جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
قانون نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

اگر پشت سر قانون حرکت کنید هرگز جلوی قاضی نخواهید ایستاد

  نظرات ()
کجایید ای شهیدان خدایی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
کجایید ای شهیدان خدایی   بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق   پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی   بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده   کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته   بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده   کجایید ای نوای بی‌نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است   زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم   ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد   بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق   که اصل اصل اصل هر ضیایی

مولوی

  نظرات ()
بیانات زیبای رهبر انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢۸

29 بهمن ماه 1356 روز قیام مردم غیور آذربایجان و تبریز بر علیه رژیم بیداد و ستم شاهنشاهی بود که در این روز سرکوب مردم تبریز توسط رژیم پهلوی به اوج خود رسید و لکه سیاه دیگری به پرونده ی این رژیم افزود. یاد و خاطره ی شهدای انقلاب بخصوص شهدای 29 بهمن تبریز را گرامی میداریم.

به همین مناسبت هزاران نفر از مردم آذربایجان امروز دوشنبه  28 بهمن 1392 در آستانه سالروز قیام 29 بهمن ماه مردم تبریز، با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. در این دیدار ، رهبر انقلاب در عبارات فصیح و گویا چکیده ای از مواضع نظام در رابطه با جریانات مهم ماههای اخیر را به زیبایی بیان فرمودند.

 

رهبرانقلاب د راین دیدار فرمودند : 

از ملت ایران بخاطر عظمتی که از اقتدارشان در روز 22 بهمن نشان دادند تشکر میکنم . باید جبهه سپاس را در برابر پروردگار به خاک بساییم که همه چیز با اراده اوست

 

رهبرانقلاب افزودند : پیام 22بهمن امسال را باید از شعارهای مردم گرفت. این راهپیمایی 2پیام داشت؛ پیام استقامت و پیام وحدت. استقامت یعنی مردم روی آرمانهای انقلاب ایستادگی دارند.

رهبرانقلاب در عبارت رسا و گویا موضع خود را در باره مذاکرات هسته ای چنین بیان فرمودند: بعضی از مسئولین آن دولت و این دولت فکر میکنند اگر در موضوع هسته ای مذاکره کنند مسئله حل میشود،در سخنرانی اول سال هم گفتم که من به مذاکره خوشبین نیستم و بجایی نمیرسد ولی مخالفتی هم ندارم.

ایشان پیام راهپیمایی 22 بهمن امسال به مسئولین را اینگونه بیان کردند: ملت ایران در راهپیمایی 22بهمن به این حقیر و همه مسئولین زحمتکش در سیاست داخلی و خارجی خواستند بگویند خاطرتان جمع باشد،ملت ایران ایستاده و در صحنه است. در مواجهه با دشمن احساس ضعف نکنید.

  نظرات ()
سخنی حکیمانه از امام خمینی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢٧

امام خمینی (رحمه الله علیه) می فرمایند :

منتظر نباشید قدرت پیدا کنید تا بتوانید حرفتان را بزنید ، حرفتان را بزنید ، قدرت پیدا میکنید.

(قسمتی از سخنرانی پخش شده از رادیو معارف- چند روز پیش)

  نظرات ()
آقای روحانی و کروکودیل ها نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢٤

شیر نگاهی به آنسوی رودخانه انداخت و شکارهای خوش مزه را دید که دور از دسترس او قرار گرفته بودند. شیر دلش میخواست که از آن غذاها هم بخورد اما رودخانه محل زندگی کروکودیل بدجنس بود. و شیر میدانست که به محض ورودش به آب ، کروکودیل شرور و دوستانش به او حمله خواهند کرد.  شیر با خود گفت : چه باید کرد؟

قدری فکر کرد و ناگهان فکری بخاطرش رسید. فکر بکر ! شیر تصمیمش را گرفت و به کنار رودخانه رفت و در جای امنی ایستاد و صدا زد : آقای کروکودیل ! . . . هی آقای کروکودیل ! . . .   چند لحظه بعد آقای کروکودیل به سطح آب آمد و پرسید : چه کسی مرا صدا زد ؟ شیر گفت : من بودم جناب کروکودیل! کروکودیل از اینکه شیری با احترام صدایش میکرد لذت برد و پرسید چکارم داری؟ شیر گفت : پادشاه جنگل ، "شاه شیر" برای امشب ، ضیافت باشکوهی تدارک دیده و شما را هم به این مهمانی بزرگ دعوت کرده است. ایشان مرا فرستاده اند که ضمن دعوت از شما برای شرکت در این ضیافت ، تعداد شما را بشمارم و جهت تهیه غذای مناسب شما به دربار گزارش کنم. پس لطفا دوستان خود را صدا بزنید تا برای شمارش به سطح آب بیایند.

تصور غذاهای لذیذ ضیافت شام ، کروکودیل را وسوسه کرد و هوش از سرش پرید. کروکودیل قبول کرد و دوستانش را صدا کرد تا به سطح آب بیایند. 

کروکودیلها به سطح آب آمدند . شیر گفت : لطفا پشت سرهم ردیف شوید تا من شما را بشمارم . کروکودیل ها به ردیف شدند و از این سمت تا آن سمت رودخانه یک پل ساختند. 

شیر گفت : من برای اینکه بتوانم شما را دقیق بشمارم باید از پشت هرکدام از شما عبور کنم و شمارش کنم ولی مواظب باشید به من حمله نکنید ها چون در این صورت از غذاهای لذیذ امشب محروم خواهید ماند.

شیر و کروکودیل ها 

کروکودیل ها لبخند زنان قبول کردند و گفتند که ما قول میدهیم! و شیر جست و خیز کنان و لبخند زنان  از پشت کروکودیل ها عبور کرد و به آن طرف رودخانه رسید. دوستان شیر با نگرانی این صحنه را از دور تماشا میکردند و با خود میگفتند که شیر چطور به کروکودیل ها اعتماد کرده است و حاضر شده است که از پل کروکودیل ها به آنسوی رودخانه برود؟ در صورتیکه شیر به زیرکی خود اعتماد داشت نه به خوش قولی کروکودیل ها. بله ، با این طرفند بود که شیر با استفاده از هوش خود به آنسوی رودخانه رسید و از غذاهای موجود در آنسوی رود استفاده کرد و کروکودیل های عصبانی و سرخورده هم شروع به تحدید شیر کردند اما دیگرکاری از دست آنها ساخته نبود غیر از اینکه حرص بخورند و احساس حقارت نمایند.

  

.

آقای روحانی کروکودیل ها را در ژنو ردیف کرد و لبخند زنان از روی آنها گذشت و به آنسوی رودخانه تحریمها رسید. کروکودیل ها هنوز هم در انتظار شام لذیذ لحظه شماری میکنند.

  نظرات ()
عکس عجیبی که بو میدهد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢۱

آنهایی که اخبار فن آوری های نوین را دنبال میکنند  و از تکنولوژی های روز دنیا خبر دارند شاید چیزی در مورد تکنولوژی ساخت تصاویر بودار شنیده باشند. در سال 1392 شمسی ،  محققان ژاپنی یک نمایشگر قابل بوییدن ابداع کرده اند که کاربر نه تنها امکان تماشای آن را دارد بلکه می تواند قهوه یا غذای نمایش داده شده بر روی آن را ببوید.

با این وجود هنوز از ابداع تکنولوژی عکس بودار خبری منتشر نشده است. شاید عکس زیر اولین عکسی باشد که بو میدهد. 

 

چرا مشاور رئیس جمهور جمهور اسلامی ایران، ذوب در غرب است؟ + عکس

"محمود سریع‌القلم" مشاور امور بین‌الملل رئیس جمهور روحانی.

(به نقل از مشرق : "محمود سریع‌القلم" که بر اساس شنیده‌ها سه روز پیش از شروع اجلاس داووس، به سوییس سفر کرده بود، با پوششی غربی در این اجلاس شرکت کرده است که تأمل برانگیز است.)

بوی تعفن غرب زدگی که از این عکس منتشر میشود مشام هر ایرانی آزاده ای را آزار میدهد. با عرض پوزش ، بوی تعفن ! تنها بویی است که میتوان از غرب زدگی استشمام کرد. 

میدانم که همه یا لااقل بالای 90% از خوانندگان محترم ، تایید کنند که از "غرب زدگی" بوی تعفن آزاردهنده ای ساتع میشود. اما ممکن است برخی به مصداق غرب زده بودن موضوع این عکس شک کنند. ممکن است کسانی بگویند که چرا کراوات باید نشانه غرب زدگی باشد؟

شاید برخی بگویند با اینکه مثلا دکتر شریعتی غرب زده نبود اما کراوات میزد. یا ممکن است گفته شود که آیا دکتر حسابی هم غرب زده بود؟  آیا دکتر سمیعی که بعنوان یکی از چهره های ماندگار کشور در سال 1385 انتخاب شده اند نیز غرب زده هستند که کراوات میزنند؟ 

 

در این خصوص چهار نکته قابل ذکر است و از چهار جنبه باید به این مطلب نگاه کرد:

نکته اول - کراوات با کت شلوار فرق میکند. برخی ممکن است کت و شلوار را هم به غلط لباس غربی بدانند و عنوان کنند که چون کت شلوار نشانه غرب زدگی نیست پس کراوات هم نباید چنین باشد. اما حقیقت این است که این برداشت در جامعه ما  وجود دارد و درست یا غلط ، این نوار رنگی عمودی که از گردن آویزان میشود و بر جلوی سینه و شکم خودنمایی میکند بعنوان نشانه ای از فرهنگ غربی پذیرفته شده است و دیدن یک فرد کراواتی به ما القا میکند که این فرد خواسته است که خود را شبیه به غربی ها بکند. در حالیکه دیدن یک فرد کت شلوار پوش چنین حسی را القا نمیکند. این را هیچ کس نمیتواند انکار کند. حال علت این برداشت عمومی آیا از اجبار رضاخانی سرچشمه گرفته و یا ریشه ی دیگری دارد بحث جداگانه ای است. اما در حال حاضر عموم مردم این حس و این فهم را پیدا کرده اند و این ، جزوی از باور مردم شده است و هیچ تردیدی در این نیست.

 

نکته دوم - انگیزه و شخصیت : در مورد دکتر شریعتی شاید بتوان گفت که انگیزه ی ایشان در انتخاب نوع لباس با  پدر بزرگوارشان یکی باشد. وقتی از مرحوم محمدتقی شریعتی سوال میشود که چرا با اینکه تحصیلات حوزوی دارد و در اصل روحانی است ولی لباس روحانیون را نمی پوشد جواب میدهد : " با این لباس راحت ترم و جوانان حرف ما را در لباس معمول بیش تر می پذیرند تا در لباس مخصوص . . . " و هر کسی که محیط پیرامون دکتر شریعتی و فضای ذهنی آن زمان را بداند یقینا احتمال شباهت انگیزشی ایشان با پدرش را مردود نخواهد دانست.

 

در مورد سایر اساتید نیز منطق مجزا و البته موجهی موجود است. مثلا دکتر سمیعی از 19 سالگی برای تحصیل به اروپا مهاجرت کرده و همانجا زندگی کرده و مشغول بکار شده و در عین شگفتی توانسته است یک بیمارستان تخصصی عظیم و  درجه یک و معتبر از لحاظ علمی را در قلب اروپا تاسیس کرده و بیش از 13 کتاب علمی و 200 مقاله تخصصی در باره مغز منتشر کند که مرجع دانشمندان است. او بدین طریق توانشته است اعتبار خاصی به کشورش بدهد. چنین شخصی اگر لباس خاصی بپوشد هیچ کس به او به صرف کراوات زدن ، نسبت ظاهر بینی و سطحی نگری و عوام زدگی غربی و غرب زدگی نمیدهد. اگر چه ممکن است در برخی نگرشهای شخصی چنین افرادی نشانه هایی از تایید ظواهر غربی هم باشد این مربوط به تفکر خودشان است. اما هیچ کس هرگز از ظاهر چنین شخصیتی به غرب زده بودنش حکم نمیکند.  حال در نقطه ی مقابل این شخصیتهای محترم افراد بی مایه ای را هم در نظر بگیرید که فقط با پوشیدن تقلیدی لباس غربیها و زدن کراوات و کج نهادن کلاه لبه دار احساس مدنیت کنند و  ادعای برتری نمایند و به هموطنانشان با دیده تحقیر بنگرند.  این روحیه مذموم است . کراواتی که از این روحیه نشات گرفته باشد بوی تعفن میدهد. این آفت است و باید آفت زدایی شود.

نکته سوم - جایگاه سیاسی : مقامات دولتی ، نماینده ی یک ملت هستند و مجاز نیستند که در مکانهای عمومی به رفتار و کردار سلیقه ای خود عمل نمایند. بلکه باید جایگاه فرهنگ و ملت خود را حفظ نمایند. آنها باید از تشبیه تحقیر آمیزخود به سایر ملتها خود داری نمایند. وقتی کراوات بعنوان نماد پذیرش تسلط فرهنگ غربی در کشور ما مطرح است بنابر این دیپلماتهای ما باید آنقدر فهم داشته باشند که در همه محافل و حتی در محافل غیر سیاسی نیز رعایت فرهنگ مردم خویش را مد نظر قرار دهند.

نکته چهارم - اشتباه رئیس جمهور : این نکته که افراد در گرایشات خود آزاد هستند امر مسلمی است اما قرار دادن افرادی که به اصول فرهنگ مردم خویش پایبند نیستند در پستهای دولتی حساس آنهم انتصابی که مستقیما از سوی رئیس جمهور صورت گرفته است چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ کسی که حاضر است بصورت تحقیر آمیزی خلاف عرف دیپلماتیک کشور خود و موافق عرف دیپلماتیک کشورهای متخاصم لباس بپوشدو در مراسم آنها حاضر شود چرا باید توسط رئیس جمهور به یک مقام حساس منصوب شود؟ آنهم درست در زمانی که ملت ما با همین کشورهای متخاصم در یک چالش حیثیتی دست و پنجه نرم میکند.  این دهن کجی به آرمانهای مردم ایران  چگونه توسط رئیس جمهور پاسخ داده خواهد شد ؟ 

ما از رئیس جمهور انتظار بیشتری داریم. آیا رئیس جمهور محترم خواهد توانست با تدبیر لازم و به موقع ، تعفن ناشی از رفتار حقیرانه ی موضوع این عکس را برطرف نماید ؟ کسی که بسادگی فرهنگ خود را زیر پای فرهنگ دشمن قربانی میکند آیا خواهد توانست در پست حساس مشاور بین الملل رئیس جمهور از عظمت ملت ایران حراست نماید؟  آیا میتوان به او اعتماد کرد؟ 
  نظرات ()
بهترین سخن هفته نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

بهترین سخن هفته : در سراسر دنیا ، در خیلی عرصه ها بهترین ها را بصورت دوره ای انتخاب و معرفی میکنند که عموما این اقدام ، سالیانه صورت میگیرد. مثل جشنواره فجر و امثال آن . فکر میکنم اگر برنامه ای طراحی شود که طی آن ، بهترین اتفاق هفته انتخاب و معرفی شود یک اقدام نوآورانه و قابل تحسین باشد. این اقدام میتواند شور و نشاط قابل توجهی را در جامعه ایجاد نماید. 

این اتفاق میتواند همه ی زمینه ها را شامل باشد. مثلا بهترین اتفاق میتواند یک شعر ، یک فیلم ، یک سخن ، یک تئاتر ، یک اقدام سیاسی ، یک حرکت اجتماعی ، یک عمل اقتصادی ، یک اتفاق فرهنگی ، یک نوآوری علمی ، یک ابتکار تجاری و غیره باشد. 

اگر این جشنواره هفتگی برگزار میشد من این هفته ، یک جمله از آقای موحدی کرمانی ، امام جمعه موقت  محترم تهران را بعنوان  بهترین اتفاق و بهترین سخن هفته انتخاب میکردم.

موحدی کرمانی (منبع عکس تزئینی: ایرنا؛ حتماً منبع عکس در انتهای خبر ذکر شود)

آیت الله موحدی کرمانی دیروز در خطبه های نماز جمعه تهران گفت : من به آقای ظریف تسلیت می‌گویم که گرفتار مذاکره با این عناصر(مقامات آمریکایی) شده است.

بهترین سخنی که در ارتباط با این موضوع میشد گفت همین جمله است که ایشان گفته است. من از جامعیتی که دراین سخن کوتاه بود ، خیلی لذت بردم. براستی که باید به وزیر محترم امور خارجه بخاطر هم صحبت شدن با این غیر معتمدین دنیا تسلیت گفت و برایشان از درگاه خداوند صبر آرزو کرد. 


هفته ماقبل هم آیت الله جوادی آملی سخن برگزیده ای گفته بودند به این مضمون که : بعد از دست دادن با آمریکاییها انگشتهایتان را بشمارید.  که سخنی بس ناب و بخاطر سپردنیست.و براستی باید انگشتها را شمرد و سپس دستها را شست و آب کشید تا آثار رذالت و نامردی و خیانت دامن گیر انسان نشود. 

خطیب نماز جمعه همچنین با بیان این مطلب که متاسفانه آمریکا ول کن نیست، افزود: رئیس جمهور و وزیر امور خارجه امریکا و خانم شرمن تهدید می‌کنند و می‌گویند گزینه نظامی روی میز است، در این جا باید به نامه معاویه به امیرالمومنین (ع) اشاره کنم که ایشان به نامه معاویه پاسخ داده بودند که ما می‌خندیم. از این رو ایران هم به این تهدیدها می‌خندد. شما در حال مذاکره هستید، اما با این حال سخنان تهدید آمیزی را می‌گویید. اگر ادب ندارید، حداقل ادبیات مذاکره را بفهمید و رعایت کنید.

  نظرات ()
پادزهر نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

در بسیاری از موارد ، نفس اطلاع یافتن از نحوه عمل میکروبها بعنوان پادزهر عمل میکند. یعنی اگر انسان بداند که عوامل مهاجم چگونه عمل میکنند و از چه ابزار وروشهایی برای بیمار ساختن وجودش استفاده میکنند دراینصورت میتواند روشی برای مبارزه با آن تدارک دیده و از صدمات آتی جلوگیری نماید.

درمسائل اجتماعی و سیاسی نیز همینگونه است . یعنی اطلاع رسانی درست و عالمانه یک عامل بسیار موثر در پیشگیری و درمان آسیبهای اجتماعی و سیاسی است . خوشبختانه کشور ما از این عامل آگاه ساز عالمانه بهره مند است.


صبح امروز در سالروز بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی با امام خمینی(ره)، فرماندهان، مسئولان و جمعی از پرسنل نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رهبر انقلاب در این دیدار فرمودند : 

قدرتهای مداخله گر میخواهند به مردم کشورها القا کنند که استقلالشان با پیشرفت منافات دارد. کسانی هم در داخل کشورها از جمله در ایران حرف آنها را تکرار میکنند.

راز مانگاری نظام اسلامی تکیه صریح و شفاف بر اصول و ارزشهاست. همانطور که امام بزرگوار اینطور بود. هیچ نباید این صراحت را از دست داد ، تاکتیکها را میتوان عوض کرد ولی اصول باید مستحکم بماند.

این کلمات عالمانه و مدبرانه یک پادزهر است و ملت ایران قدر این نعمت بزرگ الهی را خوب میدانند. و دولتمردان عزیز ما باید بسیار به این رهنمودها دقت فرمایند. این یک شاخص است . 

  نظرات ()
آیا سفر به کره ماه حقیقت داشته است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٧

آیا سفر به کره ماه حقیقت داشته است ؟ 

این سوالی است که چند روز قبل پس از شنیدن خبری در مورد پرتاب ماهواره به فضا به ذهنم رسید و یک علامت سوال در ذهنم برایم ایجاد شد.

میدانستم که 45 سال پیش در سال 1969 آمریکاییها اعلام کرده اند که با فضا پیمای آپولو 11 به کره ماه سفر کرده و پرچم آمریکا را بر روی آن نصب کرده اند .

حال سوالی که به ذهن من رسید این بود که با وجود این همه پیشرفت در جهان ، چرا این موفقیت تکرار نشده است؟ چرا برای بار دوم انسان موفق نشده است به کره ماه سفر کند؟ شکی در این نیست که علم بشر در مقایسه با 45 سال پیش بسیار پیشرفت کرده و قابل مقایسه با آن زمان نیست پس با این وجود چرا سفر به ماه برای دومین یا چندمین بار اتفاق نیافتاده است؟ آیا دیگر انگیزه ای برای سفر به ماه وجود ندارد؟ آیا همه ی حقایق در مورد ماه در همان سفر 2 ساعته کشف شده و دانسته شده است که سفر مجدد به ماه ارزشی بجز وقت تلف کردن ندارد؟ به نظر میرسد که همه ی این احتمالات بی اساس باشد . 


آیا آنهمه تبلیغات و هیاهو برای فریب انسانها بوده است؟ آیا سفر به ماه دروغی بود که آمریکاییها برای نشان دادن برتری خود نسبت به شوروی آن را ساخته بودند؟ برای کسب اطلاعات بیشتر در این موضوع در اینترنت جستجو کردم . اولین مطلب در اینترنت این بود : 

نخستین گام بر روی ماه

نخستین انسان بر روی ماه نیل آرمسترانگ فضانورد آمریکایی است که طی ماموریت آپولو ۱۱ در ۲۰ ژوییه سال ۱۹۶۹ میلادی (45 سال پیش) بر روی ماه گام نهاد. فضاپیمای ماه‌نشین ماموریت آپولو ۱۱ بیش از ۲۱ ساعت روی سطح ماه قرار داشت که در طول آن آرمسترانگ و فضانورد همکارش باز آلدرین بیش از دو ساعت و نیم روی سطح ماه به کار و نصب دستگاه‌های گوناگون پرداختند.

مطلب بعدی مقاله ای بود که نشان میداد این تردید بصورت جدی وجود دارد و افراد زیادی در مورد آن اظهار نظر کرده اند . اگرچه دراین تحقیق سعی شده بود که دلایل متعددی برای ساختگی بودن این ادعا مطرح شود اما همین سوال ابتدایی خود ما برای این کافیست که ما بطور جد شک کنیم که آیا واقعا آمریکاییها به کره ماه سفر کرده اند ؟

 

 

  نظرات ()
آقا اجاره ؟ ما یک سوال داریم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٦

چرا وقتی یک مقدار یارانه نقدی به مردم میدهند رشد نقدینگی سرسام آور میشود و تورم بالا میرود و اقتصاد را منفجر میکند  ولی اگر همین پولها را جمع کنند و به چند نفر دلال نور چشمی بدهند تا با بخشی از آن پولها  تخم مرغ بخرند و به مردم بدهند و مابقی را به جیب بزنند ، نقدینگی زیاد نمیشود و تورم تولید نمیکند؟

فکر کنم خودم جوابشو پیداکردم : چون در حالت اول مردم برای تامین نیازهایشان پولهایشان را خرج میکنند و به بقال و چقال میدهند و به این ترتیب  در جامعه نقدینگی زیاد میشه (یعنی به همه پول میرسه) اما درحالت دوم پول به دست اشخاص بی نیاز میرسه که نیازی به خرج کردن ندارند و ناچار پس انداز میکنند و به هیچ کس هم نمیدهند و اجازه نمیدهند که درجامعه نقدینگی زیاد بشه. عوضش می برند خارج خرج میکنند که نقدینگی آنها زیاد بشه و پدرشان در بیاد. به این ترتیب تورم در کشور تولید نمیشود و اقتصاد منفجر نمیشود و سالم میماند.

یک حالت دیگر هم وجود دارد که حالت دومی ها ! با آن پول باد آورده بانک تاسیس میکنند و همان پولهایی را که قرار بود مال مردم باشد به مردم وام میدهند و بهره میگیرند . این طوری میزان  نقدینگی بالا نمیرود و تورم زا نمیشود چون پول را که میدهند بلافاصله با سودش پس میگیرند. یعنی نه تنها پول قبلی دست مردم نمیماند بلکه یک مقدار هم بیشتر از مردم میگیرند و نقدینگی را از این هم کمتر میکنند. یعنی هرچقدر در جیب مردم پول کم باشد بهتر است و هرچقدر پول در جیب شکم گنده ها بیشتر باشد بهتر تر است. آن یکی نقدینگی را زیاد میکند ولی این یکی نمیکند. 

  نظرات ()
سبک زندگی قبرستانی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٦

 

.

همه میدانیم که توجه به سبک زندگی بسیار مهم است و بخوبی میدانیم که این عرصه ی مهم ، جنبه های مختلفی نیز دارد. حل معضلات مربوط به سبک زندگی پیچیده است ولی آنگونه که ممکن است در نظربرخی ها جلوه کند ، غیر ممکن نیست بلکه در برخی موارد شاید بسیار هم سهل باشد.

مقام معظم رهبری در جمع جوانان استان خراسان شمالی در تاریخ 23/07/1391 مطالب عامه فهم و ارزشمندی حول محور «سبک زندگی» ایراد فرمودند که بخشی از آن چنین است :

اما بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى ما را تشکیل می دهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلۀ خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، مسئلۀ خط، مسئلۀ زبان، مسئلۀ کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه اى که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهاى اصلى تمدن است، که متن زندگى انسان است.

هنگام تفکر درمورد سبک زندگی ، باید به دو مورد اساسی توجه نماییم:

1- شناخت منشاء عادات غلط : یعنی ملاحظه میکنیم که برخی از افکار غلط ما در طول سالیان دراز در شیوه زندگی ما جاری شده و بعنوان رسم یا عادت درآمده است و تقریبا جزو لاینفک زندگی ما شده است. انگار که بدون این عادت غلط ، زندگی غیر ممکن میشود. حال اگر شناختی نسبت به ریشه های عادات غلط حاصل کنیم بهتر میتوانیم با آنها مبارزه نماییم.

2- تنظیم رفتار با باورهای درست : از این جهت که ما هنوز موفق نشده ایم که بسیاری از افکار و باورهای درست خودمان را در زندگی روزمره بکار ببندیم. یعنی بین افکار و کردار ما فاصله وجود دارد و د ربسیاری از موارد آنگونه که باور داریم عمل نمیکنیم و رفتارهای مان با عقایدمان منطبق نیست.

این دو آسیب باعث شده است که در بسیاری از موارد مردم عادی نتوانند بین فکر غلط و آداب و رسوم اشتباه و همچنین بین  افکار درست و رسوم صحیح رابطه ای منطقی برقرار نمایند. گاهی رسم غلط را به فکر درست ربط میدهند و گاهی رسوم صحیح را ناشی از افکار غلط میپندارند و این امر به آشفتگی فکری جامعه دامن میزند. یعنی مردم نمیتوانند بفهمند که رفتارهای غلط از کدام افکار نشات میگیرند و رفتارهای صحیح به کدام یک از باورهای درست مربوط میشود. و ضربه ی هولناک این آمیختگی مغالطه آمیز را فرهنگ اصیل و باورهای صحیح مردم تحمل میکند.

اما چه کسی مقصر است و چه باید کرد ؟ من نمیدانم که نوک این انتقاد را به سمت کدام نهاد یا فرد باید نشانه بگیریم و چه کسانی را مخاطب قرار دهیم. اما دوست دارم مثالی بزنم که نمونه ای از خروار باشد و ما را به این باور برساند که ساخت یک سبک زندگی صحیح چندان هم که فکر میکنیم دشوار و دست نیافتنی نیست بلکه میتواند بسیار سهل و ساده باشد و شاید لازم باشد از ساده ترین موارد شروع شود.

 

به این مثال توجه فرمایید که مثالی برای حالت دوم است. یعنی عدم تنظیم رفتار با باورهای درست:

اعتقادات دینی ما به ما آموخته است که : راه رفتن بر روى قبرها مکروه است . این یک جمله ی خیلی ساده و قابل فهم برای همه است و هیچ تاویل و تفسیری لازم ندارد. اما ببینیم در عمل چه اتفاقاتی می افتد؟ و ما با سبک زندگی خود چه بلایی بر سر همین قانون ساده در میآوریم. 

با اینکه همه ما این مطلب را میدانیم  اما به ساخت قبرستانهایمان توجه کنید. اگر دقت کنیم می بینیم که در اکثر گورستانهای ما قبرها را طوری کنار هم می سازند که جایی برای راه رفتن بین آنها نمیماند و به سختی میتوان عرض یک پا را بین قبور جا کرد. با این توصیف حال اگر یک فرد عاقل نظری به قول و عمل ما بیاندازد آیا به ریش ما نمیخندد؟

این نمونه ای از سبک زندگی ماست . سبک زندگی قبرستانی !  یعنی اینکه به چیزهایی که اعتقاد داریم در عمل کردن اهمیت نمیدهیم. چرا ؟

 آیا فاصله گذاشتن بین قبور امر دشوار و پیچیده ای است که از انجام آن امتناع میکنند؟ یقینا همه تایید میکنند که این کار بسیار سهل و آسان است اما با اینکه کاری آسان است ، انجام نمیشود و هیچ کس توجهی به آن ندارد.  با این حال میدانیم که نتیجه ی اجرای آن قابل توجه است و باعث میشود که از انجام یک امر مکروه جلوگیری شود و مردم اعتقادات خود را زیر پا نگذارند.

زیرا وقتی این نا هماهنگی اتفاق می افتد و ما به باورهایمان درعمل توجه نمیکنیم و مردم مجبور میشوند از روی قبرها راه بروند این باعث میشود که احترام عقاید ما زیر پا لگد کوب شود. باعث میشود که مردم به انجام اعمال مکروه عادت کنند و این یک پیام دارد به این مضمون که پرهیز از مکروهات غیر ممکن و یا غیر ضروری است. یا اینکه اجتناب از انجام عمل مکروه اصلا لازم نیست و ممکن است چنین تصور شود که احکام دین با زندگی واقعی تطابق ندارد. یا چنین به جامعه القا شود که برخی از احکام دین غیر ضروری است.

 

پس می بینیم که اگر چه خود این کار یک مسئله ی بسیار ساده و به ظاهر پیش پا افتاده است اما آسیب ناشی از آن خیلی مهم و اساسی است. یعنی قداست احکام دین را در جامعه کم رنگ میکند. وقتی یکی از مکروهات توسط مردم به دفعات مکرر انجام شد دیگر قبح آن کار از بین میرود و کم کم این بی توجهی به سایر مکروهات نیز کشیده میشود و مردم احساس میکنند که انجام مکروهات زیاد هم عمل ناشایستی نیست و ای بسا همین موارد ریز اگر جمع شود باعث شود که این بی تفاوتی و سهل انگاری به سایر دستورات دین نیز گسترش یافته و شیرازه ی اعتقادات مردم آسیب ببیند.

ملاحظه میشود که آسیبهای بزرگ میتواند علت های کوچک و به ظاهر ناچیز داشته باشد. و در بسیاری از موارد حل مشکلات بزرگ به همین سادگیست و فقط دقت میخواهد و احساس مسئولیت میطلبد که باید این را در خودمان تقویت کنیم. همه ما مسئولیم و مسئولین محترم دولتی بیشتر از همه ، مورد سوال هستند. بیایید به مسائل ریز زندگی خودمان اهمیت دهیم و از کنار آسیبهای به ظاهر کم اهمیت نگذریم. زیرا زخم کوچک هم میتواند مرگ آفرین باشد و سنگ ریزه ای میتواند سر بزرگی را بشکند.  

 حال خوب است بگردیم و در زندگی خود از این نمونه های کوچک بیابیم و نسبت به اصلاح رفتارهای خود اقدام کنیم. قبرستان هم یک محل عمومی مثل سایر مکانهاست . مدرسه ، بازار ، مطب ، سینما ، مسجد ، حسینیه ، پارک ، نمازخانه ، زیارتگاه ، کوه ، جشن ها ، عروسی ها ، مهمانی ها و . . . به گوشه ها و زوایای زندگی خود نگاه کنیم و ببینیم چه آسیبهای بزرگی هستند که علل به ظاهر بی اهمیت دارند؟ آنها را بشناسیم و از انجام رفتارهای غلط به ظاهر کوچک اجتناب کنبم.

هرکدام از موارد زیر میتوانند دستمایه ی یک مقاله طویل و سرمنشاء یک ناهنجاری  اجتماعی باشند :

عروسکی که دست بچه های ماست

تفنگی که برای فرزندمان میخریم

عکسی که به دیوار خانه زدیم

آویزی که از آینه ی ماشین مان تاب میخورد

کتاب رمانی که  دخترمان میخواند

کیسه پلاستیکی که فروشنده ، لباس مان را در آن میگذارد و ما بیخیال آن را به خانه میبریم 

 عکسی که روی دفتر مشق کودکانمان است

آهنگی که از پخش ماشینمان بلند است و خود نیز گاهی زیر لب زمزمه میکنیم

نمازی که با سرعت سرسام آور خوانده میشود

نیمچه حجابی که بر سر زنان ما است

جوکی که تعریف میکنیم

جوکی که به آن میخندیم

مراسمی که آن را مسخره میکنیم

جلساتی که در آن شرکت میکنیم

ماشینی که سوارش میشویم

و ...  همه ی این چیزهایی که به نظر ما تک به تک اهمیت چندانی ندارند اما وقتی که جمع بشوند یک زندگی را میسازند که جزئیات آن با هیچ یک از باورهای مان همخوانی نداردودر نتیجه ، کلیاتش نیز که از همان جزئیات ساخته شده است اثری از اعتقادات خوبمان را در خود ذخیره نکرده است. این میشود زندگی به سبک قبرستان ، که باورهای خوبمان را در خود کشته و زیر خاک سرد مدفون کرده است.  بیاد بیاوریم که برای شکستن سر مردان بزرگ سنگ بزرگ لازم نیست بلکه سنگ ریزه ای هم برای آن کافیست. مراقب باشیم !!!

یاحق 

 

  نظرات ()
چهار سال مرخصی بدون حقوق برای طراح سبد کالا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٥

ما که خبرنگار نیستیم که دوربین به دست به جان شهر بیافتیم و گزارش تهیه کنیم اما دیروز یکی از همشهریان که برای کاری به دفتر ما آمده بود ، هنوز ننشسته ، خبر داد که در جلوی فروشگاههای بزرگ انبوه جمعیت در هوای سرد زمستانی صف کشیده بودند و منتظر دریافت سبد کالا بودند. 


این همان چیزی بود ما از آن میترسیدیم و البته انتظارش را هم داشتیم. سبد کالا طرحی غیر ضروری بود که هیچ کس توقعی از دولت محترم  برای اجرای آن نداشت و هنوز هم دلیل اجرای آن برای مردم مشخص نیست و البته اجرای بد این طرح نیز عامل دیگری است که به تشدید تاثیرات منفی آن کمک میکند.

دولت باید برای طراح و مجری این طرح سرتاسر غلط ، 4 سال مرخصی بدون حقوق بدهد تا دولت از تشعشعات زیانبار مغز این نابغه ی منحصر بفرد در امان بماند. 

ما هرچه فکر میکنیم نمیتوانیم مزیتی برای این طرح بیان کنیم. جامعه هدف نامشخص ، تشخیص ناقص اقشار نیازمند دریافت سبد کالا ، عدم پیش بینی صحیح عوامل توزیع ، عدم برآورد میزان اثر بخشی کالاهای داخل سبد در تامین نیازهای مردم و . . .   اینها همه عواملی هستند که طرح مورد نظر را به یک طرح شکست خورده تبدیل میکنند.


  نظرات ()
گوشه ی دیگری از صدمات رژیم پهلوی به ملت ایران نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٤

باشگاه افسران از پذیرفتن بانوان با حجاب معذور است.

عکس/ ورود خانم های با چادر به باشگاه افسران ممنوع

  نظرات ()
انصاف مرد به ز دولت اوست نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱۳

یادم می آید که همین آقایانی که الان توی دولت آقای روحانی حضور دارند در زمان هدفمندی یارانه ها به شدت با آن مخالف بودند و حتی زمانی که پول یارانه ها به حساب مردم واریز گردید ، شروع کردند به داد و بیداد که ای داد!  این دولت دارد گدا پروری میکند. آی مردم دنیا به دادمان برسید که  حرمت ملت شریف ایران لکه دار شد و .......  همه ی ما در آن روزها از این آه و ناله های آنچنانی زیاد شنیدیم.  اواخر هر ماه در روزهایی که یارانه ها واریز میشد جلوی خود پردازها چند نفری که معمولا کمتر از 8 نفر بود به صف میشدند تا از بانک پول بردارند. برخی از این تعداد ممکن بود اصلا برای برداشت یارانه نیامده بودند بلکه در راستای رسیدگی به امور روزمره ی خود به خودپرداز مراجعه کرده بودند. اما به صف شدن همین تعداد اندک نیز کافی بود که باعث شود یک عده رگ غیرتشان متورم شود و در روزنامه ها و فضای مجازی از انواع هنر نماییها و استفاده کنند تا بلکه بتوانند منزلت یارانه های نقدی را در حد صدقه دادن و مقام یارانه بگیران را در حد گدایی پایین بیاورند.

اما همین آقایان براحتی از سبد کالای اعطایی به مردم حرف میزنند و اصلا هم احساس تنزل شخصیت مردم به ایشان دست نمیدهد. خدا کند باز هم مثل زمان جنگ که مردم با کوپن زندگی میکردند و ساعتها در صفهای طولانی برای دریافت ارزاق میماندند باز هم همان سیاستها تکرار نشود و دوباره ، سنت تشکیل صفهای طویل در مقابل فروشگاههای تعاونی احیا نشود.

با اینکه فساد حاصل از توزیع یارانه غیرنقدی (کوپن ارزاق) در سالهای نه چندان دور هنوز هم از یاد ها نرفته است ، پس چطور دولتمردان محترم بازهم به این شیوه ی نادرست امید بسته اند؟ 

قصد من حمایت از یک شخص و مخالفت با شخص دیگر نیست. بلکه منظور این است که آدم نباید به همه ی کارهای مخالفانش حمله کند. انصاف نصف دین است. 

خودتان قضاوت کنید که آیا یارانه نقدی بهتر بود یا سبد کالا ؟

با این توضیح که ما حتی همین سبد کالا را هم گدا پروری نمیدانیم و قصد تخریب سیاستهای دولت محترم را هم نداریم  اما تفاوت نگاهها به شخصیت مردم در این دو روش خیلی مهم است.

و یک نکته مهم هم این است که انتظار میرود آقایانی که یک روش خوب را فقط بخاطر اینکه از جانب مخالفانشان اجرا شده بود منکوب کردند حالا برای جایگزینی آن روش باید روش بسیار آبرومندانه تری را ارائه بدهند پس کجاست آن روش ؟ آیا همین سبد کالاست ؟  آیا آنهمه داد وبیداد و فریاد و تظلم خواهی برای این بود که پول نقد را با تخم مرغ عوض کنند؟ این بود احترامی که میخواستند به مردم قائل شوند؟  آیا مردم عرضه ندارند که خودشان نحوه خرج کردن پولشان را تشخیص بدهند؟ شما باید به مردم بگویید که چه لازم دارند؟

لطفا دقت کنید.

  نظرات ()
دختر خودمان بود به هر کسی می‌خواستیم شوهرش دادیم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٢

"بحرین" دختری که غریبانه از سوی پهلوی شوهر رفت!/ تمام خیانت های نخست وزیر بهایی

به نقل از سراج 24 :

یکی از مواضع  معروف و مضحکی که بعد از جدایی بحرین از ایران شنیده شد اظهارات هویدا نخست وزیر بهایی طرفدار اسراییل بود. بر اساس اسناد ساواک، وقتی در جلسه یکی از احزاب، از هویدا درباره علت واگذاری بخشی از مملکت به اجانب سوال شد، وی پاسخ داد: «به هیچ کس مربوط نیست، دختر خودمان بود به هر کسی می‌خواستیم شوهرش دادیم!»

  نظرات ()
طلوع نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٠

وقت طلوع ، که خورشید بر زمین تکیه زده است. فکر میکنی اگر در امتداد آن حرکت کنی میتوانی به آن برسی و لمسش کنی ، اما هرچه به آن نزدیک تر شوی او بالاتر میرود

  نظرات ()
آیا حکومت اسلامی حق دارد حجاب را اجباری کند؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۸

حجاب مسئله مهمی در جهان است. این نوع پوشش بانوان نه تنها در ایران بلکه در همه جهان حساسیتهای دولتها و حکومت ها را برانگیخته است. در کشور ما حجاب الزامی است و در برخی کشورها حجاب اگر چه قانونا ممنوع نیست ولی دولتها با افراد با حجاب برخورد میکنند و شدیدا از با حجاب بودن خانمها جلوگیری میکنند و البته در برخی کشورها نیز حساسیت خاصی وجود ندارد. اما در داخل کشور ما گاه و بیگاه این مسئله برجسته شده و دستاویزی برای پیش برد اهداف سیاست مداران میشود.

یک سوال همیشه در محافل مربوطه مطرح میشود : 

آیا حکومت اسلامی حق دارد به عنوان حکم اولیه رعایت حجاب را بر زنان مسلمان اجبار کند؟

  این نوشتار به نقل از یک وبلاگ نظر مراجع را مورد مشاهده قرار میدهد :

سایت دخت ایران نوشت: از آنجایی که مبنای حکومت جمهوری اسلامی دین مبنای اسلام است، قوانین جامعه نیز می‌بایست مبتنی بر این دین تنظیم شوند. لذا از آنجایی که برای برخی این شبهه به وجود آمده است که آیا حکومت اسلامی حق دارد حجاب را اجباری نماید یا خیر؟ و از سوی دیگر، آیا در این زمینه وظیفه‌ای نیز دارد یا نه؟ بهترین راه حل، رجوع به مراجع عظام تقلید است که در غیاب امام معصوم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماینده و نایب ایشان در مسایل فقهی به شمار می‌آیند.

بنابراین، مجله اینترنتی دخت‌ایران استفتاء واحدی را برای مراجع عظام تقلید ارسال نمود که برخی از ایشان به طور مستقیم جواب این استفتاء را داده‌اند. علاوه بر این، برخی از حضرات پیش از این نیز به برخی سوالات مشابه که موضوع نزدیکی به این سوال داشتند، پاسخ داده‌اند که این سوال و جواب‌ها از سایت رسمی هر یک از مراجع استخراج شده است. ابتدا متن استفتاء دخت‌ایران و پاسخ مراجع به این سوال در زیر آمده و پرسش و پاسخ‌های موجود مراجع نیز در ادامه آن آمده است.

 

متن استفتاء:

با سلام و عرض ادب؛

آیا حکومت اسلامی حق دارد به عنوان حکم اولیه رعایت حجاب را بر زنان مسلمان اجبار کند؟ آیا علاوه بر حق، در این خصوص وظیفه هم دارد؟ به عنوان حکم ثانویه چطور؟ لطفا نظر خود را تفصیلا درباره اعمال این حق یا وظیفه در مورد زنان غیرمسلمان ساکن در کشور اسلامی با قید حکم اولی و ثانوی نیز بیان فرمائید.

 

پاسخ مقام معظم رهبری

بسمه تعالی

 سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

به‌ هر حال اصل حکم حجاب از ضروریّات دین است ‏و مراعات آن واجب است ولى چادر خصوصیتى ندارد اگر چه حجاب برتر است.

موفق و مؤید باشید.

 

پاسخ حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

با اهداء سلام و تحیت؛

حکومت اسلامى و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانى افراد وظیفه‌اى ندارند، ولى بدون شک نسبت به گناهانى که به طور علنى و آشکار، در سطح جامعه انجام مى‌شود وظیفه نهى از منکر دارند، و الا جایى براى انجام این وظیفه مهم باقى نمى‌ماند. البته با این تفاوت که مردم باید به نهى از منکر زبانى اکتفا کنند، و از هر گونه برخورد فیزیکى اجتناب ورزند، ولى حکومت مى‌تواند وارد این مرحله نیز بشود. و لذا حکومت اسلامی موظف است از گناهان علنی جلوگیری کند.

همیشه موفق باشید.

 

پاسخ حضرت آیت الله نوری همدانی

باسمه تعالی

سلام علیکم

ج1. بله

ج2. بله  هر حکمى براى مؤمنین و مسلمانان ثابت است، دیگران نیز مکلّف به آن هستند (الکفّار مکلّفون بالفروع کما انّهم مکلّفون بالأصول)، بنابراین آنها هم موظّف به حکم حجاب و گناهان دیگر هستند.

 

پاسخ حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام و رحمت الله

بر طبق آیات و اخبار وارده از معصومین سلام الله علیهم، بر زن واجب است که خود را از نامحرم بپوشاند و به نظر اینجانب بنابر احتیاط، پوشش وجه و کفین نیز لازم است و در صورت اصرار زن (چه زن مسلمان و چه غیرمسلمان) بر بدحجابی در جامعه اسلامی، چنانچه از نهی متنبه نشود حاکم شرع جامع‌الشرایط می‌تواند او را تعزیر نماید. در قلمرو جامعه اسلامی همه افراد (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) ملزم به رعایت احکام اسلامی بوده و تخلف از آنها جایز نیست.

والله العالم. موفق باشید. 25 صفر المظفر 1435

 

 

پاسخ حضرت آیت الله حسینی شاهرودی

بسمه تعالی

آری حق دارد.

 

استفتائات موجود

*  حضرت آیت الله جوادی آملی

حکم عدم رعایت حجاب شرعی و تعزیر

سوال: آیا رعایت نکردن حجاب مقرر شرعی گناه محسوب می‌گردد؟ اگر گناه می‌باشد گناه کبیره است یا صغیره؟ در هر فرضی (کبیره یا صغیره بودن) آیا قابل تعزیر می‌باشد؟

جواب:

1- بی‌حجابی عمدی به طوری که علنا در معرض نامحرمان قرار گیرد گناه بزرگ است.

2- اگر با نهی از منکر، بی‌اعتنایی به حکم شرعی حجاب ادامه یافت حکومت اسلامی می‌تواند تعزیر نماید.

جوادی آملی 23/12/1386

 

* حضرت آیت الله مکارم شیرازی

تعزیر بی‌حجابی 

سوال: آیا بی‌حجابی مانند شرب خمر حد دارد؟

جواب: حد خاصی برای آن تعیین نشده است، اما حاکم شرع می‌تواند در موارد مقتضی در این زمینه حکم صادر کند و او را تعزیر نماید.

 

اجبار حجاب

سوال: آیا اجباری کردن حجاب از خصوصیات یک حکومت اسلامی است؟

جواب: حکومت اسلامی موظف است از گناهان علنی جلوگیری کند.

 

حجاب اجباری

سوال: در سایت شما مقاله‌ای تحت عنوان جذاب «حجاب اجباری» قرار داده شده. در این مقاله آمده است که افراد عاقل بر مخالفت با قانون پافشاری نمی‌کنند. در کشور فرانسه و برخی کشورهای اروپایی قانونی مبنی بر ممنوعیت حجاب برای محصلان وجود دارد. آیا دین ما در اینجا هم پیروی از مقررات را توصیه می‌کند؟

سوال اینجاست آیا در جامعه ای که قانونی در رابطه با پوشش و حجاب وجود ندارد، نظر شما به عنوان «مسئول پاسخگویی از طرف دین» درباره اجباری بودن حجاب برای مسلمانان چیست؟ موافقید یا مخالف؟ سوال روشن، صریح و صحیح است!

جواب: اولاً توصیه می‌کنیم مقاله مزبور را مجددا با دقت بیشتری مطالعه فرمایید؛ ثانیاً بدانید که قانون حجاب بدون شک در اسلام وجود دارد، حال با توجه به همین جمله پاسخ خود را بیابید؛ سوال شما این می‌شود که اگر اسلام حجاب نداشت با حجاب اجباری موافق بودید یا مخالف؟! بدیهی است اگر قانونی نباشد، الزام بر قانون معنا ندارد. ثالثاً آنچه در کشورهایی مثل فرانسه می‌گذرد بر خلاف اصول قانونی آنها (اصول لیبرالی) است و مخالفت با حجاب به جهت اسلام‌ستیزی و بر خلاف اصول مورد پذیرش خودشان است. بنابر این تعبیر به اجباری بودن به عقیده ما تعبیر صحیحی نیست. افراد دین‌دار باید پایبند به احکام دین‌شان باشند. همانگونه که رشوه و ربا خوردن حرام است، بی‌حجابی هم حرام است. بنابراین در هر جا باشند، افراد دین‌دار باید نماز بخوانند، روزه بگیرند و... و حجاب خود را هم حفظ کنند.

 

وجوب حجاب ظاهری

سوال: آیا حجاب در زمان پیغمبر (ص) اجباری بوده؟ مثل حکومت جمهوری اسلامی

جواب: حجاب از واجبات است و انجام همه واجبات حداقل در ظاهر الزامی است.

 

ضرورت حجاب

سوال: از آن جا که مسأله حجاب یک امر ضرورى اسلام است و از آن جا که باید حدود و قوانین اسلامى در کشور جمهورى اسلامى خصوصا در شهرهاى مذهبى از جمله شهر مقدس قم رعایت شود که بحمدالله این قوانین اسلامى تا به امروز در شهر مقدس قم رعایت شده اما متأسفانه این روزها در این شهر مقدس اعمال ناشایستى مشاهده مى‌شود که در شأن و مقام و منزلت این شهر مقدس نیست. لذا کراراً مشاهده مى‌شود که اعمال ناشایستى در وسایل نقلیه خصوصاً در کاروان‌های عروسى که از مقابل حرم مطهر حضرت معصومه (علیها السلام) عبور مى‌کنند انجام مى‌شود و یا به طور کلى در مکان‌های مقدسى از جمله در مسجد مقدس جمکران که مورد لطف و مرحمت پروردگار و حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشریف) بوده صورت مى‌گیرد که واقعاً جاى تأسف و نگرانى است؛ چرا که مقام و منزلت این شهر بالاتر و والاتر از آن است که اجازه بدهد این‌گونه اعمال در آن صورت گیرد. لذا از آن جا که مراجع بزرگوار همیشه و در هر حال به فریاد و کمک انقلاب و اسلام مى‌رسند و با فتاواى دندان‌شکن خود مشت محکمى بر دهان استکبار جهانى مى‌زنند بر آن شدیم که فتواى صریح حضرتعالى را در خصوص این مسأله در شهر مقدس قم بدانیم.

جواب: بدون شک حجاب از مسلمات اسلام است و تمام فقهاى اسلام در آن اتفاق نظر دارند و هر گونه بدحجابى و بى‌حجابى بر خلاف شریعت مقدسه است مخصوصا در شهرهاى مذهبى و از آن بالاتر در اماکن مقدسه دینى باید مراعات بیشترى شود و گناه بدحجابى و بى‌حجابى در این اماکن بیشتر است و بدون شک پوشیدن چادر همه جا مخصوصاً در این اماکن اولى است.

 

جلوگیری از ترویج بی‌حجابی توسط حکومت اسلامی

سوال: آیا حکومت مى‌تواند، یا بر او لازم است، از بد حجابى یا بی‌حجابی بعضى از خانم‌هایی که در این امر مهم کوتاهى مى‌کنند جلوگیرى نماید؟ توضیح این که: بنده دانشجو هستم. چندى قبل استاد در کلاس این شبهه را مطرح کرد، و مدعى شد که هیچ دلیل فقهى وجود ندارد که حکومت را ملزم کند تا مواظب حجاب خانم‌ها باشد، همان طور که وظیفه ندارد مواظب نماز صبح افراد باشد. علاوه بر این گفتند: حضرت امیر (علیه السلام) دستور دارد که حجاب را از سر کنیزانى که خود را شبیه زنان آزاد کرده بودند، بردارند. نظر شما چیست؟

جواب: حکومت اسلامى و مسلمانان نسبت به گناهان پنهانى افراد وظیفه‌اى ندارند، ولى بدون شک نسبت به گناهانى که به طور علنى و آشکار، در سطح جامعه انجام می‌شود وظیفه نهى از منکر دارند، و الا جایى براى انجام این وظیفه مهم باقى نمى‌ماند. البته با این تفاوت که مردم باید به نهى از منکر زبانى اکتفا کنند، و از هر گونه برخورد فیزیکى اجتناب ورزند، ولى حکومت مى‌تواند وارد این مرحله نیز بشود؛ و در مورد کنیزها اساساً میزان پوشش آنها نسبت به زنان آزاد از نظر اسلام متفاوت بوده است

 

اجبار حجاب برای اتباع خارجی

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

سوال: همانطور که می‌دانیم خداوند متعال در سوره نور، حجاب را مختص مؤمنان، زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و زنان مؤمنین دانسته است. حال سؤال این است که:

1ـ آیا حجاب براى غیرمسلمانان در کشورهاى اسلامى واجب است؟

2ـ اگر واجب است، همانطور که در فرانسه و ترکیه بر اعتقادات اسلامى ما مى‌تازند، و ما آنها را ظالم و ضد اسلام مى‌دانیم، آیا ما هم با پوشاندن زنان خارجى که به ایران مى‌آیند و یا پیروان سایر مذاهب داخل کشور، به آنها اجحاف ننموده ایم؟

3ـ اگر حجاب اختیارى بود، بهتر نبود، و معضلات اجتماعى حل نمى‌شد؟

جواب: یک اصل مسلم در اسلام داریم که هر حکمى براى مؤمنین و مسلمانان ثابت است، دیگران نیز مکلف به آن هستند (الکفار مکلفون بالفروع کما انهم مکلفون بالأصول)، بنابراین آنها هم موظف به حکم حجاب و ترک شرابخورى (حداقل آشکارا) و گناهان دیگر هستند، و نسبت به حجاب که ما مى‌توانیم اعمال کنیم کار صحیح و عادلانه‌اى است، و ما دوران قبل از انقلاب را فراموش نکرده‌ایم که وقتى اختیار و آزادى داده شد چه زنانى با چه وضعى بیرون آمدند و اکثر جوانان را به فساد کشیدند؛ و نوشته‌اید که اگر ما به کشورهاى آنها برویم و ما را اجبار به بى‌حجابى کنند، چه مى‌شود؟ فراموش نکنید که آنها بى‌حجابى را واجب نمى‌دانند، در حالى که ما حجاب را واجب مى‌دانیم.

 

حضرت آیت الله صافی

سوال: آیا لازم است حجاب را برای توریست‎ها الزامی کنیم؟

 جواب: افراد توریست، از جهت حکم فقهی حجاب، تابع دین خود هستند؛ لکن همان گونه که ملزم به رعایت دیگر قوانین کشور هستند نباید اجازه داده شود بر خلاف ارزش‎های دینی و فرهنگی کشور اقدام کنند، و موجب اشاعه فساد و ابتذال اخلاقی شوند.

به نقل از یک وبلاگ

  نظرات ()
شباهت اقدام امام حسن (ع) با امام حسین (ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۸

 

 

25 ربیع الاول سال روز صلح حضرت امام حسن مجتبی(ع) است؛ صلحی که عللی مانند جلوگیری از ایجاد اختلاف و تفرقه، آگاه سازی مردم بی بصیرت کوفه و ... را شامل می شود. به همین بهانه مطلبی کوتاه به عرض میرسد.

امام حسن و امام حسین از یک نسل پاک هستند و در یک خانواده ی مقدس و تحت تعالیم مستقیم پیامبر و امام علی  بزرگ شده اند و علاوه براین فضیلت و البته مهمتر از آن ، اینکه هر دو بزرگوار جزو بندگان برگزیده خدا و دارای مقام عصمت و امامت هستند. 

اما اتفاقات تاریخی مختلف که در زمان های امامت این دو امام اتفاق افتاده و عکس العملهای متفاوت و به ظاهر متضاد ایشان را بوجود آورده است ، باعث شده است که برخی چنین برداشت کنند که شخصیتهای این دو بزرگوار متضاد بوده است.  زیرا امام حسین جنگیده و در میدان نبرد شهید شده است ولی امام حسن با معاویه صلح کرده است و در خانه خود مسموم و شهید شده است.

در صورتیکه این برداشت درست نیست و واقعیت عملکرد و رفتار و شخصیت ایشان چیز دیگری است که چند نکته را خیلی خلاصه و تیتر وار عنوان میکنم :

1- رفتار متضاد همیشه نشان دهنده ی افکار متضاد نیست. زیرا بستری که رفتار در آن انجام شده است از اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است.  مثلا فرض کنید یک کسی ، داود را در یک مهمانی خندان می بیند و یحیی را مجلس عزا گریان مشاهده میکند. آیا این شخص میتواند چنین حکم کند که : داود آدمی همیشه خندان و خوش اخلاق و یحیی فردی همیشه گریان و بداخلاق است؟ یقینا هیچکس چنین حکمی نمیکند. زیرا موقعیتهای ایشان چنین رفتارهایی را اقتضا میکرد. وگر نه ممکن است شخصیتهای ایشان مشابه هم بوده یا حتی برعکس این برداشت غلط باشد. بنابر این متفاوت بودن عملکرد امام حسین(ع) با عملکرد برادر بزرگوارشان امام حسن(ع) که در مقاطع تاریخی مختلف اتفاق افتاده است نشان دهنده تضاد شخصیتی ایشان نیست.

2- بنابر این به دلایلی که گفته شد روشن است که اگر امام حسین(ع) در موقعیت امام حسن(ع) بودند یقینا مثل ایشان صلح میکردند و امام حسن(ع) هم اگر در موقعیت امام حسین(ع) بودند ایشان هم مانند برادر خود با لشکر یزید جنگ میکردند.

3- در مورد جنگ و صلح امام حسین و امام حسن مطالب گفتنی زیاد است. زیرا زندگی ما بر مدار همین جنگ و صلح میچرخد.

4- جنگ امام حسین(ع) عین صلح طلبی بود و صلح امام حسن(ع) عین ظلم ستیزی!

5- هردو امام بزرگوار نوری واحدند که رنگ نورشان گاهی مهتابی و گاهی آفتابی است و بیننده اگر مطلع نباشد خیال میکند که این نور غیر از آن نور است در صورتیکه هر دو از یک منشا نورانی میتابند. آنگاه که مهتاب لازم است اگر آفتاب بتابد خلاف حکمت است. مهتاب ، زیباست مثل آفتاب. 

 

السلام علیک یا حسن ابن علی ایها المجتبی یا بن رسول الله

لطفا برای دیدن اینفوگرافی زیر روی تصویر کلیک کنید

  نظرات ()
آدمهای سه ستاره نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٧

وقتی میشود هتل ها را ستاره بندی کرد چرا آدمها را نشود؟ البته ستاره بندی هتلها خیلی راحت تر از ستاره بندی آدمهاست چون آدمها زنده هستند و دائم در حال تغییر و تحول هستند و مهمتر از همه اینکه معیارهای ستاره بندی هتلها زیاد پیچیده نیستند اما در مورد آدمها دشواریهای زیادی وجود دارد. انسانها هرگز نمیتوانند یکدیگررا ستاره بندی کنند چون معیارها در نزد افراد بشر از یک قوت و استحکام یکسانی برخوردار نیستند و به همین دلیل سطح بندی انسانها ممکن نیست. اما اگر دایره دیدمان را کمی محدود تر کنیم و به صورت ویژه به یک بعد خاص از مسئله نگاه کنیم شاید بتوان با بخرج دادن محافظه کاری به یک قضاوت کلی و قابل قبول، آنهم بدون تعیین مصداق خارجی دست یافت.

مثلا فرض کنید میخواهیم ، انسانها را در مواجهه با کارهای نیک مورد مطالعه قرار دهیم در این صورت شاید بتوان در این مورد به یک اظهار نظر کلی رسید. 

به نظر من انسانها در برخورد با نیکوکاری به 5 رده ی عمده تقسیم بندی میشوند :

1- برخی از آدمها علاقه ای به انجام کار نیک از خود نشان نمیدهند و حتی زمانیکه بطور تصادفی در جریان انجام کار نیک واقع میشوند بی میلی از خود نشان میدهند و آرزو میکنند که وقعیت پیش آمده هرچه زودتر تمام شود تا نفس راحتی بکشند و به محض اینکه از موقعیت مذکور خارج شدند احساس تنفر میکنند و از وضعیت پیش آمده بعنوان یک زجر و رنج تحمیلی یاد میکنند و از اتفاقی که روی داده اظهار پشیمانی مینمایند. آنها آرزو میکنند که هرگز چنین موقعیتی گریبان آنها را نگیرد. اجازه دهید به اینها یک کد بدهیم : 0-0-0  منطق این کد گذاری را خودتان متوجه میشوید. این افراد افرادی بی ستاره اند.

2- برخی از افراد هستند که برای انجام امور خیر تمایل نشان میدهند اما وقتی در جریان انجام آن قرار میگیرند از سختی های طبیعی کار خیر ، دلزده میشوند و سعی میکنند هرچه زودتر از محیط خارج شده و ازاین سختی پیش آمده خلاص شوند. این افراد به محض خروج از موقعیت نیکوکاری احساس بدی پیدا میکنند و از اشتباهی کرده اند ناراحت میشوند. شاید تصمیم بگیرند دیگر از این کارها نکنند. اجازه دهید به اینها نیز یک کد بدهیم : 1-0-0 این افراد آدمهای یک ستاره اند.

3- آدمهایی هستند که برای انجام امور خیر رغبتی نشان نمیدهند اما به محض اینکه در جریان کار خیری قرار میگیرند با علاقه نسبت به انجام آن اقدام میکنند و از کار خیر لذت میبرند و پس از اتمام کار این حس لذت در آنها ادامه مییابد و تاثیرات مثبتی در روح آنها ایجاد میکند این نوع افراد دوست دارند در آینده فرصتهای دیگری برای انجام کار نیک نسیبشان شود و شاید هم خودشان برای ایجاد فرصتها دست به اقدام بزنند. اجازه دهید به این افراد نیز یک کد بدهیم : 0-1-1 . این افراد آدمهای 2 ستاره هستند.


4- کسانی هستند که برای انجام کارهای نیک تمایل نشان میدهند ولی در هنگام انجام کار ، دل بکار نمیدهند و حواسشان جای دیگر است. با علاقه کار نمیکنند اما میدانند که کار خوب میکنند . اینها با اینکه به نیک بودن کاری که انجام میدهند اعتقاد دارند اما به دلیل اینکه از انجام دادن خود آن کار لذت مورد نیاز را نمیبرند انتظار میکشند که موعد مقرر فرا برسد و هرچه زودتر از این کار نیک فراغت حاصل شود. اینها بعد از اتمام کار احساس میکنند انجام تکلیف کرده اند و به همین خاطر هم یک انبساط خاطری در آنها پدید می آید. آنها دوباره دوست دارند کار نیک انجام دهند اما در همان لحظه ای که کار نیک را آغاز میکنند به انتهای آن فکر میکنند و دوست دارند ، پایان کار فرا برسد و دوباره از احساس رضایت بدست آمده لذت ببرند. اجازه بدهید به اینها نیز یک کد بدهیم : 1-0-1 . این آدمها نیز آدمهای 2 ستاره ای هستند.

5- برخی آدمها عاشق کار نیک هستند ، آنها خودشان فرصت انجام کار نیک را میسازند و مقدمات آن را فراهم میکنند و در هنگام انجام آن نیز لذت وافر میبرند و در انجام دادن کار حوصله و دقت بخرج میدهند . اینها عجله ای برای اتمام کار ندارند و دوست دارند کار طبق روال عادی خود پیش برود و با بهترین حالت به نتیجه برسد. اینها بعد از انجام کار خیر ، دو بال میخواهند که با آن پرواز کنند. احساس سبکی و بی حسی میکنند. در عین خستگی احتمالی تن ، احساس بی وزنی میکنند. نفس عمیقی میکشند و برای انجام کار بعدی نقشه میکشند. آنها از نیکو کاری خسته نمیشوند. آنها عاشق نیکو کاری هستند. اجازه بدهید به اینها هم یک کد بدهیم : 1-1-1 . این آدمها ، آدمهای 3 ستاره هستند.

ستاره هایی که این افراد میگیرند اغلب سیال و همچنین در حال  تغییر هستند و در طول عمرشان یا در موقعیتهای مختلف ، ممکن است جابجا شوند. ای بسا آدمهای بی ستاره ای که سه ستاره شوند و یا سه ستاره هایی که بی ستاره شوند. 

شما چند ستاره اید؟ چه جاهایی بی ستاره یا یک ستاره یا دوستاره یا سه ستاره میشوید ؟ در نماز خواندن که نیکوترین کار است چطور؟ چند ستاره اید؟ بسیاری از آدمها در این مورد خاص کد 1-0-1 دارند و در حد یک آدم دوستاره ظاهر میشوند. 


  نظرات ()
آدمها نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٦

ما همه به یک زبان میخندیم. 

 

همه به یک زبان می گرییم.

همه به یک زبان عصبانی میشویم

همه به یک زبان دلگیر می شویم

اما وقتی نوبت حرف زدن که میشود ، آدمها به زبانهای مختلف حرف میزنند. این تصادفی نیست.

  نظرات ()
نقطه پرگار نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢

 

حافظ شاعری غیر قابل پیش بینی است . او یک استثناء و برگزیده است. اگر قرار باشد حافظ و صاحب سخن زبردست دیگری در باره یک موضوع معینی شعری بسراید و سخنی بگوید یقینا سخن حافظ وقتی که شنیده شود سخنی خواهد بود که هیچ کس انتظار شنیدنش را نداشت و حتی تصورش را هم نمیکرد. شاید حتی گاهی احساس شود که سخن حافظ ربطی به موضوع ندارد زیرا حافظ طور خاصی سخن میگوید که بدیع و غیر منتظره است. و همین غیر منتظره بودن است که هر شنونده ای را مجذوب میکند. آری این حقیقت دارد که سخن حافظ ، هر شنونده ای را متعجب میکند. آیا این خصوصیت بی دلیل است ؟ تصادفی است؟ 

 

صدها سال پیش این مرد خوش ذوق عارف گنجینه ای سروده است که هنوز خزائن درون آن نسل به نسل در حال کشف شدن و بهره دادن است و تمام شدنی هم نیست و برای نمونه از پس سالهای دراز ، هنوز هم کنجکاوی دانشمندان ارزشمند در اطراف این چهار خط کوتاه حافظ به جای قابل اتکایی نرسیده است که میفرماید :

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردانند


هرکس تصور کند که حافظ خواسته است که سخن منظوم بگوید و مجلسی را گرم کند و حظی بدهد و صله ای بستاند ، معلوم است که نه حیران است و نه سرگردان و حسابش جداست. اما بی خبرانی هستند که هنوز هم درپی آنند که بدانند نظر بازی حافظ چه معنی دارد ؟ بی خبران از چه حیرانند؟ و عاقلان کیستند؟ پرگار کدام است؟ نقطه کجاست؟ دایره چیست؟ و سرگردانان کیانند؟

در این باره بسیار گفته شده است و میشود. و همین دلیل آنست که هیچ گفته نشده است. و البته دانشمند گرانقدری در اینجا سخن در خور دیگری دارد. یا حق

 

 

  نظرات ()
کامپیوتر ، سرطان عمر برنامه نویسها نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱

کاش نویسنده بودم و میتوانستم این قصه را به شکل مناسبی تعریف کنم. مقدمه ای ، موخره ای بنویسم .  فرازی ، فرودی  درنظر بگیرم و تعلیقی و شخصیتی بسازم تا انتقال پیام بخوبی انجام پذیرد. اما در وضعیت فعلی ، فقط میتوانم خیلی ساده و عامیانه خاطره گویی کنم. 

اولین برنامه کامپیوتری که با آن کار کردیم سوراخ سوراخ بود. درست مثل آبکش مادر بزرگها. یعنی برای نوشتن برنامه باید کارت های مقوایی را با دستگاه پانچ مخصوص سوراخ میکردیم. یعنی باید پشت دستگاهی شبیه شکل زیر که بدون مونیتور و در واقع فقط یک کیبورد بود  می نشستیم و دستورات زبان برنامه نویسی را بدون اینکه چیزی ببینیم می نوشتیم . ما فقط مینوشتیم ولی نتیجه ی نوشتن خود را نمیدیدیم. 


بعد از نوشتن دستورات ، کلیدی را میزدیم و از داخل دستگاه یک کارت سوراخ شده بیرون می آمد که معلوم نبود چه چیزی در داخل آن حک شده است. مثلا ما مینوشتیم : Input  و این دستور بصورت سوراخهایی در روی کارتی که در داخل دستگاه بود حک میشد و از دستگاه خارج میگردید. چیزی شبیه این :

به نظرم در هر کارت فقط یک یا چند دستور میتوانستیم بنویسیم. معلوم است که با این حساب یک برنامه بسیار کوچک و به درد نخور روی دهها کارت ، پانج میشد. بعد این کارتها را به مسئول سایت کامپیوتری میدادیم تا در نوبت بخواباند و در زمان مقرر به کامپیوتر اصلی خورانده شود. کامپیوتر اصلی از دید ما دور بود و ما اصلا شکل و شمایلش را هم نمیدیدم و تصوری از چگونگی اش هم نداشتیم. ما فقط یک در میدیدم و میدانستیم که پشت آن در اتاقی است که کامپیوتر را در خود مخفی کرده است و رابط ما با کامپیوتر اصلی مسئول سایت بود که مثل ماموران امنیتی لباس شخصی به شدت مراقبت و محافظت از درب اتاق را بعهده داشت وما از او بشدت حساب میبردیم و احتمال هم نمیدادیم که او یک فردی مثل ما باشد  ، خلاصه کامپیوتر اصلی در پشت درهای بسته کارت های سوراخ شده را میخواند و دستورالعملها را ترجمه میکرد و اگر برنامه ما ایرادی داشت کارتهای ما را برمیگرداند و یک لیستی از اشکالات برنامه را پرینت میکرد. حال ما میماندیم و یک لیست اشکالات و چند تا کارت سوراخ شده که باید دور ریخته میشد و کار برنامه نویسی مجددا با کارتهای جدید تکرار میگردید. این یعنی ، کار اجباری با اعمال شاقّه ! . . .  این خلاصه ای از رنجهای ما بود برای این که یک برنامه ساده ی جمع یا تفریق بنویسیم که به درد هیچ نفس کشی نمیخورد. درست یادم نمی آید، شاید یکسال به همین منوال گذشت و ما به کار با دستگاه پانچ داشتیم عادت میکردیم که ناگهان آفتاب عمر این تکنولوژی غروب کرد و جسم بیجان دستگاههای پانچ به گورستان رفت و آموخته های ما هم در گور آنها دفن شد. حال دیگر به چه دردمان میخورد بدانیم که کارتها چطور به دستگاه خورانده میشوند ، چگونه دستور شروع داده میشود و چگونه دستور پایان صادر میشود. کارتها با زدن چه کلیدی بیرون میآیند و چگونه غلط ها اصلاح میشوند و . . .  در یک کلام آن همه وقتی که برای یادگیری و مهارت صرف کرده بودیم همه بی مصرف شدند. 

 

اما با این حال خوش حال بودیم چون با دستگاه جدیدی باید کار میکردیم که به آن ترمینال میگفتند. این دستگاه علاوه بر کیبرد ، که دستگاههای پانچ داشتند یک صفحه نمایش خوشگل داشت که به آن مانیتور میگفتند و در این دستگاه در کمال خوش وقتی میتوانستیم هرکلیدی را که بر روی کیبرد میزدیم نتیجه ی آن را روی صفحه مانیتور ببینیم. یادم میآید یک مدتی ذوق میکردیم از اینکه میدیدم بازدن یک کلید ، حرف مربوط به همان کلید در روی مانیتور نشان داده میشد. واقعا چیز جالبی بود. به خودمان میگفتیم :علم کامپیوتر عجب پیشرفتی کرده است که دیگر مثل آدمهای کور مجبور نیستیم چیزهایی را که نمی بینیم بنویسیم. صدای خوش آهنگ صفحه کلید که حروف نورانی و سبز رنگ روی مانیتور را روشن میکرد چه هارمونی دلنشنی را ایجاد میکرد. اسم اتاقی را که ترمینالها در آن ردیف شده بود گذاشته بودند : اتاق ترمینال !   این اتاق از اتاق پانچ خیلی زیباتر و آبرومندتر  وبزرگتر بود. وارد اتاق که میشدی بیشتر از 10 ترمینال به رویت لبخند میزد و نوشته های نورانی سبز رنگش روحیه تازه ای به تو میداد. 

هیجان انگیزتر این  بود که دیگر برای کامپایل شدن برنامه ات لازم نبود یکروز در صف منتظر بمانی چون این ترمینالها در همان زمان میتوانست با زدن یک کلید برنامه ات را به کامپیوتر اصلی فرستاده و بلافاصله کامپایل کرده و اشکالات برنامه را اعلام نماید. مهمتر اینکه اشکالات برنامه روی مانیتور نشان داده میشد و لازم نبود که چاپ شود.

وقتی نتیجه ی اجرای موفق برنامه را روی صفحه ترمینال میدیدی که با حروف نورانی سبز رنگ خود نمایی میکرد یک حس موفقیت و رضایت در درونت ایجاد میشد. واحساس میکردی که الان میتوانی با خیال راحت برای بازی گل کوچک به زمین چمن دانشگاه بروی و به این طریق بخاطر این موفقیت به خودت پاداش کوچکی بدهی.

حالا دیگر زبان پانچ کاملا فراموشت شده است ولی در عوض با زبان ترمینال آشنا شده ای و کمی هم مهارت پیدا کرده ای. احساس میکنی زبان ماشین مجازی یا همان وی ام (VM) که ترمینالها با آن کار میکنند یک چیز دیگری است که یادگیری آن باعث افزایش قدرت و دانش تو میشود و برایت یک عمر مفید واقع میشود. 

اما باکمال تاسف و تاثر، این حس و حال نیز بیشتر از یکسال طول نمیکشد ودوران ترمینالها نیز به سر میآید. حروف نورانی سبز رنگ دیگر آن درخشندگی سابق را ندارند و به نظر کهنه و چرک می آیند. آن محیط دو  رنگ سیاه و سبز بیش از حد یکنواخت به نظر میرسد. زیرا دستگاههای جدیدی به بازار آمده اند که هوش از سر آدم میربایند. 
این دستگاهها یک کامپیوتر کامل هستند و فقط یک ترمینال نیستد که واسط بین کاربر و کامپیوتر باشند.  کاربر وقتی پشت میز مینشیند مستقیما با یک کامپیوتر مستقل طرف حساب میشود نه بایک واسط کاربری. اندازه این کامپیوتر به اندازه یک تلویزیون معمولی است و مانیتور آن میتواند صدها رنگ را نمایش دهد. رقص رنگها در صفحه مانیتور چشمها را خیره میکرد. به آنها PC های NCR  میگفتند. سه دستگاه از آنها را در ردیف اول اتاق ترمینالها گذاشته بودند . عجب مالی بودند این طاووسهای صد رنگ. 
دیگر کسی برای تصرف چند ساعته ی ترمینالها با دیگران جدل نمیکرد. در عوض سر تازه واردها شلوغ بود. لاکردارها خیلی خوش دست بودند. هم زیبا ، هم خوش دست و حتی خوش صدا هم بودند. 
اولین باری که پشت یکی از این کامپیوترهای جدید نشستیم متوجه شدیم که این جدیدها دستورات ترمینالها را نمیفهمند و دستورات ترمینالها که برای ما آشنا بودند برای اینها نا آشنا بودند و در هنگام اجرا با خطا مواجه میشدند. میگفت املای شما غلط است و خطای سینتاکس میگرفت . آخ که چه کشیدیم از دست این خطای سینتاکس اررور : Syntax Error  که دست بردار نبود.
زمان آن رسیده بود که مهارتهای کار با ترمینال را فراموش کنیم و آموخته های یکساله خود را دور بریزیم و زبان جدیدی یاد بگیریم که به آن DOS  میگفتند. شور وشوق کار با فن آوریهای جدید سختی یاد گیری زبان جدید را برایمان راحت میکرد. شور وشوقی که از نیروی جوانی مان نشات میگرفت و ما خیال میکردیم که همیشه گی است.
کی برد این پی سی ها از ترمینالها خیلی نرمتر و کارکردن با آن خیلی راحت تر بود . صدای چیلیکی که از دکمه های صفحه کلید ترمینال شنیده میشد و اولها برایمان خوش آهنگ بود دیگر عذاب آور و اعصاب خورد کن به نظر میرسید چون خیلی بلند بود در حالیکه صدای کیبرد این پی سی ها خیلی ملایم بود و برخلاف ترمینالها فشار زیادی هم برای زدن کلید لازم نبود. بایک اشاره کوچولو کار تمام بود. 
حالا میتوانستی یک برنامه GWBasic   نصب کنی و برنامه های متنوع بنویسی و از رنگ آمیزی برنامه ات لذت ببری . منو درست کنی ، جدول رنگارنگ بکشی ، ملودی بزنی و . . .  از زندگی لذت ببری.
هیجان دیگر این کامپیوترهای کوچک این بود که میتوانستی برنامه های خودت را روی یک دیسک ذخیره کنی و با خودت ببری و هر جا که به کامپیوتر دسترسی داشتی استفاده کنی. حالا دیگر داشتن یک جعبه دیسکت 4.5 اینچی یک کلاس ویژه ای به آدم میداد مخصوصا اگر مارک آن BASF   باشد 
Dos و برنامه های تحت داس مدت زیادی ما را به خود مشغول کرد . بازهم شروع کردیم به اندوختن مهارت و کسب تجربه در این عرصه جدیدی که برایمان باز شده بود. برنامه نوشتیم ابزار برنامه نویسی ساختیم ، ابزار خریدیم ، به محیط تک خطی داس غلبه کردیم ، با چاپگرها کلنجار رفتیم و در خیلی از دستورات داس ماهر شدیم و به خاطر سپردیم.  با برنامه های مفید یا همان یوتیلیتی ها آشنا شدیم و آموزش دیدیم و آموزش دادیم و برای کار با برنامه هایی مثل NC , PCTools و ده ها برنامه مشابه آن عمر تلف کردیم و استاد شدیم. 
اما دوران داس هم به سر آمد و بسیاری از مهارتهای ما را بی ارزش نمود و به خاک سرد نشانید. مهارتهایی که به هر کدام از آنها عمری از بهترین روزهای جوانی ما الصاق شده بود. و الان دیگر به هیچ دردی نمیخوردند.

بالاخره ویندوز از راه رسید و با آن همه سر وصدا و تغییرات انبوه ، چشمها را خیره کرد و همه ی نگاهها ، بسوی این لعبت شهسوار معطوف شد. پنجره های خوشرنگ ، دنیای دیگری را بروی ما گشاده بود و دنیای خطی و تک بعدی داس به یک صفحه دو بعدی نا محدود تبدیل شده بود. صفحه ی سفیدی در برابر ما گشوده شده بود که باور کردنی نبود و تو میخواستی از فرط شوق بارش یک برف زمستانی زیبا در اعماق آن محیط سفید و یکدست غلط بزنی و اسکی کنی و به هر سو که خواستی سر بخوری . اینگونه بود که ویندوز  مثل کالسکه چی شهر اسباب بازیهای داستان پینوکیو ما را اغفال کرد تا مصیبت تلخ ناشی از مرگ برنامه های تحت داس خود را از یاد ببریم و به وسوسه ی رنگ و لعاب و صدای موزیک ویندوز ، خود را مسرور حس کنیم.
دیگر دستور Dir  به چه درد من میخورد که آنهمه پارامترهای متنوعش را با سماجت تمام یاد گرفته بودم؟ یا دستور XCopy , MD , list , ClsScr و دهها دستور که هر کدام با دهها پارامتر  و سویچ و سینتاکس ، گوشه ای از ذهن مرا بخود مشغول داشته بود؟
اکنون کارها راحت شده است و فقط با یک کلیک دستور صادر میکنی و دیگر نیازی به تایپ حروف مقطعه نیست. چقدر این دستورات مقطعه را در کلاسها یاد گرفتیم و یاد دادیم و عمر برایش سپری کردیم که هیچکدام الان به هیچ دردی نمیخورند. 
حالا هم ویندوز روزگار تقریبا درازی است که با سماجت به دنیا چسبیده است اما او هم مدام رنگ عوض میکند و هر روز با چهره ای و نامی جدید ظاهر میشود. جای منوهایش عوض میشود فرمهایش جابجا میشود ، امنیتش دگرگون میشود ، رجیستری اش تغییر رفتار میدهد ، کنترل پنلش زیرورو میشود و خلاصه هیچ جایش یکجا بند نمیشود . تا بخواهیم به یک تسلط قابل قبول دست پیدا کنیم و از آموخته هایمان بهره ببریم ، رفتارش عوض میشود و گاهی برای یافتتن یک منوی خیلی معمولی که در ورژن قبلی فقط چند ثانیه وقت لازم داشتی در ورژن جدید باید دهها دقیقه ویندوز را چپ و راست کنی تا اثری از خواسته ات را بیابی. این مهارتهای جوانمرگ ما  عمریست که مثل یک بیماری لاعلاج ما را به دنبال خود میکشد و سرطان وار در طول عمر ما جریان یافته است و این ویندوز هزار چهره  همچنان در حال چهره عوض کردن است.
 ویندوز 3.1 ، ویندوز 97 ، ویندوز میلینیوم ، ویندوز 98 ، ویندوز 2000 ، ویندوز 2008 ، ویندوز ویستا ، ویندوز لانگ هورن ، ویندوز 7 ، ویندوز 8 و . . . این قصه هنوز ادامه دارد. 
  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب