جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
یه روز یه ترکه . . . نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره ، عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و میخره . ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست. مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم . اینها را هم میشود خورد. . . این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)

یه روز یه ترکـــه میره جبهه ، بعد از یه مدت فرمانده میشه یه روز بهش می گن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش جواب میده کدوم داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن اون ترکـــه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد . اون ترکـــه کسی نبود جز مهدی باکری

به یه ترکه گفتند کتابی بنویس ، ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت. او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب 11 جلدی نوشت . این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود.

یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته ، در وسط ذکر هنوز ذکر تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف میکند اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه ، حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حقتعالی میکند تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همانگونه که استادش گفته بود کامل میکنه. . . این ترکه کسی نبود جز علامه طباطبایی

  نظرات ()
یک سوال بی جواب از رفتار عجیب آقای رئیس جمهور نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٢۸

آقای احمدی نژاد که از دوران رئیس جمهوری ایشان حدود 6 ماه مانده است . دیروز برای تبادل نظر با نمایندگان مجلس به مجلس رفت تا در مورد نتایج حاصله از اجرای فاز اول هدفمندی یارانه ها و همچنین در تصمیم گیری جهت اجراشدن یا نشدن فاز دوم هدفمندی یارانه ها صحبت کنند .

با کمال تاسف این بار نیز آقای رئیس جمهور قدر اعتماد و رای مردم به خودش را ندانست و بار دیگر رفتار زشتی از خود نشان داد و لکه ی چرکین دیگری به سابقه ی خود افزود و برگ بدخط جدیدی به پرونده ی بد اخلاقی هایش اضافه کرد .

شنیده شد که ایشان پس از حضور در مجلس و اتمام سخنرانی و اعلام نظرات خود ، بدون اینکه منتظر شنیدن نظرات نمایندگان ملت بماند ، با گفتن اینکه من جای دیگر جلسه ای دارم از صحن مجلس خارج شده است .  

سوال اینست که : آیا واقعا ایشان در جای دیگری جلسه داشته است ؟

جواب سوال فوق هرچه که باشد نشان از وجود یک ضعف عمده ی مهم در رفتار و شخصیت رئیس جمهور است . زیرا :

-  اگر جواب سوال مثبت بوده است و ایشان واقعا در جای دیگر جلسه ای داشته است معلوم میشود که ایشان در مدیریت زمان در حد بسیار پایینی قرار دارند و توانایی تنظیم برنامه های خویش را ندارند و به همین دلیل نتوانسته اند درک درستی از اهمیت این جلسه داشته باشند و زمان لازم برای آن را اختصاص دهند.

اگر بر فرض محال قبول کنیم که عذر موجهی برای این عدم برنامه ریزی داشته اند . سوال دیگری پیش می آید و آن اینکه کدام جلسه ای میتواند مهم تر از این جلسه باشد که همه ی نمایندگان ملت در آن حضور دارند و در مورد مهمترین مشکل داخلی کشور بحث میشود؟  حضار جلسه ی مورد ادعای رئیس جمهور چه کسانی بودند که از ملت ایران مهمتر بودند ؟ و موضوع مورد بحث در آن جلسه چه موضوعی بود که از مهمترین مسئله همه ی ملت  هم مهمتر بود ؟

اگر واقعا آن جلسه مورد ادعا مهمتر بود ، در این صورت باید به مردم گفته شود که چه موضوع مهمتری برای رئیس جمهور وجود دارد که حتی از سرنوشت ملت نیز برایش مهمتر است ؟ و در غیر اینصورت آیا ایشان نمیتوانست جلسه ی کم اهمیت تر را بخاطر این موضوع حیاتی به تاخیر بیاندازد؟    این حالت کمی بعید به نظر میرسد .

- اگر جواب سوال منفی باشد و ایشان جلسه مهمی هم نداشته است که بخاطر آن مجبور به ترک غیر منتظره و توهین آمیز صحن مجلس شده باشد. در اینصورت چهار نتیجه ی تاسف بار دیگری حاصل میشود که عذر بدتر از گناه خواهد بود.

اولین نتیجه ی این حرکت آن است که ایشان به دروغ حرفی را در مقابل مردم بیان کرده و در مورد علت ترک مجلس به ملت دروغ گفته است

دومین نتیجه اینست که ایشان جوابی برای انتقادها و سوالهای نمایندگان مردم در مورد عملکردش ندارد 

 سومین نتیجه هم این است که ایشان شجاعت لازم  برای شنیدن انتقادات و نقد عملکردش را ندارد و از ترس عدم پاسخگویی منطقی به سوال نمایندگان از مجلس فرار کرده است .

چهارمین نتیجه هم اینکه ایشان با این حرکت بسیار توهین آمیز نشان داد که دچار یک خود بینی مفرط شده و خود را بالاتر از همه میداند و برای نظرات مردم ارزشی قائل نیست .

پی نوشت بعد از دوروز :

- رئیس جمهور و نمایندگان مجلس هر دو نمایندگان منتخب ما هستند و ما دوست نداریم یکی از نمایندگان ما نماینده ی دیگر ما را تحقیر نماید . ارزش ریاست جمهوری و مجلس باید تواما حفظ شود.

- ما قسم نخورده ایم که بخاطر رای مان به یک نفر از اشتباهات و لغزشهای او هم حمایت کنیم.

- ما به برگزیده ی خود  رای داده ایم که در خط مستقیم اسلام و ولایت حرکت کند . رای نداده ایم که هرجای اشتباهی که او رفت ما هم برویم. وظیفه ی ما هست که اورا مراقبت نماییم تا خطا نرود.

- درضمن ما منکر خدمات ایشان در راستای گسترش عدالت بخصوص در دولت اول نیستیم و نیز منکر شجاعت ایشان در اجرای هدفمند کردن یارانه ها و در عرصه های مختلف داخلی و خارجی نیستیم .

نکته آخر : حق دارم  از او انتقاد کنم چون به او رای داده ام .

  نظرات ()
با شکوهترین صحنه ی کائنات نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٢۱

باشکوهترین صحنه ی کائنات چیست ؟

تلسکوپ هابل در خارج از جو زمین نصب شده است. این تلسکوپ به نوعی با اوج دانش بشری هم قافیه است زیرا سخت ترین خواسته های بشر در رسیدن به ستارگان خلاصه میشود و بشر امروزی اوج دانش خود را برای تسخیر فضا بکار میگیرد. بنابر این پیشرفته ترین ابزار بشر برای شناخت فضا را میتوان در نقطه ی اوج دانش بشری تصور کرد و حقیقت هم همین است و تلسکوپ هابل در همین راستا اهمیت می یابد و بشر امروزی با دیدن تصاویر حیرت انگیز هابل به شوق می آید و به دانش خود می بالد. این تلسکوپ اندکی بیش از 20 سال است که تصاویر کهکشان ها را به زمین مخابره کرده و دانشمندان به لطف این تصاویر به بسیاری از اسرار و شگفتی های کائنات پی برده اند.

تلسکوپ فضایی هابل (HST) از بسیاری جهات توانمندترین تلسکوپ اپتیکی است که تا کنون ساخته شده است. این تلسکوپ بزرگترین تلسکوپ نیست، آینه اصلی آن با قطر 2.4 متر در مقایسه با تلسکوپ کک در هاوایی که 10 متر قطر دارد کوچکتر است. ولی این تلسکوپ ، که در مداری به فاصله 500 کیلومتری سطح زمین قرار دارد، از اثرات مختل کننده جو زمین به دور است. این امر امکان می‌دهد تا جزئیات دقیقتری نسبت به تلسکوپهای مستقر در زمین دیده شوند و نیز طول موجهایی مثل فرابنفش که به سطح زمین نمی‌رسند قابل مشاده باشند. تصاویر ارسالی از این تلسکوپ واقعا حیرت انگیز هستند:

 

تصویر سحابی NGC 6543 که بیشتر به نام « کتز آی » یا چشم گربه شهرت دارد.

 

 

منظره زیبای نور قرمز ستاره غول پیکر V838 مونوسروتیس .

 

 

منظره سحرانگیز و با شکوه از کهکشان « سومبره‌رو».

 

و نمونه های دیگر :

 

 

دیدن تصاویر فوق حقیقتا حیرت آدمی را از عظمت آسمان بر می انگیزد. وقتی انسان زمین را با این همه بزرگی در این فضای لا یتناهی چون ذره ای شناور و گم شده می بیند. آنگاه انگشت حیرت به دندان میگیرد و به ناچیزی و عجز و ناتوانی خود اعتراف میکند. آیا صرف دیدن این تصاویر میتواند عظمت حقیقی آن فضا را به شما منتقل کند؟   آیا شما میتوانید برای کسی که این تصاویر زیبا را ندیده است این فضا را آنجنان که هست مجسم نمایید ؟

شاید چنین وانمود شود که این تصاویر حیرت انگیز ترین صحنه های عالم هستند .

 اما چنین نیست !

 زیرا صحنه ی دیگری هست که در اوج شکوه و عظمت قرار دارد و ما از آن غافل هستیم و هرگز توانایی درک آن عظمت را نخواهیم دانست. این عظمت متعلق به صحنه ای است که قرآن کریم برای ما صحنه سازی میکند. تلسکوپ هابل با اینکه خارج از جو زمین است اما هنوز هم در زیر سلطه ی زمین قرار دارد. او که فقط 500 کیلومتر از زمین فاصله دارد ، میتواند این تصاویر شگفت انگیز را برای ما ارسال نماید.

اما خداوند متعال اشرف مخلوقات و پیامبر خود را در شب معراج از سلطه ی زمین خارج نموده و به آسمانها برد و حتی وجود مبارک پیامبر را نه تنها از سلطه ی زمین بلکه از سلطه ی آسمانی که زمین در آن محبوس است خارج نمود و بالا برد و نادیده ها را به بنده ی محبوبش نمایاند. حال پیامبر از معراج برگشته است اما دیده هایش را چگونه میتواند به ما انتقال دهد ؟ دیده هایی که هزاران برابر از تصاویر هابل با شکوهتر و از ذهن زمینی ما دورتر است و مهمتر از آن صحنه های قرب پروردگار را چگونه میتواند برای ما به تصویر بکشد؟

آسمان دوم کجاست ؟ . . .  آسمان هفتم کجاست؟ سدره المنتهی چیست ؟ جنت الماوی کدام است ؟ وحی چگونه می وزد ؟ وچگونه دریافت میشود ؟ آنگاه که نسیم وحی روح را مینوازد ، سبحان ربی الاعلی و بحمده چه مزه ای دارد؟ افق اعلی کجاست ؟ شدید القوی چگونه دیده میشود ؟ این با شکوهترین صحنه ی کائنات از ازل تا به ابد را چگونه در کلمات میتوان وصف کرد ؟

تابلوی نفیس مربوط به این صحنه ی شگرف ، هدیه ای است که قرآن به ما ارزانی می کند و خداوند اینگونه بیان میفرماید:

 

سوگند به اجرام سماوی آنگاه که غروب میکنند

پیامبرتان گمراه نشد و به خطا نرفت

او هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‏گوید

آنچه میگوید جز وحیی که به او میشود نیست

آنکه قدرت عظیمی دارد او را تعلیم نموده است

همان کس که توانایی فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد

و او در افق اعلی قرار داشت

سپس نزدیک و نزدیکتر شد

تا آنکه فاصله ی او به اندازه دو کمان یا کمتر بود

در آنجا خداوند آنچه را که وحی کردنی بود به بنده اش وحی کرد

قلب او در آنچه دید هرگز دروغ نگفت

آیا با او در باره ی آنچه که دید مجادله میکنید؟

و بار دیگر او را مشاهده کرد

نزد سدره المنتهی

که جنت الماوی در آنجاست

در آن هنگام که چیزی سدره المنتهی را پوشانده بود

و چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان ننمود

او پاره ای از نشانه های بزرگ پروردگارش را مشاهده نمود.

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَی ‏(1)

 مَا ضلَّ صاحِبُکمْ وَ مَا غَوَی‏ (2)

 وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهْوَی ‏(3)

 إِنْ هُوَ إِلا وَحْی یُوحَی ‏(4)

 عَلَّمَهُ شدِیدُ الْقُوَی‏ (5)

 ذُو مِرَّةٍ فَاستَوَی‏ (6)

 وَ هُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلی‏ (7)

 ثمَّ دَنَا فَتَدَلی ‏(8)

 فَکانَ قَاب قَوْسینِ أَوْ أَدْنی‏ (9)

 فَأَوْحَی إِلی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی ‏(10)

 مَا کَذَب الْفُؤَادُ مَا رَأَی ‏(11)

أَ فَتُمَرُونَهُ عَلی مَا یَرَی ‏(12)

 وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَی ‏(13)

 عِندَ سِدْرَةِ المُْنتَهَی‏ (14)

 عِندَهَا جَنَّةُ المْأْوَی‏ (15)

 إِذْ یَغْشی السدْرَةَ مَا یَغْشی ‏(16)

 مَا زَاغَ الْبَصرُ وَ مَا طغَی‏ (17)

 لَقَدْ رَأَی مِنْ ءَایَتِ رَبِّهِ الْکُبرَی‏ (18) . . .

(((  سبحان ربی الاعلی و بحمده   )))

  نظرات ()
همچون پاره‌های آهن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۱٩

همچون پاره‌های آهن

سیدقمی مرد آسمانی

 

حدود 350 سال قبل ، علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار حدیثی را از پدر بزرگوار امام رضا یعنی امام کاظم علیه السلام  نقل کرده است که قابل توجه است.

امام کاظم (علیه‌ السلام):

 

رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الحَدیدِ.

مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن

[استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند.

There will rise a man from Qum calling people towards truth. Some will respond to his call and will rally round him like pieces of iron.
 
بحارالأنوار، ج 57، ص 216

  نظرات ()
در انتهای شعور نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۱٧

در عرصه ی محرم نشانه ی بالیدن ، نالیدن است

در صحنه ی کربلا ماحصل خوب نگریستن ، گریستن است

در انتهای شعور محرم و صفر چیست غیر شور ؟

آنان که در ابتدای راهند ، ناله و شور و شین سینه سوخته گان را در نمی یابند

میگویند بیایید تفکر کنیم نه ناله !

اما در انتهای این تفکر ، ناله ای جانسوز نهفته است.

آنها که ناله میکنند ، از کودکی تفکر عبور کرده اند.

  نظرات ()
تکنیک دقیق برای شناخت منافقان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

آورده اند که : جابربن عبدالله انصاری به عصا تیکه مى کرد و در کوچه ها و مجالس انصار مى گشت و مى گفت: على بهترین انسانهاست و هر کس این مطلب را انکار کند حق کشى کرده است آنگاه مى گفت: اى گروه انصار! فرزندان خود را با مهر على تربیت کنید.

ابو زبیر مى گوید: از جابر پرسیدم: على چگونه شخصیتى بود؟ او ابروان خود را که روى چشمانش افتاده بود، بالا کشید و گفت: على بهترین افراد بشر در روى زمین بود، ما، در زمان رسول خدا، منافقان را از طریق عداوت با على (علیه السلام) مى شناختیم. از جابر در مورد جنگ و مخالفت با على (علیه السلام) پرسیدند وى پاسخ داد: در حرمت جنگ با علی، جز کافران کسى شک نمى کند.

تحفه الاحباب،‌ شماره 90، ‌ص 66

این نکته ی بسیار ظریف و استثنایی و درعین حال ساده و روان و شفاف که از دهان جابر خارج شده است درس بزرگی برای طالبان بصیرت در طول تاریخ است. برای توضیح بخشی از هوشمندی این کلام نگاهی به وضع مدینه میکنیم تا درک بهتری از کلام جابر پید کنیم .  

روشن است که درشهری مثل مدینه که با اقبال و  آغوش باز اسلام را پذیرفته است و حتی زندگی مادی خود را با یاران پیامبر به اشتراک گذاشته است ، پیامبر چه قدرتی عظیم میتواند داشته باشد و معلوم است که در چنین شهری محبوبیت پیامبر در بین افراد جامعه در حد اعلای خود خواهد بود. برای اینکه میزان عشق مردم مدینه به پیامبر روشن شود توجه به یک نکته مفید است و آن این که نام یک شهر با هویت مردم آن همبستگی تنگاتنگ دارد و افراد جامعه نسبت به نام شهرشان حس هواداری عجیبی دارند اما عشق مردم مدینه به پیامبر اسلام به حدی بود که حتی نام شهر خود را هم به نام پیامبر تغییر دادند وبا این کار شهر خود را کلا به پیامبر تقدیم کردند و با این کار نشان دادند که ارزش و عظمت پیامبر در قلب آنها وصف شدنی نیست. حال تصور کنید که در چنین شهری و با چنین اعتقاداتی وچنین شور و عشقی ، دشمنی کردن با پیامبر چه سرنوشتی میتواند داشته باشد؟

باز هم روشن است که همه ی اهالی مدینه به پیامبر ایمان نیاوردند اما این مطلب هم واضح است که این افرادی که ایمان نیاوردند در آن جو عاشقانه ی مدینه جرات مخالفت علنی با پیامبر را نمیتوانستند داشته باشند و برای حفظ منافع خود آنها هم مجبور بودند که اظهار ایمان نمایند.

پس تجسم کنید اشخاصی را که ایمانی به پیامبر نداشتند ولی با ایشان نماز میخواندند و به حضور میرسیدند و اظهار دوستی و ایمان میکردند و در میان مسلمانان همرنگ میشدند و با آنان میآمیختند. پس به این نتیجه میرسیم که در حضور پیامبر شناخت منافقان کاری غیر ممکن است زیرا آنان در حضور پیامبر به شدت هشیار هستند و مراقب اعمال و رفتار خویشند و با وسواس تمام مواظبت میکنند که کوچکترین حرکت اشتباهی از آنان سر نزند . آنها خم و راست میشوند ، دست میبوسند ، اظهار ارادت میکنند و نیاتشان را پنهان میکنند زیرا حجم سنگین ارادت مردم به رسول الله ، اجازه ی کوچکترین حرکت مخالف با پیامبر را از آنها سلب کرده است اما درونشان مملو از بدخواهی اسلام و مسلمین است.  یعنی در این صحنه مسلمانانی ظهور میکنند که به خون اسلام تشنه اند.

اما خارج از حیطه ی شخص پیامبر ، منافقان هشیاری کامل خود را از دست میدهند و نیازی به آنهمه هشیاری و مراقبت نمیبینند و شاید هم توان استمرار آن حالت آماده باش روانی برای همیشه و همه جا نیست و به همین خاطر هم هست که پایش رفتار آنان در غیر حضور پیامبر میتواند روشنگر باشد.

اگر منافقان چهاردانگ حواسشان هست که با پیامبر اظهار مخالفت آشکار نکنند اما در مواجهه با دیگر مومنان خیالشان راحت تر است. آنها با اظهار ایمان به پیامبر ، خود را از گزند بدگمانی مومنان آسوده میکنند و به زندگی سوداگرانه ی خویش ادامه میدهند.  اما زندگی سوداگرانه و جاهلانه ی آنان با اصول و تعلیمات دین و منافع جامعه اسلامی در تضاد ذاتی قرار دارد و یقینا مورد اعتراض مومنان واقعی قرار خواهند گرفت و تضادی بین دوطرف ایجاد خواهد شد. آنان دوست ندارند که با مومنان در یک مسیر حرکت کنند و حتما مسیرشان را با آنان جدا خواهند کرد. منافقان با اعلام ایمان خود به پیامبر حاشیه ی امنی برای خود ایجاد میکنند و با استفاده از آن به کسب منافع میپردازند و به این طریق با مومنان به تضاد میرسند. اما دیگر واهمه ای برای اظهار این تضادخود با مومنان ندارند چون قبلا به شخص پیامبر اظهار ایمان کرده اند و سوء ظن قاطبه ی مردم را که مومن و عاشق پیامبر هستند نسبت به خود برطرف نموده اند . اما همین تضاد با اهل ایمان است که باطن منافقان را درپیش پای اهل بصیرت بیرون میریزد.  اهل بصیرت به اظهار ایمان زبانی آنان فریفته نمیشوند بلکه به تضاد راه آنان با راه پیامبر نگاه میکنند اما با این همه و با کمال تاسف ، حرکت منافقانه ی آنان کار خویش را کرده است و دل برخی از مردم را نسبت به آنان متمایل کرده است.

اینجاست که میزان و محک کارساز میشود. اظهار ارادت به پیامبر به تنهایی نشان ایمان نمیتواند باشد. زیرا در آن فضایی که برای مدینه مجسم شد عده ای چاره ای بجز اظهار ارادت وایمان به محضر پیامبر نداشتند.

اما در برابر علی که میرسیدند آزادی عمل بیشتری برای خود احساس میکردند. میدانستند که مخالفت با علی به اندازه ی مخالفت با پیامبر تنش زا نیست. این بود که درجه ی نفاقشان قدری تنزل می یافت و قدری مطابق با باطن خبیثشان رفتار میکردند.

اینجابود که امثال جابرها که بدنبال حقیقت محض بودند چشم از علی برنمیداشتند و در میان مخالفان علی منافقان را شناسایی میکردند. آنان میدانستند که آنها که نام پیامبر را میبرند و با علی مخالفت میکنند منافقانی هستند که چهره ی واقعی خویش را در پشت عنوان مسلمانی پنهان کرده اند. آنان میدانستند که بردن نام پیامبر نشان مسلمانی نیست بلکه در کنار علی بودن نشان ایمان خالص است.

 

توضیح : کتاب تحفة الأحباب فی نوادر آثار الأصحاب  از تالیفات شیخ عباس قمی است . این کتاب در ترجمه و شرح حال کوتاه درباره اصحاب پیامبر و ائمه علیهم السلام است

  نظرات ()
نسلی از احمقها نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۱٢

 تکنولوژی خوب است یا بد ؟  یا چقدر خوب است و چقدر بد ؟ آیا مسیر تکامل تکنولوژی درست است ؟ پیشرفتهای تکنولوژی بشر را به چه سمتی خواهد برد؟ آیا انسان به اسارت ماشینیسم در آمده است یا خواهد آمد ؟  آیا انسان در زندان تکنولوژی دست ساز خودش گرفتار شده یا خواهد شد ؟ انسان تا چه حد باید با تکنولوژی همسویی نماید؟  اینها سوالاتی هستند که ذهن دانشمندان و فلاسفه و اقشار مختلف مردم عادی را بخود متوجه کرده است . تاثیر تکنولوژی در زندگی مردم و روابط انسانی یکی از نگرانیهای دانشمند معروف آلبرت انشتین نیز بوده است.

 

آلبرت انشتین میگوید :  من از روزی میترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی ، جهان نسلی از احمقها خواهد داشت.

 

  نظرات ()
درس یک وزیر به یک شاه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۱۱

وزیر دستور داد در یک قسمت از شکارگاه شاه  بدون اطلاع شاه کلبه ای مرتب و زیبا بسازند.  هنگام شکار فرا رسید و وزیر ، شاه را عمدا بسوی آن کلبه راهنمایی کرد. شاه وقتی کلبه را دید با تعجب پرسید : ای وزیر این کلبه قبلا اینجا نبوده است بگو ببینم آن را چه کسی ساخته است؟

وزیر گفت : قربان ! این کلبه ، خودش درست شده است.

شاه با تعجب گفت : یعنی چه ؟ چطور ممکن است ؟

وزیر توضیح داد که : قربانت گردم ، این کلبه به مرور زمان بوجود آمده است و حوادث روزگار آن را به این شکل درآورده است. در طول سالها ، بر اثر زمین ارزه ها و  آتش فشانهایی که رخ داده است این سنگها به اینجا آمده و به مرور زمان آب باران و باد آنها را به شکل مکعب  منتظم تراشیده است و تکانهای شدید زمین آنها را بر روی هم قرار داده است  و وزش باد خاکها را به درزهای آن سنگها پاشیده و آب باران آنها را محکم کرده و سپس طوفانهای شدید درختها را شکسته وآنها را از  شاخ وبرگ پیراسته و غلطیدنهای مداوم ،  آنها را صاف و یکنواخت کرده و آنها را بصورت الوارهای مناسب در آورده و سپس باد پرقدرتی آمده و  این الوارهای چوب را از جا کنده و بصورت منظم روی این دیوار ها گذاشته و طنابهای مناسبی هم از جاهای مختلف گرد هم آمده و آنها را به هم بسته است و در نهایت این در و پنجره ها هم در اثر یکسری عوامل تصادفی به این شکل در آمده و عوامل تصادفی دیگر آن را بر روی دبوار ها نصب کرده است و این کلبه را به این صورت در آورده است .

شاه گفت : ای وزیر مگر دیوانه شده ای ؟  آیا مگر میشود اینهمه کارها بصورت تصادفی اتفاق افتاده باشد و این کلبه ی منظم در اثر تصادفات بنا شده باشد؟ و همه چیز در جای خود به نحو احسن قرار گرفته باشد ؟  اگر قرار بود که تصادفات طبیعی این مصالح را با خود به اینجا آورده باشد انتظار میرفت که بصورت نامنظم روی هم انباشته شود و هیچ کس باور نمیکند که این همه نظم بطور اتفاقی و تصادفی باشد. هر عاقلی میداند که این کلبه حتما سازنده ای دارد .

وزیر که منتظر چنین حرفی بود بلا فاصله گفت : قربانت گردم ! پس حال که به نظر شما این کلبه ی کوچک سازنده ای دارد چطور ممکن است که این عالم بزرگ و منظم ، آفریننده ای نداشته باشد و بطور تصادفی و به مرور زمان و دراثر تغییرات تصادفی اتفاق افتاده باشد؟

شاه با شنیدن این منطق قاطع وزیر ، شرمگین شد و دیگر هیچ نگفت.

  نظرات ()
عجیب ترین گل فروشی دنیا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٦

 

عجیب ترین گلفروشی دنیا

 

این گلفروشی باگلهایی افسونگر و بی همتا ، عجیبترین گل فروشی دنیاست که شبیه آن را در هیچ جای دنیا نخواهید دید. میگویند که از بدو تاریخ تا حال چنین گل فروشی ساخته نشده و مشابه ندارد و در آینده نیز هرگز کسی نخواهد توانست چنین گل فروشی زیبایی بسازد. هر کسی که وارد این گل فروشی شود بی اختیار محو زیبایی های آن میشود . خاصیت عجیبی که این گلفروشی دارد این است که بازدید کنندگان آنقدر تحت تاثیر زیبایی گلها میشوند که بی اختیار از فرط احساسات گریه میکنند و اشکشان سرازیر میشود.

 شنیدم که یکی از بازدیدکنندگان با حسرت و اشتیاق تمام میگفت : ای کاش من هم یکی از این گلها بودم !

 شاید باورتان نشود اما من خودم کسانی را در این گلفروشی دیدم که د رهنگام بازدید ، از فرط اشتیاقی که داشتند خود تبدیل به گل شده بودند. بدنشان گلبرگ شده بود و وقتی نگاهشان میکردی تصور میکردی سرشان از میان گلبرگها روییده است و دائم میخندیدند.

 

با اینکه گل های این گل فروشی ، فوق العاده زیبا ، منحصر بفرد و دلربایند . اما عجیبتر این است که همه میگویند خود گل فروش از گلهایش زیباتر است ومردم بیش از آنکه به گلها خیره شوند محو جمال دلربای گلفروش میشوند. او به همه لبخند میزند ولی همه با دیدن او گریه میکنند. مردم از همه ی گلها بازدید میکنند و آخرسر دوباره محو تماشای گلفروش میشوند. برای دیدن تصویر این گلفروشی باید شعر زیر را بخوانی

 

در پی معشوق اندر جست و جو 

طالب وصل است در نی زار عشق

 

غنچه ای نشکفته از گلزار چید 

تا نماید هدیه بر دلدار عشق

 

شاخه ی گل را بروی دست خویش 

تا رساندش بر در دربار عشق

 

پس ندا بر عاشقان زد بر ملا 

کیست طالب بر گل بی خار عشق

 

گلفروشم گلفروشم گلفروش 

تحفه آوردم سر بازار عشق

 

ناگه از معشوق آمد این ندا 

من خریدار گلم با خار عشق


تیر صیاد از کمین بر جست و زد 

بوسه بر حلقوم گل رخسار عشق


غنچه اش بشکفت و زد لبخنده ای 

که ای پدر سیرابم از دیدار عشق

 

شاخه ی گل روی دست باغبان 

قبله را می جست چون پرگار عشق

 

رنگ از رخسار برگ و گل پرید 

شد خزان در دامن سالار عشق

  نظرات ()
ثروت مرد 10 میلیارد تومانی چگونه جمع شده است ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٦

اینکه عده ای فکر میکنند که پولهای مردان 10 میلیارد تومانی یک شبه و بدون زحمت بدست آمده است فکر اشتباهی است. اتفاقا زحمات زیادی برای جمع آوری آن پولها کشیده شده است . ذره ذره جمع شده است تا بدین جا رسیده است و قطره قطره جمع شده وانگهی دریا شده است و هر ریال آن با هزار بدبختی جور شده است مثل این :

 

a3f56ff1fd84482a6745a4b02d296aca نامه به استاد در برگه امتحانی! + تصاویر

بخورید نوش جانتان!

قیامتی که نیست خیالتان راحت باشد!

تا میتوانید از سخنان امام علی هم در صحبتهایتان استفاده کنید!

بگویید : میخواهیم از آرای مردم صیانت کنیم!

بگویید : زندانیان سیاسی باید آزاد شوند!

بگویید : باید از مردم دلجویی شود!

بگویید : دولت وحدت ملی باید تشکیل شود تا کشور به سوی توسعه حرکت کند!

در لندن هم شعبه ی دانشگاه آزاد بزنید! پول خودتان است به کسی چه مربوط ؟

راحت باشید!

 

  نظرات ()
مرد 10 میلیارد تومانی دو حالت دارد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٥

مرد 10 میلیارد تومانی دو حالت دارد :

حالت اول :  از اول هم خودش میگفته که خانه ی 10 میلیارد تومانی دارد.

حالت دوم :  اولش میگفته : من ملک و املاک قابل ملاحظه ای ندارم ولی بعدا معلوم شده که 10 میلیارد تومان هم دارد.

غیر از این دو حالت که راهی نیست . هست ؟  شاید هم اصلا فرقی نکند. یا گفته یا نگفته !  فرض کنید قبلا دروغ گفته ، به کسی چه مربوطه ؟ چرا باید مهم باشد که قبلا گفته ندارم ولی الان معلوم شده که دارد؟  اگر قبلا هم مردم میدانستند که او 10 میلیارد تومان دارد چه اتفاقی می افتاد؟ الان که فهمیدند چه شد مثلا ؟  اما من شنیده ام که بعضی وقتها چیزی را که 20 سال بعد اگر بفهمند عادی میشود اگر الان بفهمند واویلا میشود.  حال فکر میکنم در زمان حاضر ما چه چیزهایی برایمان عادی است که 20 سال قبل اگر میفهمیدیم برای برخی ها واویلا میشد ؟

ولی من هنوز هم فلسفه ی مخفی نگه داشتن برخی حقایق را نمیفهمم. مثلا نمی فهمم چرا ما باید ثروتمان را در یک مقطع خاصی از زمان مخفی کنیم ؟ شاید برخی بگویند علتش این است که اگر مردم میفهمیدند که ما چقدر ثروتمندیم دیگر حرفمان خریدار نداشت !  چه حرفیه ؟!!

شاید الان اگر ما بفهمیم که آقای امام جمعه از 20 سال قبل از سونا و استخر خصوصی خودش بیرون میآمد و با اعصاب آرامش یافته پشت تریبون نماز جمعه می ایستاد و اخبار جنگ را تحلیل میکرد نتیجه ی خاصی نگیریم.  اما اگر آن زمان این واقعیت معلوم میشد آیا رزمندگانی که در زیر گرمای سوزان جنوب کشور در حال نبرد بودند آیا بازهم با اشتیاق به خطبه های نماز جمعه گوش میدادند ؟ و از راه دور به سخنان ایشان الله و اکبر میگفتند ؟

نمیدانم ،  شاید لازم باشد این پنهان کاری ها !   آخر هرکسی که ظرفیت دانستن  این چیزها را ندارد. مخصوصا بچه پابرهنه هایی که در خاک و خل بیابانهای جنوب مشغول جنگ بودند.

  نظرات ()
نسخه واقعی مرد 6 میلیون دلاری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٤

استیو آستین پرقدرت !  سریع !  خارق العاده ! گرانقیمت !  6 میلیون دلار ! شاید هم بیشتر.

همه کسانیکه در دهه ی پنجاه شمسی به تلویزیون دسترسی داشتند ، مرد 6 میلیون دلاری را میشناختند. قهرمان سریالی که از تلویزیون قبل از انقلاب پخش میشد مردی بود به اسم استیو آستین که یک انسان تخیلی و پرقدرت بود. دوربینها قادر به ثبت سرعتش نبودند و پرش او از ارتفاع و به ارتفاع چشمها را خیره میکرد.

قدرت فرا انسانی این شخصیت در این فیلم خارق العاده‌است. او می‌تواند با دستهای مصنوعی‌اش دیوار را خورد کند، میله‌های آهنی بر او کارگر نیست، می‌تواند به چند متر بالاتر از سطح زمین (حتی تا ۱۰ متر) بپرد، و سرعت دویدن او از یک ماشین مسابقه هم بیشتر است . . . و حتی با هواپیما و قطار هم گاهی به رقابت برمیخیزد.

 

سالها از آن زمان گذشته است و اکنون مرد 10 میلیارد تومانی پا به عرصه وجود گذاشته است. آنهم نه در سریالی تخیلی بلکه در عالم واقعی ! او نیز با قدرت فوق العاده اش چشمها را خیره میکند .

مرد 10 میلیارد تومانی فراتر از مشابه غربی اش ظاهر شده است. او پرقدرت ، سریع و گرانقیمت است. میله های فولادی زندان در برابر او مثل موم نرم است .  فاصله شهرها را به سرعت طی میکند . ساعتی در تهران و ساعت دیگر در لندن است. او میتواند به سرعت اوج بگیرد و راه صد ساله را یک شبه طی کند . هیچ کس نمیتواند او را متوقف کند.  هیچ چیز در مقابل او کار ساز نیست. چشمهایش قوی هستند و دوردستها را میبیند. او میتواند با چشم تیز بین خود اسناد و مدارک حکومتی را دید بزند و از تصمیمات مهم مملکتی مطلع شود. با گوشهای تیز خود به بحثهای جلسات محرمانه ی مهمترین ارکان حکومت گوش میدهد و از سری ترین تصمیمات حکومتی آگاهی می یابد و به همین واسطه قدرت مانور زیادی در برابر حریفانش دارد. با یک اشاره دست اوهزار ها نفر در کف خیابان ولو میشوند و اتوبوسها آتش میگیرند و مساجد میسوزند.

او قدرتی باور نکردنی دارد باید هنرمندی پیدا شود و فیلمنامه ی افسانه ی او را کارگردانی کند.

  نظرات ()
10 میلیارد تومان یعنی چند سال ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٢

در این دوره زمانه ، ما آنقدر اعداد نجومی را شنیده ایم که حساسیت به ارقام بزرگ را از دست داده ایم و در بسیاری از مواقع به اهمیت و بزرگی ارقام واقف نمیشویم. اگر میخواهید بدانید که 10 میلیارد تومان چقدر بزرگ است بیایید با هم چند محاسبه ساده در حد دانش آموزان ابتدایی انجام دهیم. اصلا امروز هوس کرده ام یک انشاء در حد ابتدایی بنویسم. اینطور تصور میکنم که معلم مان از من یک انشاء  خواسته است و گفته است که از بین سه موضوع زیر یکی را انتخاب کنید  :

 10 میلیارد تومان را توصیف کنید  -  مسلمان را تعریف کنید  -  مثل معاویه خوردن و مثل علی حرف زدن را تفهیم کنید.

من موضوع اول را انتخاب میکنم چون ساده است و سواد درست حسابی هم لازم ندارد :

انشایم را با نام خدا شروع میکنم . امروزه اگر یک خانواده 1 میلیون تومان درآمد ماهانه داشته باشد میتواند در حد معمول گذران زندگی داشته باشد و این میلغ میتواند برای امرار معاش یکماهه یک خانوار کافی باشد. اگر چه امروزه بخش زیادی از خانوارها با مبالغی کمتر از این و حتی کمتر از نصف این هم زندگی سپری میکنند. ولی ما همان 1 میلیون تومان را خرجی یکماهه یک خانوار قبول میکنیم.

با این حساب خرج این خانوار در فاصله های زمانی مختلف به شکل زیر خواهد بود :

- در  1    سال                 12 میلیون تومان

- در 80   سال                 حدود  1 میلیارد تومان

- در 800 سال                  حدود 10 میلیارد تومان

یعنی 10 میلیارد تومان را اگر بدون اینکه در تجارت وارد کنیم و از آن سود بدست بیاوریم ، راکد نگه داشته و  در یک انباری بریزیم و هر ماه یک میلیون تومان از آن برداریم وخرج کنیم 800 سال طول میکشد تا تمام شود. یعنی 10 نسل یک خانواده از آن ارتزاق میکنند. اما میدانیم که خانوارهای کم در آمد حدود 500 هزار تومان در ماه درآمد دارند یعنی نصف این مبلغی که ما در نظر گرفتیم!  بنابراین یک خانواده ی کم درآمد با این پول میتواند دو برابر زمان محاسبه شده یعنی 1600 سال خرجی خود را تامین کند. یعنی اگر یک خانواده که 200 سال قبل از اسلام میزیسته است این مقدار پول در اختیار داشت تا امروز هم تمام نشده بود.

از نگاه دیگر :

این مقدار پول اکنون متعلق به یک نفر است .

این مقدار پول بخش کوچکی از دارایی های اوست .

فقط خانه ی او 10 میلیارد تومان است .

این شخص در ایران زندگی میکند.

او خود را مسلمان میداند!

او خود را شیعه امام علی میداند!

او فرزند یکی از مسئولین نظام اسلامی است.

او فرزند یکی از مسئولین رده بالای نظام اسلامی است.

او فرزند کسی است که میخواهد عدالت را در جامعه پیاده کند.

پدر او بیش از 20 سال در نماز جمعه در باره عدالت اجتماعی برای مردم صحبت کرده است.

پدر او خود را آیت الله میداند.

کاش او نمیدانست که چند نفر در کشور فقیر هستند.

کاش او آمار معتادان را نمیدانست.

کاش او وجود بیکاران را در جامعه منکر میشد.

کاش او از زلزله آذربایجان بیخبر بود.

پدر او خود را  امیر کبیر زمان میداند.

پدر او از محل آموزش دادن به بچه مسلمانها سود کلان میگیرد.

پدر او میداند که پدر اغلب دانشجویان برای تامین شهریه ی دانشگاه آزاد فرزندان خود به جان کندن افتاده اند .

پدر او کاش نمیدانست که بسیاری از دانشجویان برای تامین سود ایشان به فساد تن میدهند.

پدر او کاش میدانست که خانه ی 10 میلیاردی به چه قیمتی به دست فرزندش رسیده است.

کاش خانه ی پدرش کمتر از 10 میلیارد ارزش داشت.

کاش پدرش از پسرش بدش می آمد.

کاش پدرش معنی حلال و حرام را نمیدانست.

کاش پدرش کلمه ی بیت المال را نشنیده بود.

کاش نمیدانست که پول سود تن فروشی دختران دانشگاه آزاد چه طعمی میدهد.

او و پدرش این پول ها را خیلی راحت میخورند. آنها به مسائل حاشیه ای زیاد فکر نمیکنند.

آنها به توسعه می اندیشند. توسعه ی ثروت ، توسعه قدرت ، توسعه تزویر.

آنها دوست دارند ستون انقلاب باشند ، ستونی با قطر 10 میلیارد که داخلش پر از دلار باشد.

پدر او همچنان از امام علی صحبت میکند و میگوید که باید به مردم اهمیت داد و به حرف مردم گوش داد.

اینها خانواده ای هستند که میخواهند نظام اسلامی را به جرم ظلم به مردم سرنگون کنند.

اینها خود را مدافع حقوق مردم میدانند. همان مردمی که جان میکنند و حاصل دسترنج خود را به جیب اینها سرازیر شده میبینند.

آنها تقلب در انتخابات را دوست ندارند .

آنها طرفدار مردم هستند.

آنها آدمهای خوبی هستند.

این بود انشای من

  نظرات ()
مطالب اخیر من و باز آن دعا ها آیا این قابل تحمله ؟ من عاشق چشمت شدم داستان آدم و شیطان رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥۳) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) امام خامنه ای (٢٩) دعا (٢۸) قرآن (٢٤) حضرت محمد (٢٤) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) عشق (۸) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) جنبش سبز (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب