برای حفظ هر آنچه می شنوی :

ابن فهد در عُدَة خویش نقل کرده است که پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمود : اگر می خواهی هر آنچه را که می شنوی حفظ کنی بعد از هر نماز بگو :

سُبْحَانَ مَنْ لَا یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَأْخُذُ أَهْلَ

الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَ‏ اجْعَلْ‏ لِی‏ فِی‏

قَلْبِی‏ نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر

 منبع : جنة الامان ( المصباح) ص ۱۹۸

برگرفته از سایت دعا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳٠ | ٦:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

استاد عزیز ، مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل تفسیر آیه 25 سوره مبارکه آل عمران چنین نقل میکنند :

صاحب کتاب ارشاد در داستان خواستن یزید بن معاویه از عبیدا... بن زیاد که سرهای شهدای کربلا را برایش بفرستد گفته : و سرها را که سر مقدس امام حسین علیه السلام هم در بین آنها بود نزد یزید گذاشتند . یزید گفت : "نفلق هاما من رجال اعزه علینا و هم کانوا اعق و اظلما "  یعنی از رجالی که بر ما سروری داشتند فرقها شکافتیم و آنان نسبت به ما عاق تر و ستمگرتر بودند. آنگاه به اهل مجلس خود رو کرد و گفت :

 این مرد (اشاره به سر مقدس امام حسین) تا زنده بود بمن افتخار مى‏کرد و مى‏گفت پدر من بهتر از پدر تو و مادرم بهتر از مادر تو و جدم از جد تو بهتر و خودم از تو بهترم !  همین سخنان بود که او را به کشتن داد.

اما اینکه میگفت : پدر من از پدر یزید بهتر است ، بدانید که پدرش با پدر من در باب سلطنت و خلافت مخاصمه کرد خدا پدر مرا بر پدرش ظفر داد و اما اینکه مى‏گفت مادرم بهتر از مادر یزید بود قسم به جان خودم که راست گفته است  چون فاطمه دختر رسول الله از مادر من بهتر بود (فلعمرى ان فاطمة بنت رسول الله خیر من امى) و اما اینکه مى‏گفت جدم بهتر از جد یزید است البته هر که ایمان به خدا و اقرار به روز جزا دارد باید پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) را از همه کائنات بهتر بداند و اما اینکه مى‏گفت خودم از یزید بهترم گویا این آیه را از قرآن نخوانده بود که مى‏فرماید: قل اللهم مالک الملک تؤتى الملک من تشاء الى آخر. (25-آل عمران) یعنی : بگو ای خداوند مالک ملک هستی ، تو به هر که بخواهی سلطنت می بخشی و از هرکه بخواهی می گیری . . .

در اینجا حضرت زینب (ع) دختر شیرخدا ساکت نماند و با سخنی شیوا که حاکی از سخنوری و شجاعت و ایمان و تسلط او بر کتاب خدا بود در جواب یزید فرمود : ای یزید گویا از اینکه اقطار زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و کار ما بدین جا کشید که به اسیریمان ببرند آنطور که سایران اسیران را می برند چنین خیال میکنی که به خاطر این بوده که ما نزد خدا خوار و تو در درگاه او محترم و آبرومند بوده ای ؟ و خدا بخاطر مقامی که تو نزد او داشته ای ما را چنین و تو را چنان کرد؟ از اینکه باد به دماغت افکنده ای و اضهار مسرت می کنی پیدا ست که این طور پنداشته ای. چون می بینی دنیا و همه اسباب ظاهری فعلا رام تواند و گردش امور به کام تو و ملک و سلطنت ما بدون درد سر در دست تو است . ناگزیر از تو میخواهم لحظه ای سکوت کنی و آرام بگیری تا به تو بفهمانم که چقدر در اشتباهی !  مگر به یاد نداری کلام خدا را که می فرماید :

وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ

لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿۱۷۸- آل عمران﴾

و البته نباید کسانى که کافر شده‏اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى‏دهیم براى آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت مى‏دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابى خفت‏آور خواهند داشت

. . . و در مقابل این برهان قاطع کسی جوابی نداشت .

سلام بر تو ای زینب ، ای شیرزن کربلا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کربلا , زینب , امام حسین


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳٠ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سبک زندگی ، موضوع مغفول مانده ای بود که نیاز داشت توجه ویژه ای به آن شود. سالهای دراز است که جامعه ی ما از این موضوع رنج میبرد . ما نیز در شگفت بودیم که چرا این موضوع در سطح عالی جامعه طرح نمیشود و کسی به آن ارج نمیگذارد.

خوشبختانه رهبر معظم انقلاب در روزهای گذشته اشاره ی بجایی به این مسئله داشتند که باعث شد توجه جامعه به این امر تحریک شود و جرقه ای برای حرکتهای بعدی باشد. امیدواریم در آینده شاهد توجه شایسته ای از سوی مجامع علمی و مدیریتی کشور به این موضوع بسیار مهم باشیم.

بنده بضاعت علمی لازم را برای پرداختن به این موضوع فوق العاده مهم و اساسی ندارم اما بعنوان یک عضو عادی جامعه یک نکته ای را که به نظرم بسیار مهم است عنوان میکنم و آن اینست که صاحب نظران ما باید یک نکته را در جامعه  برای مردم تبیین نمایند و آن را به یک مسئله ی روزمره ی مردم تبدیل کنند که : هدف جامعه ی مسلمان و شیعه و ایرانی ما بسیار عالی و ارزشمند است اما عمدتا با روشهای خوبی به سمت آنها حرکت نمیشود. این روشها همان چیزی است که "سبک زندگی" ما را تشکیل میدهد. این مسئله یعنی "روشهای زندگی کردن" و "سبک زندگی" باید در میان فضای ذهنی مردم برجسته شود . هر روز باید مردم از خود این سوال بسیار مهم را بپرسند که  "آیا شیوه ی زندگی من با آرمانهای من مطابقت دارد؟ " و به عبارت دیگر " آیا با این شیوه ی زندگی میتوان به آن آرمانهای عالی رسید؟"

این سوال باید مثل آب در زندگی ما جریان داشته باشد. باید تغییر سبک زندگی به عنوان یک ضرورت گذر از زندگی عقب مانده به یک زندگی پیشرفته پذیرفته شود. نهضت رسیدن به یک سبک زندگی مطلوب و متناسب با آرمانها ، باید یک کلاس جدید برای مردمان تعالی خواه و جویای فرزانگی تعریف نماید. یک حرکت فرهنگی سیال و نیرومند و پیشرونده و مداوم لازم است تا در لایه های مختلف فرهنگی جامعه به جریان بیافتد و زیر ساختها و روبناهای رفتار شهری و روستایی ما را نوسازی نماید. دائره المعارف جدیدی باید در حیطه ی سبک زندگی به نگارش درآید و تعلیم داده شود.

باید یکی دائم به گوش جامعه زمزمه نماید و بگوید که اینگونه زندگی به آنگونه مقصود که تو در نظر داری نخواهد انجامید و به دنبال این تذکر ، باید روش درست زندگی، ارائه و آموزش داده شود.

چند ماه قبل در حین رانندگی ملاحظه کردم که یک ماشین با سرعت زیاد از سمت خلاف از من سبقت گرفت و به جلوی من پیچید و به حرکت سریع اش ادامه داد و با حرکات ویراژ و مارپیچ از چند خودرو دیگر هم عبور کرد. تصمیم گرفتم تذکری به او بدهم و به همین نیت ، سرعت گرفتم و پشت چراغ قرمز به او رسیدم . سمت راست او توقف کرده و شیشه ماشین را پایین دادم تا حرفم را بزنم.

راننده یک جوان حدود 20 تا 25 ساله بود. روی صندلی جلوی ماشین یک آخوند بسیار جوان و روی صندلی عقب یک شخص میانسال نشسته بود.

گفتم : با این عجله کجا میری؟ منم ببر !

راننده جوان گفت : خیابان حافظ ، هیات رزمندگان اسلام ، بفرما خدمت باشیم.

گفتم : جای خوبی میری ، اما خوب نمیری !  حق جای خوب آنست که خوب به آنجا بروی و الا نروی بهتر است.

آخوند جوان هیج عکس العملی نشان نداد شاید به فکر تنظیم ذهنی موعظه خود بود ، راننده ی جوان هم خجالت کشید اما جرات عذر خواهی نداشت ، اما مرد میانسالی که عقب نشسته بود با اشاره ی دست و سر از پشت شیشه عقب ، حسابی عذر خواست .

این گوشه ای از همان سبک زندگی است که باید بازسازی شود. باید یکی بگوید که راه هیئت ررزمندگان اسلام از مسیر تضییع حقوق مردم نمیگذرد که اگر از این مسیر گذشتیم هرگز به هیات رزمندگان اسلام نخواهیم رسید. باید برای این تذکر و امثال آن  و تبدیل آن به یک رفتار عمومی برنامه ریزی هوشمندانه شود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سبک زندگی


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۸ | ۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

دعای ادای قرض

در کتاب عدّة الداعی ابن فهد (قدس‌سره) از معاذ بن جبل از رسول اکرم نقل است که فرمودند: ای معاذ! هر وقت قرض دار شدی، بخوان سورة«ملک» را تا آخر، پس از تلاوت سوره بگو:

 «یا رَحْمانَ الدُّنیا وَ الْآخِرةِ وَ رَحیمَهُما تُعْطی مِنْهُما ما تشاءُ و تَمْنَعُ

مِنْهُما ما تَشاءُ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و اقْضِ عَنّی دَیْنی.»

اگر قرض تو برابر موجودات روی زمین باشد، خداوند ندا می­فرماید و برییء الذّمه می­شوی.

---------------------------------------------

همان روایت به شکل زیر نیز آمده است :

«معاذبن جبل» گوید: به سبب داشتن قرض زیاد،  روز جمعه ای از نماز با رسول خدا (ص) بازماندم.  حضرت فرمود: آیا دوست داری که خدا قرض تو را رد نماید؟

گفتم: آری ای رسول خدا. حضرت فرمود: آیه 25 و 26 سوره آل عمران از (قل اللهم مالک الملک...) تا بغیر حساب را بخوان سپس بگو

«یا رَحْمانَ الدُّنیا وَ الْآخِرةِ وَ رَحیمَهُما تُعْطی مِنْهُما ما تشاءُ و تَمْنَعُ

مِنْهُما ما تَشاءُ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و اقْضِ عَنّی دَیْنی.»

 ای رحمان دنیا و آخرت، ای رحیم دنیا و آخرت، به هر که بخواهی عطا می کنی و از هر که بخواهی منع می نمایی، بدهکاریم را ادا کن.

هرگاه چنین کنی اگر به گنجایش زمین از طلا قرض داشته باشی، خداوند ادا فرماید.

----------------------------------------------

در بلد الامین  (  نوشته‏ شیخ ابراهیم بن على عاملى کفعمى، متوفاى 905 هجرى  ) ص 134 نیز آمده است :

هر کس قرض و دین دارد دو رکعت نماز به هر سوره ای که بخواهد بخواند و پس از نماز و آیه شریفه ی  ۲۵ و۲۶ سوره ی آل عمران رابخواند و سپس بگوید :

یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا تُعْطِی‏ مِنْهُمَا مَنْ‏ تَشَاءُ وَ تَمْنَعُ

مِنْهُمَا مَنْ تَشَاءُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اقْضِ عَنِّی دَیْنِی.

(لطفا برای من هم دعا کنید)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۸ | ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بوی پیراهن خونین کسی می آید

این خبر را برسانید به کنعانی ها


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: یاحسین


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

ما در تب داغ و غم تو میسوزیم

یک روز دگر محرمت می آید.

محرم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: محرم


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٥ | ٤:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

این که برخی میگویند همه ی برنامه های ماهواره ها فاسد است حرف درستی نیست یا اگر گفته شود که همه ی اخبار آنها مغرضانه و غلط است بازهم مطلب درستی گفته نشده است . به گفته ی بسیاری از کسانیکه ماهواره می بینند بطور عیاری 90 در صد اخبار ماهواره ها درست است و تنها 10 درصد آن خلاف واقع و مغرضانه است و حتی شاید بسیاری از برنامه های غیر خبری آنها هم مفید باشد. خود من هم از یک دوستی شنیدم که یکی از همین تلویزیون های ماهواره ای مستندهای بسیار خوبی دارد.

دراین ارتباط به چند نکته باید توجه نمود :

- در غذاهایی که به زهر آلوده شده اند بیشتر از 90 درصد مواد آنها سالم هستند و کمتر از 10 درصد آنها را سم تشکیل میدهد . اما همین ترکیب هم آدم را میکشد.

- اگر آدم بداند که غذایش مسموم است هرگز آن را نمیخورد پس یکی از شگردهای کسانیکه که غذا را زهرآلود کرده اند اینست که غذا را سالم جلوه دهند.

- کسانیکه با غذای زهرآلود کشته میشوند یقین داشته اند که غذایشان سالم است

- در غذای زهرآلود امکان جداسازی زهر از جاهای سالم وجود ندارد

- کسیکه هدفش زهر دادن و مسموم کردن است اگر میتوانست فقط با زهر به هدفش برسد این کار را میکرد اما او از غذای سالم برای رسیدن به هدف پلید خود سوء استفاده میکند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ماهواره


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٥ | ۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بی حسین بن علی احساس پیری میکنم

نی که پیری بلکه احساس حقیری میکنم

گفت سائل : از چه رو محکم به سینه میزنی؟

گفتم از آئینه ی دل گرد گیری میکنم

یاحسین


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: یاحسین


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٤ | ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

محرم دیر ، خانیم زینب عزاسی

بیزی سسلر حسینین کربلاسی

یولی باغلی قالیب دشمن الینده

داها زوارینین یوق سس- صداسی

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

چاغیر شاه نجف گلسین هرایه

جهادیله آچاق یول کربلایه

علی نین ذوالفقاری داده چاتسین

حسین قربانلاری گلسین منایه

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

جهاد میدانی دیر، ملت دایانسین

مسلمان خواب غفلتدن اویانسین

اوجالسین نعره الله اکبر

گرک کافر جهنم ایچره یانسین

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

گلیب غیرت گونی ، همت زمانی

اوجالداق باشدا آذربایجانی

گئده ک صدام کافرله جهاده

ییخاق بو بی مروت ائو ییخانی

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

حسین زواری نین قورتاردی صبری

قیراق بو قوردلاری ، کافتاری ، بیری

آچاق یول کربلایه ، کاظمینه

چکک آغوشه او شش گوشه قبری

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

گرک دین اولماسا ، دونیانی آتماق

شرف ،عزتلی بیر دونیا یاراتماق

سعادت دیر حسین قربانلاری تک

شهادتله لقاء اللهه چاتماق

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

مسلمان صف چکیب دعوایه گلسین

چاغیر عباسی تاسوعایه گلسین

قیزی زینب أوزی صاحب عزادیر

چاغیر زهرانی عاشورایه گلسین

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

آنا ! اوغلون شهید اولدی مبارک

شهادتله سعید اولدی ، مبارک

امید جنتین تاپدین ، دا سندن

جهنم ناامید اولدی ، مبارک

( بئله طوی کیم گؤروب دنیاده قاسم ) ( طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم )


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: محرم و صفر , عاشورا , شهریار , عزا


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۳ | ۳:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

من فکر میکنم  اشتباه نیست اگر ریا را اینگونه تعریف کنم که ریا عبارت است از اینکه انسان کار خداپسند را برای خوش آیند غیر خدا انجام دهد. همه ی ما به درستی ، ریا را بد میدانیم و سعی میکنیم از آن پرهیز نماییم اما همه به یک اندازه در تلاش برای سالم ماندن از آسیب ریا موفق نمیشویم و بسیاری از ما هم برای مقابله ی با ریا به اقدامات نادرست دست میزنیم و درنهایت به نتیجه ی مطلوب نمیرسیم. 

برای سنجش میزان مطلوبیت اعمال در راستای مقابله با ریا توجه به این نکته مهم است که بدانیم هدف ما از مقابله با ریا چیست ؟ جواب را باید در ضد ریا بجوییم.  عنایت کنیم که متضاد ریا ، اخلاص است و هدف ما از مقابله با ریا باید رسیدن به اخلاص باشد. اگر اخلاص حاصل شد عمل ما مطلوب است و در غیر اینصورت مطلوبیت مورد نظر خدا از اعمال ما حاصل نشده است .

نمیدانم چیزی به نام "ریا به خود"  را شنیده اید یا نه ؟ من خودم هم نشنیده ام اما آن را در نفس خود لمس کرده ام . برخی از مواقع ما برای اجتناب از ریا کارهایی را انجام میدهیم که به ریای به خود منجر میشود . البته شاید خودمان هم متوجه اصل قضیه نشویم و خیلی هم از خودمان متشکر شویم که از ریا اجتتناب کرده ایم اما غافل از اینکه ما اشتباه بزرگی را مرتکب شده ایم و آن اینکه از ریای به مردم اجتناب کرده و به ریای به خود دچار شده ایم و نشانه ی آن هم همان احساس تشکر نسبت به خودمان است.  این حس تشکر نسبت به خود نشان میدهد که ما آن کار را برای خوش آیند خود انجام داده ایم نه خوش آیند خدا  و این به معنی اینست که جای اخلاص هنوز هم در نیات ما خالی است و ما در فرار از ریا به اخلاص نرسیده ایم بلکه در دام دیگری با رنگ و وبوی دیگری گرفتار شده ایم.

به قول انیشتین "مثال زدن یک راه آموزش نیست بلکه تنها راه آموزش است "  و من تجربه ی خودم را به عنوان مثال عرض میکنم .

 

در مدت خیلی زیادی از عمر خود ، وقتی در جمع فامیل یا غیر فامیل بودم  برای اینکه  نماز خواندن من در پیش دیگران به ریا منجر نشود ، نماز را از حد معمول خودم تند تر و سریعتر میخواندم و مدتها این شیوه مرا راضی میکرد اما بعدها متوجه شدم که این کار من چقدر اشتباه بوده است . زیرا در آن زمان ، من به خدا فکر نمیکردم بلکه به مردم توجه مینمودم و بجای اینکه نماز را برای خدا بخوانم در اصل برای مردم میخواندم . چون این مردم بودند که کیفیت نماز مرا مشخص میکردند نه خدا !   اما  چون از اصل عمل خود غافل بودم ، فکر میکردم که این روش خوبی برای مقابله با ریا است و با انجام آن از خودم خوشنود میشدم و در واقع من کار خداپسند را برای خوش آیند خود انجام میدادم و  در واقع من برای خودم ریا میکردم .

باید دقت کنیم که همان قدر که انجام کار خداپسند برای خوش آیند مردم ، ریا بوده و نادرست و زشت است همانگونه هم تغییر در کیفیت کار بخاطر مردم و به منظور فرار از ریا نیز نادرست است . زیرا در هر صورت عامل انگیزاننده ی ما در انجام آن عمل ، غیر خدا بوده و عنصر اخلاص در کار ما غایب خواهد بود.

در هر حال تنها راه دوری از ریا این است که ما کارمان را بطور معمول انجام داده و توجه مان را به خدا معطوف داریم و از دخالت دادن خوشایندی دیگران در کیفیت کارمان پرهیز نماییم. این اشتباه بزرگ در طول تاریخ از صوفیان بزرگ هم سر زده است و از بایزید و جنید بغدادی و شبلی و . . .   حکایاتی نقل است که آنان نیز برای فرار کردن از ریا ،  کاری میکردند که مردم را نسبت به خود بد بین نمایند واین دامی است که آنها نیز گرفتار آن شده اند.   والله اعلم.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ریا


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٢ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

توی خیابان امام خمینی داشتیم دوشادوش هم در پیاده رو راه می رفتیم . بعد از ظهر یک روز پاییزی بود . از دانشگاه بیرون آمده بودیم و بعد از خستگی فکری حاصل از چندین ساعت کلاس درس پیاده روی در مسیر خانه می چسبید. ما سه نفر بودیم. من بودم و دو نفر از همکلاسیها. سال 1365 در گرماگرم روزهای دفاع مقدس بود. ما سه نفر از دوران دبیرستان از سال دوم ریاضی با هم همکلاسی بودیم و این همکلاسی بودن ما در دانشگاه هم ادامه یافته بود . در میان صحبتهای دوستانه  صحبت از جبهه و جنگ شد . در میان صحبتها  من گفتم : نمیدانم ما در این شرایط جنگی کشور برای چه توی دانشگاه زمین گیر شده ایم ؟ تاکی باید اخبار جنگ را از رادیو بشنویم ؟ ما الان باید توی خط مقدم باشیم و . . .

 یکی از ما سه نفر که از همان دوران دبیرستان در انجمن اسلامی و حزبها و دسته ها بود و در دانشگاه هم پایش از انجمن اسلامی قطع نمیشد و برخلاف من خیلی از ریشش مراقبت میکرد و پیراهن یقه آخوندی هم زیاد می پوشید و . . .   البته از خانواده ی معتقدی هم بود و نماز هم میخواند و در مسجد کشیک هم میداد و هیات هم میرفت و . . .   با شنیدن حرف من بی مقدمه و شاید هم ناخود آگاه گفت : من به پیشواز مرگ مفت نمی روم !!؟

. . . این حرف از او صفر درصد هم انتظار نمی رفت . . .  من ناراحت شدم . . . جواب دادم . . . بگو مگو کردیم . . . انجمن اسلامی ، صف اول راهپیمایی ، پشت وانت شعار ، شب دعای کمیل ، صبح دعای ندبه ، جمعه نماز جمعه . . .   اما دریغ از یک ذره خطر پذیری برای عقیده و آرمان ! . . .

. . .  الان ایشان مدیرکل هستند و شاید هم در مراسمات بزرگداشت دفاع مقدس و شهدا و بسیج و انقلاب و . . .  شرکت میکنند و . . . حتی شاید سخنرانی هم میکنند . . .  و شاید هم مسئول برگزاری بزرگداشت ها هم باشند . . .

پی نوشت : به این رئیسها ، مدیران کل و صاحبان مقام زیاد هم نمیشود خاطر جمع شد . برخی آدمهای خوب ظاهر ، کمی تا قسمتی ممکن است با ظاهرشان منطبق باشند .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مدیرکل


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢۱ | ٢:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

مدتی است که دین زرتشت دستاویزی برای برخی فرصت طلب شده است تا از دین زرتشتی به عنوان دین باستانی ایرانیان یاد کرده و تبلیغات وسیعی برای آن انجام دهند . البته شاید خود تبلیغ کنندگان زرتشتی نباشند اما به هرحال این آیین را بهانه ای برای تفرقه افکنی های خود قرار داده اند . شاید پاسخ گویی به این افراد زیاد لازم نباشد چون دست آویز بسیار سست و ضعیفی را برای خود انتخاب کرده اند . شاید ایرانیان ، بیشتر از یک عبارت از دین زرتشت ندانند و آن عبارت است از : " پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک " که به زرتشت نسبت میدهند. عبارت فوق یک حرف بسیار خوبی است که بعید نیست از یک پیامبر صادر شده باشد . همین یک عبارت مشهور باعث شده است که عموم مردم دید مثبتی به دین زرتشت داشته باشند.

اگر مطلب به همین جا خاتمه بیابد هیچ مشکلی بوجود نمی آید اما وقتی که عده ای بخواهند با بهانه قراردادن زرتشت ، عقاید انحرافی را در جامعه رواج دهند مسئله فرق میکند و باید مطالبی در این خصوص روشن گردد. البته صاحبان سخن در این مورد بسیار گفته اند و ما در اینجا به اشاره ای کوتاه در حد اعلام موضع بسنده میکنیم.

به گواه تاریخ در پیامبر بودن زرتشت هیچ قطعیتی وجود ندارد وعلاوه برآن تاریخ زاد و مرگ زرتشت نیز بسیار مبهم گزارش شده است تا جایی که ظهور اورا از 3000 تا 6000 سال قبل متغیر میدانند و یقینا چنین اختلاف فاحشی تردیدهای جدی را در موجودیت و عقاید زرتشت و نبوت او ایجاد میکند.

اعتقاد به پیامبر بودن یا نبودن زرتشت به خودی خود مهم نیست بلکه مطلب مهم اینست که اگر پیامبر بودن زرتشت را بپذیریم ، هرگز نوشته های خرافی اوستای کنونی را نمیتوانیم سخن زرتشت (بعنوان یک پیامبر الهی ) بدانیم . زیرا نوشته های اوستا که البته زرتشتیان و مدعیان زرتشت علاقه ای به نشر قسمتهای اعظم آن هم ندارند سخنان با ارزشی به حساب نمی آیند و اگر امروزه بیان شوند باعث سرافکندگی و شرمساری گویندگان میشود. تبلیغ کنندگان آیین زرتشت چند عبارت زیبا و عامه پسند را که رونمایی بیش نیست به مردم میگویند اما آنچه که به عنوان آئینهای عملی زرتشتی و روشهای زندگی عبادت است هرگز بیان نمیشوند زیرا اگر مردم بدانند که چگونه در اوستا جان سگ از جان انسان با ارزشتر است یا زن باید برای پاک شدن ادرار گاو بنوشد یا خرافاتی نظیر این هرگز سخنشان خریداری نخواهد داشت . برای روشن شدن مطلب اشاره ی کوتاهی به بخشی از اوستای کنونی می اندازیم که از سایت برهان استفاده شده است :

زنان در حال عادت ماهانه باید دور از مردم و دور از آتش و آب ساکن شوند؛ در این مدّت غذای کم در ظروف کم ارزش به او می دهند. بعد از تمام شدن عادت ماهانه، او را دو بار با ادرار گاو در دو گودال شستشو می دهند و بار سوم نیز در گودال سومی با آب شستشو می شود. اگر تابستان باشد باید دویست مورچه را بکشد و اگر در زمستان باشد باید دویست حشره ی گزنده را از بین ببرد. اگر زنی بچّه ی مرده به دنیا آورد باید سه یا شش یا نه جام گمیز(ادرار گاو) بنوشد تا رحم او پاک شود. و ... همینطور زرتشتیان در ادوار گذشته مردگان را در دخمه ها می گذاشتند تا حیوانات درنده آنها را بخورند امّا حالا از روی ضرورت و ناچاری دفن می کنند. زرتشتیان احکام عجیب دیگری نیز دارند. برای مثال سگ را مقدّس می دانند. اگر کسی استخوان سخت به سگ بدهد یا آن را بترساند گرفتار مجازات پشوتنو (مرگ ارزان که با تاوان بخشوده نمی شود) می شود. و اگر کسی سگ آبی را بکشد، باید امور زیر را به روان سگ آبی تقدیم کند:ده هزار شاخه ی تازه بریده شده، ده هزار بسته هیزم سخت، ده هزار هیزم نرم و خشک از چوبهای خوش بو، ده هزار شیر پاک و ... ده هزار مار، ده هزار سگ نما(گربه)، ده هزار سنگ پشت، ده هزار مور گودال کن، ده هزار کرم خاکی، ده هزار مگس را کشته و گودال ناپاک را پر کند و ... .

برگرفته شده از وب‌نوشت http://borhan.blog.ir

 

بسی شگفت آور است که از چنین آیین عجیب و سست و خلاف عقلی برای مقابله با اسلام استفاده میکنند و شاید هم انتظار دارند که مردم مسلمان ایران به این بهانه که آیین زرتشتی از ایران برخواسته است فریفته شده و دین زرتشتی را هرچه قدر هم که غیر انسانی باشد قبول خواهند کرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: زرتشت , اوستا


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٩ | ٥:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در حدود یکماه از بازداشت معروفترین آقازاده ی ایران میگذرد . بازداشت این آقازاده ،  جدای از مسائل جناحی وسیاسی ، میتواند یکی از نکات قوت جمهوری اسلامی بحساب آید . مردم از نظام اسلامی انتظار دارند که با همه ی مجرمین برخورد یکسانی داشته باشد و عدالت را در محاکمه و مجازات قانون شکنان بطور کامل رعایت کند.  همه باید در برابر قانون یکسان باشند . با بازداشت مهدی هاشمی این امید در دل ملت زنده شده است که صدای پای عدالت هنوز از دور دستها به گوش میرسد.

با بازداشت معروفترین و قدرتمند ترین و ثروتمندترین آقازاده ها این سوال در فضای ذهنی مردم بوجود آمده است که آیا زمان بازگشت عدالت به جامعه فرا رسیده است ؟  آیا جمهوری اسلامی خود را از حیطه ی نفوذ نااهلان بیرون خواهد کشید ؟  آیا قانون جرات اجرای عدالت را در برابر صاحبان زر و زور و تزویر خواهد داشت ؟ آیا زمینه ی محو رانت خواری و فامیل پروری و ثروت اندوزی و اشرافیگری دولتی فراهم خواهد شد ؟  آیا قانون در برابر  تمامیت خواهان توانایی عرض اندام پیدا خواهد کرد؟

. . . اما مریضی زودهنگام آقازاده و عیادت مسئولان بلند پایه نظام از یک مجرم ویژه  به بهانه ی بیماری ، امیدها را متزلزل میکند. تا وقتی که آقازاده ها زود مریض میشوند و موقعیت یک مجرم را به راحتی با مظلومیت یک بیمار تلطیف میکنند و با ریاکاری و فریب  قبح ملاقات با مجرم را با حسن عیادت از مریض جایگزین میکنند امیدی به اجرای عدالت نیست.

مردم از خود سوال میکنند که قلب آقازاده چرا در لندن نگرفت و به محض ورود به بازداشتگاه دچار اختلال گردید ؟  چرا وقتی در خیابانها فریاد "مرگ بر اصل ولایت فقیه" میداد قلبش از هیجان دچار نقصان نشد؟

مردم ایران از قوه ی قضائیه عدالت را مطالبه می نماید . ویژه خواری در زندان بدتر از آزاد کردن و دستگیر نکردن مجرم است . لطفا با آبروی نظام بازی نکنید. خون شهیدان را پایمال نکنید.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی , عدالت


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

مردان خدا را دیده ای که چگونه با آرامش روزگار سپری میکنند ؟ رمز این دل آرامی چیست ؟  آنان در رفاه و آسایش نیستند اما در آرامش هستند و برخلاف آنها ما در عین اینکه در رفاه و آسایش نسبی به سر می بریم سهمی از آرامش نداریم. مردان خدا در سخت ترین مصیبتهای دنیا و تنگ ترین معاشها روحیه ی خود را نمی بازند و بخاطر مال دنیا با خلق خدا تندی نمیکنند و بر زمانه خرده نمیگیرند. رمز این بلند همتی و بزرگ منشی آنها در چیست ؟‌ این رمز ، در بیان ساده ی امام هادی بروشنی بیان شده است . گاهی فکر میکنم اگر فرمایشات چهارده معصوم به ما نرسیده بود ما در این روزگار قادر به سخن گفتن نبودیم.


امام هادى (علیه السلام):

مَن کانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَیهِ مَصائبُ

الدُّنیا ولَو قُرِضَ و نُشِرَ.


هر که در راه روشن پروردگارش باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید؛ اگر چه با قیچی یا ارّه قطعه قطعه‌اش کنند.

Everybody who is in the right path of his Lord, difficulties of the world will be little on his eye even if he is cut by a scissors or saw.
تحف العقول، ص 483
 
اللهم صل علی محمد وآل محمد

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام هادی , حکمت


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

هشدارهای چند روز قبل رهبر گرانقدر انقلاب به مسئولین کشور جهت پرهیز از کشاندن اختلافات به سطح جامعه ، هشدار بجایی بود که سران قوا را مخاطب قرار داده بود . این هشدار بعد از آنیکه آقای رئیس جمهور در یک حرکت نسنجیده نامه ی خیلی محرمانه ی رئییس قوه ی قضائیه را علنی کرد عنوان گردید.

امروز آقای احمدی نژاد نامه ای را منتشر کرده است که خطاب به رهبر انقلاب اسلامی بوده و در ظاهر به جهت اطاعت از فرمایشات ایشان نگاشته شده است . البته ما هم امیدواریم به همین منظور نوشته شده باشد اما متن نامه به نحوی است که متناسب با انتظارات جامعه نیست و بیشتر به مصادره بیانات رهبری شباهت دارد. زیرا عباراتی به کار برده شده است که نه تنها بوی قبول اشتباه از آن احساس نمیشود بلکه رگه هایی از دفاع از عملکرد هم در آن دیده میشود. عباراتی نظیر :  "مانند همیشه "  ،  "مانند گذشته"  ، " مستلزم حضور همه قوا و مسئولیت پذیری و همکاری و همراهی آنان با دولت است " و . . .

در بخشی از این نامه آمده است : مطمئن هستم که جنابعالی بر پاسداری قاطع از قانون اساسی و به ویژه از حقوق اساسی ملت و همچنین صیانت از جایگاه رفیع رییس جمهوری منتخب ملت که بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری و مجری قانون اساسی است، تاکید دارید و با هر اقدامی که اختیارات و مسئولیت های مهم او را مخدوش نماید، مخالفید .

. . . این امر در شرایط کنونی از اهمیتی به مراتب بالاتر برخوردار است و ضرورت دارد از هرگونه اقدام و رفتار که شائبه تضعیف نقش محوری اراده مردم در اداره کشور و یا حضور حداکثری آنان در انتخابات است به جد پرهیز گردد .

 

ملت انتظار دارد که رئیس جمهور بیش از این مسئولیت پذیر و واقع نگر بوده و جایگاه خویش را در کشور و نظام جمهوری اسلامی درک نماید. باید دقت کنیم که بکارگیری بی مورد و مکرر عباراتی مثل "بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری "  حادثه ساز بوده و اگر از گذشته درس عبرت نگیریم بازهم حادثه آفرین خواهد بود.  

هشدار به دست اندرکاران :

این نامه شاخه های دیگری نیز دارد که باید مسئولین عالی رتبه ی کشوری بدان توجه ویژه ای را مبذول نمایند. بطن نامه دقت خاصی می طلبد . باید آینده را بیش از پیش مدیریت نمود. مهار منیت ها و کنترل خود محوریها و توهم محبوبیت ها را باید مدیریت کرد. مسئولین زیربط ، بار سنگینی از مسئولیت را بر عهده دارند. نباید دست روی دست گذاشت تا حادثه ها بیایند و ما را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند . این برهه از زمان نیازمند ابتکار عمل است . دست اندر کاران و مسئولان رده ی بالا و ارگانهای زیربط هشیار باشند و در 6 ماه آینده باید انگشت خود را بریده و نمک بپاشند تا خوابشان نبرد و هشیاری خود را از دست ندهند. ما پس از اینهمه فتنه و دشمنی ها باید یاد گرفته باشیم که چه باید بکنیم. منتظر حوادث نباشید تا هشیارتان کند . آینه های محدب باید شکسته شود باید آینه ای باشد که اندازه ی واقعی اشخاص را به خودشان نشان دهد. آنها که از تماشای خود در آینه های محدب لذت میبرند اگر احساس کاذبشان به واقعیت نگراید آسیب پذیر و دلهره ساز میشوند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احمدی نژاد


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٤ | ٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

زمانهای قدیم در بازار دباغان برای اینکه چرم را بهتر عمل آورند آن را زیر پای عابرین می انداختند که تا لگدمال شود . برخی از شیخهای تندرو برای اینکه شیخ بودن خود را به رخ مردم بکشند و نشان دهند که چقدر به مال مردم و حق الناس اهمیت میدهند حتی از لگد کردن آن چرمها هم خود داری کرده و از روی آنها می پریدند.

به همین خاطر ضرب المثلی در منطقه ی ما وجود دارد که در آن از شخصی با عنوان  "گون آتدی یه ن شیخ"  یاد میکنند. یعنی شیخی که از روی چرم هم میپرد. و این از نهایت ریاکاری و تندروی بی مورد فرد حکایت میکند.

در سایت فرهنگ نیوز مطلبی منتشر شده است با این عنوان : ساختارشکنی عجیب از رادیو قرآن   که در آن به رادیو قرآن اعتراض شده است که چرا در برنامه ی خود برای جواب دادن به سوالات قرآنی شنوندگانش از کارشناس زن استفاده شده است. و ادعا کرده است که این کار وسوسه انگیز است و از آن با عنوان ساختار شکنی عجیب یاد کرده است.

گویندگان این سخن آیا واقعا دقت کرده اند که  تخریبی که این نوع تفکر برای اسلام ایجاد میکند چقدر میتواند دامنه دار باشد ؟  شما بگویید یک خانم در رادیوی اسلامی  قرآن نخواند چه کند ؟  آیا صحبت کردن زن در باره قرآن در رادیو مفسده ایجاد میکند ؟ آقایان باید دقت نمایند که  ژرف نگری شدید بی مورد در دین ، تولید کننده ی جریانی بنام خوارج بود . نظر هیچ کدام از مراجع گرانقدر هم مطابق با برداشت این آقایان نیست.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیخ


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱۱ | ٦:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

راننده ی متخلف : یکی که داشت در یک اتوبان خلاف جهت رانندگی میکرد با خود گفت : چرا همه دارند برعکس میروند؟ این سوال باعث شد که او تصمیم گرفت به دیگران اطلاع دهد که در خلاف جهت رانندگی نکنند و شروع کرد به هشدار دادن به دیگران تا برگردند. دستش را از پنجره ی ماشین بیرون برد و دیگران را ترغیب به برگشتن کرد . برخی از افراد هم به هشدارهای او توجه کرده و مسیرشان را به خلاف جهت برگرداندند و با او همراه شدند آنها گمان کردند که خطری در پیش رو وجود دارد که این فرد از آن خبر دارد. اما اکثر جمعیت همچنان به مسیر خود ادامه میدادند.  راننده ی متخلف از همراهان خود خواست تا به روشهای مختلف و انسان دوستانه و خلاقانه برای آگاه سازی دیگران اقدام نمایند . . .

دزد دلسوز: در یک مجتمع مسکونی دزدی های متعددی انجام گرفت و نا امنی به وجود آمد . ساکنین به هیات امنای مجتمع اعتراض کردند که منشاء نا امنی را پیدا کند . تلاشهای هیات امنا به ثمر نشست و دزد پیدا شد و معلوم شد که یکی از اعضای هیات امنای سابق بوده است .  جلسه ای تشکیل شد که همه ساکنین و از جمله دزد هم در آن حضور داشتند تا برای این مشکل چاره ای بیابند . هرکس پیشنهادی داد. جالبترین پیشنهاد متعلق به خود دزد بود که بسیار فهیمانه و هوشمندانه طراحی شده بود. پیشنهاد دزد این گونه عنوان گردید : همسایگان محترم ، درست است که مشکلاتی پیش آمده است و نا امنی زیاد شده است و کدورتهایی هم بین همسایگان حاصل شده و برخی از ساکنین محترم به دلیل تهمت هایی که شنیده اند دلشکسته شده و نا امیدی جامعه را فرا گرفته است(!) اما هنوز هم راههای امید بسته نشده است . به همین منظور و برای بهبود وضعیت مجتمع پیشنهاد میکنم در آینده ، هیات مدیره ای انتخاب کنیم که از همه طیفها در آن حاضر باشند و خصوصا خانواده هایی که مورد اتهام قرار گرفته و دلشکسته شده اند نیز در این هیات امنا انتخاب شوند و نماینده ای داشته باشند تا فضای صلح و آشتی دوباره به مجتمع ما برگردد. ما اسم این هیات امنا را هیات آشتی میگذاریم. این امر باعث میشود که به این ترتیب از خانواده های آسیب دیده و تهمت شنیده هم دلجویی شده و آنان هم تهمت زننده گان را بخشیده و آرامش و همدلی دوباره به جمع ما برمیگردد.

 

اطلاعیه : قابل توجه دزد محترم :

 

 دزد آبرومند : در همان مجتمع دزدی شخص دیگری  کشف شد . دزد در جمع حاضر شد وبا سر افکندگی و شرمساری گفت : این بار اول دزدی من بود . من با دست خودم آبرویم را ریختم . لطفا مرا ببخشید و از گناهم بگذرید . من دیگر نمیتوانم در این مجتمع زندگی کنم و سرم را پیش همسایه ها بلند کنم . تصمیم دارم از این مجتمع رفته و در جای دیگر با آبرو زندگی کنم و از همه شما عذر خواسته و خواهش میکنم مرا حلال کنید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دزد


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٠ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شب و روز عرفه ، فرصتی برای شناخت بیشتر است. و با شناخت نسبی جنبه های مختلف قدرت خدا میتوان برای شناخت خدا گامی پیشتر نهاد.

در این میان تحفه ی بسیار شریفی در میان مفاتیح الجنان برایت آماده است که بسی روح بخش است و یکبار خواندن آن ترا تشنه تر میکند و با دو بار خواندنش ارضا نمی شوی . با شروع تکان دهنده ی دعا شورشی در قلبت ایجاد میشود و با این شورش ناگهانی در همان ابتدای کار ، گره های ذهنی ات گشوده میشود و از خود بیخود میشوی و خود را از یاد میبری و  هر فرازی را که میخوانی حاجتی از حاجت هایت را فراموش میکنی و هرچه جلوتر می روی ذهنت از اندیشه ی خواسته هایت آزادتر می شود و باز هم جلوتر که میروی در گرماگرم هیجان مقدس دعا حاجت هایت تماما فراموش می شود. دیگر نمیتوانی از خدا هیچ بخواهی و چیزی را برای خواستن از این مقام با عظمت لایق نمی یابی. تو که برای خواستن آمده بودی احساس میکنی اکنون دیگر هیچ خواسته ای نداری .

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم     چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

مفاهیم عالی و استثنایی دعای شب عرفه به نظر منحصر بفرد می آید و شاید در هیچ دعایی اینگونه برانگیخته گی رخ ندهد. لحن دعا بسیار پرشور و عارفانه است. عبارات این دعا سخنی ناب است که در جاهای دیگر گفته نشده است . فرازهایی شور انگیز از این دعای آگاهی بخش را بخوانید و خود قضاوت نمایید که چه میزان لذت بخش است آغاز دعا اینگونه با سخنی تکان دهنده به استقبال می آید :

اَللّهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى وَ عالِمَ کُلِّ خَفِیَّةٍ وَ

مُنْتَهى کُلِّ حاجَةٍ . . .

خدایا ای آگاه هر راز و مرجع هر شکایت و دانای هر پنهان و منتهای هر حاجت ای آغازنده نعمت ها بر بندگان ای "بزرگ گذشت" ای "نیکو درگذر" ای بخشنده ای که نه شب تار چیزی را از تو پنهان کند و نه دریای مواج و نه آسمان پر ستاره و نه تاریکی های پیچیده درهم ای کسی که تاریکی در پیش او روشن است.

. . .

و از تو خواهم به حق جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و به حق محمد مصطفی که درود خدا بر او و آلش و بر جمیع پیمبران و همه فرشتگان

و به حق آن نامی که حضرت خضر به وسیله آن بر روی امواج آب دریا راه می رفت چنانچه بر روی زمین هموار راه می رفت.

و به حق آن نامت که شکافتی بدان دریا رابرای موسی و غرق کردی فرعون و قوم او را و نجات دادی بدان موسی بن عمران و همراهانش را

و به حق آن نامت که موسی بن عمران به وسیله آن تو را خواند از جانب راست کوه طور و اجابتش کردی و محبت خود را بر دلش انداختی.

و به حق آن نامت که عیسی بن مریم به وسیله اش مردگان را زنده کرد و در گهواره در زمان کودکی سخن گفت و کور مادرزاد و مبتلای به مرض برص را به اذن تو شفا داد و بدان نامت که خواند به وسیله آن تو را حاملین عرشت و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حبیبت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرشتگان مقرب و پیمبران مرسلت و بندگان شایسته ات از اهل آسمان هاو زمین ها

و بدان نامت که یونس تو را بدان نام خواند در آن هنگام که خشمناک برفت و گمان داشت که بر او سخت نگیری.پس ندا کرد در میان تاریکی ها که معبودی جز تو نیست منزهی تو و به راستی مناز ستمکاران هستم پس تو اجابتش کردی و از اندوه نجاتش دادی و این چنین نجات دهی مؤمنان را

و بدان نام عظیمت که داود بدان نام تو را خواند و برایت به سجده افتاد پس گناهش آمرزیدی

و بدان نامت که آسیه همسر فرعون بدان نام تو را خواند و گفت:
پروردگارا برای من نزد خود در بهشت خانه ای بنا کن و نجاتم ده از فرعون و کردارش و نجاتم ده از دست مردم ستمکار پس دعایش را اجابت کردی

و بدان نامت که ایوب تو را بدان خواند در آن هنگام که بلا بر او نازل شد پس او را تندرست کرده و کسانش را به او دادی و نظائرشان را نیز از رحمت خویشو پندی برای پرستش کنندگان

و بدان نامت که یعقوب تو را بدان نام خواند. پس بینائیش را و نور دیده اش یوسف را به او بازگرداندی و پریشانیش را برطرف کردی

و بدان نامت که سلیمان بدان تو را خواندپس بدو سلطنتی دادی که شایسته نبود برای هیچکس پس از او و به راستی تو پر بخششی

و بدان نامت که براق را برای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مسخر کردی آنجا که فرمودی: منزه است خدائی که راه برد بنده اش را شبانه از مسجد الحرام تا مسجد اقصی.

. . . 

وبعد از این همه سخنان عاشقانه و راز ونیاز های شگفت انگیز ، از آن معشوق دلربا چه باید بخواهی که لایق این راز و نیاز باشد ؟ آنقدر این نیایش زیباست که دوست نداری تمامش کنی و حاجت خود را بر زبان بیاوری و میخواهی همینطور فقط از او بگویی و تا بی نهایت ادامه دهی و هیچ نخواهی از او جز اینکه همین حال را استمرار بخشد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عرفه


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٧ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

حقّ الناس

برخورد حیرت انگیز خداوند متعال با حق الناس حقیقت عجیب و هشدار دهنده ای است . انسان احساس میکند سرسخت ترین موضع خدا در برابر انسانها همین حق الناس خواهد بود. حق الناس !  حق الناس ! و باز هم حق الناس !


امام علی (علیه ‌السلام):

 
قالَ اللهُ تَعالی: و عِزَّتی وجَلالی، لا یَجُوزُنی ظُلمُ ظالِمٍ ولَو کَفٌّ

بِکَفٍّ ولَو مَسحَةٌ بِکَفٍّ، ... فّیّقتَصُّ اللهُ لِلعبادِ بَعضِهِم مِن بَعضٍ،

حتّی لا یَبقی لِأحَدٍ عِندَ أحَدٍ مَظلِمَةٌ، ثُمّ یَبعَثُهُمُ اللهُ إلیَ

الحِسابِ.


خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند،‌که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم گر‌چه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد، ... خداوند تقاص بندگان را از یکدیگر می‌گیرد، ‌تا جایی که هیچ‌کس نزد دیگری مظلمه‌ای نداشته باشد، آن‌گاه ایشان را برای حسابرسی می‌فرستد.

Allah, the Almighty, said: "I swear by My Majesty and Glory that I do not neglect any oppression from a cruel one even though it be only pressing or touching a hand… So Allah will give the servants' rights from each other so long as there will be no one who has a right before others, and then He will send them for the Judgment."
المحاسن، ج 1، ص 7

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حق الناس


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٧ | ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اولین دقیقه های غروب روز هشتم ذی الحجه ، آغازی برای شب و روز عرفه است . از غروب امروز تا غروب فردا حکایتی عجیب دارد. بهره ای که در این شب و روز برای انسان فراهم می آید در تمام عمرش گسترش می یابد . فیوضات این شب و روز به قدری فشرده است که اگر باز شود کل زندگی انسان را متاثر میکند. از این شب و روز نباید غافل شد.

 سلام برتو ای شب عرفه و سلام بر تو ای روز عرفه ! بر گریه های سوزناک حاکی از توبه ی اولین پدر ! آدم ابوالبشر! نظاره گر بودی ، گریه های ما را . . .  ؟  

بر نجواها و دعاهای عظیم ترین شهید تاریخ  شنونده بودی ، بر دعای ما . . . ؟

از ملاقات آن بزرگواران گذر کرده و اینک به سوی ما آمده ای . . . . !

ما چیزی از خود نداریم و تنها رشحاتی از همان گریه و همان دعا را باز به تو تقدیم میکنیم. . . !

سلا بر تو ای عرفه ! . . .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عرفه


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سالهاست که مردم از وامهای مسئله دار استفاده میکنند. بعنوان مثال وام مسکن میگیرند ولی با آن ماشین میخرند یا وام تولید میگیرند و خانه میخرند و . . .  و در بیشتر مواقع هم اعتراضهای ما فایده ای نمی بخشد ولی شاید با شنیدن نظر مراجع نسبت به این نوع وامها دقت بیشتری اعمال شود و مشکلات جامعه قدری کمتر شود.

 به گزارش جام نیوز به نقل از حوزه، متن سئوالات و پاسخ‌های مراجع عظام تقلید به شرح ذیل است.

حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی

 س) : آیا وامهایی که برای اموری خاص اعطا می شود به مردم مثل وام فرش یا منزل یا اشتغال و... را میشود در غیر مورد آن استفاده کرد؟

 ج) :اگر براساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به آن ملتزم شوید.

 حضرت آیت‌الله العظمی وحید خراسانی

 س): آیا می توانیم وام مسکن گرفته و آن را در غیر مورد مسکن بکار ببریم یا وام خودرو را در مورد دیگری مثل خرید زمین بکار بریم؟

 ج): باید در همان جهت که معین شده مصرف شود

 حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای

 س): در صورتى که گیرنده وام قصد مصرف آن در مورد قرارداد را ـ که تعمیر خانه است ـ نداشته باشد، حکم وضعى و تکلیفى آن را بیان فرمایید؟

 ج) اگر بانک وامى را براى کسى که مى‌خواهد خانه‌اش را تعمیر کند اختصاص داده، شخص دریافت کننده اگر قصد تعمیر منزل را ندارد از همان ابتداء حق گرفتن چنین مبلغى را نداشته و مالک آن نمى‌شود. و از تسهیلات بانکى باید در همان جهتى که تعیین شده استفاده کنند و در غیر آن جایز نیست.

 حضرت آیت‌‌الله العظمی مکارم شیرازی

 س): افرادى از بانکهاى جمهورى اسلامى وام دریافت کرده، و به علّت ناآگاهى از حکم شرعى، آن را در غیر مورد قرارداد مصرف نموده اند. مثلا وام کشاورزى دریافت کرده، ولى صرف خرید ماشین سوارى نموده اند. لطفاً حکم شرعى آن را بیان فرمایید.

 ج): چنین وام هایى باطل است. باید آن را منطبق با عقود شرعیّه دیگرى کنند، تا مشکل ربا پیش نیاید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢ | ٥:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی یک دوست حرف محرمانه ای را آهسته درگوش شما میگوید ، حتما به شما اعتماد کرده است و  انتظار ندارد شما آن را با صدای بلند داد بزنید.  اگر شما این کار را بکنید حتی اگر نیت تان خوب باشد اولین کاری که کرده اید اینست که به اعتماد دوستتان خیانت کرده اید .

امروز نامه ای از سوی رئیس جمهور احمدی نژاد بصورت علنی منتشر شده است که در پاسخ به نامه ی خیلی محرمانه ی رئیس قوه ی قضائیه آقای لاریجانی نگاشته شده است . (منبع)

در بخشهایی از این نامه با ذکر تحکم آمیز اولا و ثانیا و رابعا و . . .   آمده است :

((( . . . 

  اولاً به استناد کدام اصل از اصول قانون اساسی جنابعالی می توانید امری را تفسیر سیاسی کنید و مانع از اجرای قانون اساسی شوید.

ثانیاً آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه می توانید به استناد تشخیص سیاسی خود حکمی صادر نمائید.

ثالثاً مگر بناست قوه قضائیه و یا زندان اوین در انتخابات آتی نقشی ایفا نمایند.

رابعاً آیا جنابعالی برنامه های کاری و اجرای وظایف مندرج در قانون اساسی و اصل قضاوت را منوط به شرایط سیاسی می دانید.

خامساً به راحتی به اینجانب اتهام ” حمایت از مجرم” زده اید. گرچه اینجانب حکم علیه آقای جوانفکر را بر خلاف عدالت می دانم ولیکن محاکمه تمام شده و ایشان در حال تحمل مجازات است. چگونه ممکن است سرکشی به زندان حمایت از مجرم تلقی شود. به علاوه شما از کجا می دانید که دیدار با ایشان در برنامه کاری اینجانب بوده است.

...)))

باعث تاسف است که شخصی در مقام  رئیس جمهور  در برخورد با مسائل کشوری اینگونه ناشیانه و بی ملاحظه برخورد می نماید. گذشته از درست یا نادرست بودن ایرادات مطرح شده توسط رئیس جمهور ،  علاوه بر قبیح بودن علنی سازی یک نامه ی محرمانه ، باید گفت که این لحن برای مکاتبه با دشمنان مناسب است نه دوستان !

«شام آخر» به جای طرح سوال/ هر روز پیشنهاد جدیدی از مجلس می‌رسد

در ضمن تذکرات آقای لاریجانی در باره مصلحت های مطرح شده ، منطقی و قابل قبول است و این سوالات برای افکار عمومی مطرح است که :

- در روزهای پایانی ریاست ایشان بازدید از زندان چه دردی را دوا خواهد کرد؟

- چرا اصرار بر بازدید ایشان اززندان درست مصادف با زندانی شدن مشاور ایشان شده است ؟

- چرا ایشان علاقه دارند مثل دوره قبل  در روزهای پایانی ریاستشان ، جامعه را ملتهب کنند ؟ و علاقه ای به طرح مشکلات در طول مدت دوره ی ریاستشان ندارند ؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احمدی نژاد


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.