میان سیاست مداران ما به یک کالای نایاب تبدیل شده است ؟

آیا کاریکاتوری که دست خود آقای قالیباف است نشانگر شخصیت واقعی او است ؟ مردی خوش برخورد با فک قوی و جمجمه ای کم حجم و چشمان ریز و ناپیدا ؟!!

  نظرات ()
علت بی حرکت بودن دست چپ آقای روحانی در برنامه تلویزیونی چه بود؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٧

 

  

 

دیروز برنامه ی تبلیغات تلویزیونی آقای حسن روحانی از کانال 2 سیما پخش شد .  حرکت دستهای آقای روحانی در این برنامه برای من محل سوال بود چون ایشان در طول صحبتهایش فقط دست راستش را تکان میداد و دست چپش ثابت بود و در حرکات بدنی یا همان زبان بدن ایشان نقشی ایفا نمیکرد. این امر نقطه ی سوالی ایجاد کرده بود که جوابش در پایان برنامه مشخص گردید و زمانی که آقای روحانی کلیدی را به مردم نشان داد و جمله ی تبلیغاتی خودش را گفت معلوم شد که ایشان کلیدی را در دست چپ خودش پنهان کرده بود و به همین خاطر از دست چپ خودش در حرف زدن استفاده نمیکرد.

با این حرکت معلوم شد که  نماد تبلیغاتی آقای حسن روحانی کلید است و قرار است ایشان از نماد کلید برای تاثیرگذاری روی ضمیر ناخودآگاه مخاطبان استفاده کند.

اظهار نظر در باره اینکه  این گونه اراده ی  تاثیر گذاری در فضای انتخابات و ضمیر ناخودآگاه مردم چقدر با انگیزه های خدمت در فرهنگ اسلامی سازگاری دارد یا ندارد و جایگاه استفاده از این روشها در فرهنگ غربی چیست ؟ موضوع بحث دیگری است.

ولی یک نکته قابل ذکر است که حتی اگر قبول کنیم که چنین اقداماتی در فرهنگ اسلامی ما هیچ ایرادی نداشته باشد با این حال مشخص گردید که شیوه ی طرح این نماد ناشیانه بود.

چرا استفاده ی آقای روحانی از نماد کلید ناشیانه بود ؟

 در انتهای برنامه وقتی مجری ، پایان وقت برنامه را اعلام کرد تصویر تلویزیون از چهره ی آقای روحانی کات شد و تصویر مجری  را برای خداحافظی نشان داد و این نشان میداد که متن برنامه آقای روحانی تمام شده است و گفتنیهای مهم گفته شده است. اما چند ثانیه بعد دوباره  تصویر آقای روحانی نشان داده شد که  کلیدی در دست داشت و با بلند کردن دست در مقابل دوربین آن را به مردم نشان داد و جمله ای را گفت که مضمون آن این بود که "هرچیزی کلیدی دارد".

با این کار معلوم شد که مشاوران ایشان نماد کلید را به عنوان عنصر تاثیر گذار در اذهان مردم برای ایشان برگزیده اند  و در سناریوی برنامه تلویزیونی ایشان نوشته اند که  حرکت آخر ایشان نشان دادن کلید و گفتن یک جمله ی مشخص با کلیدواژه ی "کلید" باشد .

اما نحوه اجرای بند آخر سناریو  توسط ایشان به قدری ناشیانه بود که به نظر من حتی تاثیر منفی نیز در نظر مخاطبان داشت.

یکی از علل تاثیر گذاری منفی این حرکت این بود که ایشان زمانی اقدام به انجام این حرکت کردند که متن حرفهای ایشان تمام شده بود و کلمه ی خداحافظی توسط مجری گفته شده بود و بینندگان ارتباطشان را با برنامه در حال گسستن بودند و کاملا مشخص گردید که دوربین با اصرار آقای روحانی به فضای بحث برگشته است تا او جمله آخر و حرکت نمادین خود را انجام دهد و این عمل ، نمایشی بودن این حرکت را در ذهن مخاطب لو داد و بدیهی است که در این حالت تاثیر گذاری حرکت از بین میرود و نتیجه ی عکس میبخشد.  خلاصه کلام اینکه ایشان نتوانست  حرکت نمادین خود را به متن کلام خود پیوند دهد و ارتباط آن را با موضوعات مطرح شده در گفتگو برقرار نماید و بدین ترتیب نماد کلید ایشان تبدیل به یک حرکت سبک تبلیغاتی شد در صورتیکه میتوانست بهتر از این باشد .

  نظرات ()
نگاه خریدارانه به آقای جلیلی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٥

 

 

 

 

 

دیروز اولین برنامه تبلیغاتی آقای جلیلی از تلویزیون پخش شد . اگر چه از چند سال قبل در جریان مذاکرات هسته ای با چهره و صدای او آشنا بودم اما  این اولین باری بود که صحبت مفصلی از ایشان را گوش میدادم .  گوش دادن به حرفهای او این بار فرق میکرد چون میخواستم از دیدگاه مشتری به او نگاه کنم . با اینکه بیش از 15 دقیقه نتوانستم به حرفهایش گوش دهم اما برداشتهایی کلی در باره ی او حاصل آمد و برخی از زوایای شخصیتی ایشان روشن گردید یا لااقل فکر میکنم که روشن شده است . اولین نکته ای که میتوانم در باره ی او بگویم این است که نجابت و دیانتی خالصانه از صحبتهایش احساس میشد و در ابراز عقیده ی مسلمانی و انقلابی  خود قاطع و ثابت قدم نشان میداد اما در عین حال  ، کمی تا قسمتی عدم تسلط کافی ایشان در گفتگو مشهود بود که البته این امر میتواند بعلت تازه بودن این عرصه برایش باشد.

او فردی است که  براحتی  و بدون واهمه وارد مذاکره میشود و قادر است ارتباط کلامی سازنده ای  با طرف مقابل برقرار کند . تحلیل خوبی  از موضوع مورد بحث ارائه میدهد اما در گرماگرم بحث به بحر موضوع فرو میرود و همین مورد باعث میشود که تاثیر کلامش را در طرف مقابل  ارزیابی نکند و منتظر واکنش شنونده نماند و این باعث  طولانی تر شدن بیمورد بحث میشود که این خود از تاثیر گذاری سخنش می کاهد.  در جایی که میتواند به پاراگراف اول خود بسنده کرده و با توقف  و نقطه گذاری در کلامش ، حس اقناع شنونده را برانگیزد آماده ی تمثیل دیگری میشود و بدینوسیله تمامیت سخن خود را زایل میکند و قناعت شنونده به سخنش را از بین میبرد.  در این حالت شنونده که میتوانست با همان سخن نخستین قانع شود دیگر ممکن است با مثالهای متعدد نیز تسلیم منطق سخنور نگردد.

در کنترل حرکات و حالات نشستن  چندان مسلط نبود و این نشان میداد که تسلط کافی به موضوعات برایش حاصل نشده است.

اما در کل ، آنچه که به مبانی شخصیتی و اعتقادی مربوط میشود در حد قابل اطمینانی در او موجود است . او فردی راستگو و قابل اطمینان و مشاوره پذیر و دارای جهان بینی اسلامی جلوه مینماید .

او به محض اینکه مراحل اولیه کاری را شروع کند اعتماد به نفس لازم را بدست می آورد و به سرعت معایب و ضعف های خویش را جبران میکند  و به موقع به کار مسلط میگردد.

او فردی است که بخاطر وجود مولفه های شخصیتی در درون خویش در سامان بخشی امور جاری بطور فوق العاده ای موفق عمل میکند و در مدیریت قادر است همکاری و همراهی دیگران را با کمترین تنش و هزینه  ودر کمترین جلب نماید و کسانیکه با او کار میکنند از کار خویش لذت میبرند و میدانند که اراده ی  منطقی آنها هرگز سرکوب نخواهد شد .  او فردی است که اختیاراتش را به راحتی  به افراد قابل اطمینان تفویض میکند و با دخالت بی مورد در جزئیات کار دست و پای افراد تحت مدیریتش را نمی بندد.  اعتماد میکند و اعتماد میخرد  و سازمان تحت مدیریتش را متعالی میخواهد نه فرمانبر !  او دوست دارد نابسامانیهای جامعه در طی یک پروسه ی برنامه ریزی شده و معقول به سامان برسد نه با تحکم و نه با کار احساسی و زودگذر تبلیغاتی !

اینجانب با دیدن اولین جلسه ی برنامه تلویزیونی او به تاثیر گذاری  شیوه ی مدیریتی او در جامعه بسیار امیدوار شدم . 

  نظرات ()
4 ذکر کوتاه قرآنی برای رهایی از 4 چیز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٤

 

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

 1ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر

«حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ»

(آل‌عمران/173)

پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید

  

2ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر

«لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ‏ مِنَ الظَّالِمِینَ»

(انبیاء/87)

پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.»

 

3ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر

«اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ»

 (غافر/44)

پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت

 

4ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر

«ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»

(کهف/39)

پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد

 منبع: بحارالانوار، ج90، ص184 و 185، به نقل از کتاب خصال شیخ صدوق

به نقل از سایت  شیعه

  نظرات ()
میلاد عشق نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢

 

تا صورت پیوند جهان بود، على بود

تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود

شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود

 سلطان سخا و کرم و جود، على بود

هم صالح پیغمبر و داوود، على بود 

هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود 

مسجود ملائک که شد آدم ز على شد

آدم که یکى قبله و مسجود، على بود 

آن عارف سجاد که خاک درش از قدر

بر کنگره‎ى عرش بیفزود، على بود 

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

هم عابد و هم معبد و معبود، على بود

آن لحمک لحمى بشنو تا که بدانى  

آن یار که او نفس نبى بود، على بود 

موسى و عصا و یدبیضا و نبوت

در مصر به فرعون که بنمود، على بود 

چندانکه در آفاق نظر کردم و دیدم

از روى یقین در همه موجود، على بود 

خاتم که در انگشت سلیمان نبى بود

آن نور خدایى که بر او بود، على بود 

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج

با احمد مختار یکى بود، على بود 

آن قلعه‎گشایى که در قلعه خیبر

برکند به یک حمله و بگشود، على بود 

آن گُرد سرافراز که اندر ره اسلام

تا کار نشد راست نیاسود، على بود 

آن شیر دلاور که براى طمع نفس

بر خوان جهان پنجه نیالود، على بود 

این کفر نباشد سخن کفر نه این است

تا هست، على باشد و تا بود، على بود 

جلال الدین محمد بلخى(مولوى) 

میلاد امام علی (ع) مبارکباد

 

 

  نظرات ()
سخنان شرم آور و غیر قابل باور از آقای هاشمی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢

شنیدنش سخت است و باورش تلخ و عذاب آور. نمیتوان باور کرد که این حرفها از دهان هاشمی بیرون آمده باشد . راستش از لحظه ای که این صحبتها را شنیدم تا الان به دنبال بهانه ای می گردم  تا اینکه ثابت کنم هاشمی این حرفها را نگفته است به همین منظور  بارها  به فایل صوتی مربوطه گوش دادم تا بلکه ساختگی بودن آن را کشف کنم تا بدین طریق ثابت کنم که اگر چه اقدامات هاشمی در جهت پایمال کردن قشر ضعیف  غیر قابل انکار است اما این اقدامات هاشمی سهوی بوده است و ریشه در اعتقاد قلبی او ندارد و او هرگز عامدانه طبقه ی کم درآمد مردم را زیر چرخهای بی رحم سیاستهای خود له نمیکند. اما تلاشم بیهوده بود .

 

هنوز هم از خودم سوال میکنم که چگونه ممکن است که آقای هاشمی که عنوان آیت الهی را یدک میکشد این سخنان خجالت آور را گفته باشد ؟ حرفی که اگر از روی نوشته میخواندمش هرگز باور نمیکردم ، سخنی که حتی اگر از دهان خود هاشمی نیز بشنوید باور نمیکنید. باور نمیکنید که هاشمی این حرفها را زده است .  اما با کمال تاسف گویا زده است !!!

او میگوید :

مستضعفی دیگه نداریم ! بجای آن میگوییم قشر آسیب پذیر!!!  قشر آسیب پذیر یعنی چی ؟ گروهی بی لیاقت و  بی عرضه ای که خودشان پذیرای آسیب اند. اینها خودشان میخواهند ، شما چرا میخواهید اصرار کنید از این وضعیت نجاتشان بدهید ؟ اگر خدا میخواست  خوب اینها را خودش کمک میکرد.

 

باشنیدن جملات فوق یاد آیه های نورانی قرآن  در ذهن می آید که خداوند گویندگان این سخن را  در گمراهی آشکار (ضلال مبین) میداند و در سوره یس  و آیه 47  چنین میفرماید :

قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ

 

قرآن کریم میفرماید : کافران در زمان پیامبر میگفتند که اگر خدا می خواست، خودش به اینها می داد: (أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ )؛ «آیا کسانی را خوراک بدهیم که اگر خدا می خواست، به آنها می خورانید؟»   بعد در آخر آیه خطاب به کسانیکه این حرفها را میگویند میفرماید : شما در گمراهی آشکار هستید.

 

چگونه ممکن است فردی که خود را مفسر قرآن میداند اینگونه صریح با تعلیمات روشن قرآن مخالفت نماید و سخن کافران را بازگو نماید ؟

فیلم

 چه خوب بود خبر موثقی یافت میشد و این حرفها را تکذیب میکرد. ما معترض آقای هاشمی بوده ایم اما هرگز نفرینش نکرده ایم و هنوز هم زبانمان به نفرینش نمی چرخد اما هیچ کس از نفرین نهانی ستم دیدگان دلسوخته مطلع نیست ، تا کی دامان ستمگران و گردنکشان را بسوزاند . خدایا اگر قرار است مجازات گناهان هاشمی با حامیان و تایید کنندگانش تقسیم شود من ذات مقدس ترا شاهد میگیرم که از سال 69 به بعد  به هیچ وجه از عملکرد و سیاستهای او حمایت نکرده و بلکه معترض آنها بوده ام . خدایا کسانی را که به ما رحم نمیکنند بر ما مسلط نفرما . آمین یا رب العالمین  .

 

  نظرات ()
عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی نشانه ی چیست نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱

دیروز از عدم  احراز صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی توسط شورای محترم نگهبان قانون اساسی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری  اطلاع یافتیم. خبری بود که انتظار شنیدنش را نداشتیم و وقوع آن را بعید میدانستیم ولی این اتفاق افتاد و بخشی از نگرانی های مردم را از بین برد . جزئیات این حادثه هرچه که باشد ، این اقدام نشان از یک واقعیت امید بخش دارد که بسیار قابل تامل است.  اما این واقعیت امید بخش چیست ؟

 

همه میدانیم که آقای هاشمی یکی از مهمترین افراد بانفوذ کشور بوده و  دارای ثروت و قدرت فراوانی است. او از جمله ی کسانی است که در انقلاب نقش بارزی داشته است .  اگر چه قبل از پیروزی انقلاب ، توده ی مردم او را نمیشناخت و نام او در ردیف اسامی درخشان و مشهور مبارزان  پیرو اما مانند آیت الله طالقانی نبود و در پیروزی انقلاب نقش تعیین کننده و برجسته ای نسبت به سایر مبارزان نداشته است اما به هر حال پس از پیروزی انقلاب روحیه ی مبارزاتی ایشان برای مردم روشن شد و همراهی ایشان با امام  و تلاش در مسیر اهداف انقلاب چهره ی او را برای مردم شناسانید و  در نتیجه ی حضور او در کنار مریدان امام خمینی وجهه مثبت بسیاری برای ایشان  فراهم آمد و با گذشت زمان اندک از پیروزی انقلاب اسلامی ، مردم ایران به واسطه ی مسئولیتهای مهمی که ایشان بعهده گرفت  با چهره او آشنا شده و با اطلاع از مبارزات ایشان در زمان طاغوت ، احساسات محبت آمیز فراوانی برای ایشان ابراز داشتند.

این ابراز احساسات  شعف انگیز که برمبنای انقلابی بودن و مرید امام بودن هاشمی از سوی مردم در طول سالها دوام یافت ، رفته رفته در نظر برخی ها و از جمله خود آقای هاشمی و فرزندان و بستگانش بعنوان شیفتگی مردم  به ویژگی های مستقل  شخصیتی آقای هاشمی تلقی شد و همین تلقی ، زمینه ی  "خود رهبر پنداری"  ایشان و سایر انحرافات را فراهم کرد و حوادثی را بوجود آورد که دیدیم .

در نتیجه ی انحرافاتی که رخ داده بود  ، در طی سالهای طولانی  پس از رحلت امام  ، مردم شاهد عدول شخص هاشمی و اطرافیان ایشان از معیارهای انقلاب بودند.  آنها در حالیکه حرفهای امام را تحویل مردم میدادند در عمل برضد آن عمل میکردند و نتیجه  ی عملکردشان در جهت حذف شعارهای انقلابی و الگوی زندگی اسلامی بود.  این سیاستها  در طول 16 سال که دولتهای هاشمی و خاتمی بر کشور حاکم بودند ادامه یافت و باعث شد که عده ی زیادی از فرزندان انقلاب گوشه گیری اختیار نموده و از صحنه ی مدیریت جامعه به حیطه ی فعالیتهای شخصی کوچ نمایند.

اسب آقای هاشمی چهار نعل می تاخت و با شعار توسعه ، هرچه را که بر سر راهش  مانع ایجاد میکرد نابود میساخت . مردم برای ادامه ی زندگی موظف بودند که خود را به این سوار تیزپا برسانند و سوار درشکه شوند و گرنه از گردونه ی فعالیت های اجتماعی و اقتصادی خارج گشته و از زندگی ساقط میشدند. به اعتقاد آقای هاشمی هرکس که به این درشکه ی چابکسوار  رسید حقش بود و هرکس که نرسید نیز حقش بود چون به فرمایش آقای هاشمی  خدا اینگونه خواسته بود.

و هیچکس جلودار آقای هاشمی نبود چون  میگفتند " " مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است " .  هاشمی با این شعار  منطقه امنی برای خود تدارک دیده بود و در میدان سیاستمداری یکه تازی میکرد و  مخالفانش را بشدت سرکوب میکرد و به اعتراضات فرزندان انقلاب که توده های  مردم بودند هیچ  وقعی نمیگذاشت.

در این فضای معکوس ناخودآگاه  گفته ی «فرانتس فانون» در ذهن می آمد که گفته بود: « انقلاب ها فرزندان خود را می بلعند »  و این طور مشاهده میشد که انقلاب  ما نیز در حال خوردن فرزندان خویش است و عامل این بلعیدن کسی جز آقای هاشمی و باند توسعه گرش نبود.  جریان توسعه با بلعیدن آرمانهای انقلاب ، فرزندان انقلاب را نیز می بلعید.

هاشمی به ظاهر در جبهه ی اسلام و کنار انقلاب ایستاده بود ولی در سیاست و حکومت نه بر اساس  مبانی انقلاب ، بلکه به تشخیص خویش عمل میکرد و مردم که هاشمی و انقلاب را در یک موضع ظاهری ملاحظه میکردند هرگز گمان نمیکردند که آقای هاشمی با داشتن عنوان مقدس آیت الهی و با آن همه سابقه انقلابی گری از سرمایه ی انقلاب به نفع خویش و خانواده خویش هزینه نماید بلکه چنین میدیدند که انقلاب به نفع آقای هاشمی  از آرمانهای مردم هزینه میکند و آقای هاشمی تنها به دلیل سابقه ی مبارزاتی گذشته ی خود از هر مواخذه ای مصون است و این نابرابری آشکار مردم را از عدالت و سلامت انقلاب مایوس میکرد.

اما 8 سال است که با شروع مواخذه هاشمی توسط انقلاب ، امیدها در دلها دوباره جان گرفته است و امیدی در دل مردم زنده گشته است که انقلاب به نفع هیچ کس  آرمانهایش را فدا نخواهد کرد.

و امروز با عدم احراز صلاحیت هاشمی برای ریاست جمهوری  توسط شورای نگهبان بار دیگر مهر تاییدی بر سلامت انقلاب زده شده است .  امروز مشاهده میشود که ارکان انقلاب هنوز برجای خویش است و عزم راستین فرزندان انقلاب توان پیرایش ناخالصی ها را دارد.  اکنون میتوان باور کرد که انقلاب ما فرزندان خویش را نمی بلعد بلکه آنهایی را که از  پیمان ها و آرمانهای انقلاب عدول میکنند ادب میکند و  به راه راست فرا میخواند.  اکنون میتواند باور کرد که در سالهای گذشته این انقلاب نبود که به نفع رانت خواران حقوق مردم را پایمال میکرد بلکه رانت خواران بودند که از انقلاب به نفع خود سودجویی میکردند و اینکه انقلاب به نفع هیچ کس از آرمانهای خویش منحرف نخواهد شد حتی اگر این شخص  آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد . این امیدی است که در دل مردم جوانه زده است .

 

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب