جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
هزار و سیصدو نود و دو نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢٩

هزار و سیصدو نود و دو سال است که هجرت آغاز شده است ولی ما هنوز به مدینه نرسیده ایم . قربان آن اولین مسافر مدینه ام  که عاشقانه بسویش روانه گردید و چه زود به مقصد رسید . آه ای مدینه مسافرت را پذیرا باش و میهمانت را گرامی بدار که بار دیگر چنین میهمان ارزشمندی بخود نخواهی دید.

ای مدینه! تو خوشبخت ترین و اسرار آمیزترین میزبان دنیایی !  بشریت سالهاست که بسوی تو گام برمیدارد ولی هرروز از تو دورتر میشود و من در عجبم که تو چگونه دورترین و دست نیافتنی ترین نقطه ی دنیا شده ای؟

آیا از پی این همه سال ، به تو نرسیدن عجب نیست ؟ میدانم عجیب است اما این تعجب از تو نیست بلکه از ماست که از خانه های خویش بیرون نشده در جستجوی دروازه های تو خیره به این سو و آنسو مینگریم. ترک دیار نکرده ها را کی راهی به تو خواهد بود؟

حس و حال شورانگیز سال نو با دلشوره های میخوش آن که هرگز قابل بیان و توصیف نیست شاید مثل احساس مسافری دور از وطن باشد که بسوی شهر و دیار خویش در حرکت است و هر لحظه نزدیک و نزدیکتر میشودو همین حس رسیدن است که او را دم به دم بیقرار تر میکند. خدایا ! آیا حس و حالی ناشناخته تر ، مبهم تر ، فرّارتر و ناپایدارتر از حس نوروز هم آفریده ای ؟ ای مقصد تمام راههای پر رفت و آمد زندگی (اللهم انی اجد سبل المطالب الیک مشرعه) بی قراری این روزهای ما را با رسیدنی نیکو تکمیل و به سرانجامی پسندیده و شایسته مقرر و مقدر ساز  و راه را برما آسان گردان !

 

سال نو مبارک

 

 

 

مژده ای مرغ چمن فصل بهار آمد باز

 موسم می زدن و بوس و کنار آمد باز 

وقت پژمردگی و غمزدگی آخر شد

روز آویختن از دامن یار آمد باز

مردگی ها و فرو ریختگی ها بشدند

زندگیها به دو صد نقش و نگار آمد باز

زردی از روی چمن بار فرا بست و برفت

گلبن از پرتوی خورشید به بار آمد باز

ساقی و میکده و مطرب و دست افشانی

به هوای خم گیسوی نگار آمد باز

گر گذشتی به در مدرسه با شیخ بگو

پی تعلیم تو آن لاله عذار آمد باز

دکّه ی زهد ببندید در این فصل طرب

که به گوش دل ما نغمه ی تار آمد باز

[ غزلی از امام خمینی ]

  نظرات ()
آقای شریعتمداری ، فتنه ی دیگری را کشف نکنید ! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢۸

سایت مرکز اطلاعات ، آمار و نظرسنجی ایران با انتشار مطلبی به مواضع اخیر آقای شریعتمداری حمله کرد و ایشان را با ادبیات تند و عبارات توهین آمیز مورد انتقاد قرار داد . شاید بکارگیری کلمه ی انتقاد برای این نوع اظهار نظر بیش از حد خوش بینانه باشد و بهتر است از عبارات مناسبتری مثل تخریب و ترور شخصیت استفاده کرد .  این سایت در بخشی از مطلب خود آورده است :

حسین شریعتمداری که مبتکر توطئه ها و فتنه های احتمالی و تحلیل فتنه های گذشته است در نوشته ای در این روزنامه به اصولگرایان تازیده و بر این باوز است که این اصولگرایان شانس چندانی ندارند و مردم را بهانه کرده اند تا به قدرت برسند.

آقای شریعتمداری! چشم هایت را باز کن. فتنه دیگری را درست نکنید. پشت پرده کاندیداتوری اصولگرایان خبری نیست، اگر شما درست نکنید!!!

مگر به غیر این است که سال 88 به حرف آدم هایی مثل شما گوش کردیم و سرنوشت ملت و کشور را به افراد نالایق سپردیم؟

بنده با آقای شریعتمداری نسبت و علقه ای شخصی یا جناحی ندارم اما از قدیم گفته اند " انصاف نصف دین است "  و انسان نباید از حد انصاف بگذرد.

واقعیت این است که آقای شریعتمداری برخلاف ادعای سایت مذکور مبتکر فتنه نیست بلکه مکتشف فتنه است . کسی را که دزدی را کشف میکند نباید به عنوان مخترع دزدی مورد بازخواست قرار داد. اما دزدها همیشه از بکار بردن کلمه ی دزدی برآشفته میشوند و اعتراضشان به آسمان می رود که : کدام دزدی آقا ؟    چرا آبروی مردم را میریزید ؟

این سایت محترم هم به آقای شریعتمداری اعتراض می نماید که : "فتنه دیگری را درست نکنید" آیا منظور ایشان این است که : فتنه ی دیگری را کشف نکنید ؟ من گردانندگان سایت را نمیشناسم اما از ایشان میپرسم که : به نظر شما کشف نشدن فتنه را چه کسانی مطالبه میکنند ؟  آیا بجز فتنه گران ؟

اگر شما پلیس را که دزدی را کشف میکند بعنوان مبتکر دزدی معرفی نمایید و اینگونه نابخردانه به پلیس حمله کنید آیا میدانید چه بلایی بر سر جامعه می آورید؟ به نظر میرسد سعی دارید فتنه یاب را فتنه ساز معرفی کنید و این جرمی نابخشودنی است. این را بدانید که فقط مجرمان و حامیان مجرم  به پلیس حمله میکنند .

آقای شریعتمداری جرمش این است که فتنه را خوب تحلیل کرد و فتنه گران را خوب شناخت و در جامعه نقش درستی ایفا کرد . شاید هم جرمش این است که اسرار برخی ها را هویدا میکند کسی چه میداند ؟

گفت :آن یار، کز او گشت سر دار بلند  

   جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

  نظرات ()
سال که نو بشود نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢٧

سال که نو بشود آدم دیگری خواهم شد !  شاید شما هم این قول را  به خودتان داده باشید. بعید میدانم کسی باشد که در طول عمر خود لااقل یک بار این قول را به خودش نداده باشد.

از فردا صبح ، از شنبه اول هفته ، از اول ماه بعد ، از سال جدید . . .   به شما قول میدهم که حتی اگر اول سال جدید مصادف با صبح شنبه وبرابر با  اول ماه جدید هم باشد ، یعنی حتی اگر همه آن زمانهایی که به نظرتان برای آغاز یک تصمیم لازم است با هم یکجا اتفاق بیافتند باز هم من و شما هیچ عوض نخواهیم شد.

زیرا کسی که به تصمیم خود ایمان دارد از همین الان شروع خواهد کرد . وقتی میگویید بعدا انجام میدهم یعنی هرگز انجام نخواهید داد. کاری که الان درحال انجام آن هستید ، تصمیم واقعی شماست . بنابراین شما در سال جدید همانی خواهید بود که الان به آن مشغول هستید. سال ، جدید میشود اما شما خود را به فراموشی میزنید و بازهم به سال جدیدی که خواهد آمد فکر میکنید و دوست دارید در سال جدید متحول شوید و به آدم نویی تبدیل شوید که بهتر از خودتان است. اما شما هرگز بهتر از خودتان نخواهید شد. این پنبه را از گوش خود بیرون کنید.  پس سعی نکنید از خودتان بهتر شوید بلکه بهتر است خودتان را بهتر کنید و همین الان باید این کار را بکنید و منتظر سال نو و روز نو و هفته ی نو نباشید .

  نظرات ()
لطفا یادگار امام را حراج نکنید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢٦

بارها برای پست های مختلف کامنت گذاشته ام و نظر خودم را گفته ام اما بازهم در جاهای مختلف شاهد تکرار این مورد هستیم . بدون اینکه بخواهیم با یکی مخالفت کنیم یا برعلیه شخصی موضع بگیریم لازم است به اصل مطلب توجه میکنیم  و آن مطلب این است :لطفا عبارت " یادگار امام " را در جای صحیح خود بکارببرید.

تا آنجا که حافظه ی ما یاری میکند پس از رحلت امام خمینی ، ملت لقب برازنده ی "یادگار امام" را به حاج سید احمد آقای خمینی منتسب کردند و از آن تاریخ به بعد شنیدن این لقب یاد آن مرحوم را در دلها زنده میکند. قابل توجه است که اعطای این لقب به ایشان نشانگر قدردانی ملت از فداکاری او بود زیرا به حق سید احمد خمینی با از خود گذشتگی تمام زندگی خویش را وقف اهداف پدر بزرگوار خویش نمود و منش ایشان در طول عمر خود به گونه ای بود که نخواسته بود شخصیت مستقلی جدای از فرزند امام بودن برای خودش دست و پا کند. او تمام وجود خویش را در خدمت انقلاب و امام گذاشت و هیچ منیتی را از خویش بروز نداد . ما از سید احمد خمینی تصویری که مستقل و جدای از امام باشد در ذهن نداریم .  با توجه به این شجاعت و خلوص و ایثار و زحمات و شخصیت بی بدیل ایشان است که این لقب لایق ایشان است زیرا بکار بردن این لقب در باره ی این مرد مخلص ، احساس همبستگی تام مرحوم با رهبر انقلاب را تداعی میکند.

به همین خاطر است که بکار بردن این لقب برای برخی از منسوبان و بستگان امام  که برای خودشان شخصیت مستقلی از راه امام قائل هستند و در باره تفکرات امام نظرات مثبت و منفی ارائه میدهند و در مقام اظهار فضل شخصی بر میآیند کار شایسته ای نیست. کسی میتواند عنوان  "یادگار امام" را یدک بکشد که خلوصی مانند سید احمد آقای خمینی داشته باشد  و مثل او از منیت خویش بگذرد و پاکباز باشد و فداکارانه تمام وجود خویش را در راه اهداف امام هزینه نماید .  

لذا از صاحبان تریبون و قلم تقاضا میکنیم که  عنوان با مفهوم  "یادگار امام" را برای دیگران به حراج نگذارند و بگذارند این عنوان ،  مثل گذشته یاد و خاطره ی این مخلص پاکباز را در اذهان عمومی زنده نماید. این جامه ی نیکو به قامت برازنده ی مرحوم سیداحمد خمینی دوخته شده است و به اندام دیگری راست نمی آید لطفا این جامه را جز به صاحب اصلی اش نپوشانید.  والسلام

  نظرات ()
نقطه اوج زیارت عاشورا کجاست ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢٤

زیارت عاشورا ، زیارت انسانیت محض است . طعم زیارت عاشورا حس ناب انسان بودن است . همه جای زیارت عاشورا نقطه اوج است زیرا این عبارات و کلمات حماسی از روح زیبایی سرچشمه گرفته است که فراز و فرودی ندارد بلکه همیشه در اوج احساس و شعور  قرار دارد.

زیارت عاشورا به یک معنی مقدمه و موخره ندارد بلکه همه ، متن است و همه ، نتیجه است . از اصل مطلب شروع میشود و به اصل مطلب خاتمه می یابد . زیارت عاشورا چکیده ی آمال و آرزوهای انسان است . نمیتوان بین فرازهای این راز و نیاز یکی را به عنوان برترین برگزید اما بعنوان نمونه ی بارزی از سایر برجستگی های این متن بلند مرتبه میتوان به گوشه ای از آن اشاره کرد .

" انی سلم لمن سالمکم  و حرب لمن حاربکم

"در صلحم با هرکس که با شما در صلح است و در جنگم با هرکس که با شما در جنگ است"

این سخن قاطع و روشن ، حقیقتا روان آدمی را جلا میدهد . در هنگام خواندن زیارت به  اینجا که میرسی سبک میشوی و احساس میکنی حق مطلب را ادا کرده ای . احساس میکنی که روح نا آرام تو سالها بود که به دنبال همین عبارت میگشت و الان با ادای این جمله به مقصود خویش دست یافته است.

این فراز را که زمزمه میکنی ، باور میکنی که به رسالت پیامبر ایمان آورده ای و از اعماق قلبت ندای موافقت و مرافقت بلند میشود. حس میکنی که آن "یقینی" که بارها آن را شنیده ای و معنی اش را نفهمیده ای ، همینجاست . فکر میکنی که اگر کسی به پروردگار علی اعلی یقین داشته باشد دقیقا همین عبارت را زمزمه خواهد کرد . اینگونه است که وقتی این فراز متعالی را زمزمه میکنی نمیخواهی تمامش کنی و دوست داری بارها تکرارش کنی و از تکرار کردنش خسته نمیشوی . اگر کسی بتواند به همین یک نکته جامه عمل بپوشاند به هدف آفرینش رسیده است. . . .و حرف برای گفتن در این خصوص بسیار زیاد است . . .  خلاصه اینکه چکیده ی ایمان این است :

انی سلم لمن سالمکم  و حرب لمن حاربکم !  یاحسین !

  نظرات ()
چرا باید با آمریکا مذاکره کرد؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢۱

بحث مذاکره با آمریکا یک بحث واقعا جالبی است . سالهاست همه میپرسند که چرا باید با آمریکا مذاکره کرد ؟ و برخی هم میپرسند که چرا نباید با آمریکا مذاکره کرد؟ این چرا ها و این باید ها و نبایدها داستان جالبی دارد که شنیدنی است. همه ی این سوالهای فرعی مطرح میشود اما سوال اصلی را هیچ کس نمیپرسد. شاید عمدی در کار باشد که برخی میخواهند آب را طوری گل آلود و جو را به گونه ای  مه آلود کنند که سوال اصلی به ذهن ها خطور نکند و از این رهگذر جواب منطقی هم به سوال داده نشود و راه حل عقلانی هم به مشکلات ارائه نگردد تا بدین وسیله سود جویان بتوانند ماهی دلخواه خود را از این آب گل آلود صید نمایند.

بیایید نگاه دیگری به موضوع مذاکره داشته باشیم . در حالت کلی دو نوع مذاکره داریم :

 1- مذاکره اختیاری   2- مذاکره اجباری

 - مذاکره اختیاری نوعی مذاکره است که هر دو طرف مذاکره با اختیار و علاقه به محل مذاکره بیایند. اگر چه این نوع مذاکره هم به نوبه خود حالات مختلفی میتواند داشته باشد اما معمولا به نیت کسب منافع متقابل مادی یا معنوی صورت میگیرد. مثل مذاکره دو شرکت برای تولید مشترک یک محصول یا مذاکره بازرگانان برای فروش کالای خاص یا مذاکره اساتید حوزه و اساتید دانشگاه برای انجام یک خدمت فرهنگی مشترک به جامعه و امثال آن . طرفین این نوع مذاکرات عموما به نیت کسب نتیجه ی برد - برد  به محل مذاکره می آیند. یعنی طرفین با آمدن به محل مذاکره میخواهند نفعی بدهند تا در مقابل آن نفعی نیز بگیرند. یعنی طرفین مذاکره قصد کرده اند که هر دو طرف سود کنند . به این میگوییم مذاکره برد - برد .

- اما مذاکره اجباری مذاکره ایست که هردو یا یکی از طرفهای مذاکره با اجبار و بدون علاقه و اختیار قلبی به محل مذاکره می آید. این نوع مذاکره نیز اگر چه حالات متنوعی میتواند داشته باشد اما عموما به نیت رفع منازعه یا تقلیل تنش یا صلح بعد از جنگ انجام میگیرد. پیش نیاز این نوع مذاکره وجود اختلاف و درگیری برای تصاحب یک منفعت مشترک مادی یا معنوی است.  طرفین این نوع مذاکره عموما به نیت کسب نتیجه ی برد - باخت به محل مذاکره می آیند . یعنی هرکدام از طرفین یا یکی از طرفین فقط به باخت طرف مقابل فکر میکند و هیچ شانس بردی را به طرف مقابل نمیخواهد بدهد. به این نوع مذاکره میگوییم مذاکره برد - باخت . یعنی فقط یک برنده از محل مذاکره خارج میشود. در این نوع مذاکرات عامل اجبار و فشار از جانب یکی از طرفین مذاکره وارد میشود و آن طرف نیز همان طرفی است که از آمدن به محل مذاکره قصد برد را کرده است . طرف اجبار کننده با عوامل و نیروی فشاری که دارد طرف مقابل را وادار میکند که به محل مذاکره بیاید و به اراده ی  دلخواه او  تمکین نماید.

حال میخواهیم سوال اصلی را بکنیم . سوال اصلی این است که : آیا مذاکره ی ایران با آمریکا یک مذاکره از نوع مذاکره اختیاری است یا از نوع مذاکره اجباری است ؟

طبیعی است که هیچ کس باور نمیکند که مذاکره ی با آمریکا یک مذاکره ی اختیاری است.  زیرا رفتن به محل مذاکره اختیاری 30 سال طول نمیکشد و همین یک علت هزاران علت دیگر را نیز کفایت میکند. علاوه بر آن تاکید یکی از طرفین برای انجام حتمی مذاکره دلیل بر عدم اختیاری بودن آن است.  پس مذاکره ایران با آمریکا یک مذاکره برد - برد نیست زیرا این مذاکره یک مذاکره اختیاری نیست .

پس باید قبول کرد که مذاکره ایران با آمریکا یک مذاکره ی اجباری است که از دل آن نتیجه ی برد - باخت بیرون خواهد آمد و این نتیجه با توجه به قرائن موجود 30 ساله ، برای یکی از دو طرف که باخت را قبول کند فاجعه بار خواهد بود.

حال که پذیرفتیم که این مذاکره یک مذاکره اجباری است باید ببینیم چه عامل اجباری در این میان وجود دارد که الزام انجام این مذاکره را اثبات نماید.

بعنوان مثال در جنگ کشور گشایی یا اختلاف ارضی میان دو کشور یک عامل اجبار کننده برای انجام مذاکره وجود دارد و آن موضوع " زمین "  است . یعنی یکی از طرفین  برای تصاحب زمین دیگری یا برای باز پس گیری زمین خود ، طرف مقابل را به محل مذاکره میکشاند تا مقصود خود را به انجام رسانده و طرف مقابل را مغلوب نماید.

وقتی به موضوع آمریکا و ایران باز میگردیم متوجه میشویم که یقینا بین ایران و آمریکا اختلاف ارضی وجود ندارد. حتی با توجه فاصله بسیار زیاد دو کشور ، اختلاف منابع زیر زمینی مشترک یا منابع آبی مشترک و یا اختلاف  فضای محیط زیستی مشترک هم ندارند. اصلا هیچ عامل مشترک بین این دو وجود ندارد که باعث اختلاف گردد و   همینطور با توجه به اینکه طرفین دعوی در دوسوی کره ی زمین و دور از هم قرار گرفته اند و هیچگونه ارتباط همسایگی و حتی هم منطقه ای و حتی هم قاره ای باهم ندارند تراشیدن یک عامل اختلاف معقول و منطقی برای این دو کشور کاری بسیار دشوار است.  

حال سوال میکنیم که : ما چه چیزی را از دست آمریکا خارج کرده ایم که مجبوریم برای باز پس دادن آن به پای میز مذاکره برویم ؟ آیا زمین ؟  آیا منابع زیر زمینی و هوایی مشترک ؟  آیا تاسیسات مرزی ؟

تنها چیزی که ما از دست آمریکا گرفته ایم سلطه او بر کشورمان بوده است. آیا او برای باز پس گیری آن سلطه ما را بر سر میز مذاکره اجباری فرا میخواند ؟

چرا ما مجبوریم با آمریکا مذاکره کنیم و در غیر اینصورت محور شرارت خواهیم بود ؟ چرا همه ی کشورهای دنیا از جمله ایران باید با آمریکا رابطه برقرار کنند ؟ چرا از میان صدها کشور دنیا هیچ کشوری به ما نمیگوید باید با ما مذاکره کنید ورابطه داشته باشید ؟   چرا این کشور آمریکا باید  برای ایجاد رابطه با ما اینقدر تحکم کند ؟  اگر ما نخواهیم با آمریکا رابطه داشته باشیم چه کسی را باید ببینیم ؟

ممکن است کسانی در داخل کشور باشند که بدون توجه به مسائل کلان دنیا بگویند که : ما باید با همه دنیا از جمله آمریکا ارتباط داشته باشیم . باید به ایشان عرض کرد که  قرار دادن آمریکا در کنار دیگر کشورها نمیتواند نیات سوء این کشور را کتمان نماید. نمیتوان بعضی مواقع گفت : آمریکا کشور بزرگی است و ما باید با او رابطه داشته باشیم و بعضی مواقع هم گفت : آمریکا هم مثل کشورهای دیگر است و باید با او رابطه داشته باشیم. شاید شما توهم کنید که آمریکا هم مثل دیگر کشورهاست ولی آمریکا این توهم شما را قبول ندارد و خود را مثل دیگر کشور ها نمیداند بلکه میگوید : دیگران یا با ما هستند یا بر علیه ما !

طرفداران مذاکره نباید توهم داشته باشند که در انجام این مذاکره مختار هستند. بلکه اجبار در مذاکره  اولین چیزی است که آمریکا آن را قبول دارد. نمیتوان در میان این اجباری که واقعیت دارد به توهم اختیار دلخوش کرد.  این خوش خیالی کشور را بر باد میدهد.

  نظرات ()
شاید سلام بدین معنی باشد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

. . . در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .

(دکتر علی شریعتی)

 

  نظرات ()
آیا ما بخاطر رای دادن به احمدی نژاد پشیمانیم ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

او یک روحانی حدوداً 50 ساله است. آدم خوب و با وجدان و مسئولیت پذیری است و چند سالی است که رابطه ی آشنایی و دوستی با هم داریم . چند روز پیش در یک جلسه کنار هم نشسته بودیم. از موارد مختلفی صحبت میکردیم که گفت : راستش من به احمدی نژاد  رای داده ام اما الان پشیمانم .

گفتم : البته که ما پشیمان نیستیم .

گفت چرا ؟ 

گفتم :‌ما به احمدی نژاد بخاطر چی رای دادیم؟ روشن است که ما به او بخاطر آرمان گرایی و عدالت طلبی و انقلابی گری و ساده زیستی و ولایت پذیر بودنش رای دادیم. حال که با گذشت زمان ، ایشان نسبت به حرفهایش زاویه پیدا کرده است و به دلایل معلوم و نامعلوم با آرمانها و شعارهای آن روزش فاصله گرفته است دلیل نمیشود که بگوییم تشخیص ما در آن زمان اشتباه بوده است و ما کار خطایی کرده ایم.  البته کار ما درست بوده است . بلکه اشتباه را آقای احمدی نژاد کرده است که از معیارهای آن روز خود دور افتاده است.

بله این درست است که اگر کسی امروز بخواهد به احمدی نژاد رای بدهد اشتباه نابخشودنی کرده است . اما رای ما در 8 سال پیش به احمدی نژاد در آن شرایط و در میان آن رقیبان معلوم الحال کاری کاملا درست و بجا بوده است و کوچکترین احساس پشیمانی در ما بخاطر آن انتخاب وجود ندارد و نباید وجود داشته باشد.

در آن زمان رهبر عزیز انقلاب معیارهایی را مطرح کردند که ملت دیدند آن معیارها در احمدی نژاد وجود دارد و  به او رای دادند و الان هم ایشان باز هم همان حرفها را میزنند ولی میبینیم که دیگر احمدی نژاد مصداق آن حرفها و آن معیارها نیست و طبیعی است که مقبول جامعه نباشد. واین امری کاملا محتمل و عقلانی است.

  نظرات ()
جنس احترام آمریکایی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۱۳

در انگلستان درس خوانده است و در حال حاضر در کار ساخت و ساز هستند. در طول سال ، گاهی در تهران است و جند ماهی  در انگلستان و گاهی در آلمان رحل اقامت می افکند. هر وقت که از مسافرت برمیگردد به سراغ ما می آید و دقایقی در مورد مسائل مختلف حرف میزنیم . آن روز در میان صحبتی که با هم داشتیم گفت : در زمان شاه (من هروقت این کلمه را میشنوم در زیر زبانم میگویم : لعنت الله علیه) ایرانی ها در کشورهای اروپایی و آمریکا احترام خاصی داشتند ما حتی بدون ویزا هم به اروپا مسافرت میکردیم . این را گفت و خاطره هایی را هم از آن زمان و مسافرت هایش گفت .

گفتم آقای مهندس شما خوب میدانید که عموم طبقه ی اشراف به یک آفت زننده ای گرفتار میشوند که خارج از شان و مقام انسانیت است و آن این است که آنها سگشان را بیشتر از همسایه شان دوست دارند و به سگ وگربه شان بیشتر از آدمها احترام میگذارند.

طبیعی است که رژیم شاه (لع... ) را بیشتر از جمهوری اسلامی دوست داشته باشند. آن احترامی که شما میفرمایید هرگز برای ما دلچسب نبوده و نیست زیرا آن احترام بجز توهین و تحقیر و دشنام چیزی نبود. و این چیزی نیست که من شعار بدهم و  ادعای دروغ بکنم ویا از سوء برداشت من ناشی شده باشد بلکه یک واقعیتی است که تاریخ آن را ثابت کرده است و شما این را خوب میدانید و دیدید که جنس احترامی که آنها به ما قائل بودند در لایحه کاپیتولاسیون نمود واقعی خود را پیدا کرد. و اوج توهین به مردم ایران در رفتار دیپلماتیک آمریکاییها نمود پیدا کرد و آنها نشان دادند که از ما چه میخواهند. وما را چگونه میخواهند.  اما از روزی که ما به توسط انقلاب و به برکت اسلام ادعای شرف و شخصیت کردیم آنها از ما بدشان آمد و احترام توهین آمیزشان از روی ما برداشته شد. و سلب این احترام سگی بزرگترین هدیه ی انقلاب به مردم ایران بود که به دنبال آن احترام حقیقی برای ملت کسب گردید و همین امر هم موجب خشم آنها از ملت ایران گردید.

گفتم : آقای مهندس ما هرگز نمیخواهیم که اینگونه به ما احترام شود .

آقای مهندس گفت : ولی من میخواهم آقای مهندس !!!  عوضش نان و آبمان روبه راه بود و عیش و کیفمان مهیا ! به ما چه که آنها با چه دیدی به ما نگاه میکردند.

گفت : ما سختی بکشیم و استقلال کسب کنیم که چه بشود ؟ مگر ما چقدر عمر داریم ؟ گیرم که در آینده ، این استقلال طلبی ما به نتیجه نشست و آینده ی خوبی برای کشور رقم خورد ، ما که نیستیم از آن بهره ببریم پس به چه درد ما میخورد ؟

گفتم این عافیت طلبی و غرب زدگی خانمان سوز همان چیزیست که دل آزادمردان جهان را به درد آورده و سر سربداران را بالای دار برده است.

  نظرات ()
یک ابتکار جالب برای جمع آوری ماهواره نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٧

برای مبارزه با هر ناهنجاری اجتماعی از جمله استفاده از ماهواره میتوان لایحه نوشت ، قانون تصویب کرد ، بخش نامه صادر کرد ، از نیروهای انتظامی کمک خواست ، مقاله های علمی و فرهنگی نوشت ، فیلم ساخت ، تئاتر بازی کرد ، کتاب نوشت ،  راه پیمایی کرد ، تحصن کرد ، تحریم کرد و . . .  اما کار عملی برای خدا  همراه با خلاقیت و ابتکار و نوآوری  تاثیر خارق العاده ای دارد.

امروز شنیدیم یک ابتکار خوب و البته مردمی در این ارتباط انجام شده است که جای تقدیر و حمایت دارد و مسئولان باید توجه مناسب به این خلاقیت بنمایند.

امروز گزارشی از برنامه پیک بامدادی رادیو پخش گردید که حکایت جالبی را نقل میکرد . گزارش حاکی از این بود که امام جماعت یکی از مساجد طرحی را به اجرا گذاشته است که در آن طرح دستگاه گیرنده ی ماهواره را با یک دستگاه گیرنده ی دیجیتالی (ست تاپ باکس) تعویض میکنند . در این طرح کسانی که ماهواره دارند در صورتیکه مایل باشند میتوانند دستگاه گیرنده ماهواره ی خود را تحویل داده و بجای آن یکدستگاه (ست تاپ باکس) دریافت نمایند.

گزارش حاکی از این بودکه اهالی محله استقبال خوبی هم از این طرح کرده اند و اختیاری بودن تحویل ماهواره باعث شده است که اهالی با رضایت خاطر نسبت به اینکار اقدام نمایند.

مجری طرح میگفت استقبال خوب است اما اعتبار ما محدود است و قادر به تامین تمامی درخواست نیستیم. جا دارد که مردم و مسئولین برای این ابتکار نگاه ویژه ای داشته باشند و در جهت پرورش و بهینه سازی آن اقدام نمایند. شاید طرحهای متنوع تری هم از دل این طرح بیرون بیاید.  هرکس باید در حد وسع خود کاری بکند .

باید آسیب ماهواره را جدی گرفت . چه آسیبها ، چه طلاقها ، چه قتلها ، چه فسادهایی که از دل این ماهواره بیرون نمیآید . 

  نظرات ()
ناتوان ترین مردم کیست ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۳

توانایی به معنی داشتن قدرت انجام کاری معین است. والبته واضح است که منظور از کار معنی فیزیکی آن نیست و مقصود ما صرفا فعالیت بدنی و فیزیکی نیست. بلکه منظور از کار ، عملی است که بتواند در درون یا بیرون انسان از لحاظ روحی یا جسمی منشا تغییرات باشد.

بعنوان مثال :

1- اگر کسی بتواند جسمی را از وضعیت موجود به وضعیت جدید متحول نماید میگوییم این شخص کاری انجام داده است.

2- یا اگر کسی بتواند با بکارگیری  روشهایی ، تغییراتی را در درون بدن خود انجام دهد بازهم میگوییم این شخص کاری انجام داده است . مثلا وقتی کسی بتواند با انجام حرکات ورزشی یا غیر ورزشی بیماری یا ناهنجاریهای درون بدن خود را اصلاح نماید میگوییم فلانی کار با ارزشی انجام داده است.

3- همچنین اگر کسی بتواند با روشهایی حالات روانی یک شخص دیگر را تغییر بدهد بازهم میگوییم این شخص کاری انجام داده است. اگرچه در این حالت هیچ جسمی از محلی به محل دیگر برده نشده است.

4- حالت دیگری هم برای انجام کار وجود دارد و آن این است که شخصی بتواند با اقداماتی در حالات روحی خویش تغییراتی را بوجود بیاورد . مثلا وقتی کسی بتواند با استقامت با بیماری افسردگی خویش مقابله کند و ناهنجاری روانی خویش را درمان نماید میگوییم فلانی کار بزرگی را انجام داده است . یا اگر کسی بتواند با تزکیه ی نفس ارزشهای انسانی والایی را کسب نماید میگوییم فلانی کار فوق العاده با ارزشی را انجام داده است .

بنابراین مفهوم کار صرفا به جابجایی اجسام منحصر نمیشود و حیطه ی وسیعتری را در بر میگیرد که شامل دنیای محسوسات و نامحسوسات است و در برگیرنده ی مفاهیم مادی و غیر مادی است.

طبیعتا توانایی افراد در انجام کارهای مختلف متفاوت است . مثلا یکی در کارهای جسمانی و دیگری در کارهای روحانی و برخی افراد در هر دو دارای توانایی هایی هستند و استعداد افراد در حیطه های مختلف نسبت به همدیگر متغیر است .

به عبارت دیگر ناتوانی و توانایی هردو در وجود ما به درصدهای مختلف وجود دارند. و البته ما نسبت به بسیاری از امور ناتوان و در مقابل برخی از زمینه ها توانا هستیم . مثلا میگویند فلانی شاعر توانایی است . اما همین فرد در زمینه ی معماری ناتوان است . اگر چه همین شخص ممکن بود معمار توانایی هم میشد اما شاید دیگر شاعر توانایی نمیتوانست باشد. یا اگر هردو توانایی را میتوانست همزمان داشته باشد ، سومی و چهارمی و پنجمی و . . .  هزارمین را نمیتوانست در یکجا جمع نماید.

تنها وجودی که توانای مطلق است ذات مقدس باریتعالی است . هرکس بتواند ارتباط خود را با خالق یکتای هستی برقرار نماید در حقیقت به منبع توانایی مطلق متصل گردیده است و به فراخور تواضع خویش میتواند از این منبع بی نهایت توانایی ، استفاده نماید. و برقراری ارتباط با خدا از دریچه ی دعا انجام میشود . پس کسی که نتواند این ارتباط را برقرار نماید دچار عجز واقعی شده است و از منبع فیاض توانای مطلق بهره ی لازم را نبرده است

حدیث نبوی با بیان زیبا این مطلب را ابلاغ می نماید :

 

قال رَسُولُ اللّهِ  صلی الله علیه وآله  :

إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ

وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.


رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد کسی است که از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص کسی است که از سلام کردن خودداری نماید.

«بحارالأنوار، ج 90، ص 291، ح 11»

 

  نظرات ()
فهم سیاسی برخی از نمایندگان مجلس نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۱

رهبر انقلاب در دیدار مردم تبریز به مناسبت سالگرد قیام 29 بهمن مردم تبریز در سال 56 در مورد مسائل جاری کشور صحبت کردند و رفتار اشتباه سران قوه ی مجریه و مقننه  و برخی نمایندگان مجلس را در ملتهب نمودن فضای جامعه گوشزد کردند. و البته انصافا شیوه تذکر ایشان هم بسیار مبتکرانه و خلاق و سازنده بود و مورد پسند همه ی عاقلان قرار گرفت .

پس از فرمایشات ایشان رئیس مجلس و قوه ی قضائیه نامه ای منتشر نمودند و از نصایح ایشان تشکر کردند که در جای خود اقدام با ارزشی بود.

یکی از جملات رهبری در مورد اتفاقات مجلس این بود که در یک جمله ی ساده و روشن و کوتاه که هیچ شکی در آن نباشد فرمودند : استیضاح وزیر هم کار اشتباهی بود

یکی از نمایندگان مردم تهران و از طراحان استیضاح  که موجب ایجاد تشنج در مجلس شد پس از این سخنرانی گفته اند : اگر میدانستیم نظر رهبری مخالف استیضاح است ، استیضاح نمیکردیم.

از این گفته ی ایشان متوجه میشویم که ایشان تازه فهمیده اند که نظر رهبری چیست. آنهم بعد از شنیدن جمله ی ساده و مستقیم رهبری که فرمودند "استیضاح وزیر هم کار اشتباهی بود"

حال بدون اینکه قصد تحقیر یا توهین به ایشان را داشته باشم لازم میدانم یک جمله ی معترضه ی تلخ هم بنده خطاب به ایشان عرض کنم که  : برادر عزیز که نماینده ی ما در مجلس هستید حالا بعد از بیان جمله ی مستقیم و روشن و ساده که ذکر شد دیگه عم قزی هم فهمیده که جریان چیه . اگر قرار باشد شما و عم قزی در یک زمان نسبت به فهم مسائل سیاسی و اجتماعی واکنش مناسب نشان دهید که وا ویلاست !  علاوه بر این البته مردم عادی خیلی زودتر از اینها فهمیده بودند که بر مبنای مصلحت بینی رهبر انقلاب چه کار درست یا نادرست است . مگر چند هفته پیش نبود که فرمودند که : از الان تا زمان انتخابات هرکس با هیجانات مردم بازی کند و فضای کشور را ملتهب کند به کشور خیانت کرده است ؟ (قریب به مضمون)  آیا این بیان روشن و واضح برای فهم حضرتعالی و سایر دوستان و نمایندگان کفایت نمیکند ؟ پس چگونه باید با شما سخن گفت که بفهمید برادران من ؟

الان برای فهمیدن شما خیلی دیر است . شما خیلی زودتر از اینها باید این مسائل را متوجه شوید . وگرنه ما بجای شما اگر یک بی سواد را هم روانه ی مجلس میکردیم همین اتفاق می افتاد . حقیقتا این برای ما یک سوال است که : چه اتفاقی افتاده است که مردان سیاسی ما اینقدر قوه ی تشخیص شان تحلیل رفته است ؟  چرا باید لقمه را جوید و در دهان شما گذاشت ؟

اینقدر کند فهمی و کج فهمی نکنید و کاری نکنید که به شکوائیه ی علی زمانه ی خویش دچار شوید که با تمسک به نهج البلاغه ی مولای متقیان امام علی (ع) به شما خطاب فرماید که ایشان خطاب به مردم کوفه، از تنهایی و مظلومیت خود سخن گفت و از اهل کوفه شکایت کرد و فرمود :

 «ای اهل کوفه! گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیز ندارید: کرهایی با گوش های شنوا، گنگ هایی با زبان گویا، کورانی با چشمهای بینا. شما در روز جنگ چونان شتران دور مانده از ساربان می باشید، که اگر از سویی جمع آوری شوند از دیگر سو، پراکنده می گردند. به خدا سوگند، می بینم که اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گیرد و گرمی آن سوزان، پسر ابوطالب را رها می کنید و مانند جدا شدن زن حامله پس از زایمان از فرزندش، هر یک به سویی می گریزید، و من در پی آن نشانه ها روانم که پروردگارم مرا رهنمون شده و آن راه را می روم که رسول خدا (ص) گشوده، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره می سپارم.» (نهج البلاغة، ترجمه دشتى، روانشناسى اجتماعى مردم کوفه ... صفحه 181)

یا علی

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب