جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
جام دیجیتال ! تابلویی از سیاستهای متناقض و تاسف بار دولت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٩

پس از 2 هفته رقابت های پی در پی شرکت کنندگان جام دیجیتال 2012، سرانجام در روز 28 تیر ماه، برندگان بین المللی این دوره مسابقات مشخص شدند.

 جام دیجیتال

دیشب وقتی از تلویزیون خبرنگار خانم  با اشتیاق میگفت چهره ی این 12 مرد برتر دیجیتال  ایران را بخاطر بسپارید خیلی خوشحال شدم و فکر کردم که قرار است از چهره های برتر فناوری دیجیتال  تجلیل شود اما این خوشحالی چند لحظه بیشتر طول نکشید چون در ادامه گزارش فوق متوجه شدیم که این مردان برتر دیجیتال کسانی نیستند مگر بچه هایی که در بازیهای رایانه ای مقام آورده اند ؟؟ ...   وقتی که شنیدم  منظور ایشان از مردان دیجیتال چه کسانی هستند برای لحظاتی جوش آوردم و واقعا سرم داغ شد.

آیا برترین مردان دیجیتال بچه هایی هستند که گیم خوب بازی میکنند ؟  آیا نقطه اوج دنیای دیجیتال به همینجا ختم میشود که . . .  ؟  ما به بچه های خود میخواهیم چه چیزی بیاموزیم ؟  ما اینها را به چه چیزی تشویق میکنیم؟

وقتی این گزارش پخش میشد پسرم هم پیش ما بود و من از شرم  و خشم سرم را پایین انداختم  تا چشمم به چشمش نیافتد.  میدانید چرا ؟ چون من همیشه به پسرم سفارش میکنم که کمتر گیم بازی کند. اما حالا تلویزیون به پسرم میگفت : پدرت غلط میکند ، او یک آدم نفهمی بیش نیست ، او هیچ نمیفهمد!  هرکس زیاد گیم بازی کند  قهرمان خواهد شد و جایزه خواهد گرفت و برترین  مرد دیجیتال کشور خواهد شد !  گیم بیشتر  زندگی بهتر !

میخواستم مطلب را با مضرات گیمهای رایانه ای  ادامه  دهم اما حس میکنم نوشتن در باره مضرات  بازیهای رایانه ای  نوعی احساس حماقت و حقارت و سبکی  در آدم ایجاد میکند زیرا امروزه چه کسی است که زیانهای بازی مداوم با رایانه را نداند ؟ 

ضرر گیم

پس وقتی همه ی کارشناسان و صاحب نظران در باره زیانهای شدید بازی مداوم با رایانه  اتفاق نظر دارند ، برگزاری مسابقات فوق آنهم با این عنوان اغوا کننده  و صد در صد پوچ و غیر واقعی چه میتواند باشد ؟  اگر بچه من ساعتها بنشیند پشت رایانه و با فشار زیاد انگشتهای خود بازیکن خیالی فوتبال را عمدتا با  فشار عصبی  جابجا کند  و گل خیالی بزند و  ورزش خیالی انجام دهد و پس از مدتی بیماری مفصلی بگیرد و  مفاصل دست و مچ و انگشتان و گردن و ستون فقراتش از حالت  عادی خارج شود و  از لحاظ  تعادل روانی هم دچار مشکل شود  این چه سودی به حال ما دارد که  آقایان مسئولین جوانان را به این کار تشویق میکنند ؟

این کار مثل اینست که برای مصرف هروئین مسابقه برگزار کنیم و بهترین و برترین و ماهرترین معتادان کشور را انتخاب کنبم و به آنها جایزه دهیم !  آیا برای متولیان این مسابقه عقلی متصور است ؟

مضرات گیم

اگر در بازی های رایانه ای  نفعی  هم هست که هست  اما ضررشان بیشتر از نفعشان است .و در بهترین  حالت 10 درصدشان کمی مفید هستند  و آن فایده هم وقتی بدست می آید که کمترین زمان ممکن را به آن اختصاص دهیم .  یعنی بازیهای رایانه ای مفید هم وقتی مفید هستند که کم بازی کنید و اگر زمان زیادی را صرف آن کنید فایده کمشان هم از بین میرود و کلا مضر میشوند. در حالیکه برگزاری مسابقه  یعنی اینکه : هر چه بیشتر  وقت بگذارید تا مهارتتان بیشتر شود !

دولت اگر میخواهد به دلیل استقبال  نسل جوان و نوجوان از گیم ها  ، تاثیر گذاری فرهنگ خودمان را در این وادی افزایش دهد  واز تاثیرات مخرب بازیهای خارجی کم کند ، میتواند به تولید بازیهای داخلی کمک کند .  اما جوانان بدون وجود مسابقه هم گیم بازی خواهند کرد و نیازی به تشویق ندارند مسئولین محترم  همت تشویق خودشان  را در عرصه های دیگری که نیاز هست و از تشویق خبری نیست  خرج کنند .  اینجا  جاییست که باید سیاستهای  کنترلی بکار رود .   تشویق خوب است  اما  عزیزان  سوراخ دعا را گم کرده اید.  بچه های امروز ما  خودشان با حرص و ولع گیم بازی میکنند و نیازی به تشویق ندارند و شما باید از این اشتیاق مضر کم کنید نه اینکه با برگزاری یک مسابقه مضحک این اشتیاق را  دامن بزنید !

اگر نیاز به برگزاری مسابقه و تشوق برنده گان باشد باید مسابقه بین تولید کننده گان برگزار شود و به تولید کنندگان  بازیهای خوب و آموزنده  جایزه داده شود و  دادن عنوان "جام دیجیتال " به این مسابقه برازنده است .

ضایعه دیگری که وارد شده است  جفایی است که به عنوان "جام دیجیتال" شده است فکرش را بکنید این عنوان زیبا را به چه مسابقات با ارزشی میشد چسباند ؟  که اینجا حیفش کردند !

از این پس منتظر اینها باشید :

تیم ملی بازیهای رایانه ای !

کلاسهای آموزش گیم !

مدرسه تخصصی گیم !

دانشگاه گیم !

باشگاههای گیم فوتبال !

لیگ گیم !

فدراسیون گیم !

بازیکن های میلیاردی گیم !

سقف قرارداد برای باشگاههای گیم !

کمیته داوری بازیهای رایانه ای !

بازیکن اروپایی ! بازیکن داخلی ! لژیونرها !

.

.

.

 

 

 

  نظرات ()
فریادی از آینده برای جوانان امروز به گوش میرسد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢۸

مرد میانسالی که از 46 سالگی تا 47 سالگی در پی یک احساس نیاز شدید هر روز جزء سی ام قرآن را  به قصد حفظ  درجهت دریافت مضامین مورد نیاز قرائت کرده بود و در عرض یکسال هم نتوانسته بود یک سی ام کتاب خدا را حفظ کند و هر وقت که آخرین سوره را حفظ میکرده سوره های اول از یادش میرفته است ولی مثنوی های طولانی و آیه های طولانی تر قرآن که در دوران  جوانی حفظ کرده بود هنوز در یادش بود ،  دلش شکسته بود و در سوگ فرصتهای سوخته و از دست رفته جوانی علم سیاه بر سردر وجودش نصب کرده بود . . .  بغض گلویش را به سختی و تا سرحد مرگ فشرده بود و دوست داشته بود چنان فریاد بلندی از عمق وجود بزند که  همه جوانهای دنیا  بشنوند که :  ای جوان ها شما را به خدا قسم میدهم که از همین امروز و همین لحظه  شروع کنید ، قرآن را  حفظ کنید و در حداعلای وسعتان بفهمید!  سوگواری اینچنینی بسیار تلخ و  طاقت فرساست. فقط همین!

قرآن

  نظرات ()
رقص درون باغچه گل نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢۸

جزئیات دیدار  سیدمحمد خاتمی و عبدالله نوری

خاتمی ونوری

پس از طرح احتمال کاندیداتوری عبدالله نوری و سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، این دو چهره اصلاح طلب با یکدیگر دیدار کردند.

به گزارش خبرآنلاین، در این دیدار با بررسی مسائل جاری کشور و تأکید مجدد بر لزوم تلاش برای برون رفت از وضعیت کنونی براساس قانون اساسی و احترام متقابل همه جریان ها و گروه ها به یکدیگر، بر این نکته تصریح شد که گرچه در هر جمعی ممکن است شاهد افراط و تفریط در گوشه و کنار باشیم، ولی تمامی دلسوزان انقلاب و علاقمندان به این آب و خاک با هرگونه تهدید خارجی و فشار علیه ایران مخالف اند و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی را وظیفه خود می دانند.
گزیده مطالب مطرح شده در این دیدار را در ادامه بخوانید:
·         تاکید دو طرف بر ضرورت تلطیف فضای عمومی و رسیدن به هماهنگی براساس مصالح ملی، خدمت به انقلاب و کشور و ضرورت بازتر شدن فضای سیاسی. تحقق این مهم را در درجه اول به نفع نظام و ملت بزرگوار و موجب تقویت پایه های اقتدار و امنیت ملی است.
·         اجرای همه جانبه ی قانون اساسی از سوی همگان، دفاع از حقوق مردم، حفاظت از منافع ملی و تقویت توسعه سیاسی و اجتماعی در کنار احترام به رأی و نظر جمع از سوی تمام گروه ها، بخصوص اصلاح طلبان . آزادی بیان و نقد و انتقاد گشاینده راه ها به سوی بهروزی و اصلاح امور است.
·         توجه به تنگناها و مسائل معیشتی مردم و مسائل تهدید کننده مسیر توسعه همه جانبه کشور، مهم ترین اولویت اصلاح طلبان اعلام شد و از رسانه ها بخصوص آن ها که ادعای التزام به ارزش های اسلامی و انقلابی دارند خواسته شد تا اصول اخلاقی را رعایت نموده، به صدق و راستی به عنوان یکی از والاترین ارزشهای دینی و اخلاقی احترام بگذارند.
·         راه نقد و گفت و گو نباید بسته شود و مخالفان می توانند به جای دروغ و تهمت ها، منصفانه به نقد بپردازند و با منطق و استدلال از برداشت خود دفاع کنند. همگان مراقب باشند که به هیچ وجه در دام حیله های تفرقه افکنان و دروغ پردازان نیفتند

نکته :

صحبت های قبلی و فعلی این افراد و افرادی مثل مهاجرانی که وزیر ارشاد خاتمی  بود و الان در دامن دشمنان ملت و انقلاب خوش رقصی میکند و گنجی و سروش و  حجاریان و . . .  را که سیر کنید می بینید که آنها هم همین تعارفات و جملات خوش ترکیب و خوشایند را دائم تکرار میکنند ولی در عمل و سخن از هرچه توهین و خیانت به مقدسات و انقلاب است  کوتاهی نمیکنند. 

از گفتگوی تمدنها دم میزنند و در داخل کشور آشوب به پا میکنند باید به ایشان گفت : شما که در داخل کشور خودت گفتگو کردن بلد نیستی و با زبان آشوب و فتنه سخن میگویی چگونه بین تمدنها فضای گفتگو ایجاد خواهی کرد؟  از اجرای همه جانبه ی قانون اساسی از سوی همگان دم میزنند و به اساسی ترین قانون کشور (ولایت فقیه ) حمله میکنند .  از حفاظت از منافع ملی و تقویت توسعه سیاسی و اجتماعی حرف میزنند و  با ضد انقلاب خارج کشور وارد معامله سیاسی میشوند و با تروریستهای بین المللی و منافقین شعار یکسان سر میدهند. ادعا میکنند با هرگونه تهدید خارجی و فشار علیه ایران مخالف اند و از دفاع از استقلال و تمامیت ارضی  و اقتدار کشور صحبت میکنند ولی کاری میکنند که مورد تشویق  وحمایت دشمنان قسم خورده ملت قرار میگیرند و درنتیجه فشارها علیه ملت زیاد میشود. از دلسوزان نظام  وانقلاب دم میزنند و به سپاه و بسیج و حوزه و رهبری و نهادهای انقلابی بی رحمانه حمله میکنند . لباس روحانی میپوشند و با کسانی مثل سروش که در کمال وقاحت به قرآن توهین میکند و آن را در حد یک کتاب شعر قدیمی تنزل میدهد و به پیامبر اسلام و تمام ارکان دین اهانت میکند عقد اخوت می بندند و اتاق فکر تشکیل میدهند . . .

اینان سخن خوب میگویند و ضد آن عمل میکنند!

این مردمان ترانه "گل می روید به باغ " را با لحن زیبا در درون باغجه گل رقص کنان میخوانند. آنان که صدای ایشان را میشنوند تا زمانی که چشمشان به گل های له شده زیر پای اینها نیافتاده است از شعرشان و شعارشان و صدایشان لذت می برند !

 

  نظرات ()
عشق یتیم نوازی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٧

 

احـد عظیـم زاده
مولتـی  میلیـاردر ایـرانـی از زنـدگی اش می گویـد

 احد عظیم زاده

 

اگر نخستین  سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش و مولتی میلیاردر ایرانی را در نظر بگیریم و  آن را با موقعیت کنونی اش قیاس کنیم، شگفت زده خواهیم شد. کسی که در هفت سالگی و از  همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اکنون با اتکا به خلاقیت و  کار طاقت فرسای خودش، یکی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار  که برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تکان می دهد. آن هم در هنگامه ای  که بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال  بر کاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.

من "احد عظیم‌زاده" هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد  به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و  قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای  نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد.

خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال 2 بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک  بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا  پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.

کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای  فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار  تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و  اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک  تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند،  کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش  می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل  می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد...

در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک  کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض  کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد 100 هزار تومان یعنی به  اندازه یک تراول صد تومانی امروزی.

وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟  ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی  پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با  صادرات کارم را شروع کنم.

اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به  هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش  آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به  سوئیس می‌روند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش  گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و  رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به  ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و  از هیچ.

شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا  شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان  نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس  آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من که 80 هزار تومانش قرض بود  در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم... کسب و کارم  رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها  آغاز کردم.

بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از  طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها،  ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول کار خودم را  پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا  برای خودش شریک می‌گذاشت.

اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که  جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به  ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم، بسیار.

کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین  پروژه هتل کشور شوم. تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است. سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در  انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است.

 

 احد عظیم زاده

 

پروژه قو الماس  خاورمیانه در سلمانشهر مازندران

این هتل 340 واحد مسکونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند  هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها 9 میلیون دلار است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را  دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا  ذخیره نکرده‌ام ...

 

 احد عظیم زاده

می‌پرسید چه  احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها  در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار می‌کنند. من 2 بار برنده تندیس الماس  بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید  بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟ "یتیم‌نوازی".

افتخار می‌کنم 2 سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو 100 کارآفرین برتر کشور  هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من  را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان  بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم  بپردازند.

بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که  می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال  می‌کنم.

در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان  دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من  است. روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم  و مقرر کردم به این یکی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این  دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت  یتیمان هستم. پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه  بدهیم.

ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه  نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در  من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و  تلاش کنند. این فرمول من است...

منبع:پرشین استار

باتشکر از دوست عزیزم آقای  مهندس خورشیدی بخاطر ارسال این ایمیل

  نظرات ()
سخنان بدون سانسور آقای هاشمی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٦

پیام تسلیت هاشمی به آیت الله راستی کاشانی

 

آقای هاشمی در جمع عده ای از دانشجویان شیراز گفت : تفرقه به نفع کشور نیست .

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه و در پاسخ به پرسش‌های متعدد دانشجویان درباره چشم‌انداز فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات آینده ریاست جمهوری، به مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی اشاره کرد و افزود: تفرقه و تضعیف انسجام ملی، به نفع کشور نیست، چرا که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در سایه وحدت و انسجام داخلی و رهبری داهیانه امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، هر زمان که وحدت ملی جدی گرفته شده به پیروزی‌های چشمگیر دست یافته‌ایم و هر زمان هم که انسجام داخلی تضعیف شده طمع دشمنان برانگیخته و فشارهای آنان به ملت و انقلاب اسلامی افزایش یافته است.

اگرچه کشورهای غربی در حال حاضر به دنبال باج‌خواهی و وقت‌کشی برای رسیدن به اهداف شوم خود هستند، اما می‌توان با پشتیبانی مردم و نیروهای دلسوز و وفادار به نظام و انقلاب و نیز مدیریت صحیح، دشمنان را در اهدافشان ناکام گذارد. . . .

 نکته 1 : تاکی آقایان با گفتن مطالب صحیح و باارزش  و عمل بر ضد آن ، مردم را دچار سرگیجه خواهند کرد ؟  کاش گفتارنیکی که کرداری بدنبال آن نیست  استخوانی میشد و در گلوی گویندگان فرو میرفت ، تا خلق خدا سرگشته و حیران نشود.

نکته : بایک نگاه اجمالی به حرفهای ایشان به نظر میرسد که  برخی قسمتهای جملات ایشان از قلم افتاده یا سانسور شده است .  فکر میکنم که شاید جملات فوق بصورت زیر بوده است : (جملات با رنگ قرمز جملاتیست که به نظر من  سانسور شده است و در متن سخنان ایشان نیامده است. خدا بهتر میداند)

- تفرقه و تضعیف انسجام ملی، به نفع کشور نیست،  ولی متاسفانه خود من در فتنه سال 88 و حوادث بعد از آن اشتباه خیلی بزرگی مرتکب شدم . و با حمایت از فتنه گران  و تحریک مردم به آشوب و تضعیف جایگاه رهبری به تفرقه و تضعیف نظام دامن زدم و به در خواست و تذکر دلسوزان هم ارزش قائل نشدم  و  باعث تضعیف انسجام ملی شدم که جای تاسف است. 

- چرا که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در سایه وحدت و انسجام داخلی و رهبری داهیانه امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، و ادامه انقلاب با روحیه استکبار ستیزی و قاطعیت انقلابی امام میسر شد و  امام با شجاعت تمام  و با حمایت اکثریت قاطع مردم با استکبار مبارزه کرد و به نامه های  دلسرد کننده  امثال من که  امام را از آمریکا  میترسانیدیم و به سازش با آمریکا تشویق و ترغیب میکردیم توجه نکرد و هرگز حاضر به مذاکره با آمریکا نشد و از رشادتهای مردم به نفع آمریکا هزینه نکرد . من واقعا از یادآوری نامه فوق احساس شرمساری میکنم و به امام درود میفرستم که به حرف من و امثال من گوش نکرد و در برابر آمریکا  تسلیم نشد. خدا رحم کرد.

- هر زمان که وحدت ملی جدی گرفته شده به پیروزی‌های چشمگیر دست یافته‌ایم و هر زمان هم که انسجام داخلی تضعیف شده طمع دشمنان برانگیخته و فشارهای آنان به ملت و انقلاب اسلامی افزایش یافته است.   همانگونه که بوضوح دیدیم در جریان قدرت طلبی  من و دوستان من در سال 88  دشمنان فشارهای خود را افزایش دادند و متاسفانه  اشتباهات مرا هم دستاویز قرار دادند و بر شدت این فشارها افزودند. ما با زیر سوال بردن دروغین سلامت انتخابات وحدت ملی را جدی نگرفتیم و پیروزی چشمگیری را که از انتخابات بدست آمده بود و به ارتقای قدرت نظام در سطح بین الملی منجر شده بود را کمرنگ کردیم و با تضعیف انسجام داخلی و دعوت مردم به شورش  طمع دشمنان را برانگیختیم و فشارهای آنان را بر ملت و انقلاب اسلامی افزایش دادیم.  ودر راستای همین افزایش فشار ، آنها دانشمندان هسته ای ما را شهید کردند و خون های نابحق زیادی بر زمین ریختند .  خدا به دادمان برسد ، عجب افتضاحی کردیم . جواب خدا را چه خواهیم داد ؟

 

- اگرچه کشورهای غربی در حال حاضر به دنبال باج‌خواهی و وقت‌کشی برای رسیدن به اهداف شوم خود هستند، اما می‌توان با پشتیبانی مردم و نیروهای دلسوز و وفادار به نظام و انقلاب و نیز مدیریت صحیح، دشمنان را در اهدافشان ناکام گذارد.  شاید اگر بنده هم در دوران ریاست جمهوری خودم  ار نیروهای دلسوز و وفادار به نظام و انقلاب استفاده کرده بودم الان وضع فرهنگی کشور با این ضعفهای زیاد و مخاطرات رنگارنگ روبرو نبود. وقتی یکی از معاونان من در دوران ریاست جمهوری مهاجرانی بود که اکنون در آغوش بزرگترین دشمن ایران و اسلام خوش رقصی میکند و به اسلام و انقلاب و امام دائما توهین میکند ، دیگر حساب بقیه مدیرانم روشن است. و همچنین اگر مدیریت صحیح میکردم  تورم بی سابقه ایجاد نمیشد و قاچاق و رشوه و مواد مخدر و دزدی و ویژه خواری  و فامیل پروری  مشروعیت نمی یافت و مدیران سودجوی من معیار را از ارزشهای معنوی به پول و سرمایه و مقام و ثروت انتقال نمیدادند و از این رهگذر شکم فربه نمیکردند.

 

-هاشمی رفسنجانی تکرار و بازگشت به تجربه پیروزی انقلاب، جنگ تحمیلی و سایر عرصه‌ها در ایجاد وحدت، همدلی و هماهنگی مردم و مسئولان را راه درست مقابله با مشکلات و تهدیدات پیش رو خواند و انتخابات آینده ریاست جمهوری را یکی از صحنه‌های ظهور و تجلی این امر مهم دانست و گفت: برگزاری قانونی، شفاف و آزادانه همه مراحل انتخابات آینده ریاست جمهوری، اعتماد و امید را بیش از پیش در عرصه عمومی، گروه‌ها و نیروهای وفادار به انقلاب و قانون اساسی جاری خواهد ساخت و از این طریق می‌توان امیدوار بود تا دشمنان نظام اسلامی در رسیدن به اهداف پلید خود ناکام گردند. و بنده هم قول میدهم که به ساده زیستی دوران اول انقلاب برگردم و از کاخهای خود بیرون بیایم و زندگی اشرافی را رها کنم  و در انتخابات ریاست جمهوری آینده  به رای مردم احترام بگذارم و به شایعه ها دامن نزنم و جلوی فتنه انگیزی دختران و پسران و دامادان  و سایر فامیلهایم را بگیرم .  من قول میدهم که از نوشتن نامه های بی سلام دست بردارم و خود را بالاتر از رهبر و ولی فقیه ندانم . قول میدهم به خانواده ام سر و سامان دهم و معنویات را در فرزندانم تقویت کنم . تصمیم گرفته ام که دیگر نان حلال به سر سفره فرزندانم بیاورم و از دخالت در قرار دادهای نفتی و در یافت پورسانت میلیاردی و دخالت در  هدایت آشوبگریها منعشان کنم .

 

در پایان از یکایک مردم شریف ایران عاجزانه میخواهم که از تقصیراتم بگذرند و از ارشاداتشان ، من و فرزندانم را بهره مند نمایند از روح بلند امام خمینی و همچنین از رهبری عزیز بخاطر نامه های بی سلام  پوزش می طلبم و  امیدوارم خداوند متعال توفیق جبران اشتباهاتم را نصیبم فرماید و از شر نفس سیری ناپذیرم و همچنین از شر مفاسد فرزندانم حفظم کند .  

روزی زسر سنگ عقابی به هوا خواست

از بهر طمع بال و پر خویش بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت :

امروز همه روی زمین زیر پر ماست

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد

جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه ها خواست

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر سوز

وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدن زکجا خاست؟!»

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر آن دید

گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»

 

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست

  نظرات ()
چگونه لحظات تنهایی خود را طلایی کنیم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٥

دل هرگز خالی نمیماند ، اگر  آن را با یاد خدا پر نکنی شیطان آن را با مفسده خویش پر خواهد کرد.

بخصوص در  لحظات خلوت  خود دقت کن !  اگر خلوت خود را بلافاصله با یاد خدا شروع نکنی و اندکی غفلت کنی ، شیطان از این خلاء اندک بلافاصله استفاده کرده و ذهنت را اشغال میکند و با خود همسو میسازد.  لحظات اول خلوت از اهمیت حیاتی برخوردار است. تنهایی شما با همان آهنگی ادامه می یابد که با آن شروع میشود.  پس لحظه شروع تنهایی ، لحظات طلایی هستند و باید فوق العاده به آن اهمیت داد . بهترین روش بارور سازی خلوت و تنهایی این است که در همان لحظه ی صفر شروع تنهایی چشمها را ببندی و با صدای ملایم و شمرده بگویی :

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

بعد از ادای این ذکر بلافاصله هدایت میشوی به یک امر مفید و سازنده و ذهنت در راهی فعال میشود که خدا از آن راضی خواهد شد. 

لاحول

 

رسول الله صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :  

«لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه» فیهِ شِفاءٌ مِن تِسعَةٍ وتِسْعینَ داءً ، أدْناها الهَمُّ


پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

جمله «لا حول ولا قوة الا باللّه‏» نود و نه درد را شفا مى‏دهد که ساده‏ترین آنها اندوه است .
  نظرات ()
اینجا ، گوشه ای از قلب توست ، پاکش کن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٢

قلب جاییست که محبت و علاقه مندیهای انسان در آن جای میگیرد. وقتی میخواهیم برای یک نفر بهترین احساس را ابراز کنیم میگوییم : در قلب من جای داری و جمله معروف : "همیشه در قلب منی مادر "  برای همه آشناست .  این نشان میدهد که قلب واقعا جایگاه بسیار ارزشمندی در وجود هر انسان است و رزرو آن جایگاه برای هرکس یا هر چیز براحتی ممکن نیست بلکه برای کسب جایگاه در قلب یک انسان باید مراحل دشواری طی شود و شرایط بسیارخاصی باید لحاظ شود.

اما ما علاقه مندیهای خود را فقط در قلبمان نگهداری نمیکنیم ، بلکه یک کپی از آن علاقه را در جای دیگری هم ذخیره میکنیم.  مثلا زیر خاک ، صندوقخانه ، کمد ، گنجه ، گاو صندوق و . . . 

در سالهای اخیر هم یک محل جدید برای نگهداری علاقه مندی هایمان  اختراع شده که اسم آن موبایل یا گوشی همراه است .  پس وقتی میتوانی نسخه ای از علاقه مندیهای خود را در موبایل ذخیره کنی پس در واقع موبایل تو ، جلوه گاه مکنونات قلب توست.  باید مراقبش باشی.

هرچیزی که در موبایل تو پیدا میشود  ،  نشان میدهد که در قلب تو نیز تمایلی به آن ایجاد شده است.

اگر در موبایل تو چیزی غیر اخلاقی و منع شده توسط دین وجود دارد که فکر میکنی به آن علاقه نداری و همینجوری نگهش داشته ای و یک ندای باطنی هم این عمل تورا تایید میکند و میگوید که این هیچ ایرادی ندارد ، بدان که آن ندا  وسوسه نفس شیطانی توست .  زیرا تو با نگهداشتن آن در موبایلت رگه های گرایش به آن را در قلبت ایجاد کرده ای و نفس تو با این ندا میخواهد آن رگه ها را از تو پنهان کند.  نفس و شیطان به همین رگه ها دلخوش است اما به آن رگه ها قانع نخواهد شد  و هرروز و هرلحظه لکه های موجود را توسعه خواهد داد و بدون آنکه خودت بدانی رفته رفته در دام علاقه های غیر شرعی محاصره خواهی شد.

یا موبایلت را مطابق با قلبت  پاکسازی کن  یا  آماده باش که بزودی قلبت مانند موبایلت آلوده شود .

جشنواره وضوی صفر و یکها  اشاره خوبی به این مطلب کرده است که :

اگر همین الان امام زمان ظهور کنند و به تو بگویند موبایلت را بده نگاهش کنم ، می دهی؟! از محتویات آن مطمئنی و خیالت راحت است؟ عکسی، موسیقی ای، کلیپی یا هر چیزی که مورد رضایت ایشان نباشد و او را آزرده کند نداری؟!»

 

اگر منتظری ، موبایلت باید پاک باشد دوست من !

موبایل

 

 

 

  نظرات ()
ملی مذهبی ، به روایت تصویر نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢۱

تصویر زیر مربوط به مشهورترین فعال لیبرال ایران است . این گروه اخیرا با اصطلاح "ملی مذهبی "  خود را مطرح کردند.

تذکر 1: انتشار این عکس  به هیچ وجه ناموسی نبوده و هیچ ربطی به حریم خصوصی افراد ندارد چون از سطح فضای مجازی تهیه شده است و یک عکس معمولی است که در فضای باز و کنار دریا و در میان جمع گرفته شده است .

تذکر 2: هدف از انتشار این عکس  به هیچ عنوان توهین به صاحبان عکس نیست بلکه فقط به منظور تقریب اذهان و اطلاع رسانی انجام شده است.

ملی مذهبی

صاحب عکس:  از رهبران "ملی مذهبی"

همانطور که ملاحظه میکنید پوشش ایشان از نوک پا تا گردن کاملا ملی (ملی آمریکا)بوده  و قسمت اندکی از سر ایشان که مربوط به روسری ایشان است کمی تا قسمتی مذهبی میباشد. این یعنی "ملی مذهبی".

از صاحبان تصویر فوق پوزش میخواهم !  اگر رضایت نداشته باشند حذف میکنم!

خدایا ما را از شر اعمال خیرمان نگاهدار

 

 

  نظرات ()
چهره واقعی مشهورترین لیبرالهای ایران نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢۱

اسم لیبرال و فعالان "ملی مذهبی" که می آید بیشتر مردم به یاد نهضت آزادی و رهبران آن و امثال اینها ، خصوصا آقای مهندس مهدی بازرگان و مهندس عزت الله سحابی می افتند. راستش را بخواهید خود من نسبت به این آقایان حس بدی نداشتم ، مدتها قیافه و ژست موجه اینها را دیده و حرفهای پرملاتشان را شنیده بودیم . در نظرمان افرادی بودند نرم خو و آشتی طلب و اهل فرهنگ و البته اسلام دوست و خداپرست !  و میانه رو  در امر دین و فرهنگ !  و علاقه مند به غرب و سرمایه داری و  همزیستی مسالمت آمیز !

سحابی

البته از زمانی که در تفکرات اینها دقیق شده بودیم ، فهمیده بودیم که در زیر این ملحفه سفید ، لایه های چرکین زیادی لاپوشانی شده است. اما همچنان امید واثق داشتیم که انشاء الله آقایانی که در این مسلک هستند به اندازه بنده حقیر دقت یا هوش و فراست کافی را نداشته اند که لایه های زیرین تفکرات خود را بدانند و نسبت به این مراتب و تاثیرات سوء اندیشه خود غافل هستند. وبه این خاطر هم جایگاه ایشان در ذهن ما آنقدر تخریب نشده بود . و همچنان به عنوان یک عده افرادی که علاقه به روشنگری و روشنفکری دارند ولی بعلت ضعف تحلیل و یا شدت احساسات موفق به شناخت اعماق تفکرات خویش نشده اند مورد احترام بنده بودند. اما بعدها دیدیم که نه خیر ما اشتباه میکردیم و فراست ایشان چندان هم پایین نبوده و همه چیز را در باره مکنونات زیر ملافه میدانستند.

قضیه برای ما از جریانات سال 1378 به بعد  بدنبال اتفاقاتی که در 18 تیر 78 و رخدادهایی که قبل از آن افتاد لو رفت و اینها چهره دیگری از خود نشان دادند و نقاب از چهره گرفتند. ما دیدم که این آقایانی که کراوات زده و با چرب زبانی مسحور کننده ای از تمدن و مدنیت حرف میزنند در پشتشان خنجر زهر آلودی پنهان کرده اند .  

آنها برای متهم کردن نظام ، همقطارهای خود را زنجیروار کشتند و به گردن نظام انداختند ، دانشجویان را کتک زدند و اقدام به قتل کردند و بعد برای همدردی و حمایت از همان دانشجویان اعلامیه دادند و متینگ برگزار کردند . خلاصه برای رسیدن به مسند قدرت از هیچ جنایتی کوتاهی نکردند. ما دیدم که نه خیر اینها به غیر از چرب زبانی و اظهار تمدن کارهای دیگری هم بلدند . اینها حتی در گنگستری و قتل و جنایت هم لیبرال فکر میکنند.

یاداشت فوق به بهانه خواندن مطلب زیر از سایت رویداد نوشته شد:

(((  کش‌وقوس‌ها ادامه یافت تا اینکه در جریان کنترل این حرکت‌ها توسط نیروی انتظامی، ناگهان عناصر خودسر "لباس شخصی " با سردادن شعارهایی چون "یا زهرا " به خوابگاه دانشجویان حمله بردند و به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند.

صبح جمعه 18 تیرماه، با زمینه‌سازی و قانون‌شکنی آشوب‌طلبان و نیز خودسری و بی‌تدبیری یگان خاصی از نیروی انتظامی و عناصر "لباس شخصی " غائله‌ای شکل گرفت که قلب مقام معظم رهبری (مدظله العالی) را جریحه‌دار نمود و موجب تأسف و تأثر مردم و مسئولان نظام شد. (همان)

با دستگیری آشوبگران در آخرین روزهای سال 1379، اسرار پشت‌پرده‌ این وقایع آشکار گردید. دادگاه انقلاب اسلامی پس از دستگیری لباس شخصی‌ها و دانشجونماها، در قسمتی از اطلاعیه‌ خود چنین آورده است:
"متهم دیگری اعتراف می‌کند که برای بدبین کردن مردم به حاکمیت دینی، فردی را در نیروهای منتسب به حزب‌الله نفوذ داده تا برای ایجاد تشنج، به اقدامات تهدیدآمیز و حملات فیزیکی تحریک نماید ".(روزنامه ی جمهوری اسلامی، 19/2/80)

این متهم کسی جز عزت‌الله سحابی، از فعالان و رهبران ملی‌ـ مذهبی نیست. در نامه‌هایی که سحابی از زندان به دختر خود نوشته بود و توسط نیروهای امنیتی کشف گردید وی اعتراف می‌کند که:
"اگر مردم بفهمند که من به یک جوان به ظاهر حزب‌اللهی پول دادم تا در جهت مقاصد و نیات من عمل کند... آیا برای من آبرویی باقی می‌ماند؟ "(همان، 13/3/80)

بنابر اطلاعیه‌ دوم دادگاه انقلاب اسلامی، متهم دیگری درباره‌ ایجاد اغتشاش از طریق دانشجونماها اذعان نمود که:"کار ما نفوذ در دانشجویان و هدایت آنها به سمت رادیکالیسم (تندروی) بوده است ". )))

  نظرات ()
آیه عجیب و زیبایی که انرژی فوق العاده ای میبخشد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٠

چشمها را باید شست  ،  جور دیگر باید دید !

آیه های قرآن دارای مفاهیم عمیقی است  و هر بار که میخوانی معنی و مفهوم جدیدی استنباط میکنی و دریافت تازه ای بدست می آوری .  هر موقع که قرآن میخوانی باید چشمهارا بشویی و جور دیگری ببینی تا دریچه ای از مفاهیم و احساسات زلال بر روی تو گشوده شود.

آرام در گوشه ای دنج می نشینی ، کتاب خدا را میبوسی و بر روی چشمهایت میگذاری چشمها را میبندی و  آرام بخش ترین و ایمن بخش ترین جمله دنیا را آرام و شمرده بر زبان جاری میکنی و میگویی  : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم !  با گفتن این جمله احساس میکنی که بلافاصله شیطانها از اطرافت پراکنده شدند و حاشیه امنی در پیرامونت ایجاد شد و خداوند تو را در جوار کتاب خود در پناه خویش گرفت.

همینطور که در پناه خدا قرار گرفته ای ، بهترین احساس به سراغت می آید ، احساس سبکی میکنی و نوعی بی وزنی به سراغت می آید و با یک حس عمیق  عاطفی بهترین جمله عالم هستی را در برابر خدا و در پناه او بر زبان جاری میکنی و  میگویی  : بسم الله الرحمن الرحیم.

با گفتن این جمله می بینی که خدا خوشش آمد و لبخند زد و با رحمانیت و رحیمیت زلال خویش به تو لبیک گفت . آرام و با احترام قرآن را میان دو دستت میگیری و باز میکنی.

آیه چهارم از سوره طارق مقابل چشمت ظاهر میشود:

إِن کُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾

هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

آیا از نیکی کردن پنهانی ،  لذت نمیبردی ؟ و ریا کاری دامنت را میگرفت ؟

آیا فکر میکردی که  از خدمات تو قدردانی نمیشود  و به همین خاطر دستت به کار نمیرفت؟  و انگیزه ات از بین میرفت ؟

آیا از خطرات زندگی واهمه داشتی ؟

آیا از بی وفاییها افسرده بودی ؟

. . . دیگرخیالت راحت باشد ، خداوند ماموری برای تو گماشته است که حافظ توست ، نگهبان توست و میدانی که یک نگهبان خوب همه کارها و اتفاقات مربوطه را به دقت زیر نظر دارد و ثبت میکند . یک نگهبان خوب ، مسلط و مراقب است  و تمامی آمد و شدها را کنترل میکند . پس هر زمان که برخدا توکل کردی و برای کردار نیک عزم کردی ، خیالت راحت باشد  و از هیچ چیز واهمه نداشته باش که تو تحت مراقبت و محافظت شدیدی قرار داری !  هیچ کس نمیتواند کار تو را  نابود کند و یقین بدان که ارزش کار تو  دانسته خواهد شد و بهترین تقدیرها از آن بعمل خواهد آمد و بهترین جایزه ها را خواهی گرفت .  روحیه ات  بیست باشد ! نگران هیچ چیز نباش و با قدرت فوق العاده به کارت ادامه بده ، اگر کوه‏ها از جاى کنده شوند تو ثابت و استوار باش  . . . موفق باشی !

  نظرات ()
100 بد ، 100 خوب نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱٧

میگوید : ما مسلمانها کی میخواهیم دست از این خرافات برداریم ؟

میگویم : چطور ؟

میگوید : . . .    مثلا در مفاتیح نوشته که اگر 100 تا صلوات بفرستی فلان میشود ، اگر غسل بکنی بهمان میشود ، اگر چهل روز فلان کار را بکنی  چه میشود !  آخه مگر ایمان را با اعداد و ارقام میشود متر کرد؟ اگر 100 تا نباشه و 90 تا بشه دنیا به هم میخوره ؟ . . .

. . . از این بحث  دور میشویم و به مطالب دیگر میپردازیم . . .  و غرق در محاسن دنیای جدید و علم تجربی میشویم.

 

میگویم : خوزه سیلوا روش آسان و جالبی را برای  کنترل ذهن و رسیدن به آرامش و کسب موفقیت ارائه کرده است .

میگوید : چه جالب !  آن چیه ؟

میگویم : تمرینات ساده ایست که  توسط آن میتوانیم تشعشعات امواج مغز  خودمان را کنترل کرده و به سطح آلفا برسانیم . وقتی مغز در سطح انرژی آلفا قرار گرفت توانایی زیادی بدست آورده و با بهترین کیفیت کار میکند و در این موقعیت میتوانیم  بازده بسیار مطلوبی را از اعمال و رفتارمان بگیریم و بسیار موثر تر از حالات معمولی کار کنیم.

با علاقه میگوید : آن تمرینات چه هستند ؟

میگویم  : خیلی ساده است : صبح از خواب بلند میشوی - استحمام میکنی - در بستر دراز میکشی و در سکوت به یک حالت آرام بخش فکر میکنی و با تلقین آرامش بخود ، با همان حس تمرکز  میکنی و آرام از 100 تا 1 بطور معکوس میشماری و بعد در حالی که از 1 تا 5 میشماری آرام به حالت عادی برمیگردی  ، احساس میکنی که شادابتر و پر انرژی تر هستی.  و همین کار را چهل روز با کمی تفاوت جزئی و شمارش کمتر انجام میدهی و از هر 10 روز تعداد شمارشها را کمتر و کمتر میکنی تا به 25 شمارش برسی.

از روز  چهل ویکم  به بعد هر زمان که اراده کردی میتوانی  با شمارش از 1 تا 5  خود را به سطح آلفا رسانده و قدرت و نیروی  مضاعف بگیری و با آرامش و توان مضاعف به فعالیتهای خود ادامه دهی  وبه این ترتیب با کنترل ذهن و مغز خود راه موفقیت را سریعتر بپیمایی !

خیلی خوشش می آید و تصمیم میگیرد  از فردا شروع کند.!! اصلا نپرسید چرا 90 تا نه و چرا 100 تا ؟  چرا 40 روز ؟ چرا استحمام؟

ولی ما بالاخره نفهمیدیم که آن یکی 100 چرا خرافی بود و این یکی 100 علمی و پیشرفته ؟  آن یکی 40 چرا بد و اتلاف وقت بود و این یکی خوب و تمرین موفقیت ؟ آن غسل خرافه بود و این استحمام . . . ؟

نمیدانم در این موقعیت فکر کردن به مرغ خانه و غاز همسایه  درست است یانه ؟  نمیدانم که آیا تقصیر ماست که از شکل و شمایل ساندویچ خوشمان می آید و با خوردنش زخم معده را استقبال میکنیم ؟  یا تقصیر ساندویچی هاست  که ساندویچ را  عامه پسند طراحی و درست میکنند؟ یا تقصیر  ... ؟؟!!!

  نظرات ()
نیمه شعبان مبارک نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱٤

ای منتظران گنج نهان می آید                  آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور                  گفتند که صاحب الزمان می آید 

.....................................................................................................

خواهی که در پناه کرامات سرمدی           ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور  ، سینه را              با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .

......................................................................................................

تعجیل در فرج آقا صلوات

 تیمه شعبان

 

میلاد آقا امام زمان بر همگان مبارک

  نظرات ()
آقایان مسئولین چرا دادگاه مفاسد فرهنگی را تشکیل نمی دهید؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱٤

هرچیزی که قابل تقویم  به ریال باشد ارزیابی آن راحت میشود. به همین خاطر هم هست که وقتی از یک فساد مالی  3000 میلیارد تومانی صحبت میشود همه متوجه میشوند که چه فساد بزرگی انجام شده است .  همه آحاد جامعه ریال را میشناسند و بزرگی و کوچکی  آنرا بلا فاصله درک میکنند . کشف ، محاکمه و مجازات اینگونه مفاسد اگر چه دشواریها و پیچیدگیهای خود را دارد  اما از یک لحاظ  رسیدگی  و رفع آن چندان دشوار نیست .  زیرا چیزی که فساد بر مبنای آن انجام گرفته است  قابل رویت و اندازه گیری بوده و بده بستان آن قابل ردگیری است . معلوم است که چه کسی داده و چه کسی گرفته است .  مشخص است که درچه تاریخی این مبادله صورت گرفته است ؟  روشن است که بر مبنای قانون ، فلان مبلغ آیا باید داده میشد یا نه ؟  آیا باید گرفته میشد یا نه ؟ آیا گیرنده مبلغ آن را در جامعه تزریق کرده است یا خیر؟

اما آیا مفاسد فرهنگی هم میتواند اینگونه قابل اندازه گیری و قابل رد گیری باشد ؟  آیا میتوان فهمید که چه کسی این مفسده را شروع کرده است ؟  چه کسی داده است ؟ چه کسانی گرفته اند ؟  اندازه این مفسده چه مقدار بوده  ؟  بین چه کسانی توزیع شده است ؟  چند نفر را تحت تاثیرات سوء  قرار داده است ؟  چه مقدار ضربه وارد کرده است ؟  چه مقدار بزرگ یا کوچک بوده است ؟  درواقع هیچ معیاری برای پاسخ به سوالات فوق وجود ندارد .

سخن بسیار است به همین جهت مطلب را درز میگیریم و به سراغ یکی از مصادیق میرویم .  یکی از مصادیق مفاسد فرهنگی  فساد موجود در سینمای امروز است.  راستش ما سالها پیش از وضعیت فیلمهای سینمایی فهمیده بودیم  که در زیر این  لایه های رنگارنگ سینما ویروسی جاخوش کرده و در حال تکثیر است و به همین خاطر هم آخرین بلیط سینمایی ما و خانواده ما هم مربوط به عهد عتیق است اما . . .  بگذریم !

بالاخره پس از به بستر افتادن سهراب  فریادی از کسی که صدایش به جایی میرسید برخواست و طلب نوشدارو کرد . پدر بیامرز فرج الله سلحشوری پیدا شد و دادی زد  و ناله ای کرد و تشتی از بامی افتاد و سر وصدا ها بلند شد و دیگرانی هم جرات به خود داده و از فساد سینما شکوه ها کردند .  این سخن ها بقدری واضح و روشن است که سکوت مسئولان ، بعد از این  پرده دری  کاملا بدون توجیه تلقی میشود. آیا برای مسئولان امر بهانه دیگری برای  سکوت و ادامه ذلت بار این وضع  پیدا میشود ؟  اگر قبلا نمیدانستید  خودمان را فریب میدادیم و دلمان  خوش بود که آقایان نمیدانند . اما الان که میدانید و همه هم میدانند که میدانید دیگر جای تحمل نیست .  کاسه کم ظرفیت صبر ما که خیلی سالها پیش لبریز شده  اما کاسه صبرهای صبور هم دیگر در حال لبریز شدن است .

آیا وقت آن نرسیده است که گوش کارگردانها و تهیه کنندگان و بازیگران و طراحان این مفاسد پیچانده شود؟  آیا بازهم ما باید دست روی دست بگذاریم  و چشم وگوش فرزندان این ملت را به دست مشتی بی هنر فاسد بسپاریم تا  آنها را به ناکجاآباد فساد ساقط  کنند ؟

 به چه زبانی باید داد زد که شما  بزرگی این فساد را بفهمید ؟  اگر بگوییم 3000 میلیارد تومان در برابر این فساد ، ناچیز است باور میکنید ؟  اگر مضرات این فواحش را به ریال تقویم کنیم تعداد صفرهای آن از تمام لحظات عمر شما هم بیشتر است .  آیا میتوان مشخص کرد که چه کسانی در نتیجه این مفاسد به زیان فرهنگی افتاده اند ؟  وچه کسانی به بیراهه افتاده اند ؟ و چه خانواده هایی بی آبرو شده و عمرشان در یاس و نومیدی و حسرت و افسردگی سپری میشود ؟ بزرگی این صدمات را با چه ابزاری باید برای شما سنجید که بفهمید ؟ چند نمونه باید شاهد آورد  که  رگ غیرت شما در صورت وجود متورم شود ؟ 

اینها فقط چند تا نمونه  هستند :

فساد در سینما

 

فساد در سینما

 

فساد در سینما

 

فساد در سینما

 

فساد در سینما

  نظرات ()
هشدار : مراقب این ویروس فرهنگی باشید! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱۳

این روزها زیاد از ویروس و حمله های ویروسی صحبت میشود . ویروس پدیده ایست که بی سرو صدا وارد یک سیستم میزبان شده و  به روشهای مختلف به میزبان صدمه وارد میسازد .

قبل از همه گیر شدن کامپیوتر ها ، با شنیدن کلمه ویروس ، ذهن ما فقط در بدن موجودات زنده به دنبال آن میگشت و به عنوان یک خطر و تهدید کننده سلامتی با آن مواجه میشد. اما پس از بکار گیری وسیع کامپیوترها کم کم با مفهوم ویروسهای کامپیوتری نیز آشنا شدیم و متوجه شدیم که چیزی بنام ویروس کامپیوتری هم وجود دارد که مثل ویروسهای  داخل بدن موجودات زنده میتواند خطر آفرین باشد. البته زمان زیادی کشید که همه گان شناخت تقریبا درستی از این ویروس بدست بیاورند. ولی تا آن زمان خسارات زیادی به اشخاص و سازمانهای مختلف وارد شده بود.

اما سوال اینجاست که آیا ما از وجود ویروسهای فرهنگی هم  مطلع هستیم؟  آیا چنین چیزی وجود دارد ؟  ویروس فرهنگی !؟؟

جواب مثبت است . ویروس فرهنگی هم وجود دارد و میتواند عین ویروسهای دیگر به آرامی ودر سکوت و بی خبری وارد ارگان فرهنگی جامعه شود و در زمان مناسب ضربه خود را وارد کند.  ویروس فرهنگی میتواند تکثیر شده و در صورت بی توجهی و عدم مقابله با آن  ، سرتاسر محیط فرهنگی را به اشغال خود در آورده و سیستم فرهنگی جامعه فلج کرده و حتی کاملا نابود کند .

مدتیست که در جامعه ما ویروسی از نوع فرهنگی وارد شده است و در کمال خونسردی  مسئولان خوش نشین فرهنگی کشور ، در حال تکثیر و خوش گذرانی میباشد.  این ویروس چیزی نیست جز  نژاد پرستی و برتری جویی قومی !

نژاد پرستی از هر نوع که باشد مضموم و ناپسند است ، میخواهد نازیسم باشد یا ترکیسم یا عربیسم یا فارسیسم یا . . .  هر احساس و اندیشه حقیر دیگری از این قبیل.

در تفکر جهان شمول اسلامی ما حقارت نژاد پرستی بیش از دیگر مکاتب به چشم میخورد .  در تفکر اسلامی به دلیل اینکه هیچ قومی تحقیر نمیشود و هیچ قومی برتر به حساب نمی آید ، میتوان به عنوان یک تفکر قابل جهانی  شدن به آن نگریست و از جهانی شدن حرف زد . وقتی ما اعلام می کنیم که  اسلام  جهان را فتح خواهد کرد ، این سخن توهین و تحقیر  هیچ ملت و قومی نیست . اما وقتی میگوییم مثلا نژاد آریایی نژاد برتر است (یا هر نژاد دیگری) این یک حرف فساد انگیزی است . در دل این  حرف ، خونریزی ها و جنگها و وحشی گری ها نهفته است .  این حرف خطر ناکیست .  این تفکر یک تفکر غیر انسانی است و صلح جهانی و بشریت را تهدید میکند .  این حرف برای جامعه ما حکم یک ویروس خطرناک را دارد .

 اگر این تفکر در جامعه فراگیر شود ، باید انتظار افول اندیشه ناب اسلام را در جامعه به انتظار بنشینیم . دیگر نمیتوان با این  تفکر در گفتمان  جهان اسلام  ابتکار عمل داشت زیرا چیزی که در منظر جهانیان از ما ترسیم میشود قوم گرایی سخیف است نه اسلام خواهی متعالی !   ما با تفکر احیای امپراطوری ایران  از همان ابتدا شکست خورده ایم و حرفی برای گفتن نخواهیم داشت .

به نظر میرسد که از بسط احساسات قوم گرایی در میان ایرانیان به عنوان  ترمزی برای گسترش محبوبیت ایران اسلامی  استفاده میشود. و مسئولان امر باید فکری جدی و عاجل برای مهار احساسات و برنامه های قوم گرایی  بکنند .  وقتی تجدید امپراطوری  جهانی ایران در عصر حاضر  اینقدر سخیف و توهین به جامعه جهانی است عده ای در غفلت متولیان امر به خود اجازه میدهند تا فضای جامعه را با تبلیغات  مسموم  امپراطوری فارس  آلوده نمایند .

این روزها بیشتر ویروسهای فرهنگی از راه بازیهای رایانه ای وارد میشوند. مسئولان هشیار باشند.

ویروس فرهنگی

 

  نظرات ()
خدمت ارزنده ای که فرج الله سلحشور به هنر کرد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱٢

وقتی که آقای سلحشور با عبارات روشن و قاطع و بی تعارف از فساد در سینمای ایران سخن گفت خیلی ها در برابر حرفهایش موضع منفی گرفتند. البته منظور من در این نوشتار به موضع گیری اهالی سینما اشاره دارد نه موضع گیریهای عمومی که در  جامعه روی داد . در جامعه سینما شدت و ضعف موضع گیریها متفاوت بود و به نظرمن میتوان از درجه شدت و حدت همین موضع گیریها به عوامل فساد مد نظر سلحشور پی برد. 3 نوع با این مسئله برخورد شد:

1- یک عده آنهایی بودند که به شدت او را کوبیدند و تا جایی پیش رفتند که او را مایه ننگ جامعه هنر خواندند و اصلا هنرمند ندانستند و شدیدا  او را تخریب کردند ، اینها همان کسانی هستند که در مرکز فساد سینما قراردارند ، اما چون دیدند فسادشان دارد علنی میشود ، با تمام وقاحت فریاد زدند که : ای داد آبروی سینما رفت ، به هنرمندان توهین شد ، اخراج باید گردد و . . .  چنان برآشفته شدند که گویی دنیا زیر و زبر شده است . اینها از عریان شدن چهره خود ترسیدند و داد و بیداد کردند تا راه گم کنند. در اثر شوکی که آقای سلحشور به سینما وارد کرد اینها سراسیمه خودشان را لو دادند .

2- تعداد زیادی هم بودند که از آقای سلحشور ، با سکوت و احتیاط  و عده ی کمی هم بودند که یا صدای بلند و علنی حمایت کردند

3- برخی ها هم  خیلی ترو تمیز و روشنفکرانه و متمدنانه  از آقای سلحشور انتقاد کردند و ضمن قبول مواردی از فساد ، لحن سخن را  نا مناسب دانستند و تعمیم به کل جامعه سینما را نا روا دانسته و  دوست داشتندکه اینطور  زننده گفته نشود .

در این مقال بنده  2 تا عرض دارم :

1- یکی به متولیان امر سینما عرض میکنم که سریعا گروه اول را  دریابید .  اگر دنبال یافتن ریشه فساد بودید یا هستید ، این آقای سلحشور خدمت بسیار بزرگی به شما کرده و  حقیقتی را که شما برای کشف آن باید سالها تلاش میکردید و وقت صرف مینمودید تا به نتیجه برسید و مبالغ  هنگفتی باید خرج میشد ، ایشان بایک فداکاری و شجاعت مثال زدنی  کار را برای شما آسان کرد و ره چند ساله را در یک شب برای شما پیمود و  شاهد مقصود را به شما تقدیم کرد.  حال این شما متولیان امر هستید که باید ببینید آیا قدر این نعمت باد آورده را میدانید یانه و لیاقت  استفاده بهینه از این فرصت را دارید یا خیر؟ آقای سلحشور برای سالم سازی سینما از خود مایه گذاشت و هزینه کرد ، آیا شما آنقدر عرضه خواهید داشت که از هزینه ای که ایشان کرد به نفع خود و جامعه و سینما بهره برداری نمایید ؟

2- سخنی هم به گروه سوم (فوق الذکر)از اهالی هنر متوجه است که  دوست داشتند  سخن قاطع و روشن گفته نشود و همچنان در لفافه صحبت شود.  عرض میکنم که چرا فکر میکنید گنداب را در شیشه نوشابه خوردن عیبی ندارد ؟  آیا  بسته بندی خوب برای یک محصول بیماری زا  یک حرکت متمدنانه است ؟  از شما میپرسم ،  آیا دوست دارید فساد سینما در پشت حرفهای  شیک و فاخر و چند پهلوی بی خاصیت  پنهان شده و حاشیه امنی برای خود فراهم نموده و همچنان در حال رشد باشد؟

آقای سلحشور خدمت ارزنده ای به هنر سینما و بلکه به همه هنرهای نمایشی کرد و آن این بود که از موقعیتهای خویش گذشت و ضعف بزرگ سینمای ایران را عریان و بی دفاع مقابل چشمان همه به نمایش گذاشت تا همه ببینند و بشناسند و اگر همتی باشد نابودش کنند. و خدمت ارزنده ای هم به هنرمندان سالم کرد و به آنها جرات بخشید که  از  بیان فساد سینما ترسی نداشته باشند.

پی نوشت : چاشنی این مطلب خبری بود در باره یکی از بازیگران موفق سینما بنام خانم مرجان محتشم که بار دیگر تاسف ما را برانگیخت : 

صحبت های مرجان محتشم درباره دوری از سینما

 

 

مرجان محتشم

بعد از ۸ سال سکوت مطلق در سینما ایران نظرم را درمورد ابزار ماندگاری در عرصه سینما متاسفانه ارتباطات برخی بازیگران با عوامل فیلم می دانم، البته فکر می کنم سکوت ۸ ساله من پاسخ مناسبی به این سوال است.

به گزارش کافه سینما،مرجان محتشم بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگوبا باشگاه خبرنگاران، درباره ابزار ماندگاری یک بازیگر در عرصه سینما اظهار داشت: کسانی در سینمای ایران قدرت کاذب بدست آوردند که لیاقت ماندن در این عرصه را نداشتند و برخی که مردم دوستشان دارند از صحنه حذف می شوند در واقع یکسری قربانی ماندگاری گروه دیگر می شوند.

محتشم با بیان اینکه من نان موقعیتم را نخوردم افزود: من در اوج موقعیت کاری ام در مصاحبه های مکرر بیان کردم که به صورت مداوم کار نخواهم کرد، به دلیل اینکه به هر قیمتی حاضر نیستم در عرصه سینما باشم با اینکه عاشق کارم هستم.

محتشم تاکید کرد: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.

وی ادامه داد: چرا مرجان محتشم به عنوان یک بازیگر بدون حاشیه و کسی که اکثریت مردم از هر قشر و تیپی اعم از جامعه مذهبی و یا جامعه مدرن و … قبولش دارند و باید به خاطر اعتقاد به خدا و نپذیرفتن یکسری روابط غیراخلاقی از جامعه هنر حذف شوند و انگ مغرور بودن را بخورد؟!

محشتم افزود: من از مرجان محتشم بودن ضربه خوردم زیرا برای من پارامتر های اخلاقی مهم تر از هر موضوع دیگری است حتی به قیمت ۸ سال سکوت و مدت ها جدایی از کاری که دوستش داشته باشم و به خاطر این دل آزردگی ها حاضر به ادامه فعالیت در عرصه سینما با این وضعیت نیستم.

بازیگر سریال «پس از باران» ادامه داد: همانطور که گفتم جایی برای کسانی که بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ی سینما فعالیت سالم داشته باشند نیست و متاسفانه برعکس کسانی که تن به ارتباطات نامشروع می دهند در این عرصه بالا می روند.

وی با بیان اینکه این روزها با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند درباره شرایط بیمه خود گفت: من حتی در حال حاضر یک دفترچه بیمه هم ندارم و اکنون با این شرایط گاهی از طریق طراحی داخلی ساختمان امرار معاش می کنم و از طرفی حتی نوشته های من هم به دلیل مرجان محتشم بودن چاپ نمی شود

 
 
 
 
  نظرات ()
آقایان روحانیت ! لطفا خودتان را علنی نقد کنید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱٠

آقایان روحانیت ! اگر خودتان را نقد نمیکنید لطفا نقد کنید و اگر محرمانه نقد میکنید لطفا علنی کنید، شما چه بخواهید چه نخواهید ایمان مردم را به خود گره زده اید و در نوسان سطح اعتقادات جامعه خود را دخیل نموده اید.  نهاد روحانیت ، حوزه های علمیه ، روحانیون عزیز و ارگانهای زیربط خالی از ایراد نیستند. این ایرادها و نقاط ضعف را:

1- اگر نقد نکنید ناشناخته باقی میمانند

2- اگر شناخته نشوند برطرف نمیشوند

3- اگر برطرف نشوند مشروعیت یافته  و تکثیر می شوند

4- اگر تکثیر شدند واگیردار شده و غیر قابل کنترل میشوند و ریشه روحانیت و اعتقادات مردم را میسوزانند

5- اگر شما  باحسن نیت نقد نکنید ، سودجویان با سوء نیت نقد خواهند کرد و دوستان شما را یا شرمنده و خلع سلاح خواهند نمود و یا مجبور به دفاع از نادرستیها خواهند کرد.

6- اگر شما با حسن نیت نقد نکنید ، بناچار در مقابل نقد توام با حسن نیت دوستانتان  موضع  دفاعی خواهید گرفت و دوستان خود را از خودتان دفع خواهید کرد و فتنه ایجاد خواهد شد.

در نقد روحانیت به جلسات محرمانه و خصوصی اکتفا نکنید و نقد را در جامعه و در مقابل دیدگان مردم انجام دهید . زیرا :

1- نقد علنی ، نواقصات را در برابر دیدگان مردم عریان  و بی دفاع میکند.

2- نقد علنی ، پیکره پالایش شده و آرمانی و بی عیب و نقص روحانیت  اصیل را علنا به مردم نمایش خواهد داد و نواقص را در مقابل چشم مردم از پیکره جدا کرده و به دور خواهد ریخت .

3- اعضای جلسات محرمانه  توانایی کنترل  و رفع نواقص در سطح وسیع جامعه  را ندارند ولی وقتی مردم آگاه شوند در کنترل گسترش نا هنجاریها  نقش اساسی ایفا میکنند.

4- نقاط ضعف در برابر دیدگان مردم ظاهر میشوند و مردم را بد بین میکنند و نقد اگر پنهان از مردم انجام شود کمکی به رفع بدبینی نمیکند بلکه بدبینیها را زیاد میکند.

5- نقد اگر علنی نباشد ، مردم میپندارند نواقص موجود طبیعتا  در نظر متولیان امر تایید شده  و پذیرفته است .

6- عدم نقد علنی ،  در افکار عمومی عدم وجود نقد را  اثبات میکند.

7- برگزاری محرمانه جلسات نقد ، وجود دستهای فریبکارانه و همتهای غیر شفاف و ناسالم در مرکز تصمیم گیری را به مردم القا میکند و سودجویان از این گذرگاه میوه های دلخواه خود را برمیچینند.

8- نقد یعنی شناسایی میکروبها و نقد علنی یعنی شناساندن میکروبها به همه  و نقد غیر علنی یعنی مصونیت بخشی به میکروبها و محروم کردن مردم از شناسایی میکروبها .

9- مردم تنها حامی واقعی روحانیت هستند و اگر با مردم  صادق نباشید و مردم را نامحرم بدانید . تنها خواهید ماند.  همه شان روحانیت برای هدایت مردم است پس اگر به مردم و نظرات مردم اهمیت ندهید بیهوده خواهید بود.

روحانیت محترم عنایت کند که این شاگرد کوچک آنها این حرف را بدور از حدس و گمان و از روی تحقیق بر زبان جاری میکند و چنین نیز هم هست که در حال حاضر که در سال 1391 قرار داریم:

1- مردم با ایمان  فقط 30 درصد ایمان خویش را از روحانیت متاثر میشود

2- مردم بی ایمان و کم ایمان  70 درصد بی ایمانی  و کم ایمانی خویش را متاثر از عملکرد بد روحانیت است.

روحانیت محترم با این همه عظمت و تاریخ درخشان و پشتوانه غنی  که دارد در حال حاضر در بهترین حالت ، برای مردمانی که خود ایمان قوی و خوب دارند نقش مثبت 30 درجه ای ایفا میکند ولی برای بقیه مردمی که ایمان "غیر عالی " و "غیر خوب" دارند که 70 درصد مردم را شامل میشود . نقش منفی 70 درجه ای ایفا میکند.

یعنی عملکرد روحانیت برای 30 درصد مردم  30 درجه مثبت و برای 70 درصد مردم 70 درجه منفی ، کارکرد دارد و این یعنی چیزی شبیه فاجعه ! این یعنی ضرر اندر ضرر !  این یعنی درد بی درمان ! این یعنی واویلا . . . !

کجاست مرد خدایی که دست از مقامات حلال و مباه و موقعیتهای اغوا کننده و دعوت کننده ی  به سکوت و عافیت و خلسه روحانی بشوید و از اعماق قلب سلیم و عاشقش فریاد بزند که : ای علمای قم من اعلام خطر میکنم !  ای طلاب ، ای فضلا ، ای مراجع تقلید ، ای روحانیون عزیز من اعلام خطر میکنم !!!   به داد اسلام برسید . . . رفت اسلام !!!!

کجاست مردی که زجه بزند :

*"...آقا! من اعلام خطر می کنم!ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می کنم.ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می کنم، ای فضلا! ای طلاب! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم!...

آقا فکری بکنید برای این مملکت، فکری بکنید برای این ملّت...

ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید..."(گزیده ای از فرمایشات امام خمینی(ره) درباره لایحه کاپیتولاسیون در آبان ۴۳)

 

امام خمینی

  نظرات ()
کباب تدریجی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۸

با یکی از لینکهای عمارنامه به یک سایت وارد شدیم که با عنوان "خدا پدر گشت ارشاد  را بیامرزد یا نیامرزد"  مطلبی منتشر کرده و به فساد و ناهنجاری های جامعه اشاره کرده و شکوه کرده بود که چرا کسی کاری نمیکند ؟  خیلی هم دلسوزانه بود ! خواستیم کامنتی برایش بگذاریم  که سایتشان خط نداد !  به عمار نامه برگشتیم که دوباره از اول لینک شویم که دیدیم هیچ یک از لینکهای عمارنامه وصل نمیشود !  این بود که کامنت ما ماند بیخ گلویمان .  از ترس اینکه گلوگیر نشویم ناچار مجبور شدیم کامنتمان را در قالب یک پست اضطراری ثبت کنیم.

به این مضمون نوشته بودند که چرا در کشور به مقدسات بی احترامی میشه ؟  چرا کارناوال عروسی با این وضع شنیع در خیابانها راه می افتد و چرا در هنگام عبور از جوار مقدس ترین مکان ایران یعنی حرم امام رضا صدای موسیقیشان را کم یا قطع نمیکنند؟ و با موسیقی و سوت و هیاهویی که از درون ماشینها بلند است از خیابان عبور میکنند ، چرا برخی از دختر ها و پسرها اینگونه فضای شهرها را آلوده میکنند و کسی جلودارشان نیست؟ و . . .

خواستم کامنت بگذارم که : چاره درد اظهر من الشمس است دو دو تا چهارتاست . از بس گفته ایم زبانمان مو درآورده است و باور کرده ایم که گفتن بی فایده است. هر وقتی هم که گفتیم .......  لااله الاالله ، از ماست که بر ماست !  این آتشی که امروز به جان شما افتاده است 20 سال است که ما را ذره ذره و با آتش ملایم کباب پز کرده و سپس به جزغاله تبدیلمان کرده است. ما مرغ بریان آقایان هستیم ، ما به سوختن خو کرده ایم ... و دیگر آ.....خ هم نمیگوییم.

فکر نکنید که من از دست هنجارشکنان آخ میکشم ، نه !! من از دست هنجار طلبان ناله میکنم . مرا مدعیان کباب کرده اند و میکنند و هردم کبریتی نو میکشند.  آنها معلولند و اینها علت ! من از علت بیماری مینالم  نه از جوارح  آسیب دیده ! من با جوارح آسیب دیده ملاطفت میکنم اگر چه حتی ملاطفت هم باعث رنج  اعضای آسیب دیده خواهد شد و از این ملاطفت ، ناله ها بر آسمان خواهد رفت  و دشنامها خواهم شنید  اما چاره ای نیست.  در این راه باید فحش خوریت ملس باشد ! لازم است یک فحش خور قهار باشی ! در غیر اینصورت راه به جایی نخواهی برد.

. . . خدا مرا بکشد اگر از پی این همه سال سوختن و ساختن ، دوای سوختگی را نشناخته باشم.  مگر ما مونگولیم که بیش از 20 سال مدام کتک بخوریم و هنوز هم ندانیم از کجا خورده ایم ؟  ما میدانیم ! بخدا قسم ما میدانیم و میتوانیم ! اگر دستان بسته ما باز باشد ناهنجاری ها را به زانو در میآوریم . اما  لعنت به این روزگار که سنگها را بسته و سگها را رها کرده اند ! . . . چه میشود کرد؟ ما زورمان به خودمان رسیده است در حال حاضر !  و خدا را در همین حد شاکریم که زورمان لااقل به خودمان رسیده است. . .

اشاره : سعدی در حکایتی شیرین فرماید :شاعرى پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت . فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند(یعنی او را خوش نیامد) .مسکین برهنه به سرما همی رفت (زمستان سردی بود)... سگان در قفای وی افتادند . خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند ، سنگ در زمین یخ گرفته بود ، عاجز شد ، گفت: این چه حرامزاده مردمانند، سگ را گشاده و سنگ را بسته اند.

 

  نظرات ()
شما چه مقدار از عمرتان باقیست؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٧

به پسرم میگویم : چند سال داری ؟

میگوید : 15 سال

میگویم : یادت می یاد که در کودکی . . . ؟

میگوید : آره ، مثل اینکه همین دیروز بود . . .  آخیـــ.....ـش چه زود گذشت !

میگویم : آره 15 سال مثل یکروز گذشت !

بعد میپرسم : فکر میکنی تا چند ساله گی عمر کنی ؟

با کمی منّ و منّ میگوید :  اگر خیلی زیاد باشه شاید مثلا 75 سال

میپرسم : زیاد است ؟  میگوید : خیلی !

میپرسم : اگر کار نیمه تمام داشته باشی آیا این مدت ازعمر باقی مانده تو برای انجام آنها  کافی است ؟

میگوید : بلی ! خیلی هم زیاد است .

میگویم : اما با حسابی که خودت به من دادی  فقط چهار روز از عمرت باقیست .

میگوید : چطور؟

میگویم :  خیلی ساده است اگر 15 سال عمر گذشته تو مثل یکروز باشد که خودت هم گفتی  مثل یکروز بود ، پس 60 سال باقی مانده عمر تو هم مثل چهار روز  است و مثل برق و باد خواهد گذشت.  پس زیاد هم نباید آسوده باشی که هنوز وقت زیادی دارم .  60 سال بعد باز هم خواهی گفت : ، آخیـــ.....ـش یادش بخیر ، انگار همین دیروز بود که بابام  سوال پیچم کرده بود. . .  پس بدان که بشر وقت زیادی ندارد . . .  فقط به اندازه چند روز مهلت داری !  هرکاری را که میخواهی انجام دهی همین امروز باید انجام دهی .

قرآن مجید در آیه آخر سوره نازعات  میفرماید :  بشر در قیامت خواهد گفت : ما در دنیا باقی نماندیم مگر شبی یا روزی !   به این روز ، روز حسرت میگویند ! و برای آنها که عمر را به بطالت گذرانده اند بزرگترین حسرت  خواهد بود.

کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَها لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ عَشِیَّةً أَوْ ضُحاها

 

عمر

والسلام

پاورقی : وقتی کلاه خودم را قاضی کردم  متوجه شدم که ای داد بیداد خود من کمتر از یکروز وقت دارم !

بازهم پاورقی  : یکبار دیگر میگویم این بچه ها عجب نعمتهایی هستند . وقتی میخواهی  آنها را تربیت کنی ، قبل از آنها خودت تربیت میشوی ! ! !  وقتی من همیشه میگویم : بچه ها ما را تربیت میکنند ، معنی اش همین است.

  نظرات ()
آیا اسلام با شمشیر گسترش یافته است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٦

آیا اسلام با شمشیر گسترش یافته است؟

این روزها در فضای مجازی برخی خیلی بر این مطلب پافشاری میکنند که : اسلام با شمشیر گسترش یافته است آنها میگویند اگر اسلام برحق بود برای گسترش آن نیازی به شمشیر نبود .  باید به این ایراد کننده گفت :

چیزی که با شمشیر تحمیل شود به محض برداشته شدن شمشیر سیطره آن از بین میرود. اکنون که میلیاردها نفر در گستره گیتی مسلمان هستند ، این کدام  شمشیر  جهان گستر است که این جمعیت انبوه را که در سرار گیتی پراکنده اند مجبور به قبول اسلام کرده است؟  آیا شما شمشیر یا سلاح یا تحدیدی را بر سر این جمعیت میلیاردی ملاحظه میکنید که مردمان را به قبول اسلام مجبور کند ؟

حال که می بینیم بدون حضور شمشیر ، مردمان به اسلام وفادار مانده اند پس نتیجه میگیریم که گسترش اسلام ربطی به شمشیر نداشته است  زیرا دوام آن بدون شمشیر  نیز ممکن شده است .    البته عقل سلیم میداند که کشورگشایی های حکومتهای بظاهر اسلامی ، نقش مثبتی در گسترش اسلام نداشته است ، بلکه گاهی به ضرر اسلام هم رقم خورده است .  زیرا فرهنگ اسلام آنقدر جذبه دارد که به تنهایی و در صلح بتواند مرزها را در نوردد و  مردم جهان را به ارزشهای والای انسانی  دعوت نموده و بشریت را در زیر چتر صلح و دوستی جمع نماید.

باید اینطور گفت که : چون اسلام در میان ملتها گسترش یافته بود در نتیجه  اقدام به کشورگشاییها نیز نتیجه میداد و مردم  سایر بلاد به لشکریان مسلمانان اجازه ورود میدادند و مقاومت چندانی نمیکردند . واینطور نبود که چون کشورگشایی شد پس اسلام گسترش یافت ، بلکه  عکس آن درست است . مثال بارز آن هم در جریان فتح ایران اتفاق افتاد و آن اینکه عده ای عرب بادیه نشین که در حجاز زندگی میکردند توانستند به امپراتور ابرقدرتی بنام ایران غلبه کنند و آن را از هم بپاشند . آیا اگر مردم ایران استقبال خوبی از اسلام نمیکردند آیا این عده قلیل میتوانستند یک امپراتوری را ساقط کنند ؟  البته جواب منفی است زیرا به سبب گسترش اسلام در ایران  ، مردم ایران با فرهنگ غنی اسلام آشنا شده و آوازه دادخواهی اسلام در میان مردم پیچیده بود و طبیعتا ایرانیان خسته از ستم شاهان هخامنشی و ساسانی در برابر لشکر مسلمانان  مقاومت در خوری از خود نشان ندادند و خود راغب بودند که حکومت شاهان ظالم ، سرنگون شده و فرهنگ اسلامی در کشورشان جاری شود .

و البته درست عکس ادعای مدعیان  صحت دارد. یعنی شمشیرها و اسلحه ها ی زیادی (پیدا و نهان ) به روی مسلمانان کشیده شده است که  از دین اسلام دست بردارند ولی مسلمانان با تمام وجود از اعتقادات خود دفاع میکنند و هرگز حاضر نیستند از ایمانشان دست بر دارند.

این واقعیت نشان دهنده این امر است که اسلام براساس حقانیت و محبوبیت خود در دلها  ماندگار شده است  نه به بهانه شمشیر.

در مقابل میبینیم که دموکراسی غربی با شمشیر و بمب و گلوله و سلاح اتمی میآید  و ملتهای جهان را به خاک و خون میکشد و جنایتهای خود را در بوسنی و عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان و بحرین و دیگر کشورها بنام آزادی بر سر مردم می ریزد.   اما به محض اینکه زور شمشیر و سلاح برداشته شد ملتها به فرهنگ غنی خویش مراجعت کرده و  مظاهر بیگانه را از فرهنگ و زندگی خود دور میکنند و به اسلام عزیز متمایل میگردند . به محض اینکه در نتیجه انقلاب و سقوط فرعون نامبارک مصر ، شمشیر زور آمریکا از سر مردم مصر برداشته شد ، بلافاصله مردم فریاد الله اکبر سر دادند و به اسلام روی آوردند و صدها نمونه دیگر . . .

فاعتبرو یا اولی الابصار

  نظرات ()
حضرت عباس نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٦

WallPaper  : هیهات برادری چو عباس آید

 

عباس

 

  نظرات ()
عباس نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٥

آید به جهان اگر حسین دگری

                                       هیهات برادری چو عباس آید

 

عباس

 

  نظرات ()
برتری منتظران ظهور نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٥

امام سجّاد (علیه‌ السلام):

یا أبا خالِدٍ! إنَّ أهْلَ زَمانِ غَیْبَتِهِ، القائِلیِنَ بِإمامَتِهِ، المُنْتَظِرینَ لِظُهُورِهِ، أفْضَلُ مِنْ أهْلِ کُلِّ زَمانٍ.

ای أبا خالد! مردمان زمان غیبت امام زمان (ع)، اگر به امامتش اعتقاد، و برای ظهورش انتظار برند، از مردم همۀ دورانها برترند.

O ’Abā Khāled, the people living in the time of Imām Mahdī’s major occultation are superior to the people living in every other period, provided that they believe in his leadership and if they await his reappearance.
کمال الدین و تمام النّعمة، ص 320

امام سجاد
 
  نظرات ()
باز هم هاشمی رفسنجانی از عدالت میگوید! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۳

چاقو یکبار دیگر دسته خود را نبرید و ثابت کرد که حرف مرد یکیست  و سایت هاشمی رفسنجانی  از فیلتر خارج گردید و بار دیگر به ارشاد خلق الله اقدام نمود تا خلا های فرهنگی جامعه  پر شود و مفاهیم  حکومت اسلامی همچون گذشته برای مردم تبیین شود و الگوهای عملی حکومت عدل امام علی  به  دنیا ارائه شده و سخن عدالت از زبان ایشان به گوش نا آشنای مردم برسد .

در سایت ایشان ملاحظه کردیم که آقای هاشمی رفسنجانی باز هم از عدالت حرف زده است ! آقای هاشمی در سخنان مبسوط چند روز پیش خود در عید مبعث گفته است :  اگر کار مخلصانه و برای خدا نباشد، عدالت در حرف باقی مانده و در عمل بی‌عدالتی ترویج می‌شود. . . .

راستش با شنیدن حرفهای حکیمانه ایشان ، بی عدالتی های خودم یادم آمد و عرق شرم بر پیشانی ام نشست و مفهوم عمیق عدالت برای اولین بار برایم معنی شد .  با خودم خلوت کردم و به کارهای غیر مخلصانه و ظالمانه خویش فکر کردم . خدایا از تو متشکرم که بالاخره کسی پیدا شد و مفهوم عملی عدالت را به من یاد داد . با خودم که خلوت کردم و در ذهنم به عقب برگشتم  ، حقایق شرم آوری یادم آمد :


. . . وقتی یادم آمد که  پسر من مسئول قراردادهای نفتی بود و پورسانت میلیاردی می گرفت ! به بی عدالتی خودم پی برده و  از خودم خجالت کشیدم .

. . . وقتی یادم آمد که پسر من برای گشت زدن در لندن ماهیانه 14 میلیون تومان  از دانشگاه آزاد که هیچ مسئولیتی در آن نداشت ، حقوق میگرفت !  به بی عدالتی خودم اعتراف کردم و از خدای خود خجالت کشیدم.

. . . با یادآوری اینکه پسرم را برای فرار از حکم قانون جمهوری اسلامی از مملکت فراری دادم  و به آغوش یک کشور دشمن سپردم  از بی عدالتی خودم خجالت کشیدم.

. . . در خلوت خودم سوالهای زیادی برایم پیش آمد و با خودم فکر کردم که آیا "ورود و دخالت اقوام من وقتی که رییس‌جمهور بودم  در تمام شئون سیاسی و اقتصادی واقعا درست بود؟  اینکه اینها بیایند در اکثر مراکز حساس اقتصادی مسلط شوند، این چه دلیل موجهی دارد؟ مثلا چرا باید در وزارت نفت آنجایی که باید معاملات مهم انجام شود حتما باید از نزدیکان من باشد؟"  آیا این بی عدالتی نبود ؟

. . . تا یک حدی این استدلال قابل قبول است. مثلا اینکه پسرم رییس دفترم باشد؛ ولی حالا حتما باید "کیش" هم "دست اینها" باشد، وزارت نفت هم "زیر نفوذ اینها" باشد، فلان کارخانه خودروسازی هم "مال اینها" باشد و انحصار صادرات فلان محصول "در اختیارشان" باشد؟ آیا اینها هم توجیه امنیتی دارد؟ اینها را که دیگر نمی‌شود براساس مصالح ملی توجیه کرد."  آیا اینها بی عدالتی نبود ؟

. . . یادم آمد که باب حمله به مقدسات نیز از خانواده من و نقش آفرینی های یکی از فرزندان من آغاز شده است: "خب، وقتی یک خانواده‌ای اینقدر دست‌شان در امور اقتصادی و قدرت سیاسی باز باشد، کم‌کم جسارت پیدا می‌کنند و متعرض امور مقدس هم می‌شوند. مثلا دختر من به چه مجوزی باید آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتی زیر سوال ببرد؟ خب این خانم در آن روزنامه‌ای که داشت خیلی راحت نوشت چرا باید دیه مرد دو برابر زن باشد یا چرا فلان حکم  یقینی اسلام چنین و چنان است؟ اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اینها فسادهایی بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد."  آیا این بی عدالتی و ظلم به اسلام و ملت و خیانت به امام و شهدا نبود ؟

. . . با خودم فکر کردم که چرا باید فرزندان من با حمایت من ، با پول کلانی که  از بیت المال به جیبشان سرازیر کرده ام ارازل و اوباش اجیر کنند و در کشور اغتشاشات  راه بیاندازند و عده ی را به کشتن بدهند و باعث  تضعیف کشور شوند .   با خودم فکر کردم که خون این کشته شدگان به گردن کیست ؟  با خودم فکر کردم که چرا باید دشمنان ملت را شاد میکردم ؟  چرا باید خوانندگان فاسد و مطربان لامذهب و شکنجه گران رژیم شاه عکس مرا بالای دست بگیرند و به اسلام و شهدا و به امام فحش دهند ؟  چرا باید دخترم در اجتماعات حاضر شده و به رهبری این نظام اهانت کند ؟

. . .  در میان این همه مشکلات اقتصادی  وبیکاری ، چرا باید همه فرزندان و همه فامیل دور و نزدیک من رئیس  ، مدیر ، مدیر کل ، وزیر ، معاون وزیر ، معاون مدیر کل ، مدیر عامل و کارخانه دار باشند ؟  آیا همه قوم و قبیله من نخبه هستند و ذاتا باید مدیر و رئیس باشند ؟

. . . درد زیاد است و با گفتن تمام نمیشود تازه اینها فقط بخشی از حق کشی های من است که همه میدانند ،  وگرنه چیزهایی را که دیگران نمیدانند و فقط خودم میدانم اگر بگویم که واویلاست . پس به من حق بدهید که از خودم متنفر باشم و در پیشگاه ملت و خدا شرم سار باشم .  من توبه میکنم و از خدا میخواهم مرا ببخشد و توفیقی بدهد که در جبران مافات بکوشم .

وقتی بیاد می آورم با این همه فسادی که کرده ام  پیشنماز مردم هم میشدم و گاه و بیگاه از عدالت هم دم میزدم و از اسلام و امام علی هم سخن میگفتم ، آرزو میکنم زمین باز شود و مرا در کام خود فرو ببرد تا مردم از شر امثال من راحت شوند و از خدا میخواهم به آقای هاشمی طول عمر بدهد که  عدالت را به من یاد داد و از گمراهی نجاتم بخشید.

والسلام .

 

  نظرات ()
دوست و دشمن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۳

امام حسین (علیه‌ السلام):

مَنْ أحَبَّکَ نَهَاکَ وَمَنْ أبْغَضَکَ أغْرَاکَ.

دوست تو کسی است که تو را از [گناه] باز دارد و دشمنت، آن که تو را [بدان] وا‌دارد.

Your true friend is he who prevents you from committing sins, and your enemy is he who tempts you into doing so.
 
کنزالفوائد، ص 128

 

 امام حسین

ای محبوب دل ما ، دنیا ما را چنان گرفتار خویش کرده است که در روز ولادت تو به سلامی و امید علیکی بسنده میکنیم. تو کرمی کن و عنایتت را به این ظرف محدود مان بسنده مکن ! سلام و ارادت قلبی ما بر تو و پدر و مادر و جد بزرگوارت باد!

  نظرات ()
ماه شعبان مبارکباد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱

الهی رجب گذشت و ما از خود نگذشتیم ، تو از ما بگذر ، سلام بر شعبان و اعیادش ، سلام بر حسین و عباسش ، سلام بر سجاد و سجودش ، سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش .

آغاز ماه رسول خدا ماه شادی آل الله مبارکباد

 شعبان ماه رسول خدا مبارکباد

 

شعبان

اللهم صل علی محمد و آل محمد

  نظرات ()
مطالب اخیر من عاشق چشمت شدم داستان آدم و شیطان رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه این آیه را بخوانید از خواب غفلت بیدار شوید قطع نخاع روحی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥۳) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) دعا (٢۸) امام خامنه ای (٢۸) حضرت محمد (٢٤) قرآن (٢٤) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) عشق (۸) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جنبش سبز (٢) اجابت دعا (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب