جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
شعری که نمیتوان آن را فقط یکبار خواند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۳٠

 

شعر گره گشای پروین اعتصامی یکی از زیباترین تمثیلهاست که در نهایت استادی سروده شده است . و باور نمیتوان کرد که این شعر را یک دخترزیر  25 سال سروده باشد این شعر آنقدر ساده و روان و دلنشین گفته شده است که با خواندن آن لذتی فوق العاده به آدم دست میدهد بطوری که هیچ کس نمیتواند آن را فقط یکبار بخواند و رد شود. این تمثیل زیبای بانوی شعر ایران درباره حکمت بلای خدا و جهل انسان است .

گره گشای

پیرمردی مفلس و برگشته بخت - روزگاری داشت نا هموار و سخت

هم پسر، هم دخترش بیمار بود - هم بلای فقر و هم تیمار بود

این دوا می خواستی آن یک پزشک - این غذایش آه بودی آن سرشک

این عسل می خواست آن یک شوربا - این لحافش پاره بود آن یک قبا

روزها می رفت بر بازارو کوی - نان طلب می کرد و می برد آبروی

دست بر هر خودپرستی می گشود - تا پشیزی بر پشیزی می فزود

هر امیری را روان می شد ز پی - تا مگر پیراهنی بخشد بوی

شب بسوی خانه می آمد زبون - قالب از نیرو تهی ، دل پرز خون

روز سایل بود و شب بیمار دار - روز از مردم ، شب از خود شرمسار

صبحگاهی رفت و از اهل کرم - کس ندادش نه پشیز و نه درم

از دری می رفت حیران بر دری - رهنورد اما نه پایی نه سری

ناشمرده برزن و کویی نماند - دیگرش پای تکاپویی نماند

درهمی در دست و در دامن نداشت - ساز و برگ خانه برگشتن نداشت

رفت سوی آسیا هنگام شام - گندمش بخشید دهقان یک دو جام

زد گره در دامن آن گندم فقیر - شد روان و گفت کای حی قدیر

گر تو پیش آری به فضل خویش دست - برگشایی هر گره کایام بست

چون کنم یا رب در این فصل شتا - من علیل و کودکانم ناشتا

می خرید این گندم ار یکجای کس - هم عسل زان می خریدم هم عدس

آن عدس در شور با می ریختم - وان عسل با آب می آمیختم

درد اگر باشد یکی دارو یکی است - جان فدای آنکه درد او یکیست

بس گره بگشوده ای از هر قبیل - این گره را نیز بگشای ای جلیل

این دعا می کرد و می پیمود راه - ناگه افتادش به پیش پا نگاه

دید گفتارش فساد انگیخته - وان گره بگشوده گندم ریخته

بانگ برزد کای خدای دادگر - چون تو دانایی نمی داند مگر ؟

سال ها نرد خدایی باختی - این گره را زان گره نشناختی ؟

این چه کار است ای خدای شهرو ده - فرق ها بود این گره را زان گره

چون نمی بیند چو تو بیننده ای؟ - کاین گره را برگشاید بنده ای ؟

تا که بر دست تو دادم کار را - ناشتا بگذاشتی بیمار را

هرچه در غربال دیدی بیختی - هم عسل ، هم شوربا را ریختی

من ترا کی گفتم ای یار عزیز - کاین گره بگشای و گندم را بریز

ابلهی کردم که گفتم ای خدای - گر توانی این گره را برگشای

آن گره را چون نیارستی گشود - این گره بگشودنت دیگر چه بود

من خداوندی ندیدم زین نمط - یک گره بگشودی و آن هم غلط

ا

الغرض برگشت مسکین دردناک - تا مگر بر چیند آن گندم ز خاک

چون برای جستجو خم کرد سر - دید افتاده یکی همیان زر

سجده کرد و گفت ای رب ودود - من چه دانستم ترا حکمت چه بود

هر بلایی کز تو آید رحمتی است - هر که را فقری دهی آن دولتی است

تو بسی زاندیشه برتر بوده ای - هر چه فرمان است خود فرموده ای

زان به تاریکی گذاری بنده را - تا ببیند آن رخ تابنده را

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند - تا که با لطف تو پیوندم زنند

گر کسی را از تو دردی شد نصیب - هم سر انجامش تو گردیدی طبیب

هر که مسکین و پریشان تو بود - خود نمی دانست و مهمان تو بود

رزق زان معنی ندادندم خسان - تا ترا دانم پناه بی کسان

ناتوانی زان دهی بر تندرست - تا بداند کانچه دارد زان توست

زان به درها بردی این درویش را - تا که بشناسد خدای خویش را

اندر این پستی قضایم زان فکند - تا ترا جویم، ترا خوانم بلند

من به مردم داشتم روی نیاز - گرچه روز و شب در حق بود باز

من بسی دیدم خداوندان مال - تو کریمی ای خدای ذوالجلال

بر در دونان چو افتادم ز پای - هم تو دستم را گرفتی ای خدای

گندمم را ریختی تا زر دهی - رشته ام بردی که تا گوهر دهی

در تو پروین نیست فکرو عقل و هوش - ورنه دیگ حق نمی افتد ز جوش

  نظرات ()
اولین باری که در هنگام خواندن قرآن خنده ام گرفت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢٩

در آیه 50 و 51 سوره مدثر  تمثیل جالبی بکار رفته است و خداوند در آن آیات کسانی را که با وجود بینات کافی از پذیرفتن حرف حق فرار میکنند و روی برمیگردانند با یک مثال جالب مورد عتاب قرار میدهد.

خداوند بعد از اشاره  به جایگاه خوش مومنان در بهشت  و جایگاه بد کافران و منکران خدا و دشمنان پیامبر در جهنم ، باعتاب تحقیر آمیز میفرماید : ایشان را چه شده است که از قرآن و اندرز پیامبر روی برمیگردانند.

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ ﴿۴۹﴾

وبعد تشبیه و تمثیل جالبی را می آورد و می فرماید : گویى گورخرانى رمیده‏اند که از مقابل شیری فرار کرده اند.

 

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ﴿۵۰﴾

 

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ﴿۵۱﴾

 

این عتاب میخواهد تعجب خواننده و شنونده را برانگیزد که یک انسان لجوج و جهول وقتی با حرف حق مواجه میشود چنان از سخن حق روی برمیگرداند که به مانند یک حیوان وحشی (گورخر)می ماند که از مقابل شیر فرار میکند در صورتیکه شیری وجود ندارد.

بعضی مواقع آدم کسانی را میبیند که از برابر حق روی برگردانده و با سرعت میگریزند و واقعا هم مصداق همین تمثیل قرار میگیرند. یعنی می بینی مثل گورخر باتمام سرعت و با حرکات مارپیچ میگریزد و خود را به این سو و آنسو پرتاب میکند در صورتیکه شیری در پشت سر او نیست که او را تهدید کند. انسان با تصور این صحنه ی عبس و تلاطم بیهوده و بی دلیلی که ملاحظه میکند ناخودآگاه خنده اش میگیرد.  البته خنده ای توام با تاسف و دلسوزی و تلخکامی.

  نظرات ()
تکراری ترین اشتباه همه ی نسلها نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢۸

خاطره گویی های پدران ما یکی از لذت بخش ترین خاطره های زندگی اغلب ما انسانها است . شاید بهترین خاطرات ما هم همان خاطرات باشند. پدران ما وقتی خاطره تعریف میکردند یک جمله ی معروف ، حسن ختام همه ی حرفهایشان بود. آنها در پایان هر خاطره گفتن، نفس عمیقی میکشیدند و با حسرت و گرمی تمام میگفتند : آن قدیمها ، همه چیز لذت دیگری داشت که الان نیست .الان دیگر همه چیز عوض شده است. آنها این حس حسرت را از اعماق قلب خویش با چنان لذتی بیان میکردند که ما را هم به لذت خویش مبتلا میکرد . گویی آنها با نفس عمیقی که از آه دل بیرون میدادند لذت را در فضای اتاق پخش نموده و حظ خود را با بقیه تقسیم میکردند.

ماهم الان وقتی از خاطره های دور گذشته صحبت میکنبم در پایان ، نفس عمیقی میکشیم و با حسرت میگوییم :  آن قدیمها ، همه چیز لذت دیگری داشت که الان نیست .الان دیگر همه چیز عوض شده است.

در حقیقت "آن قدیمها" ی لذت بخشی که ما از آن یاد میکنیم همان روزهایی هستند که ما در آن روزها به خاطرات پدرانمان گوش میدادیم و پدرانمان از آن روزها بعنوان روزهای خالی از لذت یاد میکردند . همان روزهایی که دیگر لذتی برای پدرانمان باقی نمانده بود.

والبته همین روزهایی که ما آن را خالی از لذت می یابیم همان روزهایی هستند که لذت بخشترین روزهای فرزندان مان را تشکیل میدهند. ودر آینده نه چندان دور ، آنها با بیان خاطرات این روزها ، نفس عمیقی خواهند کشید و خواهند گفت :  آن قدیمها ، همه چیز لذت دیگری داشت که الان نیست .الان دیگر همه چیز عوض شده است.

این حرف تکراری  از آن حرفهایی است که هرگز کهنه نمیشود و شاید هیچ وقت تکراری و خسته کننده به نظر نرسد . چون ما این حرف را در بهترین و احساسی ترین حالات روحی خود بیان میکنیم و از گفتن آن لذت میبریم. هیچ چیز شاید خلسه آور تر از این عبارت نباشد.

آیا واقعا این برداشت درست است که بگوییم : همه چیز عوض شده است و لذتها از بین رفته است ؟ من فکر میکنم اینطور نباشد. بلکه واقعیت مهمتر اینست که این ما هستیم که عوض شده ایم و احساس "لذت چشیدن" ما ضعیف شده است. این ما هستیم که سن مان بالاتر رفته و پیرتر شده ایم و توانایی "لذت بری" ما تحلیل رفته است. آن کودکی که میتوانست از یک کولی سواری ، بالاترین لذتها را ببرد دیگر با گذر زمان آن قابلیت را از دست داده است . آن نوجوانی که میتوانست با یک وعده ی خریدن دوچرخه روز وشب خود را در لذت بینهایت سپری کند دیگر در سن میان سالی آن توانایی را از خود سلب شده میبیند.

این دنیای خارج نیست که قدرت لذت بخشی خود را از دست داده است بلکه این درون سالخورده ی ماست که قابلیت چشیدن لذت را از دست داده است. همان ها که برای شما لذت بخش بود همچنان برای جوانان لذت بخش است. در حقیقت لذت در جوانی شما بود نه در دوچرخه ،  نه در آب نبات چوبی ، نه در قاپ بازی ، نه در قایم باشک .

پدر خانمم میگفت : در نوجوانی که در کارگاه کار میکردم ، برای صبحانه املت درست میکردیم و میخوردیم که هنوز هم طعم فوق العاده آن در دهانم مزه میدهد. الان دیگر آن املت ها پیدا نمیشود. همه چیز کیفیت خود را از دست داده است.

با خنده گفتم : آن لذتی که شما میگویید در املت نبود بلکه در نوجوانی شما بود. املت همان املت است اما شما دیگر همان نوجوان نیستید که توانایی جذب لذت از املت را داشته باشید.

اما گذشته از حقیقتی که بیان شد یک سوال جدی همچنان در جای خود باقی است و جای تامل دارد و آن اینستکه  : آیا لذتهای انسانی ،  نسل به نسل در حال کم شدن است ؟ 

 

  نظرات ()
چرا پادشاهان زبون هستند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢٦

دیوجانس یا دیوژن یا دیو گِنِس فیلسوف درویش مسلک یونانی بود که در درون یک بشکه یا خمره بزرگ مسکن گزیده بود و دوران زندگی او با اسکندر مقدونی همزمان بود. چون مثل سگ ولگردانه زندگی میکرد یا بخاطر اینکه با مردم بدون رعایت شان و منزلتشان و بدون تعارفات معمول و رک و گزنده صحبت میکرد به او دیوژن کلبی(سگی) هم میگفتند . او از امکانات دنیا به یک بالاپوش خشن و یک کاسه قنات کرده بود.

روزى اسکندر مقدونى، نزد دیوجانس آمد.  دیوجانس  اسکندر را آن چنان که او توقع داشت، احترام نکرد و وقعى ننهاد . اسکندر از این برخورد و مواجهه دیوجانس ، برآشفت و گفت :این چه رفتارى است که تو با ما دارى؟
آیا گمان کرده اى که از ما بى نیازى ؟
دیوجانس گفت : آرى ، بى نیازم .
اسکندر گفت : تو را بى نیاز نمى بینم .بر خاک نشسته اى و سقف خانه ات ، آسمان است . از من چیزى بخواه تا تو را بدهم .
دیوجانس جواب داد : اى شاه !من دو بنده حلقه به گوش دارم که آن دو، تو را امیرند . تو بنده بندگان منى .
اسکندر پرسید: آن بندگان تو که بر من امیرند، چه کسانى اند؟
درویش جواب داد : خشم و شهوت. من آن دو را رام خود کرده ام ؛ حال آن که آن دو بر تو امیرند و تو را به هر سو که بخواهند مى کشند.
برو آن جا که تو را فرمان مى برند؛، نه این جا که فرمانبرى زبون و خوارى.

اسکندر دوباره گفت: آیا درخواستی از من نداری ؟

دیوجانس گفت : چرا دارم

اسکندر خوشحال شد و گفت : خواهش تو چیست؟

دیوجانس گفت : کنار برو تا آفتاب برمن بتابد

اسکندر که تحت تاثیر بی اعتنایی درویش به دنیا قرار گرفته و در مقابل درویش تحقیر شده بود (شاید برای پنهان کردن حقارتش) گفت : اگر اسکندر نبودم دوست داشتم دیوجانس باشم.

 


 

  نظرات ()
جنگ پیامکی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢٥

اخیرا رسانه ی پیامک ، به یکی از محورهای جنگ روانی دشمن  تبدیل شده است.(که البته خود دشمن خیلی سعی میکند تا دشمن جلوه نکند و برخی از دوستان ما هم باور کرده اند که دشمنی وجود ندارد)

اخیرا پیامکهایی در بستر مخابراتی ارسال میشود که به نظر میرسد از یک منبع هدایت شده ای تغذیه میشوند. این پیامکها با اعتقادات و آرامش روانی مردم بازی میکنند و سعی دارند تا نظم فکری مخاطب و در نتیجه جامعه را بهم بزنند و پایه های اعتقادی جامعه را سست کنند.

SMS

آنها به شیوه های نامحسوس و محسوس به اعتقادات مذهبی مردم حمله میکنند و برای این تهاجم خود از هر شیوه ی غیر انسانی استفاده میکنند. آنها سخنان افراد را تحریف میکنند ، سخنهای ناروا به اشخاص نسبت میدهند ، حرفی را به غلط به یک شخص نسبت میدهند ، تاریخ را وارونه جلوه میدهند و حتی تاریخ جعل میکنند و . . .

برای اینکه مطلب کمی روشن شود، چند نمونه از پیامکهایی که از طریق دوستان و آشنایان به من رسیده است و جواب های خودم را می آورم که البته نمونه ای از خروار است. اندکی دقت میتواند هدفمند بودن این جریان را روشن نماید :

پیامک : ترجیح میدهم با کفشهایم  در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم.  دکتر شریعتی

جواب : ترجیح میدهم پشت موتورم بنشینم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا بنشینم و به موتورم فکر کنم. (این سخن منسوب به  مارلون براندو  است که در مورد کلیسا گفته است ولی با تحریف آن و جایگزینی مسجد با کلیسا و کفش با موتور به دکتر شریعتی نسبت داده شده است )  معلوم است که سازنده ی این سخن تحریف شده شناخت درستی از وضعیت فعلی مسجد هم نداشته است چون توی مساجد کمد کفش وجود دارد و کسی نگران کفش خود نیست که بخواهد به آن فکر کند.

پیامک : لحظاتی در زندگی هست که احساس میکنم که هیچ غلطی نمیتوانم بکنم ولی وقتی یادم می افتد که آمریکا هم درست از همینجا شروع کرد قوت قلب میگیرم

جواب : لحظاتی در زندگی هست که احساس میکنم هرغلطی دلم خواست میتوانم بکنم ولی وقتی یادم می افتد که آمریکا هم درست از همینجا شروع کرد پشیمان میشوم و به غلط کردن می افتم

پیامک : یکشنبه ها مسیحی ها میروند کلیسا و برای همه دعا میکنند .  بوداییها پنجشنبه ها میروند به معبد برای صلح جهانی دعا میکنند و ایرانیها جمعه ها میروند نماز جمعه و برای نصف مردم دنیا آرزوی مرگ میکنند.

جواب : (باپوزش از مسیحی های واقعی)مسیحی ها از دوشنبه تا شنبه در سرتاسر دنیا آدم میکشند و جنگ راه می اندازند و یکشنبه ها میروند کلیسا به کشیش پول میدهند تا گناه آنها را ببخشد و بعد هم برای همه دعا میکنند.  بوداییها مسلمانان را زنده زنده در آتش میسوزانند و به دریا میریزند و بعد به معبد میروند و برای صلح جهانی دعا میکنند. هیچ کدام از این بشر دوستان و صلح طلبان دنیا رگ غیرتش نمیجنبد ولی وقتی ایرانیها میخواهند به این وحشی گری ها اعتراض کنند میگویند شما چرا برای نصف دنیا آرزوی مرگ میکنید ؟  آنها آدم میکشند و مرگ تولید میکنند ولی تا ما میخواهیم بگوییم مرگ بر شما میگویند : آی .... آی .... آی ..... شما حرف بد زدید.

ما عقیده داریم هرکس به جنایتکاران اعتراض نکند و به آدمکشان لعنت و مرگ نفرستد به جنایت آنها راضی شده و  در جنایت آنها شریک است .  مرگ بر آمریکا . . .  مرگ بر انگلیس . . .  مرگ بر اسرائیل . . .  مرگ بر همه ی جنایتکاران!  حتی اگر نصف مردم دنیا باشند.

آقایانی که با ژست بشر دوستانه و متمدنانه  به شعار مرگ بر آمریکا خرده میگیرند چرا به مرگ آفرینی آمریکا اعتراض نمیکنند ؟  مرگ بر آمریکا بد نیست ، مرگ آفرینی آمریکا بد است . کسی که با مرگ بر آمریکا مخالفت کند با مرگ آفرینی آمریکا موافقت کرده است .

پیامک : طی مراسمی صبح امروز با حضور هیات دولت و رئیس جمهور خزانه کل کشور غبار روبی و با گلاب ناب شستشو داده شد.

جواب : خزانه ی خالی با احمدی نژاد هزار بار بهتر از خزانه ی پر با نوکری آمریکاست.

  نظرات ()
عجله در نماز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢۳

پسر کوچولو با اصرار به مادرش گفت : عجله کن بریم خونه ، من گرسنه ام . مادر گفت : نان را از همینجا باید بگیریم. درخانه که نان نداریم... ومن به یاد روزهایی می افتم که با عجله از نماز خواندن فارغ میشدم تا به کارهایم برسم.

 

  نظرات ()
بوسه بردست نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢٢

 

جلسه تمام شده بود. او در محل کفش کن آماده ی رفتن بود و بند کفشهایش را می بست و من برای بدرقه اش ایستاده و منتظر بودم .

در محوطه کفش کنی تنها من بودم و او  که یک نفر انگار از درون که من نمیدیدمش به من گفت: مگر دوست نداشتی دستش را ببوسی ؟ الان وقتشه !  جلو رفتم و با دست چپم دستش را گرفتم . وقتی فهمید میخواهم دستش را ببوسم خواست دستش را از دستم بیرون بکشد اما من زورم به او چربید و به خواسته ام رسیدم.

چند لحظه بعد دست راستش را جلو آورد و روبروی من قرار داد. در انگشت کوچک او انگشتری عجیبی بود که تا حالا ندیده بودم . نگینش به شکل مربع و به رنگ خاکستری روشن یا شاید هم به رنگ نقره ای بود. اینطور فهمیدم که او میخواهد من انگشتر را ببوسم. وقتی خواستم اینکار را انجام دهم در حین بوسیدن رنگ نگین عوض شد و نور فیروزه ای رنگی از داخل آن مشاهده کردم. حال خوشی به من دست داده بود . سبک شده بودم . بعد از من خودش هم انگشتر را بوسید و این بار هم همان نور با شدت بیشتر و درخشانتر و خوشرنگتر ایجاد شد و سطح دست و صورتش  را هم روشن کرد. محاسن سفیدش با رنگ فیروزه ای نشاط آور و خاصی روشن شد در حین بوسیدن خطاب به نگین گفت : جانم فدای شما بشود !  و در این حالت ، چهره نورانی او که پرتوی از نور فیروزه ای بروی محاسنش دیده میشد حالت روحانی دلنشینی بخود گرفته بود بغایت آرام بخش و زیبا جلوه گر میشد.

با خویشتن داری صمیمانه ای گفتم : آقا دوست دارم یک انگشتری عقیق به من بدهید. گفت الان که نمیشه ، انشاء الله زمستان .

وقتی از در بیرون میرفت ، خواستم تا سر خیابان همراهش بروم . دنبال کفشهایم گشتم اما نتوانستم پیدا کنم . سراسیمه همه جا را سرک کشیدم اما پیدا نشد. و او در همین حین که دنبال کفشهایم میگشتم عبایش را روی دوشش انداخت و از در بیرون رفت و من بدون کفش پاهایم را به آستان در گذاشتم و به بیرون نگاه کردم. هوا تاریک بود و بجز قامت سفیدپوش و چهره ی جوان او که انگار نور چراغی برآن تابیده بود چیزی در کوچه دیده نمیشد و حتی دیوارها هم از شدت تاریکی دیده نمیشد و او با لبخندی آرام که برلب داشت آخرین نگاهش را به من انداخت و در تاریکی کوچه ی باریک آرام آرام از دیده نهان شد.

شگفتا اکنون به یاد می آورم که وقتی برای بدرقه اش به کفش کن وارد شده بودم ، مردی میانسال و محاسنش جو گندمی بود . وقتی انگشترش  را بوسید محاسنش کاملا سفید شده بود و وقتی در کوچه ی تاریک به من تبسم کرد جوانی لاغر اندام بود که قدی کشیده و ریشی برنگ سیاه غلیظ داشت و با قبایی سفید بر دوش و بدون عمامه در تنهایی و تاریکی شب آرام آرام قدم برمیداشت.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

 

  نظرات ()
لطفا به یک سوال اساسی در باره مشائی جواب دهید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱٩

پس از انتصابات جدید در دولت ، بازهم مسئله ی آقای مشایی بر سر زبانها افتاده است . بازهم اسم مشائی در جامعه تنش زا شده است . برخی اظهار نظرها حاکی از این است که نباید به مسئله ی مشایی این قدر حساس شد و حساسیتها را ناشی از سیاست کاری میدانند. میگویند نباید نامه ی مکتوب رهبری در باره عدم انتصاب مشایی به مسئولیت خاص را به سایر مسئولیتها گسترش داد و او را از مسئولیتهای دیگر محروم کرد.  واقعیت چیست ؟

سوال اساسی این است : چرا یک نفر که نه رهبر است ، نه مرجع تقلید است ،  نه رئیس جمهور است ، نه رئیس مجلس است ، نه رئیس قوه ی قضائیه است ، نه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است ، نه نماینده ی مجلس است ، نه وزیر است ، نه دانشمند است ، نه تولید کننده ی قدرتمند است ، نه مخترع ، نه مبتکر ، نه سردار از جان گذشته ی فدارکار ، نه نویسنده و متفکر نخبه ، نه شاعر و هنرمند و فیلسوف تراز اول  . . .    چرا یک شخصی که هیچکدام از این امتیازات را ندارد اینقدر در جامعه مهم شده است ؟  و چرا وقت و انرژی جامعه بخاطر اصرار بر حضور  او در یک یا چند مسئولیت مهم به هدر میرود؟  چرا باید ملت برای او  اینهمه هزینه بپردازد ؟  چرا دولت نمیتواند بدون حضور او قدم از قدم بردارد ؟  چرا رئیس دولت حاضر است برای نگه داشتن او همه را از دست بدهد؟  چرا باید مشایی حتما و به هر قیمت و برخلاف اعتراض دلسوزان ، مسئولیت تراز اول داشته باشد و حتما  باید دائما جلو چشم مردم باشد؟

این سوالی است که هیچ جواب منطقی برایش موجود نیست.

عارف را یک اشاره کافیست.   همینکه ترکیب  دونفره ی رئیس جمهور و آقای مشائی کاری میکنند که رهبری مجبور میشود نامه ی مکتوب بنویسد و اظهار نظر کند ، صاحب قلب سلیم را کفایت میکند. وقتی من بی سواد و امی و بولتن نخوانده و جلسه ندیده و غیر سیاسی اشاره ی رهبری را متوجه میشوم و میدانم که فلان کار از نظر رهبری  به مصلحت نیست چرا رئیس جمهور نباید آن اشارات را بفهمد ؟ واگر میفهمد و عمل نمیکند علت چیست؟ نکند جناب رئیس جمهور فکر کند که ما شیفته ی شخصیت او و فامیل ایشان بودیم و به او رای داده ایم که سلیقه های شخصی خودش را در کشور اجرا کند؟  وقتی رهبری اعلام میکنند که مشایی در فلان مسئولیت نباید باشد گماردن او در مسئولیتهای مشابه چه معنایی دارد ؟  چرا مشایی برای رئیس جمهور اینقدر مهم است که او حاضر شده است بخاطرش با نظر رهبری و به تبع آن با نظر اکثریت جامعه کلنجار رود و شطرنج بازی کند و مشائی را مثل مهره های اصلی شطرنج از این خانه به آن خانه حرکت دهد ؟  این سوال بطور جدی در افکار عمومی تقویت شده است که آیا آنچنانکه از نامه ی انتصاب مشائی به مسئولیت اخیرش اسنتباط میشود ،  مشائی مرشد و قبله ی آمال رئیس جمهور است ؟ که اگر این چنین باشد سوالات دیگری نیز مطرح میشود که پاسخگویی به آنها خیلی هم ساده نخواهد بود .

مردم از خود میپرسند که آیا اگر مشائی در این دولت مسئولیت نگیرد مملکت از هم فرو می پاشد ؟  آیا در بین این 70 میلیون نفر جمعیت کسی نیست که به اندازه ی این شخص برای دولت کار گشا باشد ؟ ما نمیگوییم مشایی را از زندگی سافط کنید اما سوال میپرسیم که  آیا نمیشود از خدمات مشایی در مسئولیتهایی بهره گرفت که تنش بی مورد سیاسی ایجاد نکند ؟ وقتی جامعه حضور یک شخص را در مسئولیت های حساس به صلاح نمیداند ، دلیل پافشاری ما چه میتواند باشد ؟  این دلیل هرچه که باشد مغایر با منافع ملی کشور است.

حرف بسیار سهل و قابل فهم این است که وقتی رهبری و به تبع آن  قاطبه ی عقلای جامعه حضور یک فرد را در یک مسئولیت مهم به صلاح کشور نمیدانند ، آیا گماردن او در مسئولیتهای مشابه دهن کجی به جامعه محسوب نمیشود؟  چرا آرامش جامعه را به سرنوشت مسئولیتهای یک فرد کاملا معمولی گره میزنیم؟  این یک لجاجت آشکار و یک سیاست بازی چندش آور است که متاسفانه شاهد آن هستیم.

برخی از آقایان قلم بدست نیز متاسفانه با این اشتباهات سیاسی همراهی میکنند و در تایید این شخص  یا توجیه انتصابات او مطلب مینویسند و برای توجیه سخن خود مطلب را و سخنان رهبری و عقاید مشائی و مسائل انتخاباتی و تحرکات جناح رقیب را  آنقدر پیچ و تاب میدهند تا واقعیت را مه آلود کنند .

به این دوستان در نهایت احترام و دلسوزی و برادرانه عرض میکنم که آیا حتما باید لقمه را جوید و در حلق شما فرو ریخت ؟ چرا اینقدر بازیهای سیاسی شما را کند فهم کرده است ؟

  نظرات ()
بجای اینکه بگوییم "محتاج دعا" اینطور بگوییم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱٥

گفتن "التماس دعا"  اگر از روی عادت و تعارف نباشد که معمولا هم نیست . معنای آن اینست که یک شخص از شخص دیگری اکیدا و نیازمندانه خواهش میکند که در حق او دعا کند .

درخواست "التماس دعا "  در جامعه ی ما فقط یک جواب دارد و آن این است که طرف مقابل میگوید : "محتاجیم به دعا" یا فقط میگوید : "محتاج دعا" !

عبارت " محتاج دعا " در اصل معنی تواضع داشته است و دارد . پیام اصلی این عبارت "قبول متواضعانه" است. یعنی کسی که  دعا کردن از او طلب شده است با گفتن این عبارت ، متواضعانه مقام خودرا پایین می آورد ومی فهماند که او در حدی نیست که برای کسی دعا بکند و خودش محتاج دعای دیگران است. اما در عین حال همه میدانند که این سخن به معنی این نیست که او دعا نخواهد کرد. بلکه نشان میدهد که او از موضع تواضع و فروتنی به درگاه خدا دعا خواهد کرد ودر عین اینکه خود را محتاج دعای دیگران میداند به مقتضای مسئولیتی که در قبال التماس کنندگان به عهده گرفته است برای آنها دعا خواهد کرد و از درگاه خدا برای رفع مشکلات ایشان استمداد خواهد نمود.  این یک مفهوم بسیار عالی است .

اما این روزها ردو بدل کردن این درخواست و جواب تکراری آن ، در اثر استعمال زیاد از حد ، تبدیل به یک نوع تعارف شده است . گاهی احساس میشود که نه التماس کننده ی دعا به معنی حرف خود دقت میکند و نه پاسخ دهنده ی به آن !  گویی رسم شده است که یک طرف بگوید : " التماس دعا " در حالیکه هیچ درخواستی ندارد و یکطرف هم بلافاصله بدون هیچ تاملی بگوید "محتاج دعا"  یعنی "امیدوار نباش".

بنابر این گاهی اوقات هم گفتن عبارت "محتاج دعا" معنی سلبی پیدا میکند یعنی گوینده با گفتن این عبارت خود را از زیر بار مسئولیت دعا کردن می رهاند . یعنی این مفهوم را میرساند که : من خودم محتاج دعا هستم  چگونه برای شما دعا کنم ؟ انگار بطور محترمانه میگوید که من برای شما دعا نخواهم کرد.

گاهی تغییرات جزئی در محاوره و رفتار ، معنی و مفهوم گفتگو را عمیق تر و با معنی تر میکند. در این مورد نیز همینطور خواهد بود . وقتی کسی از شما التماس دعا میکند بهتر است بجای عبارت تکراری "محتاجیم به دعا" این کار را بکنید :  به شخص نزدیکتر شوید و به او بگویید : دوست دارید چه دعایی برایتان بکنم ؟

با این کار شما ، طرف مقابل ممکن است جا بخورد اما با این برخورد شما او در برابر درخواست خود احساس مسئولیت خواهد کرد و حتی اگر طبق عادت این حرف را به زبان جاری کرده باشد با مشاهده رفتار مسئولیت پذیر شما ، تغییری در خود احساس خواهد کرد و بلا فاصله از حالت تعارف خارج خواهد شد و به سمت یک تعامل جدی و سازنده و معنوی  و تاثیرگذار جابجا خواهد شد. و البته شما نیز در این بین به معنویت بیشتری دست پیدا خواهید کرد.

اگر تعداد التماس کنندگان شما زیاد باشد ، مثل زمانیکه به حج یا زیارت میروید ، یک رفتار متمایز از خود نشان دهید و یک دفتر و قلم آماده نمایید و لیستی تهیه کرده و دعای هریک از التماس کنندگان را مقابل اسمشان یاداشت کنید و به آنها اطمینان بدهید که حتما آنها را به بهترین وجه و در بهترین حالات روحی خود دعا خواهید کرد و آنها میتوانند روی دعای شما حساب کنند .

بنده نیز از شما عزیزی که این مرقومه را مطالعه میفرمایید التماس دعا دارم و استدعا میکنم همین امروز به بهترین وجهی که خودتان بلد هستید دعایم کنید و برطرف شدن بزرگترین نیازمندی خودتان را برای من هم از خدا بخواهید.

اللهم استجب دعانا

  نظرات ()
آیا ساخت ضریح امام حسین با طلا مهم است یا کمک به فقرا ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱٤

آیا ساخت ضریح امام حسین با طلا مهم است یا کمک به فقرا ؟  این شبهه ای است که به بهانه ی ساخت ضریح جدید امام حسین در ایران و انتقال آن به کربلا توسط عده ای شایع شده است. لازم دیدم  عریضه ای تقدیم کنم .

لازم میدانم قبلا اشاره کنم که ممکن است این سوال در ذهن برخی افراد معتقد و دوستدار اهل بیت هم باشد. اما روی سخن این نوشتار با ترویج کنندگان اصلی این نوع شبهات است . دوستداران اهل بیت  جواب خود را خود خواهند یافت .

جواب : همین فقرا هستند که از خورد و خوراکشان میزنند و با عشق و با تمام وجود برای تهیه ی طلای ضریح امام حسین و امثال آن خرج میکنند.  لطفا اشک تمساح نریزید چون لو رفته است ، از اثر افتاده است.

اگر ضریح را بفروشند و بین فقرا تقسیم کنند باز هم فقرا آن پول ها را برای ساخت ضریح هدیه خواهند کرد. اگر هزار بار هم این کار انجام شود باز نتیجه همان خواهد بود که می بینید و نمیتوانید تاب بیاورید . معاندان هرگز بی اعتنایی مردم به معصومین را نخواهند دید و این آرزو را به گور خواهند برد. تکریم معصومین از نان شب هم برای ما واجب تر است . این را بخاطر بسپارند معترضان !

 سوزش شایعه پراکنان از جای دیگریست . آنها نمیخواهند معصومین گرامی داشته شوند.  اگر به فکر فقرا هستید از کاخهایتان مایه بگذارید. از سفرهای خارجتان کم کنید و خیرات کنید. اگر به فکر فقرا هستید، خونشان را در شیشه نکنید. اگر به فکر فقرا هستید بخشی از ولخرجی شبکه های ماهواره ای خود را کم کنید و خیرات کنید

آقایان هزارجور اسراف در دنیا میکنند ولی همینکه یک کار خیری برای معصومین و حتی محرومین و مظلومین دنیا انجام میشود. یک عده صدایشان در میآید که ای داد زمین به آسمان رفت و آسمان به زمین آمد. . .

از آقایان خواهش میکنیم اشک تمساح برای فقرا نریزید. فقرا نیازی به دلسوزی شما مفت خواران ندارند

والسلام

  نظرات ()
انتصابات جدید خیزی برای انحرافات جدید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱۳

بعد از اینکه  نامه ی محرمانه ی رئیس قوه ی قضائیه توسط آقای رئیس جمهور علنی شد و رهبر انقلاب تذکراتی دادند که نباید جو جامعه را ملتهب کنید. رئیس جمهور نامه ای به رهبری نوشتند که ظاهرا برای نشان دادن تبعیت از فرمایشات ایشان نوشته بودند اما بطن نامه چیز دیگری بود.

 

به نظر می آید از آن اتفاق به بعد معادلات دیگری به صحنه سیاست وارد شده است. فعالان جریان ساز در حال طراحی سناریو های جدیدی هستند. انتصابات جدید نشان میدهد که  یک جریان خاص قصد دارد از حالت محافظه کاری خارج شده و فاز جدیدی از نقش آفرینی های آشکارتر را به نمایش بگذارد.

مسئولان دلسوز و فعال کشوری و امنیتی و سیاسی باید عنایت کنند که با کمال تاسف برخی از آقایان از خیلی چیزها عبور کرده اند و این عبور ، ظرفیت جریان سازی آنها را افزایش داده است . و لزوم کنترل این ظرفیت نامشروع و حادثه ساز از اهم واجبات است . سیاسیون محترم و نمایندگان مجلس و مدیران دولتی باید توجه نمایند که نباید به افراد سیاسی بیش از آنچه که استحقاقش را دارند تامین بدهند.  از همین الان باید موقعیت افراد را به ایشان فهمانید. کسانیکه دچار خود محوری شده اند اگر در اطراف خود ثقل و سنگینی احساس کنند  قدرت تشخیص ماهیت این ثقل را از دست میدهند و از روی توهم دست به اقدامات خطرناک میزنند. مدیران دولتی و سیاسیون باید این ثقل را معنی کنند . مبادا این ثقل عرضی توسط آقایان با ثقل ذاتی اشتباه گرفته شود که آثار ویران کننده ای میتواند داشته باشد که متاسفانه هم این اشتباه اتفاق افتاده است. کسانیکه در حوزه مشمولیت این ثقل قرار گرفته اند اعم از سیاسیون و نماینگان مجلس و مدیران دولتی  وظیفه ی سنگینی در شناساندن و تفهیم ماهیت ثقل برای خود آقایان و حتی تعدیل محسوس  این ثقل را دارند  همین امروز باید دست به عمل بزنند که فردا دیر است. مثل برخی از نمایندگان محترم مجلس خود را به بیراهه نزنند و منتظر بیان صریح و تذکر و بیان مستقیم نباشند.

مردان سیاسی اگر با کنایات و قرائن و اشارات غیر مستقیم ، به صلاح کشور  دست به عمل نزنند و  کار را به بیان مستقیم موکول کنند ، کند فهمی خود را که نه بلکه عناد و ضدیت خود را با مصلحت کشور اثبات کرده اند. فردا از هیچ کدام از مسئولین کشوری و مدیران دولتی بهانه ای مبنی بر عدم اشراف بر مسائل پذیرفته نیست. فردا هیچ مسئولی حق ندارد سخنان امسال رهبر انقلاب را نشنیده تلقی نموده و قرائن مبرهن و واقعیتهای امروز جامعه را ندیده انگاشته به استناد سخنان 5 سال پیش رهبر انقلاب در تایید برخی سلایق افراد ،  راه فراری برای خود دست و پا کند.

جریانی که از امام علی (ع) در امر دینداری سبقت گرفت و جلو افتاد به خوارج انجامید و فاجعه آفرید و آن شد که شد. وتاریخ باید عبرت ماباشد. در جریانات سیاسی هم همینطور است . ما آشکارا شاهد شکل گیری خوارج سیاسی و حتی مذهبی هستیم . این کار باید مدیریت شود . مسئولین به هوش باشند و عمل کنند. همین امروز هم دیر است.

  نظرات ()
فقط یک گام بردارید تا به اوج اخلاق برسید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱٢

بعضی سخنها هستند که ام المطالبند ، چکیده هستند ، جامع هستند و به عبارت دیگر جان کلام هستند . حکیمان و آدمهای بزرگ ، مطالب بسیار را در یک جمله ی کوتاه بیان میکنند و این خلاصه گویی  هنر حکیمان است.  شاه کلید اخلاق و سیر مقامات اخلاقی نکته ی بسیار نابی است که امام علی در نامه ای به فرزند گرانقدرشان امام حسن توصیه می نمایند.

امام علی علیه السلام  در  نامه ی 31 نهج البلاغه  می فرماید :

فَأَحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا

 

 آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را که برای خود ناپسند میدانی برای دیگران هم ناپسند بدان !

همین یک نکته ، سرمنشاء ایجاد یک جامعه ی اخلاق مدار نمونه است . اگر ما همین یک جمله را همیشه بخاطر داشته باشیم و در عمل به آن جدیت به خرج دهیم خداوند دنیایی از مکارم اخلاقی را به روی ما میگشاید و نتیجه این میشود که :

- دروغ نمیگوییم ، جون نمیخواهیم به ما دروغ گفته شود

- تهمت نمیزنیم ، جون نمیخواهیم به ما تهمت زده شود

- غیبت نمیکنیم چون دوست نداریم غیبت ما را بکنند

- فحش نمیدهیم چون نمیخواهیم فحش بشنویم

- ظلم نمیکنیم جون نمیخواهیم به ما ظلم شود

- پارتی بازی نمیکنیم ، بد قولی نمیکنیم ، ربا خواری نمیکنیم ، رشوه نمیگیریم ، به ناموس مردم نگاه بد نمیکنیم ، مقابل پارکینگ مردم پارک نمیکنیم ، گران فروشی نمیکنیم ، احتکار نمیکنیم ، تقلب نمیکنیم ، کم کاری نمی کنیم و . . .

- به دیگران محبت میکنیم چون دوست داریم به ما محبت شود

- در مواجهه با مشکلات دیگران امداد رسانی میکنیم چون دوست داریم به ما امداد رسانی شود

- عیب مردم را میپوشانیم چون دوست داریم عیبمان را بپوشانند

- مردم را از خطرات آگاه میکنیم جون دوست داریم از خطر آگاهمان کنند

- نیکی میکنیم ، از غم دیگران غمگین و از شادی شان شاد میشویم ، حقوق دیگران را محترم میشماریم ، به پیشرفت دیگران کمک میکنیم ، از مظلوم حمایت میکنیم ، در مقابل ظالم می ایستیم و . . .  به اوج اخلاق میرسیم و  دنیایی مثل بهشت برای خود و دیگران میسازیم ، و این امر خارق العاده  فقط با عمل به یک جمله اتفاق می افتد ،  با عمل به یک دستور از دستورات راه روشن امام علی(ع) یعنی : نهج البلاغه

  نظرات ()
خانواده ی نمونه ! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱٠

در پایگاه خبری  فرهنگ انقلاب اسلامی بخشی از مصاحبه ی همسر آقای هاشمی رفسنجانی آمده بود. در این مصاحبه دو نکته برایم جالب بود که فقط محض نت برداری ثبت میکنم :

سوال : با توجه به اثرگذاری‌ای که خانواده هاشمی داشته و دارد، چقدر راجع به مسائل مهم در داخل خانواده تشکیل جلسه می‌‎دهید، راجع به انتخابات، اخبار و…؟

جواب : همه در خانواده هاشمی خودشان عالم هستند و احتیاج ندارند جلسه تشکیل بدهند.

سوال : در این مورد (رفتن به مهمانی خانم ملک عبدالله "پادشاه عربستان و قاتل حجاج ایرانی" )با آقای هاشمی مشورت کردید یعنی مشورت کردید که این میهمانی را بروید یا نه؟

جواب : خیر، مشورتی نبود.

سوال : یعنی‌‌ همان جا تصمیم گرفتید. تلفن نزدید تهران به اصطلاح اجازه بگیرید؟

جواب : خیر! کاری را که اجازه بخواهد انجام نمی‌دهیم.



  نظرات ()
تست عاشورایی بودن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٩

هر حرکت اجتماعی با شعار هایش شناخته میشود. حرکتی که انجام میشود اگر شعار نداشته باشد بی معنی خواهد بود . البته ممکن است گاهی وقتها در برخی راهپیمایی ها  صدایی از جمعیت برنخیزد اما این به معنی نداشتن شعار نیست بلکه به این معنی است که آنها شعارشان را با سکوتی معنی دار اعلام میکنند  . هر شعار بیان کننده ی پیام اصلی حرکتهای اجتماعی است.

شعار بارز عاشورا  با عبارت تلخیص شده ی "هیهات من الذله" بیان شده و با عبارت "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"  تکمیل میشود. "هر روز عاشورا و هر سرزمین کربلا ست"

این شعاری به عمق تاریخ است و هرگز پایانی برای این شعار متصور نیست. "هر روز عاشوراست" یعنی شعار هیهات من الذله  هر روز باید از زبان و عمل ما جاری باشد و در هیچ روزی از روزهای زندگی مان اجازه ی پذیرش ذلت را نداریم و گرنه عاشورایی نیستیم . و هر سرزمین کربلاست یعنی در هر مکان که لازم باشد باید جان و زن و فرزند و خانمان و تمام زندگی مان را تقدیم شعار و راه مقدسمان کنیم و گرنه کربلایی نیستیم .  کسانیکه منتظرند تا عاشورایی دیگر فرارسد تا حسینی شوند و زمین کربلایی دیگر را ملاقات کنند تا آماده ی فداکاری شوند سخت در اشتباهند. 

اگر همین الان عاشورایی و کربلایی نباشی هرگز نخواهی شد و بدان که ادعایت دروغی بیش نیست.

اگر همین الان که در حال نوشتن مطلب ارزشی جهت نشر تعالیم اسلام برای وبلاگت هستی ، اگر صدای اذان را شنیدی و اقامه ی نماز را برای بعد از اتمام مطلب موکول کردی . . . عاشورایی نیستی!

اگر حقوق بگیر هستی و با تهدیدات رئیس خودت  مبنی بر قطع اضافه کاری یا امثال آن قبول کردی که حق کسی را ضایع کنی . . .  عاشورایی نیستی !

اگر از ترس اخراج از اداره و  قطع شدن روزی زن و بچه ات ظلمی را نادیده گرفتی و به بهانه ی تقیه ، به انجام عمل نادرستی تن دادی . . .  عاشورایی نیستی!

اگر عمل اشتباه هم حزبی خودت را به بهانه های گوناگون درست جلوه دادی . . . عاشورایی نیستی!

اگر با داشتن وامهای متعدد از ترس عدم توانایی در باز پرداخت اقساط وامهایت و برای افزایش میزان درآمدت چاپلوسی رئیست را میکنی . . . عاشورایی نیستی!

اگر اضافه کاری بی مورد و غیر ضروری در اداره را روشی برای احقاق حقوق خودت میدانی . . . عاشورایی نیستی!

اگر برای استخدام فامیلت در اداره به روشهای غیر شایسته سالاری دست میزنی . . . عاشورایی نیستی!

اگر دروغ مصلحت آمیز را بیش از یکبار در چند سال بکار میبری . . . عاشورایی نیستی!

اگر کاسب هستی و به رگ مشتری نگاه میکنی و خون اضافه میگیری . . . عاشورایی نیستی!

اگر پزشک جراح هستی و از مریضهایت بغیر از دستمزد بیمارستان پول چاقو میگیری . . . عاشورایی نیستی!

اگر معلم هستی و کم کاری در کلاس را با کلاسهای خصوصی شاگردانت جبران میکنی . . . عاشورایی نیستی!

.

.

.

اگر دروغ میگویی ، تهمت میزنی ، غیبت میکنی ، کم کاری میکنی ، رشوه میگیری ، جنس معیوب میفروشی ، بد خلق هستی ، در داخل اجتماع یا خانواده خشن وبی رحم هستی ، در درس تقلب میکنی ، استاد هستی و نمره های تبعیض آمیز بذل و بخشش میکنی ، به بهانه ی اخبار ماهواره می بینی ، به بهانه ی متاهل بودن در فضای خصوصی فیلم مستهجن نگاه میکنی ، وام زیاد میگیری ، با سود بهره های بانکی کسب درآمد میکنی ، وسایل آرایش میفروشی ، برای نماز خواندن و نوحه سرایی اهل بیت پول میگیری ، برای رفتن به حج پارتی بازی میکنی و . . .    عاشورایی و کربلایی نیستی . . .  بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اگر همین امروز عاشورایی و همین مکان کربلایی نباشی ، هرگز نخواهی شد . . .

عاشورا جای دروغ مصلحت آمیز و تقیه و تسامح و تساهل و مصلحت اندیشی و رفاه طلبی و " آینده نگری دنیایی "  و " تسلیم به امید رویشی دیگر" و "دروغگویی به امید راستگویی دیگر" و نگرانی برای روزی زن و بچه و کسب موقعیتهای اجتماعی بالا  نیست. . . . . . .  کربلا ، زندگی در آغوش حقیقت محض است ، بی تعارف! . . . .   به هوش باشیم !

  نظرات ()
تصویر سازی عجیب یحیوی از عصر فردای عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٧

یحیوی شاعر توانای اردبیلی است که تصویر سازی در شعر او به حد اعلای خود رسیده است . شعرهای او در مدح عاشورا در سطح بسیار عالی و ستودنی است . یکی از شعر های او در باره عاشورا به حال وهوای عصر روز 11 محرم اشاره دارد که شنیدنی است و آقای تمدن نیز این شعر را با شور و حال وصف ناشدنی با صدای فوق العاده زیبا خوانده است . شنیدن این عزاداری حال آدم را منقلب میکند.

یحیوی در این شعر طویل به صحنه سازی واقعه ی عاشورا می پردازد و هنر گفتار خویش را به نمایش میگذارد. برخی از صحنه سازیهای این شاعر توانا در زیر بیان میشود :

 

تابلوی 1

بنی اسد ده بیر نفر ائدیب دی بو روایتی

محرم آیی نین اونی تاپیب حسین شهادتی

صاباحی گئتدی کوفیه قوشون آپاردی غارتی

اوچؤلده قالدی یادگار هواده قان علامتی

اسنده یئل کی، سسله نیر دئییر هواده : «یا حسین»!

 

تابلوی 2

دئییرکی، عصر تنگ ایدی افقده گون باتان زمان

واریدی مزرعم منیم او چؤلده سبز و ارغوان

او کشتزاری گؤرمگه روانیدیم قدم زنان

ساتاشدی ناگهان منیم گؤزومه سهمگین مکان

قولاقیمه یئتیشدی وای غریب نینوا حسین

تابلوی 3

یئتر مشامه بوی خوش نسیم شامگاهیدن

نه بوی دلپذیرکی، چیخار گول و گیاهدن

غبار مشک پخش اولور زمین خیمه گاهیدن

بهشت عطری قاوزانیر هوای قتلگاهیدن

او تربت مقدسی ادیبدی طوطیا حسین

 

تابلوی 4

او دشت خوفنا کده دوشوب یارالی نعشلر

برهنه سینه‌لرده قان چو نقره اوسته نقش زر

بیلکدی، قولدو، جسمدیر، اولور نظرده جلوه‌گر

سه شعبه تیرلر ده‌یوب آچوب جنازه‌لرده پر

فدای حقیلن ائدیب او عرصه نی منا حسین

تابلوی 5

هواده دسته – دسته قوش گؤرور گولون بهارینی

انیب قانادیله سیله بدنلرین غبارینی

بیر آیری دسته قوش آچار پران سایه دارینی

آلیر یارالی نعشدن حرارتین فشارینی

قاناد ووراندا چؤللره دوشور صدای وا حسین

تابلوسازی عصر :

تابلوی 6

چکیلدی رنگ آفتاب او قورخولی مکانیدن

چیخیبدی بیر مهیب شیر میان نیستانیدن

بدنلره باخیب کئچیب کنار کشتگانیدن

گلیر خفیف همهمه او شیر بی زبانیدن

گزیر یاواش – یاواش دئییر دیلینده بی‌صدا حسین

تابلوی 7

یئتیشدی تاپدی مقصدو مرادی نین یاتان یئرین

کنار قتلگاهینه ادبله ووردو اللرین

اگیلدی اوپدی ایله دی یارالی قانلی حنجرین

بویاردی یال و کاکلین سیلردی خون احمرین

اوقاندا آشکاریدی ملمع الدماء حسین

 

تابلوی 8

چکردی بانگ عربده سالاردی دشته نعره‌سین

سپردی باشه تورپاغی یئره ووراردی پنجه سین

طواف ائدردی متصل ضریح عشق کعبه سین

گلیب وحوش جنگلات او شیرین آلدی دؤره‌سین

هامی جهانیان سنین مقامیوه فدا حسین

تابلوی 9

ایشیق چکلیدی کاملاً دؤنوب هوا اَنیب شفق

هوادن ابر ظلمتی آییردی خارق الفلق

ستارگان تابناک بؤلوندولر ورق – ورق

کی لکّه – لکّه نوردور گلیر یئره طبق – طبق

او نور آسمانییه اؤزو وئریر جلا حسین

 

 

تابلوی 10

او نورلر اَنیر یئره بو نور عرشه قووزانیر

او پارچا – پارچا نورلر بونورون اوسته توولانیر

فضای تیره رنگده چراغ آسمان یانیر

بونورکی، چیخیرگؤیه‌ هامی جهان ایشیقلانیر

جمال حقی گؤستریر طلیعه ضحاء حسین

تابلوی 11

ائشیتیدم اوندا غیبدن اوجالدی نوحه و نوا

او نورلردن آیریلیر صدای ضجّه و بکاء

گؤزه گورونمز آغلایان گلیر ترنم عزا

کی، دسته جمعی سسله‌نیر حسین‌وا – حسین‌وا

غریب نینوا حسین قتیل اشقیا حسین

 

تابلوی 12

دئییر باشیمی قووزادیم نه گؤردوم اول زمانیده

هلالی قووسدور قزح چکیلمیش آسمانیده

حریر هفت رنگ تک عیاندی کهکشانیده

بو ایکی جمله ثبت اولوب او منجلی کمانیده

سفینة النجا حسین چراغ رهنما حسین

 
و این تابلو سازی های زیبا ادامه دارد . . . و صحنه های عجیب عاشورا را در ادامه بیان میکند و مقام سید الشهدا را با چنان شور و عباراتی شرح میدهد که انسان دوست ندارد این حماسه سرایی به پایان برسد. از خداوند میخواهیم برای یحیوی بخاطر این شعر زیبا وبرای آقای تمدن بخاطر این نوحه سرایی فوق العاده اش پاداش نیکو عنایت فرماید.
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
  نظرات ()
تصویر سازی شورانگیز عاشورا در شعر تاج الشعرا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٦

آنجه در زیر آمده است شعر بسیار شور انگیزی از یحیوی ملقب به تاج الشعرا است که دارای مضامین عالی از واقعه ی کربلاست . شعرهای یحیوی از قدرت تصویرسازی بسیار بالایی برخوردارند و در حد یک شاهکار هستند و واقعا تاج الشعرایی برازنده ی اوست. دیدن و شنیدن فیلم شعر خوانی شور انگیز رهبر انقلاب که با حس و حال بسیار عالی ، بخشهایی از این شعر را قرائت میکردند انگیزه ای برای انتشار آن شد.

 

آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی
زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی

چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی
دنیایه اولدی اعلان قتل الحسین پیامی
جناتیدن ائشیتدی پیغمبر گرامی
نعلین سیز عباسیز کرب و بلایه گلدی

پیمانه عالم اولدی جانانه وئردی جانین
شوق و شرافتی لن طی ائتدی امتحانین
شمر دغا توکه نده خاک منایه قانین
یوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی

خون خدا توکولدی گودال کربلایه
یئرلر تزلزل ائتدی رعشه دوشوب سمایه
کروبیان لاهوت آغلاشدی بو بلایه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی


خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جبریل آپاردی عرشه بیر شیشه ده او قانی
اول شیشه دن نمودار اولدی بلا نشانی
قوزاندی بوی ماتم اهل سمایه گلدی


نور حق اولدی لامع باشسیز قالان بدنده
راس حسین مظلوم سر نیزیه گئدنده
باد سیاه اسنده یئر زلزله ائدنده
سیندی نظام دنیا حد فنایه گلدی


نزدیک ایدی یئریندن چیخسون مدار دنیا
آل امیه ائتسون دستور شرعی ملغا
سرنیزه دن ائدنده نور حسین تجلا
دین محمد اوسته نورانی سایه گلدی


فرمان غارتیلن تللی آشوب عربلر
گوردی اوهای و هویی اطفال زار و مضطر
قاچیپلا خیمه گاهه بیردن اوجالدی سسلر
عمه آماندی لشگر خیمه سرایه گلدی


صحرانورد عربلر خرگاهی یاندیراندا
باشی آچیخ حرملر اوتدان چیخوب قاچاندا
قالخیب بحتر آتش گیزلندیلر دوماندا
توسدی اوجالدی قاره پرده هوایه گلدی


بیر خیردا قیز قاچیردی دوتموش آلوعباسین
مرد یهودی دوتدی خاموش ائدب لباسین
گتدی اله حسینون دلبندینون رضاسین
احسن او شیخه مشکل وقته هرایه گلدی


گرائتمه سئیدی زینب نسل حسینه امداد
اولموشدی اود ایچینده سوزان امام سجاد
قیلدی رشادتیله اوتدان امامی آزاد
بیر تازه زندگانلیق زین العباده گلدی


زهرا گزه ردی گوندوز اطراف ماجراده
تا کوفیه حسینون گئتدی باشی جیداده
نعش حسینی آخشام باشسیز قویوب آراده
گون باتجاقین او خاتون مطبخ سرایه گلدی


حوران باغ جنت محزون گرفته سیما
حوا خدیجه خاتون مریم جناب سارا
آشفته مو سیه پوش دیللرده وای حسین وا
زهرایه همدم اولسون بزم عزایه گلدی


اللی اوچ ایل قاپوندا وار یحیوی حسین جان
نوحه یازیب غمونده اولموش مریض و نالان
دست مبارکونله دردینه ائیله درمان

امید صحت ایله باب شفایه گلدی

---------------------------------------------------------

مرحوم تاج الشعرای اردبیلی متخلص به یحیوی

نثار روح پاکش صلواتی ختم کنیم

  نظرات ()
راه زنی به سبک اینترنت به روش فرنگی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٦

این یکی از راههای کلاهبرداری اینترنتی است که امسال برای دومین بار است که مشاهده میکنم . البته خوشبختانه مرتکبین این کلاهبرداری از مردم اروپا و آمریکا هستند و چون انگلیسی زبان هستند افراد کمتری در داخل کشور در دام اینها می افتند. اما به هر حال ممکن است برخی از هموطنان در داخل یا خارج از کشور در شرایطی باشند که مستعد گرفتار شدن در اینگونه فریب ها باشند یا در آینده نمونه های وطنی این گونه کلاهبرداری ها هم اختراع شوند.

روش آنها اینگونه است که ابتدا لیستی تصادفی از ایمیلها را همراه با نام صاحب ایمیل و ایمیلهای دوستان او را که در کانتکت باکس ایمیل موجود است بدست میآورند. (معمولا نام صاحب ایمیل در مشخصات ایمیل ثبت میشود) و سپس ایمیل مشابهی درست میکنند که بسیار شبیه آن ایمیل اصلی است و تقریبا عین همان است و سپس شروع میکنند با آن ایمیل جعلی به دوستان طرف ایمیل میزنند و در خواست کمک مالی میکنند.

بعنوان مثال از روی ایمیل آقای رحیمی (Rahimi)  که بصورت زیر است : Rahimi@yahoo.com    یک ایمیل جعلی با آدرس : Rehimi@yahoo.com  درست میکنند که فقط در یک حرف a و  e اختلاف دارند و اصلا قابل تشخیص نیست و مشخصات آقای رحیمی را هم که از ایمیل اصلی بدست آورده اند در مشخصات ایمیل جعلی ثبت میکنند  و به این ترتیب دریافت کننده ی ایمیل اصلا متوجه نمیشود که ارسال کننده ی این ایمیل فرد مورد نظر نیست و از سوی افراد ناشناس مورد سود جویی قرار گرفته است. زیرا هم نام ارسال کننده و هم آدرس ایمیل هردو آشنا جلوه میکنند.

هنوز مشخص نیست که این افراد کلاهبردار اطلاعات کانتکت باکس را که لیست ایمیلهای شخص را نگهداری میکند از چه طریقی به دست می آورند ؟  آیا این کار را از طریق هک انجام میدهند یا سرویس دهنده های ایمیل مثل "یاهو  (Yahoo)" این اطلاعات را به آنها میفروشند ؟ یا از طریق کارکنان متخلف سرویس دهنده ها این اطلاعات لو میرود ؟

متن زیر توسط یکی از همین کلاهبرداران ارسال شده و تقاضای 2900 یورو  قرض کرده است :

 

Sorry I didn't inform you about my trip to Greece for a Program, Unfortunately for me all my money along with my bag where my passport and valuable things were got stolen at gun point on my way to the hotel where I lodged, since then I have been without any money, I am even owing the hotel here, so I will like you to assist me with a loan of 2900 Euro to sort-out my hotel bills and to get myself back home. I have reported the incident to the police here but they are not responding to the matter effectively, I will appreciate whatever and any amount you can afford to assist me with, I'll Refund the money back to you as soon as i return,let me know if you can be of any help. I don't have a phone where i can be reached, i only have access to internet here. Please let me know immediately if you can be of any help to my situation.

Thanks,
 
Ramin  Rahimi

ترجمه ی متن ایمیل :

پوزش  میخواهم که برای شما در مورد سفرم به یونان برای یک برنامه کاری اطلاع رسانی نکردم، متاسفانه  وقتی به هتل میرفتم مورد سرقت مسلحانه قرار گرفتم و سارقان مسلح  کیفم را که تمام پول و پاسپورت و همه اشیاء ارزشمندم در آن بود ، از دستم گرفتند .

از آن زمان به بعدمن بدون پول هستم، من حتی به خاطر تسویه ی هزینه ی هتل در اینجا به مشکل برخورده ام ، بنابراین از شما خواهش میکنم  2900 یورو  بعنوان وام به من کمک کنید تا صورتحساب هتل را پرداخت کرده و به خانه ی خودم برگردم .

 این حادثه به پلیس هم در اینجا گزارش شده است، اما آنها به طور موثر پاسخ نمی دهد، لطفا مرا درک کنید و هر مقدارمی توانید و  استطاعت دارید به من کمک کنید، من این پول را به محض بازگشت به شما بازپرداخت میکنم ،من می دانم که اگر شما بتوانید از هر گونه کمک دریغ نخواهید کرد. من حتی به خاطر نداشتن پول به تلفن هم دسترسی ندارم و فقط به اینترنت دسترسی دارم. من می دانم که اگر در وسع شما باشد از هر گونه کمکی به وضعیت من اجتناب نمیکنید.

با تشکر از شما
رامین رحیمی

  نظرات ()
نتیجه ی دعا کردن برای ادای قرض چه شد ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢

من اساسا با وام و قرض و چک و پیش خوری اصلا میانه ی خوبی ندارم . اما به اقتضای ضرورتی غیر قابل اجتناب ، مقداری قرض داشتم که موعد پرداختش نزدیک بود و من میدانستم که در این چند روز آینده که موعد پرداخت فرا میرسد توانایی ندارم که در موعد مقرر بازپرداختش کنم. توجه کردم به حضرت باریتعالی و خواستم تا بدقول نشوم و مدیون مردم نمانم. از خانه به سمت محل کار حرکت کردم و هنوز به محل کار نرسیده بودم که خانمم زنگ زد و گفت قرآن به همراه داری؟ گفتم توی شرکت هست. گفت وقتی به شرکت رسیدی به من زنگ بزن . حین رانندگی بودم و علتش را نپرسیدم .

همسرم پشت تلفن به من گفت : آیه ی 25 و 26 سوره ی آل عمران را قرائت کن و بعد از آن این دعا را بخوان . از او تشکر کردم  و همین کار را کردم 

 

فردای آن روز یکی زنگ زد و گفت : آقا من این محصول را از شما خریده ام ولی به دردم نمیخورد ممکن است پس بگیرید ؟ گفتم هیچ مانعی ندارد . . .   بعد به شوخی گفتم خدایا ما از شما پول خواستیم ، پول که ندادی هیچ بلکه قبلی ها را هم پس میگیری ؟ . . .  بعد گفتیم :شکر!

روز بعد مامور برق آمد و گفت قبض را پرداخت نکردید و برق را قطع کرد . گفتم آقای محترم توی این ماه عزیز محرم چند روز مهلت بده ولی قبول نکرد. بالاخره از ته و توی جیبمان چندصد هزار تومان پیدا کردیم و قبض را پرداخت کردیم . بعد باز هم به شوخی گفتیم خدایا ! اگر مامور عذابت را میفرستادی از این مامورر برق گوارا تر بود. . . . بعد گفتیم :شکر!

روز بعد که همان دیروز باشد یکی زنگ زد و گفت: آقا ما قصد داریم ... میلیون تومان از شما خرید بکنیم و چک آن هم امضا شده و آماده است لطفا فردا بفرستید بیایند چک را ببرند. . . .  وهمین مبلغ هم قسمت زیادی از قرض ما را جبران کرد. . . . بازهم گفتیم :خدایا شکرت !


دعای مورد نظر این است :

دعای بسیار مجرب برای ادای قرض

«معاذبن جبل» گوید: روز جمعه ای از نماز با رسول خدا (ص) بازماندم

حضرت فرمود: چه عاملی تو را از نماز جمعه بازداشت؟

عرض کردم. ای رسول خدا! یوحنای یهودی طلبی از من داشت و بر درب خانه من در انتظارم بود ترسیدم که مرا مواخذه کند

حضرت فرمود: آیا دوست داری که خدا قرض تو را رد نماید؟


گفتم: آری ای رسول خدا.

حضرت فرمود: آیه 25 و 26 سوره آل عمران از (قل اللهم مالک الملک...) تا بغیر حساب را بخوان سپس بگو :

یا رحمان الدنیا و الاخره و رحیمهاما تعطی منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء اِقضِ عَنّی دَینی

ای رحمان دنیا و آخرت، ای رحیم دنیا و آخرت، به هر که بخواهی عطا می کنی و از هر که بخواهی منع می نمایی، بدهکاریم را ادا کن.


هرگاه چنین کنی اگر به گنجایش زمین از طلا قرض داشته باشی، خداوند ادا فرماید.

  

فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ
لا یُظْلَمُونَ  (25)

 

قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ

 

 وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ (26)

 

تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ

 

تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ  (27)


 

  نظرات ()
مثل پاره ی ماه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱

عمامه‏اى به سر گذاشته بود«کانه فلقة قمر»همین قدر نوشته‏اند به قدرى این بچه زیبا بود،مثل پاره ی ماه.این جمله‏اى است که دشمن در باره او گفته است.

بر فرس تندرو هر که تو را دید گفت:  

برگ گل سرخ را باد کجا مى‏برد

 

در سرخی غروب نشسته سپیده ات

جان بر لبم زعمر به پایان رسیده ات

آخر دل عموی تو را پاره پاره کرد

آوای ناله های بریده بریده ات

 

(  السلام علیک یا قاسم بن الحسن(ع)  )

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب