جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
سوال و جواب با آقای بازیگر نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۳٠

آقای بازیگر ! سلام

آیا به سوالات علاقه مندانتان در مورد خودتان اهمیت میدهید ؟ اگر نظرشان برایتان محترم هست لطفا جواب دهید. امروز عکسی از شما مشاهده کردم که باورم نشد و یقینا بسیاری از دوستداران شما هم در بهت تلخی فرو رفته اند و باور این رفتار برایشان دشوار است . مسلما در این مورد حرف برای گفتن  بسیار است اما رفتارعجیب و غیر منتظرانه ی  شما ذهنها را تحت تاثیر قرار داده و بغیر از طرح چند سوال بهت آور چیز دیگری نمیتوان گفت.

به نظر شما آیا هر مردی مجاز است که زن نامحرمی را در آغوش بگیرد؟ 

 ممکن است بفرمایید من هر مردی نیستم من آقای بازیگر هستم که در این صورت باید پرسید که:

 آیا هر آقای بازیگری این حق را دارد ؟ 

ممکن است بفرمایید من هر مرد بازیگری نیستم ،  من استاد او هستم. باز سوال مطرح میشود که :

 آیا هر مرد استادی حق دارد شاگردش را در آغوش بگیرد؟

ممکن است بفرمایید او جای دختر من است باز سوال طرح میشود که :

آیا هر مردی حق دارد با هر زنی که به سن دختر اوست هم آغوش شود؟

لطف کنید بفرمایید که شما به عنوان یک فرد تاثیر گذار در عرصه فرهنگ و هنر با این حرکت خودتان چه چیزی را به علاقه مندانتان یاد میدهید ؟ از شما سوال میکنم :

اگر فردا در دانشگاه ، یک استاد ، یک دانشجوی دختر را که جای دخترش هست در اتاقش در آغوش بگیرد  (صرف نظر از اینکه آن دختر ، دختر شما باشد یا نباشد) و فسادی از آن زاییده شود و آبروی خانواده ای لکه دار شود ، شما آیا از آن استاد فاسد دفاع خواهید کرد ؟ و هیچ حق اعتراضی به خانواده معترض دختر قائل نخواهید شد؟

اگر شما به آن فرد فاسد اعتراض نمایید ، لطفا بفرمایید شما چه مشخصه ی خاصی دارید که یک کار معلوم برای شما مجاز است ولی عین همان کار برای دیگران با شرایط شما غیر مجاز و مستوجب مجازات ؟

اگر این زن ، دوست داشت که سایر مردان حاضر در آن جلسه را هم به نوبت در آغوش گرفته و ببوسد شما به آن اعتراضی نمیکردید؟  اگر اعتراض میکردید به چه منطقی به خودتان حق اعتراض کردن میدادید؟

جسارتا اگر شما به دلیل احساسات خاصی که در فضای ذهنی شما حاکم است یا به هر دلیل دیگر نمیدانید که پیام رفتار شما به علاقه مندان تان چیست ؟ ما میدانیم و آن را به عنوان یک عضوی از جامعه و هموطن شما به شما هدیه میدهیم و اعلام میکنیم که پیام شما به ما اینست : 

بین زن و مرد هیچ مانعی برای هم آغوش شدن وجود ندارد و اعتقاد به محرم و نامحرم  خرافه ای بیش نیست. لازم به توضیح است که این پیام شما هم اکنون به همه ملت و حتی به دختران و پسران و مردان و زنان خانواده و فامیل خودتان هم رسیده است.

به شما در این راهی که در پیش گرفته اید تبریک میگوییم آقای بازیگر ! 

  نظرات ()
حنجره های سید حسن نصرالله نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٩

سید حسن نصرالله دیروز در سخنرانی استثنایی خود در جمع معترضین به هتاکان به ساحت پیامبر گرامی حماسه دیگری آفرید و جمع انبوه و فشرده حاضرین را یکصدا با خود به خروش آورد و جملاتی زیبا و قاطع و پرمفهوم را از زبان مردم جاری ساخت . همه مردم یکصدا و هماهنگ و باعزم راسخ از صمیم قلب و با صدای رسا و بلند مثل یک سوگند نامه ی عظیم با سید حسن تکرار کردند که :

ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همهٔ اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطرهٔ خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»....

 به یقین ، این عظیم ترین و باشکوهترین سوگند نامه ی تاریخ بود .

 

وقتی که ایمان خالص و  شجاعانه ی سید حسن در قلبش جوشید و گدازه های این عشق آتشین از دهانش فوران کرد و این سخنان استثنایی و پر شور و حماسی از حلقوم سید حسن برخواست ، حنجره های همه مومنان جهان و یقین میدانم ملائک نیز به حنجره ی او پیوند خورد و فریاد سید حسن در قالب کلمات آتشین و مقدس از یک حلقوم واحد و قدرتمند جهانی  در آسمان جهان طنین افکند . 

وقتی این فریاد از بیروت برخواست ، حنجره های ما نیز بهمراه غریو آنان به ارتعاش درآمد و با آن جمعیت عظیم همنوا گردید . این فریادهای هماهنگ که از عمق جان مردم سراسر دنیا برآمد و از زبان سید حسن با فاخرترین کلمات و عبارات جاری گردید پایه های کاخ ظلم و ستم استکبار را لرزانید و زانوهای کاخ نشینان سفید و سیاه را سست کردو  ستون کاخها ترک خورد .  باش تا صبح دولتش بدمد !

هتاکان به پیامبر گرامی و رحمت عالمیان  و در راس آنها آمریکای خونخوار باید بدانند که جواب ما مسلمانها به  بی ادبی آنها  در حرف و عمل همینگونه خواهد بود که سید حسن پرده های زیبایی از آن را به نمایش گذاشت . آمریکا تصور نکند که ما به شعار پوچ گفتگوی تمدنها فریفته شده و سلاح ایمان و جهاد خویش را بر زمین تسلیم گذاشته ایم!  نکند آمریکا خیال کرده است که شبهه افکنی برخی افراد سست عنصر داخلی که با شعار تساهل و تسامح سعی در ایمان زدایی از جامعه را داشتند  کارساز شده  که اینگونه گستاخانه دست به کار شده است؟

آمریکا بداند که امیدی که به لبخند تسلیم آمیز مصلحت جویان و مذاکره جویان و گفتگو طلبان سست ایمان داخلی بسته است با یک خروش آگاهانه و شجاعانه امثال سید حسن به یاس و نومیدی تبدیل خواهد شد و به رغم همه ی مفسده های آنها روزی شکوفه های سعادت بشریت از گلدسته های مساجد خواهد دمید.

  نظرات ()
پاسخ شهریار به اهانت کنندگان به پیامبر گرامی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٧

امروز سالروز درگذشت شهریار ملک سخن و شاعر گرانقدر کشورمان استاد شهریار است . این روز را به پاس خدمات این شاعر بزرگ به زبان پارسی ، روز شعر و ادب پارسی نام نهاده اند . سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار  ارادت فوق العاده ای به اهل بیت (ع) داشته و عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

امروز یاوه گویان و توهین کنندگان بی مقدار آمریکایی باید بدانند که جایگاه رسول گرامی اسلام در قلب مردم ما جایگاهی بسیار رفیع و والا است که نمونه ی آن در اشعار زیبای شهریار ملک سخن جلوه گر است.

او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

ستون عرش خدا قائم از قیام محمد . . . ببین که سر به کجا می کشد مقام محمد

به جز فرشته عرش آشیان وحی الهی . . . پرنده پر نتواند زدن به بام محمد

.

.

.

پیام پیک الهی چگونه بشنود آن قوم . . . که پنبه کرده به گوش دل از پیام محمد

به رغم فتنه دجّال کور باطن ما باش . . . که وحش و طیر شود رام با مرام محمد

شهریار میگوید : برخلاف فتنه های دجالان کوردل منتظر باش که در نهایت امر ،  عظمت مرام الهی حضرت محمد (ص) همه دنیا را مطیع خویش خواهد کرد . (غرب وحشی که جای خود دارد. )

متن کامل این شعر زیبا با عنوان قیام محمد :

قیام محمد(ص)

ستون عرش خدا قائم از قیام محمد(ص)

ببین که سر به کجا می کشد مقام محمد(ص)

به جز فرشته عرش آشیان وحی الهی

پرنده پر نتواند زدن به بام محمد(ص)

به کارنامه منشورِ آسمانیِ قرآن

که نقش مُهر نبوت بود به نام محمد(ص)

سوار رفرف معراج در نوشت سماوات

سرود صف به صف قدسیان سلام محمد(ص)

گسیخت هر چه زمان و گریخت هر چه مکان بود

که عرش و فرش به هم دوخت زیر گام محمد(ص)

اذان مسجد او زنگ کاروان قرون بین

خدای را چه نفوذیست در کلام محمد(ص)

خمار صبح قیامت ندارد این میِ نوشین

که جلوه ابدیت بود به جام محمد(ص)

به شاهراه هدایت گشود باب شفاعت

صلای خوان کرم بین و بار عام محمد(ص)

علی که کون و مکانش غلام حلقه به گوشند

مگر نه فخرکنان گفت من غلام محمد(ص)

بلی همان شه مردان و قرن اول اسلام

مگر نه شیر خدا گشته در کُنام محمد(ص)

حریم حرمتش این بس که در شفاعت محشر

بمیرد آتش دوزخ به احترام محمد(ص)

گَرَت هوای بهشت است و حوض کوثر و طوبا

بیا به سایه ممدود مستدام محمد(ص)

سریر عزت عقبا حلال امت او باد

که بود راحت دنیای دون حرام محمد(ص)

اذان صبح عراقش صلای قتل علی بین

نوای زینب کبرا نماز شام محمد(ص)

پیام پیک الهی چگونه بشنود آن قوم

که پنبه کرده به گوش دل از پیام محمد(ص)

به رغم فتنه دجّال کور باطن ما باش

که وحش و طیر شود رام با مرام محمد(ص)

هنوز جلوه نداده است نور خود به تمامی

خدا به جلوه کند نور خود تمام محمد(ص)

قیام قائم آل محمد است و کشیده

به قهر صاعقه شمشیر انتقام محمد(ص)

به ذوالفقار علی دیدی استقامت اسلام

کنون به قامت قائم ببین قوام محمد(ص)

به کام دل نرسد شهریار در دو جهان کس

مگر خدا دو جهان را کند به کام محمد(ص)

خدا رحمتش کند

اللهم صل علی محمد و آل محمد

  نظرات ()
من خمینی را دوست دارم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٦

جیمز وینستون موریس محقق و نویسنده آمریکایی. او دانش آموخته دانشگاه هاروارد و نویسندۀ کتاب‌ها و مقالات متعددی است. جیمز موریس در حال حاضر در بخش الهیات دانشگاه بوستون ماساچوست تدریس می‌کند.

James Winston Morris, professor, theology

به نقل از کیهان ، جیمز موریس، این جامعه شناس آمریکایی می گوید؛ «در قرآن، کتاب مسلمان ها به آیه ای برخوردم که ضرورت رسیدگی به یتیمان را یادآوری می کرد. در این آیه از کسانی تجلیل شده است که با میل و علاقه و فقط برای خشنودی خدا، از یتیمان و اسیران و فقرا دست گیری می کنند - منظور ایشان آیه 8 از سوره مبارکه «انسان» است- یتیم به کسی می گویند که پدر از دست داده است ولی به نظر من، منظور قرآن از یتیم، کسی است که بی پشت وپناه است. باید بگویم امروزه ما مردم غرب از همه یتیم تر هستیم زیرا پشت و پناهی نداریم. رنسانس ما را از خدا جدا کرد. من به مردم ایران غبطه می خورم که با انقلاب 1979- انقلاب اسلامی- از اومانیسم جدا شدند و به خدا روی آوردند. من خمینی را دوست دارم.»

  نظرات ()
لطفا داستان فیلم اهانت به پیامبر را نقل نکنید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٦

برخی جاها ملاحظه میشود که دوستان برای اطلاع از داستان فیلم موهن ابراز علاقه میکنند و شاید هم برخی برای موضع گیری  بهتر یا موارد مشابه مایل به دیدن فیلم باشند و بر همین اساس بعضی سایتها برای بازگو کردن  بخشهایی از داستان  فیلم اقدام میکنند.

در این باره یک تقاضا و چند نکته را مطرح میکنم. تقاضا این است که دوستان اگر نتوانسته اند خود را از تیررس افکار و اراده های  مسموم  تولید کنندگان فیلم دور نگه دارند و  از داستان فیلم موهن اطلاع یافته  و ذهن  خود را به نجاست موضوع و مفهوم فیلم آلوده نموده اند در خواست میشود که از نقل و تفسیر و توضیح و شرح داستان فیلم  خود داری نمایند. زیرا این کار به سه دلیل پسندیده نیست.

1- با نقل داستان فیلم  موهن ، ناخواسته به نشر آن کمک کرده اید و به تهیه کنندگان آن در جهت نشر تبلیغات مسموم کمک کرده اید.

2- با نقل داستان ، به شنوندگان و خوانندگان  خود ظلم نموده  و ذهن آنان را نیز در معرض افکار باطل قرار داده اید

3- با نشر داستان فیلم و باز گو کردن آن  ، قباحت توهین به مقدسات را در جامعه از بین برده اید

 

نکته : یکی از رذائل اخلاقی و جلوات نفس و ظواهر قوه شهوت  "خوض در باطل" است.

مراد از خوض (فرو رفتن) در باطل ، سخن گفتن و حکایت کردن معصیتها و فجور است، مثل حکایت احوال زنان بدکار و مجالس شراب و رفتار اهل فسق و عیاشی و اسراف ثروتمندان و تکبر و گردنکشی پادشاهان و عادات و مراسم زشت و ناپسندشان و احوال مذموم و ناشایست آنان، و امثال اینها، که همه از پستی و پلیدی قوه شهوت است.

و نقل داستان این فیلم موهن نیز یکی از مصادیق خوض در باطل بوده و موجب فساد نفس  گوینده و شنونده و نویسنده و خواننده میگردد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

  نظرات ()
اشتباهات رایج نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٥

گاهی باید اشتباهات فاحش  را گوشزد کرد مخصوصا اگر در سطح ملی باشد. اگرچه ممکن است این اشتباهات در نظر اول زیاد مهم به نظر نیایند اما دانستن و گفتن صحیح همیشه مورد انتظار است.

مورد اول آنکه  ترکیب "کشورهای خارجی" که زیاد هم استفاده میشود یک ترکیب اشتباه یا بهتر بگویم یک ترکیب زاید است چون همه کشورها خارجی هستند  و چیزی بنام  "کشورهای داخلی"  وجود ندارد . بلکه بهتر است گفته شود : سایر کشورها  یا کشورهای دیگر

 

مورد دوم اینکه اکثر مردم تصویر زیر را ، تصویری از کاخ سفید میدانند . اگر شما هم فکر میکنید تصویر زیر مربوط به کاخ سفید است تصورتان واقعیت ندارد.

این عکس مربوط به ساختمان کنگره ملی آمریکاست و تصویر زیر مربوط به کاخ سفید است . اگر چه ساختمانهای کاخ و  کنگره متفاوت است اما ساکنین هر دو ساختمان  در یک چیز مشترک هستند و آن اینکه هر دو عمیقا از کشتن انسان لذت میبرند و با اینکه رنگ ساختمان ها سفید است اما قلب های سیاه در آن سنگر گرفته اند  :

کاخ سفید

مورد سوم ترکیب "آب وهوا " است . یعنی ما بجای اینکه از چگونگی هوای یک مکان بپرسیم از آب و هوای آنجا سوال میکنیم در صورتیکه ممکن است مکان مورد سوال ما اصلا آب نداشته باشد.

  نظرات ()
روش آمریکایی برای سرکوب مخالفان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٥

توماس جفرسون یکی از کسانی است که در پایه گذاری حکومت آمریکا نقش اساسی داشته است و بیشتر مواقع از او بعنوان بنیانگذار آمریکا یاد میشود. او اعلامیه استقلال آمریکا از یوغ  استعمار انگلیس را نوشته است .  در سرتاسر تاریخ تشکیل حکومت آمریکا  که از 236  سال پیش  به این سو بوده است  سیاستهایی را می بینیم که با زرنگی تمام پایه ریزی و نگاشته شده و هدف اصلی آن تعمیق نفوذ سرمایه داران  و جلوگیری از توزیع ثروت و قدرت در جامعه بوده است .  آنها بر این اساس  نظریه پردازی را شروع کرده اند و با هوشمندی زیاد اهداف خود را در قالب این نظریه ها پی میگیرند.

اهداف آنها طوری نیست که بتوان به صراحت آن را در جامعه طرح کرد زیرا عموم مردم هرگز چنان اهداف سودجویانه ای را برعلیه خود قبول نمیکنند . به همین خاطر نظریه پردازان آنها ، همیشه از ادبیات دوگانه برای جاسازی اهداف خود در قالب عبارات عامه پسند استفاده میکنند.  آنها جملات درست را در کنار خواسته های غلط (اهداف اصلی خود) قرار میدهند و طوری  آنها را باهم ترکیب میکنند که مخاطب نتواند به سوء نیت آنها پی ببرد و در نهایت ، با استفاده از وجاهت حرفهای درست ،  اهداف سوء خود را به جامعه می قبولانند.

سخن زیر از توماس جفرسون یکی از همین نمونه هاست . او میخواهد مردم فرصتی برای اعتراض به حاکمان پیدا نکنند و صاحبان ثروت در کمال آرامش به انباشت سرمایه مشغول شوند . این است که شم نظریه پردازی ایشان گل میکند و چنین حکم مینماید : 

یک دَم، دست از تلاش برندارید. این گونه، زمانی برای شکایت کردن پیدا نمی‌کنید. اگر همیشه در حال انجام دادن کاری باشیم، به کامیابی ‌های باور نکردنی می‌رسیم.

او اعتقاد دارد که مردم را آنقدر باید به کار کردن وادار کرد که دیگر رمقی برای انتقاد و اعتراض نداشته باشند و این حرف خود را چنان ماهرانه در لفافه ای از جملات زیبا قرار میدهد که  برای همه خوشایند است . . . واکنون سالهاست که مردم آمریکا از صبح تا شب مثل اسب کار میکنند و فرصتی برای اعتراض و شکایت کردن نمی یابند (همان وضعی که دولتهای فخیمه سازندگی و اصلاحات 16 سال تمام کشور را به آن سو هدایت کرده اند و از کشور ما کپی ناخوانایی از غرب ساخته اند ) و اکنون که بیکار شده اند و شغلشان از دستشان رفته است تازه فهمیده اند که : میتوان به حکومت اعتراض کرد و میتوان وال استریت را اشغال نمود.

  نظرات ()
چرا آمریکا به پیامبر گرامی اسلام توهین میکند؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٥

شهادت دهید  : لا اله الا الله  ،  محمد رسول الله

و برای اینکه نشان دهیدبه شهادت خود واقعا و عملا ایمان دارید فریاد بزنید  :

مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل

در غیر اینصورت به شهادت خود شک کنید .  امروز پیاده کردن شهادتین در عمل مبارزه با آمریکاست .  ایمان کسانیکه امروز حرف از سازش و رابطه ی با آمریکا میزنند تعارفی بیش نیست.

محمد رسول الله  -  مرگ بر آمریکا - Down with USA

آمریکا و اسرائیل با ساختن فیلم توهین آمیز در مورد پیامبر گرامی نشان دادند که در راستای جنگ افروزی گام برمیدارند. آنها میخواهند افکار عمومی را محک بزنند که  مردم مسلمان سراسر جهان تا چه میزان به اعتقادات پایبند بوده و میزان تعصب و وفاداری مردم جهان به اعتقادات اسلامی و مقدسات چقدر است.

آنها میخواهند میزان آسیب پذیری خود را درجهان پس از وقوع یک جنگ محاسبه نمایند . آنها با این توهین میخواهند نهایت خشم  وغیرت دینی مردم  مسلمان را اندازه بگیرند.  این نشان میدهد که آنها اگر از  عکس العمل مردم  نترسند هر روز جنگ تازه ای راه می اندازند و در خونریزی برای کسب ثروت و قدرت هیج معیاری را رعایت نمیکنند.

  نظرات ()
کالبد شکافی مختصر حجاب اختیاری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢۳

عده ای می گویند : حجاب باید اختیاری باشد .  این نوع افراد چهار دسته اند:

1- دسته ی اول (فارغ از مذهبی یا نیمه مذهبی یا غیر مذهبی بودن)دسته ای هستند که به حجاب عقیده ای  ندارند و میگویند ما حجاب را دوست نداریم و با رعایت کردن حجاب به زحمت می افتیم و دوست داریم زنها هم مثل مردها لباس بپوشند و هیچ قصد فسادی هم نداریم و باور داریم که با رعایت نکردن حجاب هیچ فسادی ایجاد نمیشود. خانمی میگوید که : آرزو دارم من هم مثل یک مرد در یک بعد از ظهر تابستان در هوای ملایم و دلچسب عصرگاهی  با یک پیراهن معمولی مردانه یا زنانه  و شلوار جین  بدون اینکه حساسیت کسی را برانگیزم با خیال راحت در  خیابان قدم بزنم . مثل یک انسان آزاد . این نوع افراد به مسئله بی حجابی از دیدگاه مسائل جنسی نگاه نمیکنند و به نظر خودشان از بی حجابی  اراده فساد نمیکنند بلکه آنرا یک مسئله عادی میدانند

2- دسته ی دوم کسانی هستند که بی حجابی را برای  کسب لذت و رواج بی بندوباری جنسی میخواهند .  عده زیادی از اینان  کارشان تجارت انسان است و از راه ترویج فساد کسب درآمد میکنند و عده زیادی هم از بی حجابی زنان به عنوان مکملی برای تبلیغ کالاهای تجاری خود استفاده میکنند.

3- دسته ی سوم افراد مسلمان و مذهبی  هستند که برای حفظ شان و منزلت حجاب معتقد به حجاب اختیاری هستند . اینان دلسوزانه دلیل می آورند که اگر در جامعه ای حجاب اجباری باشد ارزش حجاب کم میشود و  معلوم نمیشود که چه کسی از روی عقیده و چه کسی بالاجبار حجاب را رعایت میکند و افراد فاسد هم با حجاب خواهند بود و بدین ترتیب ارزش حجاب در جامعه پایین می آید و این توهم پدید می آید که افراد با حجاب همه با اجبار و زور حکومت با حجاب شده اند و حجاب آنها ارزشی ندارد و از روی اختیار و اعتقاد نیست و این نوع برداشت ، حجاب  را با آسیب مواجه میکند.

4- دسته ی چهارم افرادی هستند که  ذاتا جزو دسته اول یا دوم هستند  یعنی قطعا با نفس حجاب مخالف اند اما چون در یک جامعه دینی زندگی میکنند و از ترس مخالفتهای شدید افکار عمومی براحتی نمیتوانند نیت اصلی خود را آشکارا بیان کنند ، به همین خاطر به نیرنگ متوسل شده و خود را جزو دسته سوم جا میزنند و از جایگاه یک فرد مذهبی دلسوز با حجاب مخالفت میکنند.

متولیان امور اجرایی باید برای هر کدام از گروههای فوق برنامه های جداگانه ای داشته باشند و باید دقت شود که همه مخالفان را به یک چوب راندن هرگز جواب مطلوب نخواهد داد و همچنین متولیان فرهنگی نیز باید برای گروههای مختلف بسته های فرهنگی مناسبی تدارک ببینند.

بنده در این مقال در حد بضاعت خویش و محدودیتهایی که دارم با عنایت به زمان محدود مختصر اشاره ای به مسئله میکنم .

نکته اول : خواهران محترمی که دوست دارند به عنوان مثال در یک بعد از ظهر تابستانی در هوای مطبوع عصرگاهی فقط با یک پیراهن و شلوار جین مثل مردها  بدون اینکه حساسیت کسی برانگیخته شود در خیابان قدم بزنند و احساس آزادی کنند باید دقت کنند که  این حرف یک اشکال بسیار مهم دارد و آن اینست که اگر انتظار دارند که مردان غریبه با دیدن اندام بدن او  حساسیت بخرج ندهند باید بدانند که معنی این حرف اینست که کلا مردان نسبت به جنس زنان بی تفاوت باشند و این شامل شوهر آنها هم میشود و اگر این امر اتفاق بیافتد آرزوی آنها محقق شود دیگر هیچ مردی به هیچ زنی از جمله زن خویش رغبتی احساس نخواهد کرد .  معلوم است که گوینده ی این حرف به معنی حرف خود دقت لازم را نکرده است و یک حرف سطحی و ساده لوحانه را بر زبان آورده است.  زیرا شرط بقای جامعه بشری علاقه ی جنسی زن ومرد به همدیگر است و اگر این علقه نباشد رغبتی برای تشکیل خانواده نخواهد بود.

بنابراین  حساسیت مردان به اندام زنان (و برعکس) راز بقا و ضامن تداوم نسل بشر است که خداوند در نهاد انسان قرارداده است. پس آنان که انتظار دارند زنان با جلوه گری جنسی خویش در جامعه حاضر شوند و هیچ حساسیتی برانگیخته نشود و هیچ خطری و تعارضی آنها را تهدید نکند این یک تصور اشتباه و دور از فطرت انسان است.

پس این دسته از خواهران باید دقت کنند که اگر چه تمایل به بی حجابی آنها با نیت سوء همراه نیست اما  فضای مورد نظر آنها  منطقی نبوده و قابل ایجاد نیست زیرا با فطرت انسانی سازگار نیست و امکان ایجاد چنین فضایی وجود ندارد  و علت اینکه چنین تمایلی در ذهن آنها ایجاد شده است به عدم آگاهی کافی آنها  از انسان و جوامع انسانی  و همچنین به تاثیر پذیری از تبلیغات مسموم  گروه دوم برمیگردد.

یعنی این طیف از خانمها با نیت سالم خود اما با آگاهی کم در جریان تبلیغات رنگارنگ گروه دوم قرار گرفته و از آنها تاثیر پذیرفته و بدون اینکه از نیات پلید این گروه آگاهی یابند فریفته ظاهر خوش و زرق و برق دروغین و حرفها و برنامه های آنها میشوند.

حال اینکه چگونه میتوان به این گروه از افراد خوش نیت آگاهی بخشید و فهمانید که خواسته ی شما مبنی بر بی حجابی در راستای اهداف پنهان گروههای فاسد است  ، نکات ظریف و بسیار دقیقی داردکه باید مد نظر متولیان امور اجرایی و فرهنگی باشد.

نکته دوم : مقابله با گروه دوم یعنی "تاجرین فساد که خواهان بی حجابی هستند" در جامعه ما آسانترین  مقابله هاست و عموما با قوه ی قهریه انجام میشود . و البته باید شدیدا مراقبت نمود که این روش برای مقابله با گروههای دیگر به کار گرفته نشود.

نکته سوم : گروه سوم یعنی افراد مذهبی که خیال میکنند با اختیاری کردن حجاب مشکلات فرهنگی مربوطه حل شده و ارزش حجاب حفظ میشود باید دقت فرمایند که برداشت آنها از مسئله ناقص بوده و با این روش هیچ مشکلی در حیطه مربوط به حجاب حل نخواهد شدو برعکس مشکلات پیچیده تر و خطرناکتری در این حیطه بوجود آمده و اثرات سوء آن به سایر حیطه ها و حتی کل جامعه سرایت خواهد کرد.

عزیزان دقت فرمایند که شعار "حجاب اختیاری " یک حرف تصادفی نیست که همین جوری به زبان آمده باشد و اینطور هم نیست که این حرف پیشنهاد افراد مذهبی باشد. البته این افراد مذهبی خیال میکنند که این ترکیب (حجاب اختیاری)از فکر خودشان ساخته شده است و گاهی هم آن را به عنوان یک فکر مذهبی و تراوشات ذهن خودشان قلمداد میکنند در حالیکه اینطور نیست . بلکه جریانهای فاسد برنامه ریزی کرده اند که حرف خود را از زبان مذهبی ها بزنند.  آنها با کمال زرنگی اصطلاحات خوش بیانی را اختراع میکنند که در دهان بخوبی بچرخد و دارای پوشش به ظاهر علمی هم باشد  وسپس  افکار پنهان خود را در قالب این اصطلاحات عامه پسند و باکلاس در جامعه شایع میکنند و ذهنها را برای بازتولید آنها آماده می نمایند بطوریکه گوینده سخن  تصور میکند که اولین کسی که این فکر به ذهنش رسیده است خود او بوده است  و به این ترتیب نسبت به آن سخن احساس مالکیت و احساس هواداری پیدا میکند.

"حجاب اختیاری" نیز یکی از همین ترکیباتی است که  مردمان مذهبی  وقتی آن را بیان میکنند فکر میکنند که از فکر مذهبی خودشان تراوش یافته است و  به همین علت آن را باقدرت و قوت در جامعه پراکنده میکنند. در صورتیکه دستهای پلید زیادی سالها کار کرده اند که این سخن از زبان همین آدمهای مذهبی بیرون بیاید و اثر خود را ببخشد.  چه بودجه هایی تصویب میکنند و خرج میکنند که حرفشان را از زبان ما بزنند و برخی جاها متاسفانه موفق هم میشوند.

از یک نگاه دیگر : بیایید از یک زاویه دیگر به این شعار دقیق شویم : "حجاب اختیاری" ! این ترکیب واقعا یک ترکیب خوش دست و خوش زبان و خوش بیان است . به راحتی در دهان میچرخد و در ذهن مورد قبول واقع میشود و ذهن آن را می پذیرد . ذهن ما  قابلیت پذیرش فوق العاده ای نسبت به کلمه اختیار دارد و هر چیزی که با آن مخلوط شود بدون مقاومت وارد ذهن ما خواهد شد .  بشر اختیار را دوست دارد و نسبت به آن عشق می ورزد.  اختیار معادل آزادی است . اختیار در ذات بشر جاسازی شده است . حس اختیار بهترین حس بشر است و هر ترکیبی که با آن ساخته شود یک ترکیب ایده آل بوده و مورد پذیرش ذهن بشری خواهد بود .  کلمه اختیار مثل یک مجوز ورود و یک نشان ویژه است . مخصوصا وقتی با مفاهیم ارزشی ترکیب شود یک مفهوم با ارزش میسازد و "حجاب اختیاری "  یکی از همین ترکیبهاست . این ترکیب ادبی، یک معجزه گر واقعی است .  برای پی بردن به قدرت فوق العاده این ترکیب میتوانید آن را با ترکیب "بی حجابی اختیاری " مقایسه نمایید . آیا میتوانید تصور کنید که اگر از این ترکیب استفاده میشد چه بی اندازه از تاثیر آن کاسته میشد؟ یک ترکیب منفی در مثبت ساخته میشد که با اینکه میتوانست موثر باشد اما مثل ترکیب قبل نمیتواند حس سمپاتی شدید را جلب کند.

خلاصه هرچه که باشد باید توجه نمود که هر حرفی یک ظاهر و یک باطن دارد . از ظاهر زیبای این حرف که بگذریم و به باطن آن توجه نماییم به مطالبی برخورد میکنیم که با ظاهر کلام در تضاد وحشتناکی است.

واضح است که غرض افرادی که از حجاب اختیاری دم میزنند همان  "بی حجابی اختیاری " است . حال فرض کنیم که در یک مقطع زمانی بی حجابی اختیاری محقق شد اما سوال اینجاست که : در آن زمان آیا برای اختیار نمودن حجاب  یا همان اختیار حجاب یا "حجاب اختیاری" هم حقی قائل خواهند شد؟  جواب سوال را میتوانیم از تاریخ جستجو کنیم.

با کمی دقت در تاریخ ملاحظه میکنیم که  قصد آنان که شعار "حجاب اختیاری " را سر میدهند در واقع "بی حجابی اجباری " است .  آنان که با حجاب اجباری  مبارزه میکنند میخواهند حجاب را از بین برده و بی حجابی اجباری را به مردم تحمیل کنند.  تحقق  شعار "حجاب اختیاری"  اولین سنگر تسخیری آنان است و تاریخ نشان داده است که آنان هرگز به این مقدار قانع نخواهند شد و هدف اصلی آنها "بی حجابی اجباری" میباشد.  همانگونه که مفسده کشف حجاب توسط رضاخان فاسد به اجرا گذاشته شد و تاریخ اینگونه نیات پلید آنان را به تصویر کشید.  و برای آنان که واقعه کشف حجاب را از اشتباهات و خود سریهای رضاخان و یک مسئله تاریخی می پندارند باید به وضع فعلی  کشورهای به اصطلاح پیشرفته اعتراف کنند که در کشوری مثل فرانسه و آلمان از ورود دختران محجبه به دانشگاه و مدرسه و اداره جلوگیری میکنند .   پس روشن است که شعار فریبنده  "حجاب اختیاری"  سخن خوش ظاهری است که باطنی خبیث و فاسد دارد و باطن آن چیزی نیست جز "بی حجابی اجباری" و این را تاریخ و وضع امروز دنیا به ما میگوید.

(دختر ترک که با ممنوعیت حجاب در برخی مراکز مواجه است خود را چنین حفظ میکند)

 

فاسدان به این که با وضع بی حجاب در جامعه حاضر شوند قانع نخواهند شد بلکه پس از آنکه خود را به جامعه تحمیل نمودند به پیشروی خود ادامه داده و به حجاب و باحجابان حمله خواهند برد . آنها عمل باحجابها را  در رعایت حجاب توهین به خود تلقی کرده و خواستار بی حجابی دیگران خواهند شد.  آنها به زنان محجبه اعتراض کرده و خواهند گفت :  چرا با حجاب  به جامعه می آیید ؟  آیا فکر میکنید که بی حجابها فاسد هستند ؟  آیا شما ما را فاسد فرض میکنید که مثل ما به خیابان نمی آیید؟  شما به چه حقی این توهین را به ما میکنید ؟  شما به چه حقی حجاب را رعایت میکنید ؟

ملاحظه میکنید که  اختیاری بودن حجاب در امروز ، اجباری بودن بی حجابی در فردا را به دنبال خواهد داشت  شک نکنید.  و بدین ترتیب هیچکس حق باحجاب بودن را نخواهد داشت . آنان با دیکتاتوری محض به اشاعه فساد خواهند پرداخت و حریم خانواده ها و خانه را هم رعایت نخواهند کرد. بی حجابان  به چیزی کمتر از بی حجابی همه مردم قانع نخواهند شد. پس آن عده از مردمان مذهبی که چنان برداشتی از حجاب اختیاری میکنند بدانند که در اشتباه و ساده انگاری محض هستند و با حمایت از چنان فکری  تیشه بر ریشه خود میزنند و با دشمنان دین و خدا همصدا میگردند و به نفع نیات شیطانی گام برمیدارند. و عفت خانواده خویش را به نفع عده ای فاسد مصادره میکنند.

خداوند متعال در سوره مبارکه ممتحنه  می فرماید :

إِن یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاء وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ

أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ ﴿۲﴾

 اگر بر شما دست‏یابند ،  دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشایند و آرزو دارند که کافر شوید

کسانیکه در کشور اسلامی و تحت حاکمیت حکومت جمهوری اسلامی زندگی میکنند  باید حجاب را رعایت کنند . این یک اجبار است ولی این نه به معنی این است که  به زور باید به بهشت بروند ، نخیر بهشت را به هر کس و ناکس نمیدهند ، بلکه به معنی اینست که باید قانون را رعایت کنند و به عرف مسلمانی در جامعه احترام بگذارند. 

. . .

 

  نظرات ()
آیا نمازم قبول شده است؟ امام صادق جواب میدهد. نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢۱

مواقع زیادی برای همه ما  پیش آمده است که از خود پرسیده ایم که آیا نماز من قبول شده است ؟  این سوال برای برخی ها مثل یک تکه ابر سبک از آسمان ذهنشان گذشته و سایه ی کوتاهی افکنده و عبور کرده است و برای برخی ها این سوال همانند دری بسته و قفل زده در مقابلشان قد علم کرده و عبور از آن در فقط با یافتن کلید قفل  در امکان پذیر شده است.

خداوند در کتاب آسمانی خود به لطایف الحیل به این نوع سوالات پاسخ داده است از جمله اینکه قرآن کریم در سوره قیامت میفرماید :

 بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ ﴿۱۴﴾

بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است

یعنی اینکه انسان اگر در اوضاع و احوال درونی خود صادقانه و عالمانه دقت نماید جواب بسیاری از سوالهایش را در مورد خود میتواند دریابد و در این راستا احادیث پیامبر و امامان  معصوم مارا در درک اینگونه مسائل یاری میکنند و با بیان روشن و عالمانه خود ما را در فهم اشارات قرآن یاری میرسانند و در درک مفاهیم قرآن به قلب ما اطمینان میبخشند.

امام صادق (ع) در مورد آگاهی شخص از قبولی نمازش توسط  خداوند میفرماید : هرکه میخواهد بداند که نمازش آیا پذیرفته درگاه الهی شده یا نه، ببیند آیا نمازش او را از گناه بازداشته است یا نه؛ پس به هر مقدار که نمازش مانع گناه گشته همانقدر نمازش مقبول درگاه الهی قرار گرفته است.

 

شهادت ششمین خورشید آسمان امامت ، امام صادق (ع) بر شما تسلیت باد

  نظرات ()
چگونه حب علی را به محک بکشیم؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱٩

باز هم بی مقدمه عرض میکنم در زمان امام علی هم افرادی بودند که گفتند : الحکم الا للله و گفتند که علی شایسته حکومت نیست  و از عدالت خارج شده است و او را تنها گذاشتند و مسلمانان ثروتمندی مثل معاویه  با تکیه بر سوابق مسلمانی و صحابه بودن خود و خویشاوند بودن با پیامبر  فرصت یافتند که مردم را از اطراف امام پراکنده کرده و امام را شهید کنند. جریانی که هنوز هم میتواند در جریان باشد .

الان که پس از هزار و اندی سال همه تاریخ خوانده ایم و میدانیم که معاویه که بوده و بعد از معاویه پسرش یزید چه جنایاتی کرد ، میتوانیم براحتی از امام علی حمایت کنیم و عاشقش باشیم  و بر معاویه لعنت کنیم اما زمان خود امام چه ؟  آیا کسی بود که مکر معاویه را تشخیص دهد  و حوادث و فجایع به قدرت رسیدن معاویه  و فرزند عیاش او را رصد نماید؟ و به معاویه لعنت بفرستد؟

پس زیاد هم به علی علی گفتن خودمان و عده ای که دائم دم از حضرت میزنند و عدالت عدالت میکنند نمیتوان اعتماد کرد.

خوش بود گر محک تجربه آید به میان      تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد

آیا در حال حاضر هم کسی میتواند فجایع به قدرت رسیدن آقازاده ها  را درغیاب ولی فقیه رصد کند؟  آیا آن زمان کسی براحتی میتوانست تفاوت مسلمانی امام را با مسلمانی معاویه  تمییز دهد و با جان و دل در کنار علی باشد ؟  الان چه؟  چه کسی اژدهای خفته بر سر ثروتهای انباشته را میتواند ببیند؟ آیا اژدها ها همیشه خفته میمانند؟

  نظرات ()
ترجمه دیپلماتیک دین چیست ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱٩

بی مقدمه عرض میکنم من عقیده دارم هرگاه درهر مقطع  که سیاستمان را نتوانیم مطابق دیانت پاکمان  مدیریت کنیم باید فورا  از آن  کناره بگیریم و اصلاحش کنیم. مانباید باور کنیم که سیاست  همین دوز و کلکها میباشد . مخالفان فاسد دین با این نوع تعریف از سیاست میخواهند به یکی از دو هدف مطلوبشان برسند :

- یا مومنان را از سیاست دور کنند و خود حاکم بر امورات  مردم  و مومنان باشند 

- یا  دیگران را هم به سیاست فاسد خود آلوده نمایند

که در هردو حالت دیگر مومنی باقی نخواهد ماند.  ما وظیفه داریم به کسانیکه سیاست را از دین جدا میدانند کافر شویم . چون دین یعنی روش زندگی  و روشهای زندگی  را سیاستمداران تعیین میکنند . اگر سیاستمداران دیندار باشند روش زندگی را بر اساس دین  بنا میکنند و اگر بی دین باشند روشهای زندگی را بر اساس  فریب و نیرنگ  میسازند. کسانیکه میگویند دین از سیاست جداست هدفشان اینست که روش زندگی (سیاست) دینی را نابود کنند . دین از سیاست جداست یعنی : دین از "روش زندگی" جداست. یعنی با دین نمیشود زندگی کرد.

اصلا "سیاست " نام دیپلماتیک "دین"  است . 

سیاست چیزی جز انتخاب روشهایی برای زندگی نیست . به عبارت دیگر سیاست یعنی روش زندگی . همانگونه که دین هم همان روش زندگی کردن است. همانطور که در فرهنگ عامه هم بکار رفته است کلمه سیاست به همه ارکان خصوصی و عمومی زندگی اشخاص وارد شده است . بعنوان مثال شایع است که مردم از هم میپرسند که سیاست شما در اداره خانه چیست ؟  سیاست شما در برخورد با فرزندانتان چیه ؟ سیاست شما در اداره در برخورد با همکاران چیست ؟ سیاست خرید شما ؟  سیاست شما در کلاس بعنوان معلم ؟  سیاست کاری شما ؟  بنابراین سیاست در همه امور زندگی ظاهر میشود و روش زندگی انسانها را میسازد پس سیاست یعنی روش زندگی .

از سوی دیگر دین نیز به معنی روش زندگی میباشد زیرا دین هم روشهای زندگی کردن سالم را به ما می آموزد و در همه امور زندگی ما دخالت میکند . دین  به ما میگوید چگونه کار کنید ، چگونه بخورید ، چگونه در خانه و اجتماع رفتار کنید ، چگونه بپوشید ، چگونه در باره جهان هستی خود اندیشه کنید ، با همکارانتان و اطرافیانتان چگونه مدارا نمایید و . . .   پس دین یعنی روش زندگی

به روشنی  میتوان دید که دین و سیاست یک مفهوم مشترک دارند و هردو به معنی شیوه های زندگی هستند. پس کسی که میگوید دین باید از سیاست جدا باشد یک جمله ی بی معنی و غلط و محالی  را گفته است. یعنی گفته است زندگی باید از زندگی جدا باشد و این یک جمله مهمل و بیهوده ایست.

مفهوم پنهان شده در داخل جمله "دین باید از سیاست جدا باشد"  این است که  دین باید از زندگی جدا باشد  یعنی اینکه دینداران حق زندگی ندارند  یعنی اگر میخواهید زندگی کنید حق ندارید دین دار باشید ، حق ندارید دین خود را اظهار کنید ، چون روش زندگی را ما تعیین میکنیم . شما در ذهنتان میتوانید دیندار باشید اما اجازه تحقق بخشیدن به روشهای دینی را ندارید.

آنها نمیتوانند نیات واقعی خود را با بیان واضح بیان کنند و به همین خاطر هم آن را در لفافه ای از عبارات نا واضح و مبهم اما خوش ترکیب و با کلاس و از زبان افراد باسواد و به ظاهر دانشمند به مردم ارائه میکنند . دکترین ، پارادایم ، تئوری ، نظریه . . .  و  در ضمن سعی دارند به مرور زمان ذهنها را نسبت به شنیدن اصل کلام آماده کنند.

یکی از جملات فریبنده ای که آنها میگویند و با تعاریف خودشان هم متعارض است و البته خیلی از افراد باسواد و بی سواد را هم قانع کرده است این است که میگویند :

ما با دین مخالف نیستیم بلکه میگوییم دین یک امر شخصی است .

این یک عبارت بسیار پیچیده است که برای فهم مقصود اصلی گوینده باید در آن دقت بسیار نمود.  این عبارت از دو جمله متناقض تشکیل شده است  که  در ظاهر آنها تناقضی دیده نمیشود . این که میگویند ما با دین مخالف نیستیم نشان میدهد که از بیان مستقیم حرف خود میترسند و میدانند که مخالفت با دین مقبول نخواهد افتاد پس مجبور هستند حرفی بزنند که موافق طبع مردم باشد اما در ادامه جمله ای را می آورند که جمله اول را نه در ظاهر بلکه در باطن نقض میکند . اما چون با گفتن جمله اول حسن نیت مخاطب را به خود جلب کرده اند کسی به جمله دوم آنها شک نمیکند و جمله دوم را هم موافق و در راستای همین جمله اول می پندارند و بدین ترتیب مخالفان دین در سایه جمله اول پنهان شده و با خیال راحت به پیاده سازی جمله دوم مشغول میشوند و هر جا هم که با مخالتی از سوی مردم مواجه میشوند جمله اول را به آنها تحویل میدهند که : ما از اول گفته ایم که با دین مخالف نیستیم.

حال ممکن است این سوال طرح شود که : تناقض عبارت فوق در کجاست؟  باید گفت که این سوال جواب بسیار کوتاه برای حقیقت خواهان  دارد و البته جوابهای مفصل هم برای مغرضان اثری نخواهد بخشید.

جواب اینست که آیا اسلام را بعنوان یک دین قبول دارید ؟  یقینا جواب مثبت است . ولی همه میدانیم که در دین اسلام  نماز جماعت و مسجد یکی از ارکان دین محسوب میشود.  آیا نماز جماعت هم یک امر فردی است ؟  آیا مسجد یک مکان خصوصی است؟  ما در دین اسلام  که دستور صریح قرآن هم هست امر به معروف و نهی از منکر داریم  آیا این هم یک امر فردی است ؟  ما در دین اسلام جهاد داریم آیا جهاد یک امر فردی و خصوصی است ؟  ما در اسلام خمس و زکات و انفاق داریم آیا اینها یک امر فردی هستند ؟  ما در اسلام ویل للمطففین (وای بر کمفروشان)داریم  آیا مسائل بازار و تجارت هم یک امر شخصی است ؟ و . . .

کسی که با اسلام مخالف نیست اما میگوید دین یک امر فردی است میخواهد نماز جماعت و مسجد و امر به معروف و نهی از منکر و خمس و زکات و جهاد و انفاق و کسب حلال را از اسلام حذف کند .

آیا با حذف این ارکان از اسلام ، اسلامی باقی می ماند ؟  شیر بی یال  و دم و اشکم که دید ؟  پس نتیجه میگیریم که اسلام  ابدا یک دین فردی نیست. بنابراین  کسی که میخواهد دین یک امر فردی باشد در باطن برای نابودی اسلام تلاش میکند و هیج معنی دیگری ندارد زیرا دین اسلام دینی اجتماعی است و در خانه نمیتوان او را حبس کرد . اسلامی که در خانه محبوس باشد وجود ندارد.  پس هر کس که بگوید دین یک امر فردی است حتما با اسلام مخالف بوده و خواهان نابودی اسلام است. بنا براین عبارت فوق یک تناقض آشکار و یک جمله مهمل است و فقط ساده لوحان را فریب میدهد و مردم هوشیار و بافراست هرگز به این عبارت متناقض ارزش قائل نخواهند شد.

محل تاسف کجاست؟

جای تاسف بسیار آنجاست که  برخی دینداران هم به جملات آنها ایمان می آورند و فریفته حرفهای خوش ظاهر آنها میشوند و حرفهای آنها را برای نابودی خویش تکرار میکنند و بر علیه خویش شعار میدهند.

والسلام علی من التبع الهدی

  نظرات ()
ملیکا جهانبخش : بوی بهشت از پیکر پدر می آمد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱۸

شهید سرتیپ پاسدار یوسف جهانبخش اصل ،  خلبان نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در مناطق عملیاتی شمالغرب کشور چند روز قبل به دلیل نقص فنی بالگرد در ارتفاعات آذربایجان غربی سقوط و به همراه چهار تن از همرزمان خود به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

شهید سرتیپ پاسدار یوسف جهانبخش اصل

ملیکا دختر 14 ساله این شهید بزرگوار در مصاحبه با هفته نامه امید تبریز گفته است :

وقتی درب تابوت را باز کردند تا او را به خاک بسپارند ، بوی گلهای بهشت را استشمام کردم که تا بحال در هیچ جایی از دنیا آن بو را استشمام نکرده بودم. درسته که کسانی که در مراسم خاکسپاری بودند میگفتند که بدن پدرم سوخته بود و بوی سوختگی می آمد اما آن بو را استشمام کردم  . . .  واقعا میتوانم بگویم که پدرم خصوصیاتی را که شهدا داشتند را دارا بود و حقش بود که شهید شود.

ملیکا جهانبخش

این دختر شهید بزرگوار در ادامه گفته است : مادرم میگفت یک مجله اختصاصی هست که فقط به پاسداران میدهند و می گفت وقتی آن مجله را می خوانم بدنم به لرزه می افتد و وقتی علت را از مادرم پرسیدم گفت که در آن مجله بیشتر از خصوصیات شهدا نوشته اند و میگفت که پدرم همه خصوصیاتی را که در مجله برای شهدا نوشته اند را دارد.

پی نوشت : شجاعت و دلیری این دختر هم نشان میدهد که او هم لایق دختر شهید بودن است .  دختر شهید بودن لیاقتی میخواهد که این دختر نوجوان با این مصاحبه قدرتمند آن را از خود بروز داده است.

خدایا شکر میکنیم که دلاورانی همچون این شهید عزیز  و فرزندانی این چنین لایق برای ما عطا کرده ای

برای شادی روح این شهید عزیز فاتحه ای قرائت فرمایید

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

  نظرات ()
به داد مسجد ، نماز و روحانیت شیعه برسید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱۸

بی مقدمه میگویم ، وقتی مساجد خالی را میبینیم غصه دار میشویم ، وقتی می بینیم درنزد 80% جمعیت بالغ و نابالغ جامعه ما اگر نگوییم از همه ی آخوندها لااقل از 99% آخوندها و روحانیون سلب اعتماد شده است نگران میشویم و احساس خطر میکنیم. همه از خود میپرسند :
چرا از مساجد استقبال شایسته نمیشود؟
چرا جلوی فروش فله ای نماز گرفته نمیشود؟
چرا آخوند را به ماشین نمازخوان تبدیل کرده اند؟
چرا با فروش نماز توسط روحانیون محترم به نماز و اسلام و روحانیت شیعه اهانت میشود؟ . . .


آیا اینکه با نیت توجیه این رفتار ناشایست ، به تعابیر و تفاسیر رنگارنگ روی بیاوریم و با بیان دلایل سخیفی مثل حق ایاب و ذهاب و امثال آن سعی در توجیه شرعی آن بنماییم مردم را کفایت میکند ؟ ودلسردی آنها را درمان مینماید؟  و سستی اعتقاد آنان را به قوت ایمان تبدیل میکند؟

مساجد ما چوب روحانیت را میخورند ، دانش آموز را "علم و ادب معلم" به مدرسه میکشاند و مردم را "ایمان و تقوی پیشنماز" به مسجد و نماز جماعت علاقه مند میکند. علت جمعیت انگشت شمار نمازهای جماعت را در سودجویی پیشنماز باید جست . اگر مارتین لوتر بر علیه کلیسا قیام کرد و مسیحیت را دو شقه نمود بارزترین علت آن و لااقل یکی از مهمترین علتهای آن این بود که کشیشان در ازای بخشش گناهان مردم پول میگرفتند و در واقع بهشت را به حراج گذاشته بودند
خطرات درونی زیادی جامعه ما را تحدید میکند که یکی از مهمترین آنها رویگردانی شایع مردم از روحانیت و عدم اعتماد به ایشان است که دراثر بروز رفتارهای مشابهی که نشان از سودجویی از اعتقادات مردم است  اتفاق افتاده است(لطفا به راهپیمایی های عظیم سیاسی و مراسم پرشوری که با حضور روحانیون برگزار میشود جهت نقض عرض بنده استناد نکنید)
آسیبها و مثالها متعدد است اما چون امید به توجه و  اصلاح این رفتارها در حال ازبین رفتن است انگیزه ای برای بسط بیش از این نیست . این مورد نمونه ای از خروار است که در صورت نیاز و ترتیب اثر  قابل ذکر است .
این رفتارها و سیاستهای غلط که عمدتا مربوط به روحانیت است ایمان مردم را ذره ذره می فرساید و مردم را از روحانیت جدا میکند . ایمان شیعه بدون پشتوانه نهاد روحانیت از عمق کافی برخوردار نخواهد بود و بنابر این پرداختن به اینگونه مسائل نباید مثل مسائل حاشیه ای و کم اهمیت باشد.
آیا اینکه در یک محله پرجمعیت و یک مسجد آباد و بزرگ ، نماز مغرب و عشا با 10 نفر برگزار میشود جای نگرانی نیست ؟ آیا خلوت بودن صفهای نماز جماعت به عملکرد روحانیت هیچ ربطی ندارد؟  چرا کسی به فکر آفت زدایی از این نهاد ارزشمند نیست ؟ اگر کسانی هم هستند که به این فکر هستند و کارهایی میکنند بنده حقیر عرض میکنم که کار آنها هیچ ارزشی ندارد چون نمودی در جامعه ندارد و این کارها هیچ کس را با مسجد آشتی نداده و نمیدهد.
اگر در یک اداره ای که 100 نفر کارمند مسلمان و متعهد دارد نماز جماعت با سه نفر منعقد شود نباید ما را کنجکاو کند ؟ اگر این واقعه برای پیشنمازی که هر روز این وضعیت را میبیند و فقط به فکر دریافتی آخر برج است هیچ مفهومی ندارد برخلاف او من این را مثل یک فاجعه در قلبم احساس میکنم و به مرگ تدریجی ایمان دوستان و همکاران و هموطنانم عزا میگیرم و ساعتها پس از دیدن این وضع حالم دگرگون باقی میماند. آیا این فاجعه هیچ پیامی برای ما ندارد؟

چرا کاری نمیشود ؟ چرا کسی دل نمیسوزاند ؟ چرا متولیان امر ،  نماز را از سبد تجارت روحانیون محترم خارج نمیکنند ؟ بایک دست پول نماز را میگیریم و با دست دیگر ایمان و عقیده ی مردم را با اهانت و تحقیر به صورتشان میکوبیم و اعتقاد و اعتمادشان را لگد مال میکنیم و بعد با خونسردی تمام سمینار نماز برگزار میکنیم و با تمانینه و آرامش بیانیه میدهیم و برای بزرگداشت مساجد دهه اختصاص میدهیم  و انتظار داریم مردم این تحقیر را نفهمند و  امیدواریم سیاستهای ما در تبلیغ نماز جواب دهد و صفوف نماز فشرده تر گردد.  چندین سال است که اجلاسیه نماز برگزار میشود و هیچ تاثیری در آمار شرکت کنندگان در نمازهای جماعت ندارد. آیا در مدت این چندین سال کسی تاثیر اینگونه اجلاسیه ها را در اقامه نماز در مساجد اندازه گیری کرده است؟ ما که در متن مردم هستیم می بینیم که در این مدت حتی یک نفر هم به جمع صفوف ما در نمازهای جماعت نپیوسته است . بنابر این آیا وقت آن نرسیده است که تعارفات را به کناری نهیم و پا از سالنهای کنفرانسها و اجلاسیه ها بیرون گذاشته و برای آفت زدایی از رفتار روحانیت گامهای عملی برداریم ؟

شما را به خدا به داد مسجد و نماز و روحانیت شیعه برسید.

 

  نظرات ()
دلخسته نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱٤

بی تو ای صاحب زمان

بی قرارم هر زمان

از غم هجر تو من دلخسته ام

همچو مرغی بال و پر بشکسته ام

.

.

.

یابن الحسن آقا بیا

  نظرات ()
سکوت هم شاید . . . نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱٢

خدایا ! خواستم بگویم :  هیچ نمیدانم !

دیدم این را ابوعلی سینا با آن همه دانش سرشارش گفته است

مانده ام چه بگویم که در حد نادانی ام باشد؟

آیا سکوت  شایسته من خواهد بود ؟

آیا شایستگی سکوت را خواهم داشت ؟

کمتر از "نمیدانم" چیست تا بگویم ؟

می اندیشم که تکرار "نمیدانم"  از خودش کمتر است 

آری  ، هرچیزی با تکرار زیاد میشود ولی

تنها چیزی که تکرارش از خودش کمتر میشود همین "نمیدانم" است

 " نمیدانم! نمیدانم! "

و این پست ترین  ترکیب ادبی دنیاست

آنکس که نداند که نداد  ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند

خدایا از "نمیدانم نمیدانم" به لطف خود یکی کم کن

مرا کافیست یارب  این کمیت !

  نظرات ()
پایان اجلاس شانزدهم غیر متعهدها آغازی برای . . . نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱۱

برگزاری شانزدهمین اجلاس  غیرمتعهدها در تهران و تقدیم ریاست بزرگترین اجلاس جهانی بعد از سازمان ملل  به جمهوری اسلامی ایران یک اتفاق نادر و بسیار با ارزش برای مردم ما و همه ملتهای جهان است .  اظهار نظر در باره جنبه های مختلف این اجلاس و تاثیرات وسیع جهانی آن وظیفه ایست که بر عهده کارشناسان مسائل بین المللی است.

به نظر من یک نکته بسیار مهم وجود دارد که میتواند آثار بسیار با برکتی را در داخل کشور و خارج برجای بگذارد. وآن این است که این رویداد مهم میتواند به همگرایی در بین گروههای سیاسی داخل کشور بیانجامد . مدت زمان زیادی بود که این اتفاق نیافتاده بود که تیتر اول همه روزنامه های مهم کشور به یک موضوع  و با یک جهت بندی همسو  و خود جوش اختصاص یابد . که خوشبختانه این اتفاق خوب را در جریان برگزاری این اجلاس مشاهده کردیم و دیدیم که همه جریانها در عین اختلاف نظرها یی که وجود دارد در این مورد مهم ، همسو با نظریات با ارزش رهبری عزیز انقلاب موضع گرفته و  اظهار نظر نمودند و صحنه نمایشی زیبایی از همدلی  وحرکت در خط ولایت را به نمایش گذاشتند.

امیدواریم پایان اجلاس شانزدهم غیر متعهدها آغازی دوباره برای تحکیم همدلی و تقریب  مسیر گروههای سیاسی باشد و به یقین این دستاوردی است که در نتیجه ریاست  قدرتمند و مدیریت هوشمند ایران  بر اجلاس دور از دسترس نخواهد بود و میتوان گفت که  عهده داری ریاست غیر متعهدها  علاوه بر اینکه اهداف بین المللی فوق العاده باارزشی را دنبال میکند درعین حال یک بازی خارج خانه به نفع انسجام داخلی خواهد بود. انشاءالله

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
شناخت مورچه ای نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱۱

مورچه ای در داخل یکدستگاه  کامپیوتر متولد شده بود و در ساعات اولیه زندگی خود پدر و مادرش را از دست داده وبه تنهایی در آنجا زندگی میکرد . مادرش قبل از مرگ به او گفته بود که این خانه را انسان ساخته است. مورچه کوچولو هیچ انسانی ندیده بود ولی انسان را دوست داشت چون انسان خانه ای برای او ساخته بود.  او علاقه زیادی برای دیدن انسان داشت و جستجوی زیادی هم به دنبال یافتن انسان کرده بود اما تلاش او برای دیدن انسان به جایی نرسیده بود. تصمیم گرفته بود که از روی نشانه های انسان شناخت بیشتر و بهتری از انسان بدست بیاورد .  او به دستگاهها و سیم کشی هایی که بطور منظم کنار هم چیده شده بودند نگاه میکرد و نتیجه میگرفت که انسان یک موجود منظمی است و به او علاقه مند میشد و سعی میکرد انسان را برای خود مجسم نماید.  او حتی گاهی فکر میکرد که عاشق انسان شده است .  او در میان تخته مدارها و قطعات الکترونیکی و " آی سی یو " ها  و ترانزیستورها و خازنها و لحیمها  راه میرفت و به انسان فکر میکرد. او در ذهن کوچک خود شکلی از انسان را متصور میشد و به آن موجود ذهنی خود ، "که فکر میکرد انسان است"  عشق می ورزید. موجودی که او مجسم میکرد موجودی بود به شکل یک مورچه که اندام آن ترکیبی از قطعات کامپیوتر مثل سیم و ترانزیستور و خازن و "آی سی یو "بود.

  نظرات ()
آیا جنبش عدم تعهد درحال حاضر موضوعیت خود را از دست داده است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٩

نوشتن این مطلب برای من همراه با یک تاسف عمیق است و با اینکه اظهار این تاسف از میزان رسمیت و تحلیلی بودن مطلب میکاهد اما در این لحظه برای من گریزی از اظهار این تاسف عمیق نیست .  تاسف برای کسی که خود را استاد دانشگاه میداند و برای دانشجویان این ممکلت درس سیاست که نه بلکه درس خیانت میدهد. تاسف برای کسیکه از پول بیت المال  این مردم تغذیه میکند و دلش برای دشمنان همین مردم میطپد و برای خوشایند بدخواهان کشور سر تکان میدهد و کوچکترین موفقیتی را برای مردمش آرزو نمیکند . او حتی سعی میکند موفقیت بزرگ مردمش را به نفع دشمنان ملت حقیر جلوه دهد . کاش کلمه ی مناسب و محترمانه ای یافت میشد که نثارش کنیم. از مسئولین دانشگاهها باید پرسید که آیا واقعا آدم باسوادی پیدا نمیشود برای دانشجویان ما تدریس کند که این خائنین بی سواد را به کلاسهای دانشجویان ما راه میدهید؟ قحط الرجال شده است واقعا که ما نمیدانیم ؟؟!!  

 

آقایی بنام  دکتر زیبا کلام  استاد دانشگاه  در ارتباط با  برگزاری جنبش عدم تعهد مصاحبه ای کرده و طی آن برگزاری اجلاس عدم تعهد در ایران را بی ارزش  خوانده و فراتر از آن خود جنبش را هم چیزی غیر لازم و اضافی قلمداد کرده است و حرفهایی زده است  خنده دار و قابل استهزا   که  نمره صفر هم برای این استاد زیاد است. اگر چه ما اهل استهزا و تمسخر نیستیم اما  باید اعتراف کنم که در مقابل کسیکه عزم خیانت به ملت خود را با افتخار بیان میکند و مصاحبه هم میکند ، رعایت ادب کاری بس دشوار است .

ایشان در مصاحبه خود گفته است :

فکر می کنم که «جنبش غیرمتعهدها» یا اساسا پدیده ای به نام «غیرمتعهدها»، موضوعیت خود را از دست داده است. این جنبش در دوران و شرایطی شکل گرفت که جهان مبتنی بر یک نظام دو قطبی بود و کشورها باید وابستگی خود را یا با جهان «غرب» و در راس آن ایالات متحده آمریکا و متحدانش یا با جهان «شرق» تحت رهبری شوروی و همراهانش اعلام می کردند. اما پس از فروپاشی نظام دوقطبی که نزدیک به دو دهه از آن دوران می گذرد این جنبش عملادیگر کارکرد سابق خود را از دست داده است.

در مقابل این تحلیل !! استادانه !!   به یک مثال کودکانه باید اکتفا کرد و گفت که استاد عزیز  : 

فرض کن  یک خرس و یک گرگ  برای خوردن بچه شما با هم رقابت میکنند و بچه شما در وسط آن دو مانده و  یکی از این  و یکی از آن میخورد و زخمی میشود . درهمین حال عده ای برای نجات بچه شما به کمک شما می آیند و شروع به مبارزه با آن دو  حیوان وحشی میکنند و موفق میشوند خرس را نابود کنند .  به نظر شما آیا باید مبارزه را رها کنند و بچه شما را با گرگ تنها بگذارند و پی کار خود روند ؟  اگر این کار را بکنند که مبارزه ی آنها  کمک به گرگ بوده است نه بچه ی شما .  زیرا گرگ بدون رقیب مانده و بچه ی شما یک لقمه چرب و نرم برای او خواهد بود.

 

عقل حکم میکند که آنها مبارزه را ادامه دهند و گرگ را هم از میان بردارند تا کارشان کامل شده و نتیجه مطلوب دهد والا نتیجه عکس حاصل خواهد داد.  اگر قرار باشد نیمه کاره رها کنند بهتر بود اصلا به کمک نمی آمدند زیرا اگر نمی آمدند لااقل امید آن میرفت که  گرگ و خرس همدیگر را بکشند یا ناکار کنند و بچه سالم بماند ولی اینها با این کار ناقص خود اندک شانس زندگی را هم از بچه گرفته اند .

بنابراین  با از بین رفتن شوروی سابق  ، نه تنها موضوعیت جنبش عدم تعهد از بین نرفته است بلکه وظیفه جنبش بیشتر هم شده است و مبارزه باید با سرعت و قدرت بیشتری ادامه یابد و گرنه جهان و انسانیت عنقریب تباه میشود.

به این استاد باید گفت : حال که عقل چنین حکم میکند پس به نظر می آید دلیل بیانات غلط شما دو علت میتواند داشته باشد:

1- قوه تحلیل شما ضعیف است و در حد استادی نیست

2- شما بچه همان گرگ هستید و نمیخواهید گرگ از بین برود و در کشته شدن آن بچه نفعی هم برای شما وجود دارد.

اصل مصاحبه ی این استاد اعظم علوم سیاسی اینجاست

 

  نظرات ()
روشنی چشم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۸

محبوب دل ما  امام کاظم (علیه السلام) میفرماید :

ثَلاثَةٌ یَجلِینَ البَصَرَ:

        النَّظَرُ إلَی الخُضرَةِ،

        والنَّظَرُ إلَی الماءِ الجارِی،

        والنَّظَرُ إلَی الوَجهِ الحَسَنِ.

 

سه چیز سبب روشنی چشم می‌گردد:

             نگاه کردن به سبزه‌زار،

             نگاه کردن به آب روان

             نگاه کردن به روی زیبا.

بحارالأنوار، ج 59، ص 144

 
  نظرات ()
درد و درمان در سخن عالمان بی عمل نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٧

رسول خدا فرمود: در شب اسراء قومى را دیدم که لب هایشان با قیچى هاى آتشین قیچى مى شود و به دور ریخته مى شود. گفتم : اى جبرییل ! اینان چه کسانى اند؟ گفت : خطباى امت تواند که مردم را به نیکى امر مى کنند و خودشان را فراموش مى کنند.

سخن عالمان بی عمل برای خودشان جز عذاب دردناک نتیجه ای نخواهد داشت. اما برای شنونده میتواند مفید و سازنده باشد چرا که امام علی فرمود : انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال  یعنی «به آنچه گفته شده است بنگر، نه به کسی که آن را گفته است».

اگر چه سخن عالم بی عمل ، برای خود گوینده ، درد بی درمان بوده و زمینه ساز عذابی دردناک برای ایشان است و مطابق با فرمایش رسول خدا ، ایشان گرفتار عذاب الهی خواهند شد اما همین سخن ، میتواند برای شنونده  درمان درد  و منشاء اثرات نیک باشد

پس دو نتیجه حاصل این گفتار است :

نتیجه 1- آقایان واعظین و خطبا دقت کنند که  منبر و خطابه ی آنها  یکی از دونتیجه را برایشان خواهد داشت . اگر عامل به گفته خویش باشند پاداش عملشان مضاعف خواهد شد چون هم عمل کرده اند و هم دیگران را به آن تشویق و ترغیب نموده اند . پس هم پاداش عمل و هم پاداش تبلیغ دریافت میکنند . اما اگر عامل به گفته های خویش نباشند باید بدانند که با هر عبارتی که میگویند آتش و عذاب جهنم را برای خود مهیا میکنند. حالت خنثی و حد وسطی هم برایشان وجود ندارد ، هیچ منبر و خطابه ای بی خاصیت نیست .

این طور نیست که خیال شود چون حرفهای خوبی میزنیم پس حتما ثواب دارد و اگر ثواب هم نداشته باشد لا اقل عذاب ندارد بلکه از حدیث فوق چنین برمی آید که واعظان و خطیبان دینی که حرف خدا و پیامبر و امام را  برای مردم نشر و بیان میکنند ممکن است در اثر همین خطابه و سخنان صحیح و ثواب خود به عذاب الهی گرفتار شوند.  و ابزار سنجش آن هم عمل است ، عمل !

نتیجه 2- پای منبری ها و مخاطبان سخنان عالمان  دقت فرمایند که عدم عمل عالم به سخنان خود دلیل بر بی ارزشی سخن نیست و این امر مجوزی برای اعراض از سخنان عالم  یا واعظ نمی باشد و عنایت فرمایند که زهر عمل واعظ متوجه خودش و شهد سخنش نصیب شما میشود.

یادم می آید از یکی از وعاظ نقل شده بود که گفته بود : ای بسا من از بالای منبر به جهنم و شما از پای منبر به بهشت بروید.

  نظرات ()
عقل و غضب از منظرامام صادق (ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٧

حبیب قلوب الصادقین ، امام صادق (علیه‌ السلام) میفرماید:

مَنْ لَمْ یَمْلِکْ غَضَبَهُ لَمْ یَملِکْ عَقْلَهُ.

هر آنکه بر غضب خود چیره نشود، بر عقل خود اختیاری ندارد.

He who does not have his anger under his control does not have his wisdom under his control, either.
 
کافی، ج 2، ص 303
  نظرات ()
البته ماهواره فوایدی هم دارد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٦

مدتی است که ماهواره به یکی از ابزارهای بحث برانگیز جامعه تبدیل شده است. سوال این است که آیا ماهواره داشتن خوب است یا بد؟ هرکس هم برای خود یک دلیل قانع کننده برای این موضوع دارد. برخی هم موضوع را اصلا قابل طرح نمیدانند و اعتقاد دارند که ماهواره هم مثل رادیو و تلویزیون و اینترنت یک وسیله ارتباط جمعی است و نیازی به این همه بحث و جدل ندارد ولی چه خوشایند ما باشد یا نباشد در هر حال بحث ماهواره یکی از بحثهای مهم جامعه است که در این نوشته نگاه کوتاهی به این موضوع میکنیم.

ماهواره.

 

ماهواره

ممکن است کسی که ماهواره دارد بگوبد : من ماهواره را برای اخبار و برنامه های علمی و مستندهای فوق العاده زیبایش گرفته ام . (البته همه ی کسانی که ماهواره دارند بدون استثناء همین را میگویند) میگویند :  هر چیزی خوب و بد دارد و هر وسیله ای میتواند هم مفید وهم خطر آفرین باشد. میگویند آیا این عاقلانه است که مثلا بخاطر خطراتی که چاقو  دارد ، خود را از استفاده ی از آن محروم کنیم؟  اگر کسی با چاقو آدم میکشد دلیل این نیست که فکر کنیم هر کس چاقو دارد حتما برای کشتن آدمها آن را خریده است . . .  ماهواره هم همینطور است یعنی هرکس که ماهواره دارد نباید متهمش کنیم که بخاطر دیدن برنامه های غیر اخلاقی ماهواره آن را خریده است. بلکه ماهواره یک ابزار است  و به خودی خود نه خوب است نه بد بلکه نحوه ی  استفاده از آن مهم است.

البته حرف خوبیست که زده میشود و منطق عقلانی دارد. اما یک ایراد اساسی دارد و آن اینست ماهواره وسیله ای است که فقط با عقل ما سر وکار ندارد بلکه به احساسات و عواطف و نفسانیات ما هم میپردازد و ما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که  متاسفانه در برخی از جاها قدرت نفوذ نفسانیات بر قدرت عقل غلبه میکند و علی رغم میل باطنی انسان ، انسان را به مسیری که برخلاف عقل است به انحراف میکشاند و متاسفانه ماهواره وسیله ای است که به قدرت گیری نفسانیات در برابر عقل کمک میکند و  در جنگی که میان عقل و شهوت بصورت دائمی در جریان است متاسفانه ماهواره به کمک شهوت میشتابد و عقل در این مبارزه ی بی امان در میدان نبرد تنها میماند و تضعیف میشود.

بعبارت بهتر انتخاب ماهواره میتواند براساس منطق عقلی صورت بگیرد ولی پس از اینکه انتخاب انجام گردید ، ستاره عقل کم فروغ میشود و از این مرحله به بعد از قدرت تاثیر گذاری عقل کاسته شده و در اکثر موارد ، بهره برداری موثر از ماهواره ، دیگر از اختیار عقل خارج میشود زیرا شما عقل را به یک میدان مبارزه ی ناعادلانه وارد کرده اید که در آن میدان ، لشکر دشمن عقل  انبوه  است و عقل یک تنه باید در این میدان به مبارزه با انبوه دشمنانش بپردازد. یعنی شما با تکیه بر قدرت عقل به مبارزه با عقل برخواسته اید و با دست خودتان جبهه ی ضد عقل را تجهیز کرده اید.

دلیل این نوع نگاه و استدلال ما نه از روی پیشداوری بلکه از روی تحقیقات میدانی است. زیرا کسانیکه قبل از تهیه ماهواره هدفشان را استفاده از برنامه های خبری بیطرف و برنامه های علمی و فیلمهای مستند عنوان میکنند ، پس از استفاده از ماهواره وقتی از برنامه های آن تعریف میکنند نود درصد از فیلمها و سریالهای جذاب صحبت میکنند و تنها ده درصد از صحبتهای ایشان به برنامه های خبری و مستند اختصاص دارد. و البته از برنامه های خبری بیطرف هم خبری نیست ولی چون با اخبار داخلی متناقض است حس بی طرفی کاذب به مخاطب داخلی دست میدهد.

البته مطلبی که عنوان شد حرف تازه ای نیست و تقریبا همه میتوانند به این استنتاج برسند ولی در مجادله ی عقل و نفسانیتشان خود را می بازند زیرا کشاکش عقل و شهوت همیشه نتیجه شفافی ندارد بلکه ممکن است سه حالت اتفاق بیافتد.

حالت اول : عقل پیروز میشود

حالت دوم : شهوت غالب میشود

حالت سوم : شهوت ، جامه عقلانی میپوشد و بعنوان عقل به پیروزی میرسد

 

در اینجا یعنی در بحث ماهواره حالت سوم رخ میدهد .  یعنی با اینکه انسان میداند که ضررهای ماهواره  قابل انکار نیست و کسانیکه ماهواره دارند علی رغم اینکه در ظاهر نیکویی های ماهواره را برمیشمارند اما در باطن حتما گرفتار بدیهایش میشوند اما به خود میگوید: "صدایش را در نیار تو به باطن مردم چکار داری؟ " و در این مواقع نفس انسان  آهسته ندا میدهد که زیاد به علتش گیر نده ، کافیست فقط  به خودت اطمینان بدهی که من هم مثل بقیه مردم برای اخبار و برنامه های علمی و مستندهای زیبایش  ماهواره خواهم خرید و البته بعدها هم شاید  فیلمها و سریالهای خوبش را بصورت گزینشی نگاه کردم  و این هیچ اشکالی ندارد و بسیار هم عادی است . در پایان این مباحثه درونی ، یک جمله قانع کننده از سوی نفس زده میشود که کار را تمام میکند و این یک جمله باعث میشود که خیال انسان از سرزنشهای احتمالی جامعه نیز راحت بشود و آن جمله این است که شخص به خود میگوید: "همه ی مردم این را میدانند که ما همه برای برنامه های علمی و اخبار ، ماهواره میخریم ". وبه این صورت است که شهوات ، لباس عقل میپوشند و برای توجیه درون و برون انسان ، منطق عقلانی درست میکنند و اینگونه میشود که شهوت پیروز میشود در حالیکه انسان خیال میکند که عقلش پیروز شده است .

درثانی به نظر من مقایسه ماهواره و چاقو مقایسه ی بجایی نیست . بلکه بهتر است ماهواره را به یک شیشه پر از "زهر مار" و "سم عقرب" تشبیه کنیم که هم فایده و هم ضرر دارد. اما فایده آن را فقط متخصصین داروسازی میتوانند بدست بیاورند و برای عموم مردم  فقط مضرات آن موثر است. به نظر بنده ماهواره هم ، مثل شیشه ی پراز سم فایده هایی هم دارد ولی آن فایده ها در داخل خانه ها قابل استخراج نیست و ماهواره در داخل خانه های ما فقط یک سم مهلک است که هیچ فایده ای ندارد و ماده ای خطرناک و کشنده است.

خریدن ماهواره و نصب آن در منزل به منظور استفاده از فایده هایش مثل اینست که برای برداشتن یک عدد شکلات کوچک وارد یک مرداب و لجن زار بزرگ شویم که تحقیقا هیچ عقل سلیمی این خطر را قبول نمیکند و فقط بچه های شکمو که طمعشان عقلشان را ضعیف کرده است اقدام به این کار میکنند.

  نظرات ()
بهترین جمله امام خمینی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٤

به نظر من بهترین جمله امام خمینی جمله ای است که کمتر منتشر شده و  من در اینترنت  هم اثری از آن نیافتم و شاید به همین خاطر مظلوم ترین سخن امام هم باشد و آن اینست که ایشان در یک عبارت کوتاه و ساده فرمود: 

اگر اسلام را نمیخواهید گم شوید !

سخنی قاطع ، صادقانه ، تمام کننده ، روشن ، محکم ، دلسوزانه و مدبرانه . این حرف ، حرف همه ملت ایران برای گروهها و حزبها و جریانات سیاسی است.  مخاطب این حرف همه کسانی هستند که در داخل کشور فعالیت سیاسی ضد اسلامی میکنند .  امام خمینی با هیچ کس تعارف نداشت ، حرفش را مستقیم و با بیانی ساده و گویا بیان میکرد. هیچ کس نمیتواند از این حرف امام تعبیر دو پهلو بکند .  آنان که داعیه پیروی از خط امام را دارند اگر بتوانند همین سخن امام را با صدای بلند تکرار کنند آنگاه میتوان گفت که در ادعای خود راستگو هستند و در غیر اینصورت ادعای آنها پوچ است.  کسانیکه با طرح گفتگوی تمدنها و امثال آن حرف از سازگاری دین با مدرنیته میزنند نیز مخاطب قطعی همین جمله امام هستند. از این سخن هیچ بوی تساهل و تسامح به مشام نمیرسد و گوینده این سخن طمع در رای بی طرفان و فرصت طلبان نکرده است.

حقیقت این است که ملت ایران برای اسلام قیام کرده است و به چیز دیگری کمتر از آن  قانع نخواهد شد و موجود ناقص الخلقه ای بنام جامعه مدنی و مدرنیته و لیبرالیسم و امثال آن نمیتواند ملت ما و هیج ملتی را به سر منزل مقصود برساند همینطور که در غرب سرخورده نتوانسته است . ما ایمان داریم که همه ی مدنیت  و همه جامعیت  در داخل اسلام است و خارج از اسلام چیزی جز نقصان و نامرادی و سرخوردگی و فریب نیست.

  نظرات ()
چه کسی اولین بار وعده آب و برق مجانی داد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢

برداشت آزاد از وبلاگ معبر سایبری   :

سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!

اسناد نشان میدهد که این وعده اولین بار توسط دولت مهندس بازرگان اعلام شده است  و امام در سخنرانی 12 بهمن این مطلب را بیان نکرده اند.

 

خبر فوق مربوط به 8  ماه اسفند 57  میباشد و امام 4 روز بعد از آن در روزشنبه  12  ماه اسفند 1357  در سخنانی فرمودند :

علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.»این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷.

نکته مهمتر اینکه علی‌رغم چاپ اصل سخنان دوازدهم بهمن امام در مطبوعات آن روز، هنوز هم عده‌ای اصرار دارند که امام در بدو ورود به ایران، وعده‌ی آب و برق مجانی را
داده است!

 

اصل مطلب در اینجاست.

  نظرات ()
چرا از مساجد استقبال شایسته نمیشود؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱

در مثل مناقشه نیست : یک نفر معمار چند نفر کارگر را دور خودش جمع کرد و گفت یک کار خداپسندانه ای هست که اگر مایل باشید میتوانید در آن شرکت کنید و بعد در مورد محسنات آن کار و اجر و پاداش آن کلی هم سخن گفت  و گفت که با هر آجری که روی آجر میگذارید هزار حسنه به حساب شما نوشته میشود و گناهان شما بخشیده میشود و . . .

کارگران با اشتیاق به حرفهایش گوش دادند و علاقه مندانه با معمار همراه شدند و جند روز داوطلبانه و بدون دریافت حق الزحمه مشغول کار شدند . بعد از چند روز کارگران بطور اتفاقی متوجه شدند که  خود معمار در قبال کارش حقوق دریافت میکند.

کارگران احساس خیلی بدی نسبت به معمار پیدا کردند و از معمار دور شدند و به او ناسزا گفتند و او را شیاد و فریبکار خواندند.  آنها  حتی از کار خیر و نیکوکاری هم بدشان آمد چون معمار با دستاویز قرار دادن کار نیک ، آنها را فریب داده بود و حس نیکوکاری آنها باعث شده بود که آنها فریب بخورند.  بسیاری از کارگران باور کردند که :

دعوت کنندگان به نیکی فریبکارند و نیکوکاران هم افرادی ساده لوح و فریب خورده هستند.

تعداد افراد کمی میدانستند که  آن معمار از موقعیت خود سوء استفاده کرده است.

. . .

لطفا به جملات زیر دقت کنید :

روحانیون مردم را به نماز دعوت میکنند.

روحانیون مردم را به مسجد دعوت میکنند.

 روحانیون برای نماز خواندن  پول می گیرند.

اگر به روحانی پول ندهی برای نماز خواندن به مسجد نمی آید.

روحانیون فقط برای پیش نماز شدن به مسجد می آیند.

آنها یاد گرفته اند بگویند که پول را برای حق ایاب و ذهاب میگیریم. آیا مردم هم برای آمدن به مسجد حق ایاب و ذهاب میگیرند؟  اگر مردم از جاهای دیگر درآمد دارند آیا شغل روحانی نماز خواندن است ؟  آیا نماز کالای تجارت روحانیون است؟  چرا به شریعت توهین میکنید ؟  چرا با نماز ، نماز را نابود میکنید ؟

پیامبر برای اینکه مردم نماز بخوانند جان و مالش را فدا کرد و روحانیون لباس پیامبر میپوشند و مال مردم را میگیرند تا نماز بخوانند.

آیا شما میتوانید پشت سر این پیش نماز به نماز بایستید و نماز با اخلاص بخوانید؟

آیا با این وضع انتظار دارید مساجد از انسانهای مخلص و با ایمان پر شود؟

آیا انتظار دارید روحانیون مورد احترام مردم مومن واقع شوند؟

برخی از این آقایان که در ادارات نماز میخوانند ، اکثرا با یک یا دونفر نماز میخوانند و بعضی وقتها هم تنهایی نماز میخوانند و آخر ماه هم حقوق از اداره میگیرند.

آیا شما انتظار دارید که کارمندان ، ایمان  و وجدان کاری داشته باشند؟

آیا شما افزایش نرخ نماز به موازات افزایش نرخ تورم را شنیده اید؟

حال آقایان هی عذر شرعی بتراشند و صغری کبری بچینند و از نماز دوم و سوم و حق ایاب و ذهاب و بشر بودن و چگونگی امرار معاش روحانیون و . . .  سخنها بفرمایند . . .

چه کسی باید ایمان متزلزل فرزندان این ملت را محکم کند؟  چه کسانی باید در قیامت جوابگوی شکوه های پیامبر گرامی اسلام باشد؟ چه کسانی و چگونه و به چه قیمتی اسلام و ایمان مردم را به مسلخ درهم و دینار می برند؟ چرا به این مسائل اهمیت داده نمیشود؟  چه کسی باید اهمیت بدهد ؟  ما که صدایمان طنینی ندارد . چرا نباید دردمندانه حرف زد ؟  چرا  باید از ترس شماتت و سوء استفاده ی دشمن به نارفیقان نادان  فرصت  دهیم که از درون ، ما را  خراب کنند و روز به روز جوانان ما را از ما دور کنند؟

به نظرم می آید آقایان برای مبارزه با این بدعت شرم آور به دنبال دلیل حرمت آن  در تاریخ و سنت و شرع میگردند و  سند محکمی پیدا نمیکنند و لاجرم در باره اش سکوت میکنند .  اما آقایان !! درست است که سند حرمت پیدا نمیکنید اما آیا  پایمال شدن ایمان مردم را هم در اثر این بدعت نمی بینید؟  اگر دلیلی برای حرمت تریاک نباشد باید چشممان را به اعتیاد و بدبخت شدن معتادان ببندیم و برای بیچاره شدنشان راه حلی نیابیم؟

مگر این ایمان ما نیست که از دل فرزندانمان به یغما میرود ؟ 

آقایان لطفا ایمان مردم را به شمشیر مباحات و متشابهات گردن نزنید.

این درد دلها را اگر  انتشار نمیدهید لااقل  منکوب نکنید . آیا ما مسئول نیستیم ؟ آیا در قبال نشر حقایق مسئول نیستیم ؟  اگر روزی خدا و رسول خدا به خاطر تقصیر در نگفتن حقایق ما را مواخذه کنند جوابی داریم ؟  همانقدر که به حق به خطرات وهابیت و بهائیت و بابیت می پردازیم همانقدر هم باید به ناخالصی های خودمان نگاه کنیم.  همه مردم سخنان سخیف ماهواره ها را در مبارزه ی با اسلام به سخره میگیرند و آنها نمیتوانند دل مردم را از ایمان خالی کنند و تاثیرشان خیلی کم است . اما سود جوییهای خودی ها و خرابکاریها و بد سلیقه گی های خودمان  ایمان مردم را  سست میکند .

یاحق

 

  نظرات ()
مطالب اخیر رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه این آیه را بخوانید از خواب غفلت بیدار شوید قطع نخاع روحی برمیگردد حدیث نفس
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥٢) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) دعا (٢۸) امام خامنه ای (٢۸) حضرت محمد (٢٤) قرآن (٢۳) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) عشق (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) ایران (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) هنر (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ازدواج (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جنبش سبز (٢) اجابت دعا (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب