جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
مقایسه موضع گیری جلیلی و هاشمی در یک مورد خاص نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۳٠

آقای جلیلی در باره ی  "خطر ارتجاع از راه تردید در مبانی ارزشی انقلاب اسلامی" میگوید :

«امروز این حرکتی که در این سرزمین صورت می گیرد که در آن اسم اسلام احیا شده است این یک حرکت معمولی نیست! چه بخواهیم چه نخواهیم امروز این حرکت با اندیشه دینی گره خورده است! و الهام بخش بسیاری در دنیا شده است. این که امروز در دنیا می بینید که تمام هجمه ها برای این شکل می گیرد که این حرکت را سست کند نشان موفقیت حرکت است. این موج بیداری اسلامی و رستاخیر اسلامی که امروز در دنیا برپا شده است به چه خاطر است؟ چرا آمریکا امروز بعد از چندین سال صرفا برای منطقه ما راهبرد گسترش دموکراسی را مطرح می کند؟ چرا علم دموکراسی بلند شده است؟ برای اینکه این اندیشه دارد پیش می رود تا پشت خیمه هاشان! اینکه شما می بینید راهبرد دشمن در قبال شما فشار از بیرون و تغییر از درون تعریف می شود. به این خاطر است که متوجه شده است شما به پشت خیمه های او رسیده اید. اینجاست که می گوید باید اختلاف بیندازیم پس قرآن را روی نیزه ها میبرند.

اینها نقاط قوت ماست. امروز ما در جایی که نقطه قوت است ایستاده ایم اگر با یک نگاه تاریخی نگاه کنیم. این اندیشه ای که سالها و سالها خطاب به ائمه اطهار مطرح می شده است امروز به عرصه عینی آمده است. و دارد پیش رَوی می کند. ولی خوب این حفظش نیازمند آسیب شناسی است. ما در پیش رَوی اندیشه دینی مشکلی نداریم و خیلی خوب دارد این اتفاق می افتد. شما با کلید واژه «اسلام سیاسی» در منابع جستجو کنید خواهید دید تا چه اندازه پیش رفته است. سمینارها، همایش ها و … در سراسر جهان با این موضوع برگزار می شود. اما این تجربه را در تاریخ هم داشته ایم که به پشت خیمه ها رسیده ایم ولی یک باره برگشته ایم. هوشیاری و بصیرت کافی اگر نباشد ناگزیر می شویم

 

آقای هاشمی در باره تجدید نظر در باره مبانی انقلاب و  لزوم برگشت از مواضع  انقلابی میگوید :

آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟

. . . روابط با عربستان، مسئله کوچکی برای منطقه نیست. اولاً کشور ثروتمندی است و اکثر علمای بلاد اسلامی به نوعی با عربستان به خاطر حج و زیارت ارتباط و ثانیاً منافع دارند. مساجدشان را تعمیر می‌کند. امکانات می‌دهد، قرآن چاپ می‌کند. امکانات زیادی را آنها برای ترویج امور دینی آنها درست کرده‌اند. کاری را که دانشگاه الازهر در مصر می‌کرد، الان حجم زیادی از کارها و حتی کارهای آکادمیک به دست عربستان افتاده است. از همه اینها مهمتر، مسئله نفت است. اگر عربستان با ما روابط خوبی داشت، مگر غربی‌ها می‌توانستند ما را تحریم کنند؟ فقط عربستان می‌تواند جای ایران پر کند. عربستان لازم نیست هیچ کاری انجام بدهد، اگر نفت را به اندازه سهمیه اپک تولید کند، هیچ کس نمی‌تواند به ما تعرض کند. چون اقتصاد دنیا نمی‌تواند خالی از نفت ما باشد، فکر می‌کنم هنوز ایجاد روابط خوب مقدور است. ولی انسان‌هایی اینجا هستند که می‌بینید نمی خواهند. شما که در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی متخصص هستید، می‌دانید. یک کلمه نسنجیده بگویند، خیلی زود بازتاب دارد، برخی اظهارات تند از دو طرف قابل تحمل نیست و باید اصلاح شود..."

 

  نظرات ()
چرا مرگ بر آمریکا میگویم اما شعار مرگ بر روسیه نمیدهیم؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢٥

حدیث شعار "مرگ بر آمریکا"  در ایران  داستان عجیبی دارد.  بیش از 30 سال است که مردم با این شعار انس گرفته اند و به یقین در طول این سالها روزی نبوده است که این شعار توسط مردم گفته نشده باشد.  واقعا اگر به داستان این شعار پرداخته شود صفحات زیادی باید به زیور طبع آراسته گردد و داستانهای افسانه واری باید ثبت و ضبط شود.  به راستی چه رازی در این گفتار نهفته است که در طول سالیان دراز از زبانها نیافتاده  و در فرهنگ روزمره ی مردم ماندگار شده است.  البته جای این تفصیل نگری در این گفتار نیست و ما مجبور هستیم فقط به گوشه ای خیلی جزئی از این مقوله آنهم به ضرورت نظری گذرا اندازیم.

 

File:Teheran US embassy propaganda statue of liberty.jpg

این شعار موافقان و مخالفانی در داخل و خارج کشور دارد  که هر کدام با دلایلی مواضع خود را اتخاذ کرده اند . اما شاید همه موضع گیرنده گان در این ارتباط  دلایل یکسانی نداشته باشند. برخی اظهار نظرها در سالهای اخیر در نوع خود شایان توجه است. در میان افراد طیف خاصی هستند که طرفدار سازش با آمریکا هستند.

طرفداران سازش با آمریکا ابتدا میگفتند و میگویند : آقا اینهمه "مرگ بر آمریکا " نگویید زشت است . آمریکا هم یک کشور است مثل سایر کشورها .  "مرگ بر" گفتن یک نوع بی تربیتی است . چرا آرزوی مرگ برای دیگران میکنید. در دنیای متمدن امروزی همه برای هم آرزوی سلامتی میکنند ولی ما آرزوی مرگ میکنیم. چرا ؟ اینها در شان مردم با فرهنگ ایران نیست . چرا ما را عقده ای بار می آورید. چرا ما را با همه ملتها دشمن میکنید ؟

برخی از مردم عادی را نمیگویم که از روی حسن نیت اظهار نظر میکنند ولی صادر کنندگان اصلی این حرف ، آن را چنان مزورانه و با آب وتاب و ژست انسان دوستانه و متمدنانه میگفتند که اغلب شنوندگان حق را به آنها میدادند .  خوب یک آدم بی طرف وقتی این حرف را میشنود میگوید : راست میگویند لزومی به گفتن "مرگ بر" نیست . دوست دارید رابطه برقرار کنید یا نکنید .  این حرفهای ناشایست و شعارهای تند  وجهه ی ایران و مسلمان و شیعه را خراب میکند . آنها در باره ما چه فکر میکنند که این شعار ها میشنوند؟  لابد فکر میکنند ما مردمی ستیزه جو و جنگ طلب هستیم.

اما  در سالهای اخیر با حمله آمریکا به عراق و اشغال نظامی این کشور  اتفاقاتی افتاد و جنایات وحشتناکی مکررا توسط سربازان آمریکایی رخ داد که برای رسوا شدن آمریکا و طرفداران سازش با او کافی است . 

همان کسانی که با شنیدن شعار "مرگ بر آمریکا" چینی احساس شان ترک برمیداشت این بار سلاخی شدن انسانها در عراق را توسط آمریکاییها دیدند ولی دم برنیاوردند و جیک نزدند. دریغ از یک اعتراض حتی ملایم !  صدا از سنگ برخواست اما از آنان ندایی برنیامد.  این رفتار سازشکاران بدین معنی است که : آمریکا هرکار کند حق دارد و ما هیچ اعتراضی به آن نخواهیم کرد ولی اگر کسی کوچکترین مقابله ای  حتی در قالب یک شعار با آمریکا داسته باشد با او مخالفت خواهیم کرد و این واقعیت وحشتناک از رفتار سازشکاران برمی آید و قابل انکار نیست .

از طرف دیگر وقتی مردم دنیا دیدند که چهره ی درنده ی آمریکا در عراق و افعانستان و پاکستان با میلیونها کشته و زخمی نمایان شد وضع کمی متفاوت تر شد. مردم دنیا دیدند که سربازان آمریکایی به زن و کودک و پیر و جوان رحم نکردند . مردم دنیا دیدند که فجیع ترین کشتارها توسط سربازان آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ایتالیایی در عراق و افغانستان انجام شد . پس از این سازشکاران متوجه شدند که دیگر کسی باور نخواهد کرد که  "مرگ بر آمریکا" گفتن بی ادبی باشد. مردم دیدند که انصافا این شعار ، محترمانه ترین اعتراض به این موجود ویرانگر خون آشام است .

 

سازشکاران دیدند این ژستی که از موضع مودب مداری گرفته اند دیگر کارساز نیست و بنابراین  از موضع دیگری وارد شدند و موضوع روسیه را پیش کشیدند و گفتند که چرا مرگ بر روسیه نمیگویید . منظور شان این بود که میخواستند اینگونه القا کنند که اگر شعار "مرگ بر آمریکا"  بدون "مرگ بر روسیه" گفته شود به این معنی است که کشور زیر سلطه ی روسیه است .  آنها میگویند شعار "مرگ برآمریکا"  و "مرگ بر شوروی "  دوشعاری بودند که مردم آنها را با هم میگفتند ولی الان خبری از شعار دوم نیست و فقط شعار ضد آمریکایی داده میشود .

 

اما معلوم است که این برداشت توهمی بیش نیست . چه کسی است که فرق شوروی با روسیه را نداند ؟  و کیست که قد و اندازه ی روسیه در برخورد با ایران را نشناسد . علاوه بر آن شعار مرگ برشوروی به هدف نشست و این دشمن ملت به لطف خدا متلاشی گردید و اکنون  واضح است که روسیه در حد و اندازه ای نیست که فکر سلطه بر ایران را داشته باشد و اگر به مشکلات  خود و تحدیدهایی که نسبت به خود میشود چاره اندیشی نماید هنر کرده است . در حقیقت روسیه همان شوروی نیست و شاید بتوان گفت که روسیه در حکم شوروی ضعیف شده ای است که تهدیدات عمده ی آن از بین رفته و بنابر این کشور میتواند خطرات ناشی از ارتباط با آن را تحت کنترل در آورد و البته اکنون دیگر آن حس سلطه طلبی بر دیگر کشورها در حاکمیت روسیه دیده نمیشود و توان آن هم در روسیه موجود نیست. واگر روزی بر فرض محال این ظرفیت در روسیه ایجاد شود بازهم عکس العمل ما همان خواهد بود .

 

در همین راستا باید مژده بدهیم که در آینده ی نزدیک که آمریکا نیز با عنایت خدا متلاشی خواهد شد  و شعار امیدآفرین "مرگ بر آمریکا" نیز به هدف خواهد نشست ما مشکلی در برقراری ارتباط با تکه پاره های آمریکا نخواهیم داشت و ممکن است که  مثلا با کشوری بنام کالیفرنیا هم ارتباط برقرار نماییم و این هیچ ایرادی نخواهد داشت. در آن زمان ممکن است هیچ شعاری با "مرگ بر" شروع نشود . به امید آن روز : مرگ بر آمریکا

 

  نظرات ()
وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی آقای هاشمی چیست؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢٤

امروز اولین بیانیه انتخاباتی آقای هاشمی منتشر گردید که در بخشی از بیانیه ی انتخاباتی آقای هاشمی چنین آمده است :

. . . خود را برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، در معرض رأی و نظر شما قرار می‌دهم تا در این برهه حساس از تاریح کشور که مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ادلّه‌ای که بر شما مخفی نیست، زمینه تأثیر تهدیدها و تحریم‌های خارجی را هموار کرده است، یک بار دیگر به وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی خویش عمل کرده باشم . . .

 

 

پس از خواندن این پاراگراف از بیانیه ایشان  سوالی به ذهنم رسید که دوست داشتم از ایشان بپرسم و جوابی دریافت کنم . اما با کمی دقت در گفته ها و مواضع پیشین ایشان متوجه شدم که جواب این سوال من قبلا توسط ایشان داده شده است.

سوالی که به ذهنم رسید این بود که  اگر از ایشان سوال کنیم  که چگونه میخواهید با این تهدیدها مقابله کنید و اساسا وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی  شما در این باره چیست  چه جوابی از ایشان خواهیم شنید؟

دیدم که قبلا ایشان جواب این سوال را خیلی ساده و راحت به این شکل داده است : با برقراری رابطه ! 

یادم آمد که ایشان درسالهای دور دراین باره حتی به امام هم نامه نوشته بود و درخواست برقراری ارتباط را داده بود و گفته بود که آمریکا کشور بزرگی است و ما چاره ای جز برقراری ارتباط نداریم.

با این حساب متوجه میشویم که  وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی  ایشان چیزی جز برقراری رابطه و تمکین به آمریکا نیست ولی این نظر  جناب آقای هاشمی چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست و این راه حل نمیتواند یک گزینه ی منطقی برای مشکل باشد زیرا پاک کردن صورت مسئله هنری نیست که نیاز به هنرمند داشته باشد و هر کسی میتواند با پاک کردن صورت مسئله  خیال کند که خود را از مشکلات ناشی از آن رهانیده است.  معلوم است که وقتی تحکم دشمن را بپذیری ، قائله پایان می یابد اما این روشی است که دشمن را کامیاب و ملت را ناکام میکند .

در ضمن برقراری رابطه با آمریکا  آیا میتواند بعنوان یک تکلیف انقلابی  منظور شود ؟

بعد یاد جمله ای از امام رحمه الله علیه افتادم که فرمود : رابطه ی آمریکا با ایران مثل رابطه ی گرگ و میش است.

 

بعد می اندیشم که چه خوب است که آدمی صادق و بی ریا سخن بگوید و لااقل مردم خویش را نفریبد. بگویید : دوست داریم با آمریکا دوست شویم . دلمان اینطور میخواهد!  چرا حرف از تکلیف میزنید ؟ چرا از وظیفه سخن به میان می آورید ؟ چرا از انقلاب مایه میگذارید ؟  چرا واژه ها را برای اهداف خود قربانی میکنید ؟ 

بخدا باور کنید که روزی باید جواب پس بدهید !  مگر چقدر از عمرتان باقی مانده است ؟  به خود بیایید و بدانید که مال و مقام دنیا فقط تا لب گور با شما رفیق است و پس از آن کار دشواری در پیش داریم و دارید

  نظرات ()
اینها ادعا میکنند که میخواهند صلح را به جهان هدیه دهند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢۳

 

تصاویر زیر از سایت باراک اوباما دات کام برداشته شده است . مردی که  دم از صلح جهانی میزند . او و همکارانش دوست دارند رهبری دنیا را به دست بگیرند. اینها کسانی هستند که میخواهند دنیا را به روش خویش مدیریت کنند.  آنها ادعا میکنند که اگر جهان را به ما واگذار کنید آن را با صلح و آرامش اداره خواهیم کرد اما تصاویر زیر که توسط خود آنها منتشر شده است چیز دیگری میگویند.  واقعیت وحشتناکی که از زیر بنای جامعه ی آمریکا  حکایت میکند . مهمترین خواسته های مردم در این تصاویر رسیدن به امنیت و آرامش است . چیزی که آنها  می خواهند و  به عنوان شعار با خود حمل میکنند این است :  جامعه ی امن  ،  مدارس امن

 

 

جامعه امن  ، مدارس امن

 

 

کاهش خشونت مسلحانه

Obama is a man who wants to bring peace to the world

درخواست برای کاهش خشونت مسلحانه چیزی است که دغدغه های اصلی جامعه آمریکا را  تشکیل میدهد. دخالت این مردانی که خشونت را به مردم خودشان هدیه داده اند در جامعه جهانی چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت ؟

نتیجه و ثمره ی مدیریت چندصدساله ی آنها در کشور خودشان این است که مردمشان در بحران امنیتی دست و پا میزنندو کسب مبنایی ترین حقوق انسانی که همان امنیت است  جزو آرزوهای مردم آمریکاست. مدیریت آمریکایی این است .

  نظرات ()
چــــــــرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود می گوییم "شیر"؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢۳

نقل از ایمیل وارده :

چــــــــرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود می گوییم "شیر"؟

 

در سال های دور ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بود(وهست) متعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمیشد.او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.در هر کشوری حیوانی که برای آنها مقدس است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کنند.او دید در اتریش،هر جا خروجی آب است؛سردیسی از شیر هست.پس بر سرچشمه آب که برای مردم فراهم کرد،سر شیری گذاشت.و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتندومی گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!

 

سَردیس یعنی مجسمه‌ای که در آن تنها شکل یک سر، پیکرتراشی شده باشد)

  نظرات ()
یک سوال و نگرانی جدید ملت درمورد رئیس جمهور آینده نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢۱

 

امروز شنبه در آخرین روز و آخرین ساعات مهلت ثبت نام ، آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

 

آیا مملکت بازهم سیر "سعودی !" و "نزول" ی  در پیش خواهد گرفت ؟

  نظرات ()
ازدواج رسمی فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۱٩

به روایت یک قطعه فیلم که در فضای مجازی منتشر شده است و تکه ی کوتاهی از برنامه زنده ی بی بی سی فارسی را شامل میشود حرف عجیبی توسط مجری برنامه زده میشود که قابل تامل و البته جای بسی تاسف است. از مشاهده ی این برنامه و شنیدن سخنان مجری  چنین معلوم میشود که از رسالتهای مهم تلویزیون بی بی سی فارسی این است که با سماجت به مخاطب خود این نکته ی انحرافی و ضداخلاقی را بقبولاند که : ازدواج رسمی فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست! او می افزاید که وقتی دونفر همدیگر را دوست داشته باشند یک تکه کاغذ باشد یا نباشد هیچ فرقی نمیکند.

روزگار غریبی است . . .  سنگها را بسته و سگها را رها کرده اند.

مطلب جالبی است و در این ارتباط باید گفت : ازدواج یک قرار داد است و قرار دادی که نوشته و امضا نشود هیچ اعتباری ندارد. بعنوان مثال در امور تجاری وقتی دوشرکت یا دو شخص با هم قرارداد همکاری می بندند آیا میتوانند بدون نوشتن و امضای قرار داد شروع به همکاری نمایند؟  آیا میتوان گفت که "قراردادرسمی" فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست و مهم این است که طرفین به معامله کردن باهم علاقه مند هستند ؟  یقینا هیچ عاقلی این حکم را نمیکند زیرا نوشتن قرارداد فرایندی عقلانی است که مکنونات ذهنی افراد ذینفع را در قالب عبارات روشن و قابل درک برای طرفین به رشته ی تحریر در می آورد و طرفین با امضا کردن آن التزام خود را برای انجام تعهدات خویش تضمین مینمایند و با امضا کردن قرارداد ، صدق نیت خود را در جریان همکاری در طول قرار داد اعلام و گواهی مینمایند. و یکی از مهمترین خصایص قرارداد اینست که این گواهی برای دیگران نیز قابل رویت و قضاوت است.

 

پس وقتی در معاملات تجاری قرارداد اینقدر مهم است چرا در ازدواج که  مهمترین قرارداد زندگی انسان است باید سهل انگاری نمود؟ با این اوصاف آیا بازهم میتوان گفت که در زندگی مشترک صرف تمایل طرفین کافی است و قراردادی بنام ازدواج هیچ ضرورتی ندارد؟

نیات پنهان چیست ؟

اما اغراض پنهان این حرف چیست ؟ و نیات واقعی تبلیغ کنندگان آن چیست که نمیخواهند به مخاطب بگویند؟ آنها چه هدف شومی را دنبال میکنند ؟

واضح است که برای همکاریهای مهم باید قرارداد نوشت و اصلا لفظ قرارداد در درون خود مفهوم اهمیت  و تعهد را حمل میکند. ما نگفته و ناخودآگاه پذیرفته ایم که هر چیزی که برای آن قرار داد لازم باشد معلوم است که امر مهمی است و برای آن باید تعهدی را بپذیریم. ما میدانیم چیزی که برای آن قرار داد نوشته میشود یقینا لازم الاجراست و مورد تعهد طرفین واقع شده است . اما برای موارد جزئی و غیر مهم قرار داد لازم نیست و ممکن است تعهدی هم در کار نباشد.

مثلا برای انجام خریدهای متنوع روزانه ی  یک خانه قرارداد لازم نیست و هیچ کس برای خرید نان و پنیر و سبزی و نمک روزانه منزل قرار داد منعقد نمیکند اما برای خرید و فروش یا ساختن یک خانه حتما باید قراردادی تنظیم شود چون مهم است ، چون باید طرفین وظایف و تعهدات خویش را بدانند و قبول کنند و متعهد به انجام درست وظایف خود باشند.  

حال نیات خطرناک گردانندگان بی بی سی روشن میشود که هدف آنها از طرح این شبهه این است که میخواهند امر ازدواج را به یک امر بی اهمیت روزانه و هفتگی و ماهانه تبدیل نمایند که اولا مثل خرید روزانه  ی منزل ،متنوع و زود مصرف باشد و ثانیا از تعهد خالی باشد.

حال این سوال مطرح میشود که : چرا افرادی که باسواد هستند و خود را متمدن میدانند باید این سخن احمقانه را تبلیغ نمایند ؟  دلیل آن واضح است :

عقل و شیطان در یک اقلیم نگنجند همچنان که روز و شب در یک جا جمع نشوند . به هر میزان که وسوسه های شیطانی در وجود انسان پذیرفته شود به همان میزان هم ظهور و بروز عقل در شخصیت او کمرنگ میشود و  درنتیجه  رفتار شخص  نیز از عقلانیت فاصله میگیرد . وقتی نفوذ شیطان در یک شخص زیاد شد به دنبال آن عقل  از او فرار میکند  و بطوری که برای خود آدم نامحسوس است  بلاهت و حماقت گریبانگیر آدمی میشود.  انسانی که به وسوسه های شیطان جواب مثبت داد بتدریج عقلش زایل میشود و قدرت تشخیص بدیهی ترین مسائل را هم از دست میدهد. اگر چه ممکن است ظاهر کلامش  عاقلانه هم جلوه نماید

سخن مذکور در این قطعه فیلم که گوشه ای از یک برنامه تلوزیون بی بی سی فارسی است تبلیغ میشود که هم جای تاسف دارد و هم جای خوشحالی ! تاسف آن در این است که انحطاط برخی از ابنای سست عنصر بشر و سقوط او در دامان شیطان و فساد و محرومیت از عقل را نشان میدهد و خوشحالی آن هم در این است که خداوند دشمنان ملت ایران و اسلام را  از احمقها قرار داده است و رسالت مهم این تلویزیون با اینهمه تشکیلات عریض و طویل این شده است که این سخن نامعقول و غیرمنطقی را به مخاطبان خویش بقبولاند که : "ازدواج رسمی" فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست!

 

با اندکی دقت میتوان صدای شیطان را از دهان انسان شنید.

  نظرات ()
از بگم بگم تا گفتم گفتم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۱٤

یک روز در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388  یکی از کاندیدا ها بازی سخیفانه ی   "بگم بگم " راه انداخته بود و بدینوسیله سایر نامزدها را به فاش کردن خلافکاریهایشان  تحدید میکرد و در نتیجه ی آن ادبیات نامناسب  بود که  عده ای سوء استفاده کردند و به دامنه ی آشوبها افزودند و خسارات زیادی به کشور وارد آمد .

 

 

 

 

اکنون هم در آستانه انتخابات سال  92  برخی از کسانیکه که برای  شرکت خود  یا دوستانشان در انتخابات برنامه ریزی میکنند  جشنواره ی "گفتم گفتم"  راه انداخته اند و  خود را به عنوان پیشگو  مطرح میکنند و به حوادث فتنه ی سال 1388  اشاره کرده و ادعا میکنند که اگر به نظرات ما عمل میشد آن فتنه اتفاق نمی افتاد و ما میدانستیم که چنین و چنان خواهد شد و دیدید که شد.  در صورتی که صحنه گردانی آشوبهای سال 88  توسط  دوستان و خانواده ی ایشان کاملا آشکار است . و در واقع آن اعلام نظر ها  که سعی میشد به شکل پیشگویی بیان شود حقیقتا  بیان برنامه های آتی خودشان بود و معلوم است که اعلام برنامه های آتی خود  پیشگویی یا بصیرت سیاسی محسوب نمیشود که بشود به آن مباهات کرد و فخر فروشی کرده و وجهه سیاسی کسب کرد.  اما مردم عزیز میدانند که  خطرات این گفتم گفتم ها  از آن  بگم بگم ها نیز بیشتر است .  آقایان  بدانند که همانگونه که  "بگم بگم" ها  تحدیدی برای آرامش جامعه بود ، همانطور  "گفتم گفتم"  ها هم تحدیدی برای کشور بوده و هست .  

در سال 88 آنها گفتند که اگر قدرت را به ما نسپارید  آتش فشان خواهد شد و منظورشان این بود که آتش فشان خواهیم کرد و چنان هم کردند و چه ظلمها که واقع نگردید .  الان هم منظورشان از  "گفتم گفتم" ها این است که چنان گفتیم و چنان شد و بازهم اگر چنان بگوییم دوباره همچنان خواهد شد. واین قصه ها با تکیه بر طمع کاری ابناء بشر همچنان ادامه دارد .

خدایا . . .  مگر بشر چند سال عمر خواهد کرد ؟!  اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا    - خدایا عاقبت ما را به خیر بگردان !

 

  نظرات ()
نشانه ای برای فردا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۱٢

از حماسه های دیروز وطن           یه نشونه واسه فردا میذاریم

 

 امروز قاتلین بی رحم این شهدای عزیز  به امید فراموش شدن تاریخ  گذشته ی ننگین شان با مظلوم نمایی مدعی حقوق بشر شده اند  تا جایی که  عده ای از مردم حتی برخی از فرزندان همین شهدا  نیز فریب مظلوم نمایی آنها را خورده و با آنها همراهی میکنند تا جامعه  به اصطلاح مدنی را برقرار کنند .  در حالیکه جامعه مدنی آنها جامعه ایست که  مطهری ها در آن اجازه حرف زدن  و حتی حق نفس کشیدن ندارند و باید در خون خویش  بغلطند.  امروز آنها دشنه ی خویش را زیر پرچم  جامعه مدنی پنهان کرده اند.

معنی این حرف این نیست که همه ی کسانی که جامعه ی مدنی میخواهند تروریست هستند بلکه به این معنی است که  اکثریت آنها نمیدانند در جامعه مدنی چه چیزی انتظارشان را میکشد.

اما خون پاک این عزیزان  هر روز رساتر از قبل رسوایی این خوش ظاهر ها را  فریاد میکند.  مگر به این زودی  مظلومیت ملت و انقلاب ما فراموش میشود ؟ یاد امام خمینی گرامی باد که فرمود : بکشید ما را ! ملت ما بیدارتر میشود.

سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم گرامی باد

  نظرات ()
افشاگران خطاکارتر از خطاکاران نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۱۱

این روزها بازار تحدید به افشاگری ها دوباره داغ شده است.  همان چیزی که میتوانست امیدآفرین باشد این روزها نگران کننده و تاسف بار شده است .  وعده ی افشاگری توسط مسئولین از دوران احمدی نژاد شروع شد و امیدهایی را در دل ایجاد نمود. مردم انتظار داشتند که تحدید به افشاگری ها بزودی محقق گردد و به تبع آن بسیاری از مشکلات جامعه برطرف شده یا به سمت اصلاح پیش برود اما با گذشت زمان  مشخص گردید که  نیت این افشاگری ها  چیزی نبود که ملت انتظار آن را داشت.  این بود که الان دیگر امیدی به صداقت افشاگران و اثر بخشی افشاگری در ذهن مردم موجود نیست.  براستی حقیقت  شخصیت افشاگران چیست ؟

(مصطفی پور محمدی : اسناد فساد 450 میلیون یورویی را افشا میکنم)

 

اولین مطلبی که باید بدان اشاره کنم این است که  منظور ما از افشاگری ، افشاگری اجتماعی است نه افشاگری شخصی و همچنین توجه به این نکته نیز لازم است که: "افشا کردن"  با "تحدید به افشا" متفاوت است .  و البته هرکدام  از این  موارد هم مراتبی دارد که قابل موشکافی است که جایش در این مطلب نیست. از هزاران مطلبی که در این موضوع وجود دارد فقط به یک نکته ی باریک میپردازیم.

(احمدی نژاد : اگر گوشه‌ای از پرونده شما را بالا ببریم دیگر جایی در بین ملت نخواهید داشت)

 

هر جا که سخن از افشاگری به میان بیاید یقینا پای  خطاکاران اجتماعی درمیان است و یک نکته ی ظریف این است که تحدید به افشا به شکل ماهرانه ای مزیتهای عدم افشا  و همچنین تمایل افشاگر به عدم افشا را به طرف مقابل تفهیم میکند و تحدید به افشا همواره و خود بخود مفهوم عدم افشا را با خود به همراه دارد . کسانیکه از خطای خطاکاران اطلاع داشته اند ولی از افشای آن خودداری کرده اند و الان تحدید به افشا میکنند چه شخصیتی دارند ؟

1- افشاگری سازنده :  افشاگری سازنده چیست ؟  آیا افراد صالح و سالم ممکن است افراد را به افشاگری تحدید کنند ؟ جواب مثبت است . زیرا افراد صالح ممکن است از این حربه استفاده نمایند تا خطا کاران را  از ادامه خطاکاری  خود منصرف نمایند .  در این حالت مصلحین تشخیص میدهند که  تلاش برای اصلاح عملکرد خطاکاران  منافع بیشتری را برای جامعه فراهم میکند در حالی که افشاگری ممکن است  مضراتی را  برای جامعه داشته باشد.  در این حالت  افراد مصلح  صلاح را دراین میبینند که با تذکر خصوصی یا  انذار عمومی بصورت نصیحت عام  شرایطی را فراهم آورند که خطاکاران  با یادآوری  تبعات خطیر رسوایی خویش  از عملکرد سوء خویش پشیمان شده و به جبران مافات بپردازند. در این نوع  تحدید به افشاگری  هیچ نفع شخصی متصور نیست و این امری پسندیده است .

تحدید به افشاگری تنها زمانی  بعنوان یک رفتار پسندیده و انسانی  پذیرفته است که هدف از آن تحدید ، جلوگیری کردن از تکرار تخلفات و اصلاح عملکرد گذشته ی خطاکاران باشد.  اگر افشاگر هدفی غیر از این  منظور  داشته باشد نشان از عدم صداقت افشاکننده دارد.

 

2- افشاگری مخرب : هدف افشاگری  مخرب ، اصلاح نیست بلکه تخریب است . افشاگری به قصد تخریب به هیچ شکل پسندیده نیست . در این نوع افشاگری افرادی که تحدید به افشاگری میکنند نیت اصلی شان افشاگری نیست بلکه  نیت اصلی آنها عدم افشا است .  آنها فقط میخواهند معامله کنند . اطلاعاتی که آنها در دست دارند مثل یک کالای تجاری برایشان ارزشمند است . آنها کالایی در دست دارند که  تا وقتی علنی نشده است ارزشمند است و زمانی که علنی شد دیگر ارزش خود را از دست خواهد داد.  مدارک خطاکاریها تا وقتی که فاش نشده است بعنوان یک اهرم فشار کاربرد دارد اما وقتی فاش گردید دیگر ارزشی نخواهد داشت . اطلاعات محرمانه  به محض فاش شدن ارزش مبادله ای خود را از دست میدهند.  بنابراین فاش کردن اطلاعات مثل این است که یک بازرگان تمام سرمایه خود را آتش بزند و این امری محال است.

نتیجه :

اگراز افشاگری به این منظور بهره برداری گردد و اگر ازاطلاعات برای معامله استفاده شود در این صورت بایدگفت که بین افشا کننده و افشاگر هیج تفاوتی ندارد بلکه ممکن است  کسی که به افشاکردن تحدید میکند از خطاکاران خطاکارتر و مضرتر و خطرناکتر باشد.  زیرا  افشاگران به محض اینکه درپی سوداگری باشند پا در جاده ی خیانت گذاشته اند  زیرا آنان مصالح مردم خویش را وجه المصالحه  منافع خویش قرار میدهند. زیرا آنها  با اینکه از خطای خطاکاران مطلع بوده اند ولی از وقوع خطا جلوگیری نکرده اند و این کار به هر دلیل و بهانه ای که باشد ، خود خطای بزرگتری است. آنان که در برابر پایمال شدن حقوق جامعه عالمانه و عامدانه  سکوت میکنند به هر ترتیب خود نیز حقوق جامعه را پایمال کرده اند و در برابر مردم مسئولیت خویش را به انجام نرسانیده اند. د رمراحل بعدی باید به اتهامات سنگین تر افشاگران نیز پراخت که  شاید جرم "سکوت در مشاهده ی خیانت به مردم"  در برابر آن اتهامات گناهی بخشودنی باشد.

 

خلاصه اینکه : کسانیکه در هنگام  احساس خطر یا باامید به جذب نفع شخصی تحدید به افشاگری میکنند آدمهای قابل اعتمادی نیستند.

  نظرات ()
نامه ی بی سلام ، شعر ناتمام نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۸

بسم الله الرحمن الرحیم

شعر مانندی نوشته شد که ناتمام است . شاید دوستان دیگری  با ذوق هنری خود تکمیلش نمایند و شاید هم اگر خواستند نسخه ای نیز به این وبلاگ جهت انتشار ارسال نمایند.

نامه ی بی سلام را پاره کن

برگ سفیدی دگر آماده کن  

نقطه سر خط ، خطر آغاز کن

طی طریقی دگر آغاز کن

دل زهوا و هوس آزاده ساز

تا که شود نغمه ی تو دلنواز

خامه پراز جوهر  اخلاص کن

پس به سلامی سخن آغاز کن

سلام کن سلام نام خداست

نام خدا بر لب هر باخداست

نام خدا زینت هر دفتر است

کلام بی نام خدا ابتر است

اول هر نامه ازو یاد کن

وسوسه ها را همه بر باد کن

نامه چو خالی شود از نام او

پر شود از جمله ی  اضداد او

 

.

.

.

..................

...................

...................

  نظرات ()
چرا اطلاع رسانی سفر رئیس جمهور با پیامک انجام میشود؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٧

اطلاع رسانی سفر رئیس جمهور توسط پیامک ، ابتکار جدیدی است که تا حالا سابقه نداشته است . آنهم توسط استانداری و با دعوت به استادیوم ورزشی  !! 

فردا رئیس جمهور آقای احمدی نژاد  برای افتتاح  چند پروژه  به تبریز  سفر میکنند و از چند روز قبل اطلاع رسانی کاملی از سوی تلویزیون و روزنامه ها و سایر رسانه ها در باره این سفر انجام گرفته است .  اما امروز پیامکی دریافت کردیم که  مردم را برای تجمع در استادیوم ورزشی جهت دیدار با رئیس جمهور دعوت میکرد . به دلیل اینکه این روش اطلاع رسانی را قبلا تجربه نکرده ایم  این سوال به ذهن ما خطور میکند که چه اتفاق خاصی افتاده است که  اطلاع رسانی از طریق رسانه های عمومی  متعارف ناکافی تشخیص داده شده  و اطلاع رسانی از طریق پیامک را  اجتناب ناپذیر ساخته است ؟

اطلاع رسانی توسط پیامک علاوه بر اینکه هزینه های چند میلیونی را  بدون جهت به بیت المال تحمیل می نماید ، جایگاه رئیس جمهور را نیز در بین مردم خدشه دار میکند . این اتفاقات ظن مردم را نسبت به تبلیغاتی بودن اقدامات اخیر  دولت تقویت میکند. 

جدای از اینکه به عدم ثمر بخشی این نوع حرکات یقین داریم و مطمئن هستیم که این نوع تبلیغات بچه گانه نتیجه ی معکوس خواهد داد اما نکته ای را هم به آقای استاندار عرض میکنیم که آیا این هزینه های علنی چند میلیونی از بیت المال  مقدمه ای برای صرف هزینه های بیشتر است ؟  مردم ما  به این بی توجهی های مکرر به بیت المال  معترض هستند و انتظار دارند که این اقدامات خاتمه یابد .  و ما به استاندار عرض میکنیم که آقای استاندار  :

جان مولا حرف حق را گوش کن

شمع بیت المال  را خاموش کن

  نظرات ()
نجات دهنده ی اقتصاد کشور در دوران جنگ که بود و در دولت سازندگی چه بر سرش آمد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٤

مرد بزرگ عرصه ی "اقتصاد دین مدار" کسی جز استاد میر مصطفی عالی نسب نیست . مردی که بیش از 60 سال از عمر بابرکت خویش را در راه پیاده سازی اقتصاد اعتقادی صرف نمود . میرمصطفی عالی‌نسب (۱۲۹۶ در تبریز - ۷ تیر ۱۳۸۴ در تهران) با آنکه اقتصاد آکادمیک نخوانده بود اما از طریق فعالیت صنعتی و تجارت و مهم تر از آن مطالعه توانسته بود به پیچ و خم های اقتصادی دست یابد و به نوعی فرضیه پردازی کند .

شرح زندگی استاد  پر از افتخارات و  مبارزات مثبت اقتصادی و اعتقادی است .  او از ابتدای مبارزات ملی شدن صنعت نفت تا سالهای بعد از انقلاب اسلامی  زندگی شخصی و منافع فردی خویش را فدای تفکر و عقیده ی خویش نمود.

 استاد عالی‌نسب در دولت میرحسین موسوی نقش اصلی را در تعیین سیاست‌های اقتصادی دولت داشت و مورد اعتماد بی‌اندازهٔ میرحسین موسوی قرار داشت. موسوی خود بارها گفته است که «اگر عالی‌نسب نبود، ایران در زمان جنگ از نظر اقتصادی شکست می‌خورد و سقوط می‌کرد" . مسعود روغنی زنجانی وزیر برنامه و بودجه دولت موسوی که از منتقدان عالی‌نسب بود در این مورد می‌گوید: «در اداره جلسه‌های دولت وقتی همه حرف می‌زدند، آقای موسوی می‌گفتند که آقای عالی‌نسب اظهار نظر نکردند و وقتی هم ایشان حرف می‌زد، محور راه‌حل‌ها روی نظرات وی می‌چرخید .... حرف ایشان بود که در نهایت سرنوشت اظهارنظرهای کارشناسی را رقم می‌زد"

 

عالی‌نسب در آغاز ریاست‌جمهوری هاشمی و سیاست‌های تعدیل اقتصادی از قدرت کناره گرفت و دیگر مسئولیتی بر عهده نداشت. او یکی از خیرین بزرگ می باشد که چند بیمارستان تامین اجتمائی به نام وی بنا شده است که یکی از آنها بیمارستان عالی نسب تبریز است.

  نظرات ()
چاه کن خودش هم در چاه افتاد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٤

دیروز سه شنبه در سایت مربوط به خبرگذاری آسوشیتدپرس  یک خبر داغ و جنجالی منتشر شد و همه را حیرت زده کرد. خبر این بود :   دو انفجار در کاخ سفید و زخمی شدن اوباما

این خبر به سرعت در فضای اینترنت در حجم وسیع منتشر گردید و  تبعات مخربی را بر جامعه آمریکا گذاشت که طبیعی ترین آن  تخریب روانی جامعه و بلافاصله سقوط شدید شاخص بورس بود.

 

 

 

لحظاتی بعد اعلام شد که هکرها با دست یافتن به اکانت آسوشیتدپرس در توئیتر، این خبر را جعل کرده و در خبری فوری از دو انفجار در کاخ سفید و زخمی شدن اوباما خبر داده اند. : 

 Associated Press Twitter hacked, no explosions at White House

وقتی که کاخ سفید در جریان فتنه ی سال 1388  پروژه ساخت   27000   وبلاگ  را در عرض یک روز جهت دروغ پراکنی  علیه نظام و نشر اکاذیب  جهت بحران سازی در کشور سامان دهی میکرد آیا هیچ می اندیشید که  ممکن است این فتنه سازی روزی دامان خودش را هم بگیرد ؟

چو بد کردی مباش ایمن زآفات          که واجب شد طبیعت را مکافات

 

اگر سردمداران کاخ سفید فکر میکنند که میتوانند در خانه خود در امن و امان نشسته و از دور در کشورهای مختلف بحران سازی نمایند باید بدانند که  اشتباه میکنند و نتیجه ی سوء  اعمال ضد انسانی آنها روزی به خودشان باز خواهد گشت  و خود نیز گرفتار تبعات کردار زشت خود خواند گشت . این نمونه ی کوچکی از اتفاقات آینده است و  سلطه طلبان غربی باید از خواب غفلت خود بیدار شده و بدانند که  بحران سازی و دروغ پردازی  کاری غیر انسانی و  نکوهیده است و نباید از آن بعنوان سلاح علیه دیگران استفاده نمایند و گرنه  وقتی منکری را در جامعه رونق میدهند انتظار نداشته باشند که از تبعات آن در امان بمانند. عاقل آنست که از تجربیات درس بگیرد.

  نظرات ()
اختراع بیماری جدید و تلاش برای درمان آن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۳

کلینیک کاپیو نایتینگل  (Capio Nightingale Hospital) که دکتر گراهام رئیس آن است در شهر لندن  پایتخت انگلستان واقع است و ماهانه مبلغ گزاف 24 هزار دلار را از هر فرد بابت حضور در "برنامه دفع اعتیاد دیجیتال" دریافت می کند؛ برنامه ای که طراحی شده تا با دور کردن معتادان از تبلت ها و سایر دستگاه ها، از آنها اعتیاد زدایی کند. برخی از بیماران این کلینیک 36 ساعت متوالی آنلاین می مانند و برخی دیگر تا 20 حساب کاربری در فیسبوک دارند.

اعتیاد دیجیتال  " نام این بیماری جدید است . درهمین راستا سازمان سلامت ملی بریتانیا قصد دارد اختلال اعتیاد اینترنتی را به رسمیت بشناسد و با قانون گزاران در جهت درج این عبارت در آیین نامه های جدید تلاش کند.

باید به این  آقایان حقوق بشر دوست که در پی معالجه ی این بیماران درمانده هستند قول ناصر الدین شاه قاجار را عرض کرد که  :  

دل میبری و روی نهان میکنی چرا       خود میکشی مرا و فغان میکنی چرا ؟

گر در خیال مرحم دلهای خسته ای     زلف سیاه مشک فشان میکنی چرا ؟

  نظرات ()
اینگونه شیعه ی امام علی بودن مثل آب خوردن است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/۱

سایت فرارو در مطلبی با عنوان "ناگفته هایی از هاشمی رفسنجانی" به نقل از سایت  آقایی بنام غلامعلی رجایی  مطالبی را منتشر کرده است. به گزارش فرارو ایشان گزارش دیدار خود با آقای هاشمی رفسنجانی را منتشر نموده و در بخشی از آن چنین نوشته است :

(((  راستش را بخواهید هدف من از این ملاقات ارائه این پیشنهاد به آیت الله هاشمی بود که با توجه به نفوذی که در حاکم عربستان دارد از این رابطه استفاده کند و از او بخواهد به سرکوب مردم مظلوم بحرین خاتمه دهد.

ایشان این مساله رابا توجه به واقعیات موجود غیر ممکن و منتفی می دانست و با ذکر یک نمونه اظهارات بیانات تلخی کرد که از شنیدن آنها بسیار متاثر شدم ایشان گفت اتفاقا در این اواخر که ملک عبدالله ازسفر معالجه خود به عربستان بازگشت تلفنی از ایشان جویای حالشان شدم و در این مذاکره تلفنی با تشریح اوضاع منطقه به ایشان توصیه کردم با توجه به امواجی که درمنطقه پدید آمده است در مقابل مردم خود نایستند.پرسیدم این مذاکره تاثیری هم داشت گفت بله ایشان بعداز تلفن من دستور آزادی بعضی از زندانیان شیعه ای را که در حوادث آن روزها دستگیر شده بودند را صادر کرد.

آقای هاشمی می گفت تازه این امر به دولت مربوط است گفتم با توجه به حساسیت امر با رهبری هماهنگ کنید گفت ایشان هم می گوید من در کاردولت دخالت نمی کنم. )))

پس از خواندن این گزارش سوالی در ذهن ضعیف ما حل نشده باقی می ماند و بلکه تشدید میشود و آن این است که :
ما از خود میپرسیم چرا باید آقای هاشمی با علم به اینکه دشمنی عربستان با کشور و ملت ما و حتی اعتقادات دینی ما از جمله ی شدیدترین دشمنی هاست روابط صمیمانه ای با حاکمان عربستان داشته باشد ؟

ما از خود میپرسیم که قاتلین حجاج ایرانی چه روابط صمیمانه ای میتوانند با آقای هاشمی داشته باشد ؟

از خود میپرسیم : آنگاه که آل سعود در حال سلاخی مردم بحرین دستش را بخون مردم بیگناه آلوده کرده و در حالیکه برای کشتار مردم سوریه نیرو و سلاح میفرستد ، پشت خط تلفن چه صحبتی میتواند با آقای هاشمی داشته باشد ؟

سوال میکنیم آقای هاشمی محبت قلبی ما نسبت به خودش را با نیشخند چه کسانی مبادله میکند و به حراج میگذارد؟  آیا ارزشش را دارد ؟ از آقای هاشمی میپرسیم که آیا حیف نیست احساسات قلبی صادقانه ی میلیونها  ایرانی مومن را با نیشخند مکارانه ی سیاستمداران عوض کنید ؟  آن هم چه سیاستمدارانی که دشمنان خونی اهل بیت هستند !؟ 

نکته ی جالبی که در پاسخ آقای هاشمی وجود دارد این است که ایشان در رابطه با سرکوب و کشتار فجیع مردم بحرین و سرکوب شیعیان عربستان توسط آل سعود گفته اند : (((  اتفاقا در این اواخر که ملک عبدالله ازسفر معالجه خود به عربستان بازگشت تلفنی از ایشان جویای حالشان شدم و در این مذاکره تلفنی با تشریح اوضاع منطقه به ایشان توصیه کردم با توجه به امواجی که درمنطقه پدید آمده است در مقابل مردم خود نایستند. )))

تاسف ما را پایانی نیست زمانی که این سخنان را از زبان آقای هاشمی میشنویم و اعتراف میکنیم که خواندن و شنیدن این جریانات برای ما واقعا دشوار است و ما دوست نداریم که رگه های محبت مبارزان انقلابی را که هاشمی نیز یکی از مهمترین آنهاست از دلمان بیرون کنیم. سالهاست که با سماجت زیاد سعی میکنیم تا آخرین تارهای این ریسمان را با گره زدن پیوسته نگه داریم . اما هنوز از یک گره فارغ نشده ایم که ایشان رشته ی دیگری را میگسلند و ما نمیدانیم تاکی توان گره زدن را خواهیم داشت ؟  سالهاست که او با اصرار میبرد و ما با سماجت گره میزنیم تا کجا او خسته شود یا ما ناامید گردیم که خستگی او پیروزی ما و نا امیدی ما شکست اوست و ای کاش که او  هرگز شکست نخورد.

بگذاریم و بگذریم :

چند نکته ی اساسی در همین عبارات کوتاه وجود دارد که قابل تامل و تاسف است .

یک نکته ی جالب این است که آقای هاشمی نگران حال این قاتل و جنایتکار است بطوریکه پس از اتمام معالجه او  جهت اطمینان از سلامت و دلجویی از این قاتل به ایشان زنگ زده و جویای حالشان شده است. آیا میشود چنین فردی نگران حال مردم بحرین هم باشد ؟  آیا از کسی که نگران حال ظالم هست میتوان انتظار داشت که نگران حال مظلوم هم باشد ؟

تاسف بارتر از همه این است که آقای هاشمی به حاکم آل سعود توصیه میکنند : باتوجه به امواجی که در منطقه پدید آمده از کشتن مردم صرف نظر نماید. آیا این به معنی اینست که نفس عمل کشتار مردم برای ایشان مهم نیست ؟ و آیا فقط به دلیل امواجی که در منطقه ایجاد شده است آل سعود نباید به کشتار مردم ادامه بدهد ؟ آیا اگر امواجی در منطقه بوجود نیامده بود کشتن مردم بی دفاع از نظر آقای هاشمی ایراد نداشت ؟  آیا با قاتلین مردم بی دفاع اینگونه باید سخن گفت ؟ آیا گفتمان انقلاب این است ؟‌

نکته جالب توجه دیگر اینکه در واقع این توصیه ی آقای هاشمی برای حاکم آل سعود نه بعنوان یک اعتراض و دفاع از حق مردم مظلوم بحرین و شیعیان عربستان ،  بلکه به یک مشاوره سیاسی برای ابقای حکومت آل سعود شبیه است و در حد آموزش دلسوزانه ی یک ترفند دیپلماتیک به حاکمان سعودی است.

آیا واقعا باور کنیم که آقای هاشمی برای دفع خطرات از رژیم آل سعود به حاکمان آن  مشاوره میدهد ؟

آیا این همان انتظاری هست که مردم انقلابی ایران از آقای هاشمی دارند ؟

آیا این هاشمی همان هاشمی است که در قلب ما جای داشت ؟

آیا اگر الان محبت هاشمی در قلب ما کم رنگ شده ، این ما هستیم که عوض شده ایم و بریده ایم یا ایشان هستند که از آرمانهای انقلاب و اسلام زاویه گرفته اند ؟

آیا این معنی فرمایش امام علی(ع) است که فرمود : کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا(دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید) ؟

آیا امکان دارد که دوست و همسفره ی ستمگر و در عین حال یاور ستمدیده بود ؟  آیا کسی در جنایتکار بودن آل سعود شکی دارد ؟ آیا در جعلی بودن وهابیت کسی شک میکند ؟  آیا کسی دشمن تر از آل سعود برای شیعه سراغ دارد ؟ آیا ملعون تر از کسانی که آرامگاه ائمه را تخریب کرده اند و میکنند سراغ دارید ؟

ما چرا باید نگران سلامتی این جنایتکاران باشیم ؟ آن هم در حین وقوع جنایت و در حین اینکه بر انجام کشتار وحشیانه ی مردم اصرار میکنند؟ البته هر شخصی اختیار خودش را دارد اما برازنده ی منتصبان انقلاب و امام نیست که با ستمگران و دشمنان قسم خورده و  آشکار انقلاب همسفره شوند.

اینگونه شیعه ی امام علی بودن چه راحت است !  مثل آب خوردن !

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب