امام على (علیه السلام):

لا یُدْرَکُ الْعِلْمُ بِراحَةِ‌ الْجِسْمِ.

دانش، با تن آسایى به دست نمى‌آید.

Acquiring knowledge is not possible by laziness.
غرر الحکم، ص 348
 
دانش

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دانش , امام علی


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۳۱ | ٤:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

امام صادق (علیه السلام):
إنْ أحْبَبْتَ أنْ یَزِیدَ اللهُ فی عُمرِکَ فَسُرَّ أبَوَیْکَ.
اگر دوست دارى خداوند بر عمرت بیفزاید، پدر و مادرت را شاد کن.

 کتاب زهدِ حسین بن سعید

والدین


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: والدین , امام صادق


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۳٠ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

صلوات

 عید مبعث بر عالم بشریت مبارکباد

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: صلوات


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٩ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نور نتابد مگر جمال محمد(ص)

جمال محمد

مبعث پیامبر عشق و رحمت مبارک باد

اللهم صل علی محمد و آل محمد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حضرت محمد , پیامبران


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۸ | ٤:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

امام کاظم (علیه ‌السلام):

التَّحَدُّثُ بِالنِّعَمِ شُکرٌ وَتَرْکُ ذلِکَ کُفرٌ.

بازگویی نعمتها، شکرگزاری و ترک آن کفران نعمت است.

 

امام کاظم

السلام علیک یا موسی بن جعفر ایهالکاظم یابن رسول الله

سلام بر تو ای ماه تمام ، ای امام هفتم ما

 

تولد امام موسى کاظم ( ع ) روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال 128 هجرى در ابواء اتفاق افتاد .

دوران امامت امام هفتم حضرت موسى بن جعفر ( ع )مقارن بود با سالهاى آخر خلافت منصور عباسى و در دوره خلافت هادى و سیزده سال از دوران خلافت هارون که سختترین دوران عمر آن حضرت به شمار است .

امام موسى کاظم ( ع ) از حدود 21 سالگى بر اثر وصیت پدر بزرگوار و امرخداوند متعال به مقام بلند امامت رسید , و زمان امامت آن حضرت 35  سال و اندکى بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بیشتر بوده است

عاقب آن امام بزرگوار در سال 183 هجرى در سن 55 سالگى به دست مردى ستمکار به نام سندى بن شاهک و به دستور هارون مسموم و شهید شد .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٧ | ۳:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

(((  امروز پنجشنبه اس میشه گفت اوضاع 50% اونجوری که میخواستم پیش رفته...

نمیدونم هیجان این آدم جدید تا کی تازگی داره واسم  ولی با شناختی که از خودم دارم یه مدت دیگه احتمالا یادم نیست که این نوشته ها برای کی بوده و این حال و حسارو فراموش کردم به قولی همیشه تب تندم زود عرق کرده

از یه عادت خوبم خوشم میاد اینکه در بند کسی نیستم ( من هیچ کسی را دوست ندارم )

مثلا الان که بعد مدتها اومدم به وب سر زدم یادم نمیاد فلان پست که محتواش کمی احساسیه تو اون لحظه برا کی بوده اینه که میگم این آدمم احتمالا به تاریخ می پیونده

ولی اینکه انگیزه شده واسم حس خوبی داره آدمی با همین انگیزه ها جون میگیره دیگه

ولی کاش می دونست که الان انگیزه س برا من  ، اونوقت خیلی جلو بودیم حوصله پروژه های طولانی مدتو ندارم 

امروز زیبا شده ام ... 

. . . فردا صبح باید برم دانشگاه ساعت کلاسای آزم  رو تعیین کنم  ... شایدم یه سر برم پیش شاهین ببینم فیلم جدید چی داره

. . .   از احوالات جدید ما همین بس که درسه تموم شد بلاخره ( یعنی فحش ناموس شده بود دیگه تا این حد !!! ) یه جایی مشغول کار هستم فعلا اوضاع خوب می گذره شکر خدا ٰ   )))

دانشجو

این یادداشتی از یک دختر دانشجو است که در یک اتاق 3 در 4  با وسایل دانشجویی  کامل با رفاه و انبوهی از لباسهایش  که بیشتر آنها را هنوز نپوشیده است زندگی میکند.  چقدر وحشتناک است که او همکلاسی دختر ، پسر یا برادر و خواهر  یا پدر و مادر ما  باشه . رشته او احتمالا  چیزی در مایه های  "مکابیو میکرولوژی شناسی جامعه روان یابی بازرگانی اجرای مدیریت " است که برای کشور ما یک نیاز مبرم و حیاتی است!  واگر ایشان برای تحصیل در این رشته ترک دیار نمیکرد معلوم نیود وضع کشور ما چه بی ریخت میشد!!!؟؟؟ 

آقایانی که با اختراع دانشگاههای رنگارنگ برای رشته های بی کاربرد و بی خاصیت و اعزام دخترهای جوان به شهرهای غریب برای پول مردم کیسه دوختید و  جان مردم را  از دشواری تامین هزینه دانشگاه  به لب آوردید !

آقایانی که کارمند و کارگر بدبخت را  برای تامین دانشگاه پولی ی  فرزندانشان به یک مسابقه اجباری و طاقت فرسا با  پولدارهای مفت خور وارد کردید ! و پدر و مادرها را به بهانه تامین شهریه گزاف دانشگاه هایتان به چند شغلی دیوانه کننده و برده وار وادار کردید و محیط خانه را از خانواده خالی نمودید !

آقایانی که برای بالا بردن آمارهای خود دختران را در کمال بی مسئولیتی خودتان از خانواده ها جدا کرده و به امید واهی ارتقای علمی و توسعه آموزش عالی ، بی سرپرست به شهرهای غریب روانه کردید !

. . . این دست پخت شماست ! غریبی نکنید ! بفرمایید تحویل بگیرید! آموزش عالیتان توسعه یافت ! فرهنگ جامعه تان ارتقا یافت !  تحصیلات عالیه تان فراگیر شد !  اینو میخواستید ؟  خو...ب شد؟   شهریه ها را افزایش بدهید ، برای آقایان موسسین صرف نمیکند !  سود خوبی گیرشان نمی آید !  حق الجلسه ها در شان  مقام علمیشان نیست ! آمار تورم را سر میز جلسه بیاوید  باید  ضریب افزایش شهریه ها را محاسبه کنید !  تنور مسابقه را داغ تر کنید ، هنوز رمقی در جان شرکت کنندگان باقیست !

خودتان را برای عذابی وحشتناک از جانب خدای  متعال آماده کنید .  این مشت نمونه ای از خروارهای شماست !  من مثل شما در ارائه گزارش گزینشی عمل  نکرده ام  بلکه دست برده و بارها و بارها تصادفی انتخاب کرده ام !  

آیا کلمه قبیح "جاکش" را شنیده اید ؟   این کلمه برای توصیف کسی بکار میرود که افرادی را برای انجام عمل خلاف عفت به یک جای مناسب راهنمایی میکند.

برای  تطمیع  وزیر و وکیل و همکاسه های خودتان  دانشگاه آزاد و دانشگاه غیر انتفاعی درست کنید و به آنها هبه کنید و آنها از فرط بی عرضه گی در اداره آن  و تامین  فضای فرهنگی و امنیت آن غفلت کنند و فقط هنگام دریافت حق جلسه های کلان  میلیونی به دانشگاه بیایند و دانشگاه را به حال خود رها کنند و آن را به  یک جای بدون کنترل و مناسبی برای دختران و پسران نامحرم و دور از خانه  و در معرض تهدید و لغزش  تبدیل نمایید . 

آقا ما از دانشگاه آزاد کم کشیدیم ، غیر انتفاعی ها هم مزید برعلت شدند . این دانشگاههای غیر انتفاعی را دادند به یک نفر آدمهایی که اصلا فرصت آمدن به دانشگاه را ندارند ، ترکیب را سیر کنید :  نماینده مجلس 2 نفر ، مدیرکل 1 نفر ، کارمند پرمشغله 2 نفر ، روحانی 60 سال به بالای دانشگاه ندیده 1 نفر ، استاد دانشگاه پرتدریسی که تا حالا پایش به دانشگاهی که خودش تاسیس کرده نرسیده است 1نفر .

این افراد معقول و تحصیل کرده و شاید هم دلسوز در دامی افتاده اند  که بندهای آن را با طلای ناب بافته اند . حرص دنیا یا جهالت آنها را به دام هلاکت و عاملیت فساد کشانده است .

دانشگاه با 600 نفر دانشجو  به امان خدا  رها شده است و بیچاره سرایدار از مشاهده صحنه های غیر شرعی عاصی شده و جانش به لب رسیده است .  ساعت اداری که میشود چند نفر کارمند معدود هم برای اینکه به سرویس برسند با عجله  و شتابان از ساختمان خارج میشوند و یک ساختمان  پر از دانشجو  بدون نگهبانی و حراست میماند و یک سرایدار پیر !   چیزی که میماند یک جای مناسب  و چند نفر آدم مستعد است .  آقایان ، برای دانشگاه نگهبان و حراست استخدام نمیکنند که سود ما کم میشود ؟؟؟؟

آقای وزیر  که دانشگاه ها را اختراع و به دوستان هبه میکنی و از جیب خلیفه میبخشی و با آب حمام دوست میگیری !

آقای نماینده مجلس که در مجلس برای تصویب حقوق مادام العمر از فرط حرص له له میزنی و در عین حال برای پول دانشجویان بدبخت هم که عمدتا با خون دل و تحمل رنجهای فراوان بدست آمده ، کیسه میدوزی !

 آقای مدیرکل ، آقایان هیات موسس که سر سه ماه برای دریافت حق الجلسه 5 میلیونیتان سراسیمه و با حرص و ولع به دانشگاهتان شرفیاب میشوید و قدم هایتان را دوتا یکی میکنید:

شما که افراد را به این جاهای مناسب میکشانید  و محیط مناسبی برای اعمال خلاف شرع ایجاد میکنید ،  نامتان را با حوصله حجی کنید ! تا اگر  هنوز شرفی در خویش میبینید از خود شرمتان بیاید.

والسلام

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فساد


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٥ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

برخی سوالها اصلا از ریشه دچار مشکل هستند یا بعبارت دیگر بهتر است بگوییم برخی سوالها ، سوال نیستند بلکه  پیام  هدفدار هستند که به شکل سوال طرح شده اند و با هدف تحمیل و القای  یک فکر نادرست مطرح میشوند .

وقتی یک سوال به صورت " این یا آن " مطرح میشود در واقع سوال شونده را در بین یک دوراهی قرار میدهد و شنونده احساس میکند که باید فقط یکی از دو مورد را  انتخاب نماید چون حرف " یا " عموما در محاوره بصورت مانعه الجمع  بکار میرود . با این کار ، طراح سوال ابتدا  به شنونده القا کرده است که این با آن متضاد و غیر قابل جمع است  در صورتیکه ممکن است اصلا چنین نباشد و امکان جمع دومورد هم وجود داشته باشد. این سوال هم از آن سوالهاست : تعهد بهتر است یا تخصص ! و شهید چمران جواب زیبا و حکیمانه ای به آن داده است .

از چمران پرسیدند:

تعهد بهتر است یا تخصص؟

گفت: «می گویند تقوا از تخصص لازمتر است، آن را می پذیرم.

اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست.»

جمران 

چمران

روحش شاد!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: تعهد , تخصص , چمران


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٥ | ٥:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

فردا اولین روز از زندگی  آینده شماست

تولدتان مبارک

 

تولد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: تولد


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٤ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

امام صادق 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام صادق


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٢ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

عبادات ، آفات زیادی دارند و هر آفت به مناسبت حال آدمی سراغش می آید.  یکی از آفات نماز و عبادات ، ریا است .  ریا یعنی اینکه کار خدایی را برای "خودنمایی به دیگران " انجام بدهی .  در نماز هم گاه و بیگاه ریا به آدمی هجوم می آورد و با هیاهویی که در درون آدمی  ایجاد میکنداو را از توجه به صاحب اصلی نماز یعنی خداوند باز میدارد و تمرکز حواس او را بهم میزند. چه کنیم که از حواس پرتی هایی که در اثر ریا عارض میشود رها شویم؟

ریا یعنی آدم عمل نیک خود را برای خوش آمد دیگران به آنها بنمایاند. بنابراین آدم برای کسی ریا میکند که میداند این عبادت در نزد آن شخص هم دارای ارزش است و از مشاهده انجام آن خوشش خواهد آمد. اما اگر در نظر بیننده  ، کاری که من میکنم بی ارزش یا حتی غیر قابل تحمل باشد در اینصورت من از معرض ریا نجات خواهم یافت و  میتوانم عمل خویش را با خلوص انجام دهم.

نماز

وقتی احساس ریا به سراغم می آید :

من نمازم را با این احساس میخوانم که انگار هیچ کس از نماز خواندن خوشش نمی آید! و فرد نماز گذار در میان مردم اطراف من منفور است .

من نمازم را با این احساس میخوانم که اگر کسی از در وارد شود و مرا با این حال ببیند ، از نماز خواندن من برآشفته خواهد شد و قصد جانم را خواهد کرد! ومن به خدا پناه خواهم برد و  همچنان نماز خواهم خواند.

من نمازم را  در میان  جمع کافران کینه توز مکه میخوانم !

من نمازم را در زیر باران تیر لشکر عمر  سعد میخوانم !

من نمازم را در زندان تاریک خلفای عباسی میخوانم !

من نمازم را در زیر تمسخر ها و شماتتهای ، روشنفکران دانشگاههای زمان شاه می خوانم !

من نمازم را در زیر گلوله باران دشمن بعثی میخوانم !

من نمازم را  میان  فتنه گران و حرمت شکنان و مسخره کنندگان عاشورا میخوانم  !

در گرماگرم هجوم  لشکر ریا  ، من  به سایه اولیای خدا میخزم و با ایشان در محاصره دشمنی ها  و نا امید از "خوش آیند مردم"  نماز میخوانم و می اندیشم که فقط خدا از نماز من استقبال  میکند  و لاجرم  فقط یک نقطه امید در برابرم میبینم و به او پناه میبرم و فقط بخاطر او نماز میخوانم.

والسلام

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۱ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

این نوشته  جنبه کاملا شخصی دارد و برای ثبت تجربیات شخصی آن را ثبت میکنم . شاید برای دیگر عزیزان هم مفید باشد.

نزدیک 10 سال است که رفیقی پیدا کرده ام که فقط در خرداد ماه سراغی از ما میگیرد. اسم این رفیق حساسیت است . خرداد که شروع میشود  حساسیت شدید من هم شروع میشود. خارش چشم ، بینی و عطسه های شدید و آب ریزش بینی و سردرد و سستی!

دکتر زیاد رفته ام  اما داروهایشان اصلا کارگر نیست . هرساله انواع آمپولها و قرصها و پمادها را امتحان کرده ام  اما هیچ اثری نداشته اند. من در مدت این یک دهه به این نتیجه رسیده ام که دکتر جماعت ، آدمهای  خجالتی هستند و خجالت میکشند که بگویند : درمان این بیماری را بلد نیستیم !  به همین خاطر هم هست که با این که میدانند درمان این بیماری از حیطه دانش پزشکی خارج است اما از روی کمال  احترام و کم رویی  نمیتوانند واقعیت را به مریض بیچاره بیان نمایند  و مجبورند چند قلم داروی کم ضرر یا حتی پر ضرر را تجویز کنند .  بگذریم .

حدود 5 سال است که دیگر به دکتر مراجعه نمیکنم و  هرسال این یکماه را تحمل میکنم و روزها را میشمارم تا بلکه این ماه خرداد رضایت دهند و از آسمان طالع ما عبور کنند بلکه ما از رنج مداوم یکماهه نجات یابیم.

امسال نمیدانم از کجا  فکر حجامت به سر من افتاد و تصمیم  به مطالعه در باره آن گرفتم تا اگر مفید بود برای حجامت اقدام کنم .  نتیجه کلی مطالعات مثبت بود و امروز به این اطمینان رسیدم که حجامت در کل ضرری ندارد و اگر هم نتواند  حساسیتم را درمان کند برای درمان سایر اختلالات مثل گرم شدن بیش از حد دست وپاها و یا  پرخاشگری های گاه و بیگاه و . . . میتواند موثر باشد.  فردا یکشنبه و 19 ماه رجب زمان خوبی برای حجامت است .این بود که برای ساعت 7:30 عصر فردا از یک مرکز حجامت وقت گرفتم.  9000 تومان آزاد و 7000 تومان با دفترچه بیمه ! توکل برخدا !

آنچه درباره حجامت آموختم این است :

حجامت

  

اول - توصیه پیامبر و امامان :  (که البته قویترین دلیل برای تصمیم من بود)

حجامت توسط معصومین (ع) سفارش شده است. به عنوان مثال:

  1.  امام رضا (ع) فرموده اند :هفتم حزیران را دریابید و اگر در هفتم موفق نشدید در چهاردهم حزیران حجامت کنید (حزیران نام یکی ازماههای رومی است و هفتم حزیران  در ایران معادل 28 یا 29 خرداد ماه و 14 حزیران معادل 4 و 5 تیر ماه می باشد.)
  2. امام علی (ع) میفرماید :به درستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند.
  3. امام رضا (ع) فرماید:رسول خدا فرمودند: اگر در چیزی شفا وجود داشته باشد پس در تیغ حجّام است یا درشربتی عسل.

دوم - حجامت چیست و فایده آن چیست:

حجامت عملیست که باعث تصفیه (صاف شدن) خون میشود و با دفع سموم بدن ، آفات را از بدن خارج میکند و وضعیت بدن را به حالت تعادل باز میگرداند. معروفترین قسم حجامت آنست که در پشت بدن و در ناحیه بین دوکتف خراشهایی ایجاد میکنند تا خون ناسالم از بدن خارج و دفع گردد.

سوم - نحوه انجام حجامت :

در این عمل ابتدا محل حجامت ( در پشت بدن و بین دو کتف ) کاملا ضد عفونی شده و سپس لیوان مخصوص حجامت که لیوانی پلاستیکی و دارای سوپاپ است به وسیله
دستگاه ساکشن در موضع حجامت قرار می گیرد.

سپس اطراف این موضع به وسیله لیوانی دیگر بادکش می شود . با این عملیات خون به سطح پوست امده و در محل حجامت زیر پوست جمع می شود و پوست در زیر لیوان کاملا قرمز و سر می شود .

تا این مرحله حدود ۳ الی ۴ دقیقه زمان میبرد سپس لیوان از موضع حجامت برداشته شده و به وسیله تیغ مخصوص که استریل و یک بار مصرف است بر روی سطح ایجاد شده تعدادی خراشهای ریز و سطحی ایجاد می گردد .

سپس لیوان حجامت مجددا به وسیله دستگاه ساکشن در محل خود قرار می گیرد و
خون گیری اغاز می شود .به وسیله حجامت بین ۴۰ تا ۷۰ سی سی خون از بدن خارج می گردد .

چهارم - انواع حجامت :

حجامت دو نوع است :

  1. حجامت تر : با خراشیدن محل حجامت و خون گیری همراه است
  2. حجامت خشک : فقط بادکش انداختن است و خونگیری نمیشود

پنجم - ناحیه حجامت :

حجامت فقط در پشت کتف انجام نمیشود بلکه میتواند در نواحی دیگر بدن از جمله پشت ساق پا و چانه و یا در نواحی مختلف بدن به تشخیص متخصص انجام شود .

ششم - بستگی نحوه حجامت به وضع جسمانی فرد :

نحوه انجام حجامت با توجه به وضعیت مزاجی فرد متفاوت است و تعداد خراشها و میزان خون گیری به نسبت وضع جسمانی فرد تعیین میشود.

هفتم - حجامت برای مزاجهای مختلف:

مزاج یک فرد (دموی - صفراوی - سوداوی یا بلغمی) در انتخاب نوع حجامت مهم است  و برای افراد با مزاج بلغمی از حجامت خشک و برای سه مزاج دیگر از حجامت تر استفاده میشود.

هشتم - نظر پزشکان:

یوهان آبل (JOHANN ABELE) پزشک آلمانی در کتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " که در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید: "من اعتقاد راسخ دارم که نه تنها امروز بلکه برای همیشه،‌ امر حجامت را دردرمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است که در تنظیم کردن خودکار عملکرد بدن انسان دخالت دارد. امری که هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین کرد... مطالعات ما نشان می دهد که در لمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا کرد. " وی در کتاب خود از بیمارانی نام می برد که تنها با یک بار حجامت بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است.

نهم - فرق حجامت و خون گیری از رگ :

در خون گیری از رگ به روش اهدای خون ، خون سالم از بدن خارج میشود در حالیکه در حجامت خون کثیف از بدن دفع میگردد.

آیا خون ورید(اهدا شده) با خون حجامت تفاوتی دارد؟

آقای حسین خیراندیش، رئیس انجمن تحقیقات حجامت ایران  میگوید : در طرحی پژوهشی که در بیمارستان لقمان حکیم تهران انجام شده، فاکتورهای بیوشیمی موجود در خون وریدی(خون اهدا شده) را با خون حجامت، هم زمان مقایسه کردیم که تفاوت های فاحشی مشاهده گردید. طوری که فقط

<میزان کلسترول خون حجامت، 5/2 برابر بیشتر از خون ورید بود. >

بنابراین برای کاهش میزان کلسترول خون، انجام حجامت بسیار مفید است. هم زمان سم موجود در خون حجامت را با سم خون وریدی مقایسه کردیم که دریافتیم

سم موجود در خون حجامت 23 برابر سم خون وریدی بود.>

که با توجه به فراوانی مسمومیت های غذایی، شیمیایی، آلرژیک و تنفسی که بر اثر پراکندگی سرب و آلاینده های دیگر در محیط های صنعتی و عمومی و شهرهای بزرگ وجود دارد، حجامت برای مقابله با این تهدیدات جانی کافی است.

دهم - زمان حجامت :

در زمان انجام حجامت سخنهای مختلفی زده شده است ولی مشهور ترین آنها این گونه است :

بهترین فصل اول بهار. اول تابستان و اول پاییز است چون وضعیت دما در کیفیت خون بدن تاثیر دارد.

بهترین زمان در هر ماه ، نیمه دوم ماه قمری است چون وضعیت ماه در گردش خون بدن تاثیر دارد. (برخی از 12 تا 19 هر ماه  قمری نوشته اند)

بهترین روز برای حجامت یکشنبه ها و دوشنبه ها و پنجشنبه ها است.

از امام رضا (ع) در زمانی که در ایران حضور داشتند نقل شده است که : هفتم حزیران را دریابید و اگر در هفتم موفق نشدید در چهاردهم حزیران حجامت کنید (حزیران نام یکی ازماههای رومی است و هفتم حزیران  در ایران معادل 28 یا 29 خرداد ماه و 14 حزیران معادل 4 و 5 تیر ماه می باشد.)

یازدهم - حجامت حجم خون را کاهش نمیدهد:

اولاً همه ی حجامت ها خون گیری نیست. ثانیاً میزان دفع زیاد خون نقش اساسی در درمان ندارد، به طوری که حتی با گرفتن تنها 3 سی سی خون می توانیم به درمان برسیم و بالاترین حجم خون در حجامت 30 تا 50 سی سی است و جریان خون بعد از آن قطع می شود.
پس نگرانی در مورد کاهش حجم خون بی مورد است. ضمن این که درمان به وسیله ی حجامت برای بیماری های مختلف فرق دارد. مثلاً حجامت بیمار مبتلا به سردرد میگرنی با بیمار دیابتی یا بیمار دارای دیسکوپاتی (بیماری های مربوط به دیسک) با بیمار سیاتالژی(مربوط به عصب سیاتیک) متفاوت است.


دوازدهم - حجم خون حجامت و اهدای خون :

در هر بار اهدا، حدود 450 سی سی خون از بدن فرد گرفته می شود. در حالیکه در حجامت حدود 50 سی سی خون از بدن دفع میشود. یعنی تقریبا 9 برابر کمتر است.

سیزدهم - پرهیز از حجامت به هنگام گرسنگى :

قبل از عمل حتما گرسنگی خود را بطور کامل رفع نمایید و بعد از آن نیز خود را سیر کنید.

از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید که حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و
انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است.

از امام صادق‏علیه السلام روایت شده که:

« حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت‏بخش بدن است.»

حضرت صادق‏علیه السلام فرمود :  « از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.»

حضرت هم‏چنین فرمود:

« بعد از خوردن طعام، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل ازخوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.»


چهاردهم - پرهیز از مقاربت و هیجان‏هاى عصبى قبل و بعد از حجامت:

امام رضاعلیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه مى‏فرماید :

« حجامت پس از عمل جماع خوب نیست. باید میان جماع و حجامت ، حداقل
دوازده ساعت فاصله باشد... پس از حجامت نباید بلافاصله به زنان نزدیک شد.

به علاوه مقرر است که انسان بعد از حجامت، از حرکت زیاد و خشم و هیجان بپرهیزد.

پانزدهم - سن حجامت :

یک پزشک میگوید :  از وقتی که بچه در شکم مادر است و 5 ماهه شد مادر می‌تواند حجامت بکند، چون روی ‍‍ژن اثر می‌گذارد و به خصوص برای قد بلند شدن خیلی موثر است وقتی هم بدنیا آمد از چهار ماهگی این کار را بکنید و چون نوزاد را به محض بدنیا آمدن نمی شود حجامت کرد و باید یک جوری حجامت بشود تا بیماری نگیرد. برای مرض زردی به حرف همکاران ما (دکترهای امروزی )گوش نکنید و وقتی بچه زردی داشت و دوست دارید تپل بشود و حسابی سالم باشد گوشش را می‌گیرند وبر می‌گردانند با یک تیغ نازک استریل شده یک تیغ کوچولو می‌زنند و 2 یا 3 قطره خون اگر از این گوشه گوش بچه بیرون بیاید زردیش هر چه باشد خوب می‌شود و نیاز به بستری ندارد.

 

اطلاعات فوق از منابع بسیار زیادی فراهم و خلاصه نویسی شده است و با عرض پوزش ،  ذکر منابع از حوصله حقیر خارج میباشد.

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجامت


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٠ | ٦:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

((  قُل اَرَایتُم اِن اَصبَح ماوُکُم غَورا فَمَن یَاتیکُم بِماءٍ مَعین  ))

(سوره مبارکه ملک / آیه 30)

بگو اگر ببینید که آب شما فرو میرود ، پس چه کسى براى شما

آب گوارا باز خواهد آورد ؟

زمین بدون آب

زمین بدون آب !

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: زمین , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٠ | ۳:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

ساختمانهای بزرگ و بقولی برجهای "تجاری ، مسکونی" ی بلند مرتبه ، چشم آدم را خیره میکند .  وقتی میخواهی یک واحد آپارتمان بخری  یا اجاره کنی  فروشنده یا دلال برای  مرغوب نشان دادن واحد میگوید : عنایت کنید که  این واحد در طبقه بیستمه ، چشم اندار زیبایی داره ، توی این واحد به همه جا مسلطی ، حوصله ات سر نمیره ، شهر زیر  پاته ،  پنجره ات رو به کوهپایه باز میشه ،و . . .  پارکینگ ، محوطه بازی ، فضای سبز ، استخر محوطه ، چهار خوابه ، پارکت ، گچ بری ، پرده ، کابینت ، جکوزی ، پکیج و . . .

با شنیدن این اوصاف ، به شوق می آیی و خودت را قانع میکنی که  این واحد ارزشش را دارد و برای خریدنش رغبت نشان میدهی پول هم که داری ، پس دوست داری همانجا قرارداد ببندی و کار را تمام کنی و آن واحد با ارزش را در اختیار بگیری . میدانی که این واحد یک واحد با ارزشی است .

برج

 

در نظر بگیرید که در هنگام عقد قرارداد و زمانی که آماده امضای قرار داد شده اید یکی در گوش شما بگوید که : این ساختمان آسانسور ندارد ها . . . !!!  . . .  چه حالی میشی؟  مثل اینکه از یک حقیقت وحشتناک  پرده برداشته باشند هراسان میشوی و دست و پایت سست میشود و قلم از دستت می افتد .

. . . آیا شما بازهم حاضر هستید این واحد شیک و مجهز را که در منطقه مرغوبی هم قرار دارد خریداری نمایید ؟  آیا میشود بدون آسانسور در یک واحد مدرن واقع در طبقه بیستم زندگی کرد؟  آیا حاضر هستید برای این واحد ، نصف همان مبلغ را پرداخت کنید ؟  یک سومش را چطور ؟  آیا حاضرید  10 میلیون تومان به خانه ای بدهید که نمیتوانید به آن رفت و آمد کنید ؟  پس آنهمه ارزش کجا رفت ؟  فقط به یک آسانسور بند بود ؟  مگر میشود آن همه  امکانات بخاطر یکی از  اجزاء  ارزش خود را از دست بدهند؟  میبینیم که بله ، میشود !   ساختمان بلند مرتبه با آن همه تجهیزات گران قیمتش بدون آسانسور ارزشی ندارد.

. . . آیا به مهندسی که این ساختمان را طراحی و ساخته  است  و برای دسترسی به طبقات ساختمان ، فقط  پله را در نظر گرفته است  میشود به عنوان یک مهندس ساختمان اطمینان کرد و کارش را تایید کرد ؟

. . . زمین  دنیا پست است  و جایگاهی که انسان بسوی آن در حرکت است بسیار رفیع و بلند !   عمر انسان کوتاه است و بضاعتش اندک و تواناییش محدود ! پس برای رسیدن به جایگاه راه میانبر و  وسیله لازم است .

مکاتب غیر شیعه  در گوش انسان گفته است : این ساختمان آسانسور ندارد !!! و با این سخن هولناک ، دست و دل انسان را  لرزانده و امید صعود را از او گرفته است.

و مکتب غرب در گوش انسان گفته است : چنین جایی وجود ندارد و بدین ترتیب انسان غربی را زمین گیر کرده است .

قرآن مجید میفرماید :

 "یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله وجاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون "(المائده/35)

ای کسانی که ایمان آوردید ، تقوی خدا  را پیشه کنید و برای رسیدن به او  وسیله فراهم سازید و در راه او مجاهده کنید شاید رستگار شوید.

قال أمیر المؤمنین (علیه السلام) فی قوله تعالى: وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ: «أنا وسیلته»

امام علی در باره این آیه شریفه فرمود :  من وسیله خدا هستم.

عبادت بی علی معنا ندارد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امامت , توسل , شیعه


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٩ | ۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شعر زیر هدیه یکی از خوانندگان عزیز است و نمیدانم سراینده اش کیست ، ولی از جانب هرکس که صادر شده است  پشت این زبان ساده ،  روحی لطیف و عاشق نهفته است . عنایت کنید :

دوست دارم خانه ی من سبز باشد چون بهار

 خاستگاه شعرهای نغز باشد چون بهار

 سقف آن از عشق باشد سر ستون هایش امید

 پشت بام خانه ام ماوای مرغان سپید

 در میان هر اتاقش یک کمد رویای خوش

پرده ها را می برم از جنس یک فردای خوش

 فرشی از لبخند بگشایم میان خانه ام

می نمایم یاس ها را میهمان خانه ام

روشنی خانه ام از قلب های بی ریا

هر چراغش می شود یک جلوه از نور خدا

می پزم هر روز در آن خانه عشق زندگی

دور ریزم شب به شب هرچه به دل آلودگی

خانه ام را دوست دارم با وفا تزیین کنم

با محبت کام اهل خانه را شیرین کنم

تابلوهایی بیاویزم همه کار خدا

هرطرف را بنگری تصویر تکرار خدا

گرخدا خواهد به ذکری خانه ام را جان دهم

 با کلام یا علی هرکار را سامان دهم

 

یاعلی

یاعلی !

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شعر , امام علی


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٧ | ٥:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

امام خامنه ای

کوه علی کوه 

(بخوانید بر وزن " نور علی نور " )

 

چند روز قبل فیلم دیدار ورزشکاران با امام از تلویزیون پخش شد  . با اینکه جمله معروف " من ورزشکار نیستم اما ورزشکاران را دوست دارم " را زیاد شنیده بودم اما فیلم مربوط به این جمله مشهور را ندیده بودم .  راستش امام در آن دیدار سیمای بسیار شادابی داشتند و وقتی هم که آن جمله معروف را ادا میکردند از چهره مبارکشان ملاحت خاصی  نمایان بود که احوال را دگرگون میکرد. برای ما دیدن چهره شاداب امام بهترین لذت زندگیست اگر چه ایشان دیگر در میان ما نیستند اما یادآوری خاطره های خوشش از ورای سالهای دراز ، بازهم حال ما را خوش میکند. روحش شاد!

امام خمینی

مرا کیفیت چشم تو کافیست !


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام خمینی , ورزش


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٧ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نام زینب در شئون زندگى گل میکند

                                  در دل عشاق ایجاد تحول میکند  

مهدى زهرا که خود رمز تماس با خداست      

                                  درمقام ذکر ، برزینب توسل میکند.

 

15 رجب وفاتش تسلیت باد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: زینب


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٦ | ٤:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

معجزه سخن اینست که کلمات ساده وقتی از دهان اندیشمندان شنیده میشوند نظم ، هارمونی و معنای بخصوصی بخود میگیرند و در دلها مینشینند و در یادها  ماندگار میشوند. پریروز در سالگرد رحلت امام خمینی کلمات زیبایی از دهان مبارک رهبر عزیز صادر گردید که در کمال بلاغت و فصاحت  و در عین حال قاطع و صمیمی ، حرف دل مردم را در چند جمله ساده و رسا و دلنشین که حاوی مضامین مهم و کلیدی بود بیان فرمودند :

در راه پیشرفت توقف ممنوع است خود شگفتی، غفلت،‌ اشرافی‌گری‌ و لذت‌جویی‌، به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولان ممنوع است و با این ممنوعیت‌ها است که می‌توانیم به قله برسیم.ایشان ادامه دادند: ما در دامنه حرکت می‌کنیم و هنوز به قله نرسیدیم و فاصله داریم. آن روز که ملت ایران به قله برسد، دشمنی‌ها تمام خواهد شد و معارضه‌های خباثت‌آلود به پایان خواهد رسید. ما با آن روز فاصله داریم و حرکت را باید بی‌وقفه ادامه دهیم.

 

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

                 آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

 

امام خامنه ای

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

 

الله جمیل و یحب الجمال


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام خامنه ای


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٦ | ٤:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بنام خدا

 

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت

اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب(ع)، و روز پدر مبارک باد

 

 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان
چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که زکوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آنکه شاید برسد به خاک پایش
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چو زنم چو نای هر دم ز نوای شوق تو دم
که من غریب خوش تر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام شنایی بنوازد آشنا را

زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

 علی

 

از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است : شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب ، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و مولا امیرالمؤمنین با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید ؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

مولا فرمودند: شهریار ما کجاست ؟

 

 شهریار آمد ، حضرت خطاب به شهریار فرمودند:

 

شهریار شعرت را بخوان !

و شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا

که  به  مـا  ســوا  فـکـندی  هـمـه  سایـه هـمـا را

ایشان فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد ، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار  کیست؟

 گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند

گفتم : از جانب من اورا دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد ساعت شش صبح شهریار به خانه آیت الله می رسد خادم از او نامش را می پرسد میگوید من  سید محمد بهجت تبریزی مشهور به شهریار از تبریز آمد ه ام پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند ؛ آیت الله پس از دیدن شهریار  می گویند این همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر ( ع ) دیده ام .

آیت الله می پرسند : این شعر (( علی ای همای رحمت )) را کِی ساخته ای ؟

 

شهریار با حالت تعجب سؤال می کنند که شما از کجا خبر دارید ! که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام . ولی من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام !

آنگاه آیت الله سری تکان می دهد ومی گو ید می دانم ولی تو ای: "شهریار شعرت را بخوان ! "

و او متحیر و حیران می خواند : علی ای همای رحمت . . .

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی  جریان خواب را به شهریار می فرمایند . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
 آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
 ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام علی , شهریار


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٥ | ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 شاید 40 کیلومتر راه رفته بودیم و الان بعد از ظهر بود . ساعت 7 صبح تشییع پیکر امام از قیطریه شروع شد و تا بهشت زهرا ادامه یافت . حدود ساعت 3 بعد از ظهر تن ما دیگر در اختیار ما نبود که پس از 8 ساعت راهپیمایی زیر حرارت داغ آفتاب خرداد ماه از حرکت باز ایستاد .  نمیدانستیم با چه نیرویی اینهمه راه را بدون وقفه طی طریق کرده  بودیم .

آن روز ، روزی بود که معلوم نیست آیا نظیرش دیده خواهد شد یا نه ؟  سیل جمعیت بدون سازماندهی ، دسته دسته و نوحه خوان به سمتی در حرکت بودند :

ای خدا دیدی چه آمد بر سرما !

رفته از دنیا امام و رهبر ما !

وا اماما   وا اماما    وا اماما !

 

نمیدانم عکسهای زیر مربوط به چهلم یا سالگرد امام است که از طرف انجمن سینمای جوان برای ثبت لحظات رفتیم ،  اما حالی برای عکاسی نبود . عکسهای زیر اگرچه از نظر هنری قابل عرضه نیست اما یاد و خاطره آن روزها را زنده میکند.

رحلت امام

 

 

امام 

 

رحلت امام

 

 یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام خمینی


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۳ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی امام رضا (ع) درخراسان بدست مامون خلیفه عباسی به شهادت رسید فرزند گرامی ایشان امام جواد(ع) فقط 8 سال داشتند و در مدینه ساکن بودند. ایشان در سن 8 سالگی امامت مسلمانان را بعهده گرفتند. معتصم خلیفه وقت امام را در محرم سال 220 قمری از مدینه به بغداد فراخواند و در آخر ماه ذیقعده به شهادت رساند . امام پس از 17 سال امامت در سن 25 سالگی توسط دختر  مامون (خلیفه ) بنام ام الفضل (که از روی سیاست به عقد ایشان در آورده بودند) با انگور مسموم به شهادت رسید. این رهبر جوان در طول مدت امامت خود بارها عالمان دربار خلیفه را شرمنده علم سرشار خویش کرد.  نام مبارک ایشان محمد است و معروف به جواد و تقی هستند. ایشان نهمین امام عزیز ما  و پدر گرامی امام هادی هستند و بارگاه ایشان در شهر کاظمین  عراق است. ایشان در سال 195 قمری در مدینه  از مادر بزرگواری بنام سمانه متولد شدند.

امام جواد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام جواد


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۱ | ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

امام جواد

لا تَکُن وَلِیّاً لِلّهِ فِی الْعَلانِیَةِ، عَدُوّاً لَهُ فِی السِّرِّ.

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام جواد


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۱ | ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

خدایا ! کاش هر لحظه می فهمیدیم که ماه ، ماه رجب است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رجب


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٠ | ٧:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

همین الان از بیمارستان برگشته ام ، دیشب پدر خانم  را برای عمل دیسک کمر بستری کرده ایم و امروز ساعت 10 صبح عمل خواهد شد.

دکتر صالح پور گفته به غیر از حق الزحمه ای که از بیمارستان میگیرم  4 میلیون تومان حق چاقو میگیرم و عملش میکنم. وقتی به حسابم واریز کردید خبر دهید تا برای عمل اقدام کنم . از هزینه بیمارستان هنوز اطلاعی نیست ولی 3 میلیون تومان پول برای  پیچ و مهره پلاتین پرداخت شده است.  فعلا 7 میلیون تومان در اولین روز بستری  هزینه شده است.

دکتر

در همین 5 خط بالا واقعیتهای تلخ زیادی نهفته است . اما قصد من از بیان این مطلب چیزیست که میخواهم عرض کنم.

 

 پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند :

مَن سَعى لِمَریضٍ فی حاجَةٍ قَضاها أولَم یَقضِها خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ کَیَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ ؛

 هر کس براى بر آوردن نیاز بیمارى بکوشد ، چه آن را برآورده سازد و چه نسازد ، مانند روزى که از مادرش زاده شد ، از گناهانش پاک مى‏شود .

 

سوالی که مطرح میشود اینست که : آیا دکتر صالح پور و امثال او هم مصداق این حدیث میتوانند باشند ؟  این سخن ها ارزش های والایی هستندکه  البته فعلا ملموس نیستند و در زمان حال اثرشان قابل مشاهده نیست و به همین جهت ارزشمندی آنها براحتی درک نمیشود.  و به همین علت متاسفانه این آقایان دکترها به این مسائل اهمیت نمیدهند و ارزش قائل نیستند. آنها دوست دارند همین الان حق خود را بگیرند :  بل توثرون الحیوه الدنیا  (ایشان زندگی دنیا را بر میگزینند) گویا این آیه همین امروز در شان ایشان نازل گشته است .

آقایان دکترها ، همه حق الزحمه خود را در همین دنیا مطالبه و دریافت میکنند و برای دنیای باقی چیزی حواله نمیکنند.  آیا زیانی بالاتر از این هست که رضایت خدا را با پول عوض کنند؟

ما نمیگوییم پول نگیرند و فی سبیل الله کار کنند ، اما آقایان عنایت کنند که  4 میلیون تومان  برابر حقوق  یکساله یک کارمند و کارگر است که ایشان آن را برای 2 ساعت کار خود مطالبه میکنند. یعنی برای هرساعت کار خود 1 میلیون تومان دریافت میکند.  درحالیکه  یکساعت کار برای کارگر  و کارمند ساده 1800 تومان است  یعنی به نسبت  550 برابر  است .  من نمیدانم چطور این آقای دکتر راضی میشود که  یک نفر که  در شرایط سختی است و از بیماری رنج می برد  با وجود همه رنجهای خود حقوق یکساله اش را به عنوان اضافه دریافتی برای فقط 2 ساعت کار به ایشان بپردازد ؟  

تخصص شما بالاست ؟  حساسیت کارتان زیاد است ؟ مطب تان در جای مرغوبی قراردارد ؟  رئیس دانشکده هستید ؟  استادهستید ؟  خوب شما 10 برابر بیشتر از یک حقوق معمولی بگیرید !  قانع نمیشوید 20 برابر ! 30 برابر ! . . .  100 برابر !   عزیز من 550  برابر گرفتن فرقی با غارت و چپاول ندارد!  شما توی کدام دانشکده و پیش کدام استاد این مهارت را یاد گرفته ای ؟  که این گونه رندانه می تازی و بی رحمانه قافله میزنی ؟

آقای دکتر ! شما دردش را دوا میکنی ؟ یا دردی به دردهایش اضافه میفرمایی ؟

البته ارزش جان انسان بسیار بالاتر از 4 میلیون است  و ما حاضریم بسیار بالاتر از این مبالغ را بپردازیم . اما ارزش پزشکی هم بسیار بالاتر از 4 میلیون است !  درست است که ما  حاضریم بیشتر هم بپردازیم اما انصاف شما کجا رفته ؟  به عنایت خدا و حدیث پیامبر که ایمان ندارید و یا اگر هم ایمان دارید علاقه ای به دریافت عنایت خدا ندارید ،  چرا اعتبار پزشکی را به 4 میلیون تومان می فروشید؟ از خدا که شرم نمیکنید از حرفه خودتان هم شرم نمیکنید ؟  آیا میدانید که چهره یک پزشک را با این کارهایتان در جامعه زشت و منفور میکنید ؟ و حرفه تان را با خطر سقوط معنوی مواجه میسازید؟ آیا نمیدانید این فرزندان اغلب لاابالی  و منحرفتان  به چه علت به این روز فلاکت بار افتاده اند ؟

ما که مدتیست با دیدن یک پزشک به یاد سریال روزی روزگاری می افتیم و یادی از مرادبیگ راهزن خدابیامرز میکنیم و رحمتی هم حواله اش میکنیم که با اینکه در راهزنی باشما همکار بود ، اما در عین راهزنی ، مروت هم داشت و بویی از انسانیت هم برده بود .

آقایان پزشکان !  بیدار شوید و از این مسابقه  زورگیری که در بین همکاران شما راه افتاده است بیرون بیایید و به حیثیت طبابت بیش از این لطمه نزنید و به غیر از پول قدری هم به شرافت پزشکی فکر کنید و حداقل کاری که میتوانید انجام بدهید اینست که به حرفه خود و همکاران با وجدان و متعهد خود خیانت نکنید .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: پزشک , راهزن


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٩ | ٩:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

مرد به جوانک پرخاش کرد که : چرا با سنگ زدی سر پدرم را شکستی ؟

جوانک تخس گفت : چون سر پدر بزرگت را هم با سنگ شکسته بودم ! نمدونستی ؟ اگه نمدونستی بدون !  این طوری هاست ! همینه ! 

--------------------------------------------------------------------------------------------------

پاورقی - رفسنجانی : من به امام هم نامه بی سلام نوشته بودم !  اینم عکسش!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۸ | ٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شخصی بنام ابودعامه می گوید: به عیادت حضرت هادی رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عیادت من آمدی بر من حقی پیدا کرده ای، برای ادای حقت روایتی از پدرم که از پدرانش و از امیرالمؤمنین و او از رسول اکرم علیه السلام نقل کرده است می گویم:

«قال رسول الله: الایمان ما وقّدته القلوب و صدقته الاعمال»

ایمان چیزی است که در دل جایگزین شده است و اعمال، گفتار و کردار آن را
تصدیق می کند.

از این جهت در قرآن شریف و روایات اهل بیت فراوان دیده می شود که از افرادی که
مرد عمل نیستند سلب ایمان شده است.

برگرفته از تبیان

امام هادی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امام هادی , امام نقی , ایمان


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٧ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شیطان گفت : نماز صبح سرفصل نمازهای یومیه و  از همه نمازها مهمتر است تو که نمیتوانی برای نماز صبح بیدار شوی ، پس بقیه نماز ها یت هم بی ارزش است . نخوانی بهتر است. هرروز که نماز صبح را نخواندی دیگر بقیه نمازها برایت دلچسب نیست. بدون نماز صبح بقیه نمازهایت ناقص است. تصمیم بگیر که یک روز از اول صبح بیدار شوی و همه نمازهایت را کامل بخوانی! اینطوری خیالت راحت تر است .

 

خدا گفت : اگر در زمان بیداری نمازهایت را اول وقت خواندی ، خودم برای نماز صبح بیدارت میکنم !

 نماز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٤ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

از دوست خوبی بنام آقای " عباس تلخندک " ایمیلی بدستمان آمدکه بسی مایه انبساط خاطرمان را فراهم آورد چون چند وقت پیش فکر ما هم در وادی همان مطلبی میچرخید که در ایمیل ملاحظه کردیم و گاهی هم خواسته بودیم بر کاغذش بیاوریم ولی دیدیم که مطلب ایشان از ذهن ما ذوق بیشتری دارد. خواستیم ما هم تکرارش کنیم شاید انبساط خاطر دیگری برای خوانندگان فراهم آید و مطلب این بود:

 اگرآخرین مطلبی که مطالعه کرده اید تصمیم کبری  بوده است، اگر قدرت تحلیل شما در حد، پت و مت است ،اگر فرق اگزستانیالیسم و هویج را نمی دانید، نگران نباشید بسته های آموزشی " روشنفکری در 5 دقیقه " به بازارآمد!

 

1- اولین اصل، یادگرفتن تعدادی لغت پرملاته! هرچی بیشتر بدونید بهتره اما اگر مغزتون زیاد کشش نداره همین چهارتا رو حفظ کنید: سیناپس ، پارادایم، نوستالژیک و دیالکتیک .معنی اش زیاد مهم نیست فقط کافیه هر چند جمله در میون مقداری از این کلمات- به میزان دلخواه- بکار ببرید البته موظب باشید  دز آن را زیاد بالا نبرید که تابلو می شود!

 2- ریش پرفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز هم جواب می ده!  ریش پروفسوری می تونه یک کارگر ساده رو به یک شهروند فرهیخته تبدیل کنه!

 3- غر بزنید! غر زدن به وضع مملکت یکی از ارکان مهم و شاید مهمترین رکن روشنفکری باشه. به هر چیزی که فکرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:

اگر بارون نمیاد از بارونهای لندن تعریف کنید و بر پدر مملکت بی آب و علفمون لعنت بفرستید!

اگر بارون میاد از هوای صاف و آفتابی تگزاس تعریف کنید و بگید :" تف به این مملکت گل وشل"!

 4- مدام از پیشرفت خارج تعریف کنید! طوری که انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی کرده اید ..مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!

 5- کراوات خیلی مهمه حتی اگه می خواهید تا سبزی فروشی سرکوچه بروید کراوات بزنید.حتی اگر می خواهید با پیژامه بروید باز کراوات را بزنید! برای اینکه در ذهنتان
ملکه شود می توانید شبها با کراوات بخوابید!

 6- اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت ازصاحبخانه گلایه کنید و خودتان را ناراحت نشان دهید.

 7- پیتزا دیگه دموده شده، سعی کنید اسم غذا هایی رو حفظ کنید که بقیه حتی نمی تونند تلفظش کنند.

مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و...البته اگر توی رستوران بودید قبل از به زبان آوردن این کلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون کنید ویک چرخ بدهید اگر به چیزی برخورد نکرد احساس تشنگی کنید ویک لیوان آب سرد سفارش بدهید!

 8- داشتن یک وبلاگ ضروریه . البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید
بروید به پاراگراف بعدی! قالب وبلاگ باید حتماً سیاه باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی وفریادی از فراسوی فراخنای تاریکی های ظلمانی! اسم وبلاگ هم باید یکی از این هاباشد: فریاد بی صدا، اسیر حجم خلوت بی کسی، غریب غروب غربت غارغار! برای مطالبتوش هم میتونید یک کتاب از احمد شاملو بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش رو تایپ کنید بریزید تو حلق وبلاگ!

 9- از زمان قدیم خیلی تعریف کنید. مخصوصاً بگید اون موقع همه چیز خیلی ارزون بوده
مثلاً تویوتا کمری 3 قرون بوده! البته سعی کنید به مغزتون یه مقدار بیشتر فشار بیاورید و مثال بهتری بزنید.

روشنفکر

 10- سعی کنید عینکی شوید. عینک سمبل مطالعه ی زیاده ! اگر حوصله مطالعه ندارید یکروش سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشکاری با دقت نگاه کنید!

 11- اگر کاندیدای مورد نظر شما رای آورد، دمکراسی را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدی آسمانی بدانید. اگر کاندیدای مورد نظر شما رای نیاورد بگویید: ملت شعورشون همینقدره! حقشونه بیسوادها!

 12- ترانه های خارجی گوش بدهید. هرچی غیر مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسی گوش میدید نشون میده که تمام مراحل روشنفکری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!

 13- وقتی در مورد رییس جمهور های خارجی صحبت می کنید بگویید: " آقای بوش" یا "پرزیدنت بوش"

 14- یک سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفکری داره!

 15- اگر دختر هستید باید مانتوی شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ! اونقدر
که موقع غذا خوردن مجبور شوید دکمه های جلوی آن را به صورت موج مکزیکی به ترتیب باز و بسته کنید تا لقمه پایین برود!

 16- و بالا خره مانیفست روشنفکری ...

کتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت ، سروش و ترانه های مکتوب گوگوش کتب اربعه ی روشنفکران محسوب می شوند.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روشنفکری


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۳ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

عنوان مطلب بهتر بود اینگونه باشد : "با دانستن این موارد با مرور گر اینترنت خود بهتر کار کنید " یا : "برخی از ترفندهای مرورگر اینترنت "  اما به یک دلیل اینگونه شد.

امروز برای اولین بار از کلید میانبر ترکیبی +Ctrl استفاده کردم  و از نتیجه آن خوشم آمد و خوشحال شدم که از این پس از دست فونت ریز برخی از سایتها که پدر چشم را در می آورد خلاص میشوم .  اینقدر از این ترفند بزرگنمایی  خوشم آمد که چند دقیقه مشغول بزرگ و کوچک کردن صفحه شدم و از خودم تعجب میکردم که در مدت این همه سال ، چطور به این مطلب  خیلی ساده پی نبرده بودم .  و اینکه یک مطلب خیلی کوچک  چطور میتواند به راحتی انسان کمک کند فقط کافیست آنرا بداند.  و به همین دلیل مطلب حاضر متولد شد و  امیدوارم به دردتان بخورد و شما هم کمی خوشحال شوید.  شاید هم  بعضی وقتها ، اوقات فراعت تان را پر کند .  از این به بعد هر وقت به یک سایتی رسیدید که  از ریز بودن فونت آن دلخور شده و  خواستید از خیر خواندن مطلبش بگذرید و یا از روی اجبار مجبور شدید مطلب را بخوانید و سلامت چشمتان را به خطر بیاندازید ،  لطفا لبخند بزنید و با "کنترل پلاس"  به اعصاب خودتان آرامش دهید و از بروز صدمات بینایی جلوگیری نمایید و در راه بهداشت بینایی و اعصاب خود  یک گام مهم بردارید.

در زیر علاوه بر "کنترل پلاس "،  46 کلید میانبری که در همه براوزرها کار میکنند  معرفی شده اند در ضمن این مطلب را از یک نوشته انگلیسی  ، ترجمه و اقتباس کرده ام :

همه براوزرها (کاوشگران اینترنت) مثل اینترنت اکسپلورر برای راحتی کار کاربران خود یک سری کلیدهای میانبر را در برنامه خود جاسازی کرده اند . کلیدهای میانبر زیر در بین همه براوزر ها مشترک هستند و در همه آنها مثل فایر فاکس و سافاری و . . . کار میکنند

میانبر های مربوط به Tabs

Ctrl+1-8  :  چندمین برگه  از سمت چپ را فعال میکند

Ctrl+9     : آخرین برگه را فعال میکند

Ctrl+Tab : برگه بعدی

Ctrl+Shift+Tab : برگه قبلی

Ctrl+W, Ctrl+F4 : برگه جاری را می بندد

Ctrl+Shift+T : آخرین برگه بسته شده را دوباره باز میکند

Ctrl+T  : برگه جدید باز میکند

Ctrl+N : بروزر را در پنجره جدید باز میکند

Alt+F4  : پنجره (براوزر)جاری را میبندد

میانبر های مربوط به موس برای برگه ها

Middle Click a Tab  : برگه را میبندد

Ctrl+Left Click, Middle Click  : باز کردن لینک در پس زمینه

Shift+Left Click : لینک را با براوزر در پنجره جدید باز میکند

Ctrl+Shift+Left Click : برگه جدید را در در پیش زمینه باز میکند

راهبری منوها Navigation

Alt+Left Arrow, Backspace : حرکت منو به عقب

Alt+Right Arrow, Shift+Backspace  : حرکت منو به جلو

F5  : فراخوانی مجدد

Shift+F5 : فراخوانی مجدد کامل سایت (از کش (Cash)عبور میکند)

Escape  : توقف

Alt+Home  : باز کردن هوم پیج

بزرگنمایی Zooming

Ctrl and +, Ctrl+Mousewheel Up : بزرگ کردن

Ctrl and -, Ctrl+Mousewheel Down  : کوچک کردن

Ctrl+0  : برگشت حالت استاندارد

F11  : نمایش تمام صفحه (بدون نوار ابزار و منو )

پیمایش Scrolling

Space, Page Down : پیمودن قاب به پایین

Page Up  : پیمودن قاب به بالا

Home : ابتدای صفحه

End  : انتهای صفحه

Middle Click  : پیمایش توسط ماوس

نوار آدرس Address Bar

Ctrl+L, Alt+D, F6  : فعال کردن نوار آدرس برای تایپ کردن

Ctrl+Enter : اضافه کردن www.  به ابتدا و .com  به انتهای آدرس و باز کردن صفحه مذکور مثلا کافیست بنویسید google و  Ctrl+Enter را فشار دهید تا به سایت گوگل برود

Alt+Enter : آدرس نوشته شده در آدرس بار را در پنجره جدید باز میکند

جستجو  Search

Ctrl+K  یا  Ctrl+E : فوکوس کردن روی کادر جستجو

Alt+Enter : مورد جستجوی موجو در کادر جستجو را در برگه جدید باز میکند

Ctrl+F, F3 : کادری را برای جستجو کردن در صفحه جاری باز میکند و هر حرف یا کلمه ای را که در کادر مینویسید بلافاصله با رنگ خاصی نشان میدهد

Ctrl+G, F3 : مورد بعدی  متن مورد جستجو را پیدا میکند

Ctrl+Shift+G, Shift+F3  : مورد قبلی متن مورد جستجو را پیدا میکند

 

 تاریخچه (سابقه ) و نشانه گذاریها History & Bookmarks

Ctrl+H  : کادر سابقه بازدید ها را باز میکند

Ctrl+J : کادر سابقه دانلودها را باز میکند

Ctrl+D : وب سایت جاری را برای مراجعه بعدی نشانه گذاری میکند

Ctrl+Shift+Del  : پنجره مربوط به پاکسازی سابقه را باز میکند

عملیات دیگر

Ctrl+P  : صفحه جاری را چاپ میکند

Ctrl+S : صفحه جاری را در کامپیوتر شما ذخیره میکند

Ctrl+O : فایلی را از کامپیوتر شما باز میکند

Ctrl+U : کد منبع صفحه جاری را نشان میدهد (در IE  کار نمیکند)

F12  : ابزار پیشرفت هرا باز میکند (در فایر فاکس کار نمیکند)


اگر برخی از کلیدها در براوزر شما به درستی کار نکرد یا کلیدهایی هم هستند که گفته نشد لطفا اعلام نمایید تا اصلاح شود.  راستی  برای شما کدام کلید جالب تر بود ؟ 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کامپیوتر , بهداشت , سلامتی , بینایی


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در کمتر از یکسال خدا چند تا عنایت به من کرده که خودم میدانم چه قدر با ارزش هستند و همیشه نگران این هستم که آیا قادر خواهم بود این هدایا را حفظ کنم یانه ؟  و میدانم که اگر تا اواسط امسال بتوانم موفق به حفظ این امانات شوم ، بنده نوازی دیگری در یافت خواهم کرد و قطره زلالی دیگر،  مقدار دیگری از گرد وغبار جانم را زدوده و جلا خواهد داد.

شاید این اولین سالی باشد که میدانم فردا  اولین روز ماه رجب است و این عنایتی دیگر است. والسلام.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عنایت خدا


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.