این هنر زیبا اینجا بود حیفم آمد تکرار نشود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , هنر , امام جواد


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

دل من با سحر است

این سحر باز اگر برخیزم

دیو را باز اگر سر شکنم

و اگر

از سر سجاده سبک برخیزم

باز پر خواهم زد

.

.

.

و سر کوچه هر دوست گلی خواهم کاشت

دل من با سحر است.

 گل


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

درست زمانی که فکر میکردی آدم شدی و ساعت 7:30 صبحت را با توهم یک شروع عارفانه سپری میکردی یک مرتبه چشمت را باز میگردانی و با وحشت می بینی چند متر مانده به آغاز سینه کش پل هوایی همانجا که خودروها برای عبور راحت از سر بالایی سرعت میگیرند از پشت یک ماشین ، دختر بدپوش و سن گذشته ای سلانه سلانه در حالی که با موبایلش ور میرود درفاصله  30 متری وسط خیابان جلویت ظاهر میشود دستت را به بوق ممتد ماشین میفشاری و پایت را روی پدال ترمز میکوبی و در حالی که با جهیدن یکباره و اجباری دختر در آخرین لحظه از یک تصادف مرگبار رها میشوی و خودرو در جا میخکوب میشود سعی میکنی خودت را کنترل کنی و به خودت مسلط شوی و با یک لاحول از تقصیرش بگذری اما دختره بدپوش به راهش ادامه داده و در همین حال سر میچرخاند و روی ترش میکند و در حالی که رد میشود به تو بد وبیراه میگوید از خود بیخود میشوی و در را باز میکنی و به صدای انکر الاصوات داد میزنی که : حیوانی مگه؟! حیوان !! ودر همان لحظه با خودت فکر میکنی اگر دختر نبود دوست داشتم بگیرمش زیر مشت ولگد و تا میخورد بزنمش تا ادب شود .

در را که می بندی و دنده های ماشین به هم درگیر میشوند درگیری تو هم شروع میشود . زود تر از ماشین روشن میشوی! تازه میفهمی که ای داد بیداد ... چی بودیم و چی شدیم ؟  تازه میفهمی که به چه بند بودی ؟ چه میزانی؟ چند کیلویی؟

خلاص شدی رفت پی کارش مشدی!!!  چرتی که به این راحتیها پاره شود همان بهتر که بشود. هیهات اگر دوگانه ای برای یگانه هم بتواند چاره این گسست باشد!

نفس اژدرهاست او کی خفته است      از غم بی آلتی افسرده است

 بعد به یاد آن مرگ بر آمریکایی می افتی که وسط ترافیک مشابه همین حالت گفته شده  بود . و احساس میکنی آمریکای درون خودت هم کم از آن دیو بیرونی نیست و نباید از آن غافل شوی .

بعد می اندیشی که آمریکا فقط در آنسوی اقیانوسها نیست بلکه یکی مثل آن در درون تو نیز هست . پس ابتدا باید برای شیطان درون خودت بگویی : مرگ بر آمریکا  و بعد هر چه فریاد داری بر سر شیطان بزرگ بکشی. و به همین خاطر تا به سر کارت برسی داخل ماشین و خلوت خودت میگویی : مرگ بر آمریکا

هم در خلوت و هم در جلوت و همه فصول زندگی جا دارد بگویی : مرگ بر آمریکا !

پی نوشت : شیطان بزرگ آمریکاست ،   امام خمینی (ره)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مبارزه با نفس , آمریکا


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ | ۸:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

این مطلب ششمین قسمت از بحث پرینت اعمال است و مناسب بود که عنوانش این باشد :  " پرینت اعمال را از کجا بگیرم (6) "

چند سال پیش در یک جمع فامیلی گفتم : اگر آرزویت داشتن یک ماشین گرانقیمت تر، یک خانه مجللتر ، یک کت شلوار شیک تر ، یک مبلمان زیباتر و یک کابینت مدرن تر ، یک دفتر کار باکلاستر  است . بدان که تو از همه آنها کم ارزشتر هستی !  چون : آرزوهایت از تو با ارزش ترند . 

اگر آرزویت یک ماشین دنده اتوماتیک است بدان که از حلبی کمتری

اگر آرزویت خانه مجللتر است بدان که از آجر 3 سانت و شیر آلات درجه یک کمتری

اگر آرزویت کت شلوار شیک تر است بدان که از پارچه انگلیسی کمتری

اگر آرزویت مبلمان و کابینت مدرن است بدان که از ام دی اف کمتری

و . . . .

امروز صبح جریانی را از رادیوی معارف شنیدم که باعث شد آن مطلب  یادم بیاید و چون با بحث اعمال مرتبط است بهتر دیدم عنوان کنم .  جریان مربوط است به علامه بزرگوار جعفری که به اختصار باز گو میکنم . متن جریان  را از اینجا گرفتم :   http://farhangalavi-2.blogfa.com/post-542.aspx

(((  علامه محمد تقی جعفری (رحمه­الله­ علیه) می­فرمودند:عده­ ای از جامعه­ شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.هر کدام از جامعه شناس­ها صحبت­ هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس­ها صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند:

 «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»

 «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند... حضرت علامه در ادامه می­فرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می­ شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است. )))

اعمال گذشته ما در راستای آنچه که فعلا از ته قلب دوست میداریم جهت یافته و ارزش گذاری شده است و خواهد شد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعمال , امام علی , علامه جعفری , آرزو


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اگر این مطلب را در ادامه پرینت اعمال ثبت کنم عنوان مطلب باید اینطوری میشد: پرینت اعمال را از کجا میشه گرفت ؟(5)

فیزیکدان بزرگ معروف یعنی انیشتین کشف عجیبی کرده است او کشف کرد که  فضا و زمان در نزدیک یک جسم دارای جرم زیاد قوس برمی‌دارند، و این قوس‌‌برداشتن است که ما آن را به صورت نیروی جاذبه درک می‌کنیم. به زبان روان تر میتوان چنین گفت که انیشتین میگوید : هر جسم به اندازه جرم خود فضا ی اطراف را به سمت خود منحنی میکند . به شکل زیر توجه فرمایید :

 

فضا و جرم

برای ساده شدن مطلب مثالی میزنیم ، بعنوان مثال یک گوی و یک تکه کاغذ یا پارچه را در نظر بگیرید(تصویر بالا):

یک گوی وقتی روی یک صفحه کاغذ یا یک تکه پارچه قرار میگیرد در اطراف خود یک فرو رفتگی  ایجاد میکند که اندازه این گودی به جرم گوی بستگی دارد. اگر جرم گوی کم باشد فرورفتگی نامحسوس است و اگر جرم جسم زیاد باشد فرو رفتگی هم به همان نسبت زیاد خواهد بود. ولی در هر صورت فرو رفتگی بوجود می آید چه با چشم ببینیم و چه نبینیم.

اگر روی این صفحه عناصری پراکنده باشند و به صفحه نچسبیده باشند این گوی میتواند تعدادی از آنها را حرکت داده و به سمت خود جذب کند. این تعداد همانهایی هستند که در محدوده فرو رفتگی قرار میگیرند. حال اگر جرم گوی زیاد باشد قدرت جذب آن زیاد است و تعداد زیادی را جذب میکند و بر عکس .

شما اگر میتوانید قدرت تصورتان را بکار اندازید ، در ذهنتان پارچه را بردارید و گوی را در هوا معلق فرض کنید . انیشتین میگوید در فضا هم همین حالت حکم فرماست یعنی : هر جسم به اندازه جرم خود فضا ی اطراف را به سمت خود منحنی میکند .

عجیب است نه!!؟  باور کردنی نیست !؟ اما این زیاد عجیب نیست . این تازه شگفتی اول است.

عجیبتر اینجاست که در جمله بالا بجای کلمه فضا ، کلمه زمان را قرار دهیدو چند لحظه کوتاه به آن فکر کنید. و با دو دست خود محکم  شقیقه هایتان را بچسبید تا جمجمه سرتان ترک بر ندارد . در این حالت شما فقط چند ثانیه فرصت دارید که تمام قدرتتان را جمع کنید و با تمام نیرو این فکر را بلافاصله از سرتان بیرون پرت کنید و برای باز گردانیدن تعادل فکرتان فورا به چیز دیگری حتی الامکان خنده دار فکر کنید یا سوت بیخیالی بزنید تا مغز سرتان سوت نکشد. شخصا پیشنهاد میکنم به کارتون گجت فکر کنید که با آن دستهای درازش میتوانست در صورت لزوم کاسه  سرش را مثل یک در پوش پیچ دار باز کند و مغز سرش را پس از ورز دادن و مرتب کردن دوباره به جای اولش برگرداند.

 راستش را بخواهید با این اوصاف می ترسم  بقیه اش را بگویم و گرفتار  انبوهی از جمجمه های ترک خورده شوم که بر علیه من اقامه دعوی میکنند و حکم قصاص مطلبند.

بادا باد ...

شخصیت انسان هم برای خودش جرم(سنگینی) دارد. کم یا زیاد ! کم باشد میگوییم فلانی آدم سبکی است و اگر زیاد باشد میگوییم عجب وقاری ! انصافا آدم سنگین و متینی یه !..

جرم بدن آدمی از غذا خوردن و جرم شخصیت آدمی از رفتار کردن شکل میگیرد. اما بین جرم اجسام و جرم شخصیت یک تفاوت عمده وجود دارد و آن اینست که جرم اجسام مطلق است اما جرم شخصیت دارای علامت است و علامت آن مثبت یا منفی است. یا بهتر بگویم درجاتی از مثبت و درجاتی از منفی. حال بیایید قانون را با مفاهیم جدید باز سازی کنیم :

شخصیت هر آدمی به اندازه جرم خود فضای اطراف را به سمت خود منحنی میکند.

این جرم نه آن جرم است و این فضا نه آن فضا و این انحنا نه آن انحنا و این ربایش نه آن ربایش !!!

این جرم در این فضای "منحنی شده" در وسعت  فرو رفتگی پیرامون خود یک نیروی جاذبه  ایجاد میکند و عناصری را که در آن محدوده هستند به سمت خود میکشد. در این حوزه مغناطیسی اجرام علامت دار عناصر هم علامت را به سمت خود می رباید.

و شگفتا که جهان هستی تحت تاثیر این قانون ربایش علی الدوام در کشاکش است. ...آوخ که چه غوغایی و چه رقابتی !؟ وه که چه نسبیتی ؟!

میخواهی علامت جرم خود را ببینی ؟  دقت کن ببین کدام اجرام تورا میربایند و باز نگاه کن که کدام اجرام را می ربایی؟!

باز دستها را در شقیقه ها محکم کنید ، این بار به چه باید بیاندیشیم ؟.... حقیر پیشنهاد میکند به یک حقیقت گریه دار فکر کنیم و در این صحنه شگفت انگیز ربایشها از ذات اقدس اله استمداد بطلبیم و سعی کنیم این قانون را حتی الامکان از ذهنمان بیرون نکنیم.

من چه گویم یک رگم هشیار نیست !!

. . . لا حول و لا قوه الا بالله . . .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعمال , نسبیت , انیشتین


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ | ٧:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

حرف چند لحظه پیش است تر و تازه . نمیدونم چرا خواستم بنویسمش . شاید بخاطر معصومیت این دختر خانم است یا شاید هم بخاطر مبتلا بودن تعداد زیادی از افراد به مورد مشابه .

دختر خانم محترم و با ادبی بود . با معرفی یکی از دوستاش برای تدریس مراجعه کرده بود . فوق لیسانس اقتصاد را تازه تمام کرده بود. چند تا سوال ساده کافی بود که برداشت نسبتا کاملی از ایشان دستم بیاد . اهل جنوب ، خونگرم ، ساده ، 28 ساله و تاحد قابل قبولی خوش برخورد.

گفت میخوام برم آنور آب ، سویس !  دکترا بگیرم و زندگی کنم . البته 12 سال !! درجه شهروندی بهت نمیدن ولی بعد از آن کارها درست میشه !!!

پرسیدم چرا؟  گفت برای خدمت به خودم !  اینجا کنار گذاشته شده ام ، هویت ندارم !

گفتم : آنجا هویت پیدا میکنی؟  ساکت شد.

سکوت او باعث نشد که من در حرف زدن زیاده روی کنم . من هم کمی ساکت شدم .

از میان این همه حرف نگفته که در مورد سه جمله این دختر جوان وجود دارد . یک نکته را دوست دارم بگویم و برای همین نکته این مطلب را منتشر کردم و آن این است : بعضی از این جوانهای عزیز احساس طلا بودن دارند و به خودشان حق میدهند که بنشینند گوشه ای و منتظر طلایاب شوند که بیاید و کشفشان کند و اگر نیامد همه عالم و آدم گناهکار میشوند و ایشان مدعی .

اما بدون اینکه کمبودها و ناشایستگیهای و بی عدالتیهای موجود را نادیده بگیرم به این دوستان عرض میکنم که اولین متهم دعوی شما خودتان هستید . اگر طلایابی خوب است چرا خودتان سعی نمیکنید طلایاب شوید؟ آیا طلایی بهتر از شما در این دنیا نیست ؟ چرا شما کشفش نمیکنید ؟ اگر همه مثل شما طلا باشند که مملکت زیر خروارها خاک مدفون میشود.

بجای اینکه طلا باشید و در زیر خاک منتظر طلایاب بمانید ، طلایاب شوید تا طلا یابید!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: طلا , جوان , مهاجرت


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

تا اینجا سه مطلب در باره سوال دستگیرمان شد:

1- اعمال از بین نمیروند

2-اعمال در روز قیامت به خودمان عرضه میشوند

3-لیست کلیه اعمال روزانه ما نوشته میشوند

حال سوال بعدی اینست که این سیاهه اعمال در کجا نگهداری میشود و چه کسانی میتوانند آن را ببینند ؟

جوابی که قرآن کریم به ما میدهد اینست که سیاهه اعمال شما در کتابی دقیق نوشته میشود و البته کتاب اعمال بدکاران و نیکو کاران جداگانه است و در محلهای جدا نگهداری میشود. نام کتابی که اعمال بدکاران در آن ثبت میشود سجـین است و نام کتابی که اعمال نیکوکاران در آن ثبت میشود علیین است. هردو این کتابهای خارق العاده ، فوق العاده با شکوه و اعجاب آور است بطوری که خدا میفرماید : تو چه میفهمی که علیون چیست ؟

اما کسانی هم هستند که از محتویات این کتابها مطلع هستند و آن را میبینند. خداوند میفرماید این افراد مقربون هستند.

درسوره مطففین میفرماید :

کلا ان کتاب الابرار لفی علیین ﴿18﴾ وما ادراک ما علیون ﴿19﴾ کتاب مرقوم ﴿20﴾ یشهده المقربون ﴿21﴾

اینگونه که می پندارند نیست ، همانا کتاب نیکوکاران در علیین است  و تو چه میدانی که علیون چیست؟ کتابی نوشته شده است و مقربون آن را می بینند

خدایا علیون کجاست ؟ مقربون کیانند؟

پاسخی که در این مرحله برای سوالمان گرفتیم اینست که : لیست کارهای شما در کتابیست که فقط مقربون میتوانند آن را ببینند.  آیا اینجا نقطه آخر جستجوی ما برای یافتن جواب این سوال است ؟

سوال ما این بود که : از کجا میشود تهیه کرد؟  حالا احساس میکنیم سوال ما غلط بود و باید طور دیگری سوال میکردیم یعنی باید میپرسیدیم آیا به ما اجازه میدهند ببینیم ؟ اگر اجازه نمیدهند علت چیست ؟ آیا شرایط و صلاحیتهای خاصی لازم است که ما نداریم ؟ برای کسب آن صلاحیتها چه باید بکنیم؟ با چه ابزاری ؟ به چه روشی ؟ . . . . .  یا من یعطی الکثیر بالقلیل

آنانکه محیط علم و آداب شدند        درجمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون     گفتند فسانه ای و در خواب شدند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعمال


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ | ۳:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در دو مطلب گذشته در ارتباط با سوال طرح شده به دو مورد یقینی رسیدیم و دریافتیم

1- اعمال ما از بین نمیرود بلکه باقی میماند (به چه شکلی و در چه محلی و چه کیفیتی ؟ و . . .  قابل بحث است)

2- اعمال ما را در روزی که آن را قیامت نامیده اند به ما نمایش میدهند(به چه صورت ؟ خدا میداند)

یک حقیقت شگفت انگیز دیگری که هیچ شکی در آن برای معتقدان به قرآن وجود ندارد اینست که همه اعمال ما نوشته میشود. همچنان که در آیات متعدد و از جمله در سوره انفطار میفرماید:

وان علیکم لحافظین ﴿10﴾ کراما کاتبین ﴿11﴾ یعلمون ما تفعلون ﴿12﴾

بر شما نگهبانانی بزرگوار هست که اعمالتان را مینویسند و آنچه را که انجام میدهید میدانند. فراتر از آن حتی گفته شده است که نه تنها اعمال را بلکه نیات را هم مینویسند. همانطور که از لفظ کاتبین معلوم میشود مراد نوشتن است به همان معنایی که برای ما تداعی میکند. در روایات آورده اند که در سمت راست و چپ هر انسان دو فرشته کاتب گماشته اند که فرشته سمت راست  نیکی ها و سمت چپی بدی ها را مینویسد. فرشته سمت راست به محض ظهور نیت خوب نسبت به ثبت آن اقدام میکند ولی فرشته چپ تا عمل بد انجام نشود چیزی نمینویسد.

وکل صغیر وکبیر مستطر

حتی تصور آن کتاب شکوهمند برای انسان وهم انگیز و تعجب آور است. روزی که آن را ببیند از تعجب حیران خواهد شد و خواهد گفت :‌ ای وای برما این چه کتابیست که هیچ کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است و هرچه کرده ایم در اینجا آورده است !!!

یا ویلتنا مال هذا الکتاب لا یغادر صغیرة ولا کبیرة الا احصاها ووجدوا ما عملوا حاضرا ولا یظلم ربک احدا - کهف  (49)

حال با دانستن اینکه اعمال ما نوشته میشود سوال دیگری پیش می آید که با چه وسیله ای و در چه محلی و چه کیفیتی ؟  اما آنچه که فعلا برای ما مهم است اینست که آیا برای ما امکان دیدن آن وجود دارد؟ آیا آن سیاهه عظیمی که نیات و اعمال ما را با دقت و امانت و بزرگواری ثبت میکند برای ما قابل دسترسی میباشد؟ به چه نحو ؟ توسط چه کسی ؟

. . . . لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم . . . .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعمال


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ | ٥:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در  این مطلب   یک سوال اساسی مطرح نموده است که آیا حجاب باید عرفی باشد یا ایمانی؟ در ارتباط با مطلب فوق که نگاه خوبی به مسئله حجاب نموده است با رعایت نهایت اختصار چه میتوان گفت:

نگاه 1- مهم نیست که کسانی که پشت چراغ قرمز توقف کرده اند کدام یک با شناخت و ادب و کدام یک از ترس جریمه اینکار را کرده اند . مهم اینست که نظم رعایت شده است و جان عابرین پیاده و همینطور سواری های طرف مقابل حفظ شده است. اگر عده ای با اکراه پشت چراغ توقف کرده اند و احساس عدم آزادی میکنند ما مجاز نیستیم به روحیه بی قانونی آنها احترام بگذاریم و  به خاطر اینکه عده ای به قانون راهنمایی ایمان ندارند جان مردم را به خطر بیاندازیم و آنها را آزاد بگذاریم و اجازه دهیم هرکس هرجور خواست رانندگی نماید. اگر چه باید با کار فرهنگی سعی کنیم مشتاقان قلبی رعایت قانون بیشتر و مخالفین قانون کمتر و کمتر شوند.

نگاه 2- چراغ قرمز یک چیز مزخرفی است و توهین به شعور شهروندی محسوب میشود و باید از جامعه حذف شود هرکس هرجور خواست برود. اصلا برخی مواقع خود چراغ قرمز باعث ترافیک میشودمثلا وقتی هیچ ماشینی از طرف مقابل نمی آید باید توقف کنیم واین علاوه بر احساس خنگی مصرف سوخت را هم بالا میبرد. اصلا چراغ قرمز تحدید آزادیست. ناقض حقوق بشر است . باتمایلات غریزی بشر ناسازگار است. دیکتاتوریست!

نگاه 3- چراغ قرمز خوب است ولی در عصر اتم دیگر نباید اجباری برای رعایت آن باشد گذاشتن جریمه برای عدم رعایت چراغ قرمز توهین به شعور انسانی است و سطح کیفیت مدنیت را کاهش میدهد. ما باید به بی ایمانی برخی شهروندان عزیز به قانون رانندگی احترام بگذاریم و حقشان را به رسمیت بشناسیم .   هرکس رعایت کرد برای خودش احترام قایل شده و هرکس نکرد به خودش مربوط است . فقط در این صورت است که افراد قانون شکن از افراد قانون مدار متمایز میشوند و خوب و بد از هم جدا میگردند. ما که در عصر فضا زندگی میکنیم پرداختن به این مسائل حقیر تاسف بار است.

نگاه 4- چراغ قرمز خوب است و جریمه های آن هم خوب است اما این اجبار، شخصیت رانندگان متخلف را از دید ما پنهان میکند. در حالیکه نیت راننده برای رعایت کردن یا نکردن چراغ قرمز برای ما مهم است زیرا وقتی که همه راننده ها پشت چراغ قرمز ایستاده اند ما قادر نیستیم رانندگان پرخطر را شناسایی کنیم و ممکن است ما یا فرزندانمان به ماشین آنها سوار شویم و آسیب ببینیم.

نگاه 5- برخی از تشکلات محترم اجتماعی قانون مخصوص  به خود دارند و در مرامنامه آنها رعایت چراغ قرمز اجباری نیست البته به اکثر قوانین رانندگی معتقدند اما فقط چراغ قرمز را قبول ندارند تکلیف آنها چیست ؟ آنها تا کی باید به چیزی که در قوانین آنها وجود ندارد عمل کنند ؟ آیا این ظلم نیست ؟ آیا این تضییع حقوق بشر نیست ؟ آیا نباید به مرامنامه این تشکل محترم احترام گذاشت ؟ به نظر من باید به آنها اجازه دهیم که به منظور رعایت مرامنامه خود قانون ما را بشکنند.

صحبت کردن راجع به حجاب به راحتی بحث چراغ قرمز نیست اما چون در مثل مناقشه  (عین هم پنداری) نیست پس یک مثال میتواند کمکی برای درک بهتر موضوع باشد. شما با کدام گزینه موافقید ؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجاب


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٤ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

حق دارند که اینقدر دست پاچه شوند، حق دارند که به وحشت بیافتند،  حق دارند که صداهای نامفهوم از خود صادر کنند ، حق دارند که متناقض بگویند ، حق دارند به سرو کول هم بپرند، حق دارند که به جان هم بیافتند وحتی حق همکاسه گی یکدیگر را پایمال کنند، حق  دارند که به هر دست آویزی سبکتر از خود وسبکتر از کاه متوسل شوند چون که الغریق یتشبث بکل حشیش

وقتی آمریکا (قرائت دیگری از  اسرائیل) با دست و پنجه خون آلود و البته دندانهای شکسته و دم بریده لنگان لنگان از عراق فرار کرد و پیکر نجس و نیمه جان خود را به خاک ناپاک خودشان کشید و همه ی رجز های چندین ساله اش با نکبت شکست به سوی خودش  بازگشت شاید هیچ کس نفهمید که روبان سرخرنگ فاز اول اتوبان ایران - قدس در کربلا قیچی خورد و راه قدس از کربلا گذشت . شاید هیچ کس انتظار نداشت  که فرمایش  امام اینگونه محقق شود و راه قدس بدینسان از کربلا بگذرد .  

اگر آنها دستشان آشکارا میلرزد و سخنشان به تته پته افتاده است و چشمانشان از ترسی هولناک از حدقه بیرون آمده است به این دلیل است که آنها مکررا چوب تحقق جمله های قصار امام خمینی را خورده اند . آنها جمله های خمینی را از حفظ اند و هر روز که بختی از آنها برمی گردد و صدای افتادن تشتی از رسواییشان گوش عالم را پر میکند و هر روز که حیله ای و مکری از ایشان به بن بست میخورد و تیرهای زهر آگینشان به لطف خدا به سوی پیکر ناپاک خودشان برگشت میخورد یکبار دیگر حرفهای خمینی را مرور میکنند و از حرص تحقق آنها دندان حقارت به هم میسایند و بر سر و روی خود و همسنگرانشان مشت رذالت و سیلی تقصیر میکوبند و به سرنوشت محتوم خویش زار میزنند.

دلهره و یاس به قلبشان چیره گشته و احساس حقارت لحظه ای رهایشان نمیکندزیرا آنها و همه مردم جهان هنگامی که ایشان از عراق فرار میکردند صدای شکستن استخوانهایشان را شنیده اند و حادثه سقوط و محو اسرائیل را قریب الوقوع دیده اند. اینست که  نا امیدانه رجز میخوانند که اسرائیل خط قرمز ما است . از خشم حقارت به خود میپیچند اما گوشه لبهایشان را با نخ نامرئی به بیخ گوشهایشان کشیده اند تا نمای لبخندشان باطن مایوس و غمگین و عبوسشان را پنهان کند زیرا  آنها میدانند که با خروج آنها از عراق کلید تحقق این جمله امام زده شده است که : راه قدس از کربلا میگذرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: راه قدس , آمریکا


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ | ۸:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

روزها و ماهها را با اتفاقاتش بهتر میتوانیم به خاطر بیاوریم . اگر هیچ اتفاقی نیافتاده باشد چه فرقی میکند که شنبه باشد یا چهارشنبه ، تیر باشد یا بهمن. مشکل بتوان روزی را که در آن هیچ اتفاقی نیافتاده است به خاطر آورد.

هرچیزی که علامت دار باشد بهتر در ذهن انسان جای میگیرد و ماندگار تر میشود . مثل علامتهای راهنمایی و رانندگی ، مثل آرم تجاری شرکتها ، مثل پرچم کشورها .

وقتی شما یک تابلوی راهنمایی را می بینید میتوانید در توصیف و شرح آن تابلو و نشانه روی آن ، جملات طولانی بیان کنید و شاید صفحاتی چند را سیاه کنید اما اگر بر روی تابلو همان جملات را بنویسند هیج کس از آن سر در نمی آورد و نگاهی به آن نمیکند.

 اتفاقات ، علامتهایی هستند که به روزها و ماهها و سالهای ما چسبانده میشوند تا راحت تر بتوان به آنها اشاره کرد . نشانه گذاری یک تکنیک بسیار عالی برای ثبت تاریخ است . حوادث مقدس روزها را تقدیس میکند و اتفاقات زشت لکه ننگی بر پیشانی روزها می نهند. اگر چه بشر در طول تاریخ پر ماجرای خویش از این لکه های ننگ کم ندیده است . اما حماسه مردان خدا همواره بر آن لکه ها فائق آمده است. اگر چه لامذهبان و دنیا طلبان با فسق و فجور  خویش روزها را به بدنامی آلوده میکنند اما این مردان خدا هستند که با جانفشانی پرشکوه خویش روزها را تطهیر میکنند.

این سنت خداوند است که : ان الحسنات یذهبن السیات 

ملت ایران سالهاست که کار  تطهیر ماهها را تمام  کرده است . ماهی نیست که بنام حماسه ای از مردم انقلابی ما مزین نشده باشد و با علامتی از شکوه و اقتدار ما نشان نشده باشد  : 12 فروردین ، 5 اردیبهشت ، 15خرداد ، 7 تیر ، 26 مرداد ، 17 شهریور ، 5 مهر ، 13 آبان ، 5 آذر ، 19 دی ،12 و 22 بهمن ، 29 اسفند.

هر ماه نشانی از حماسه های جاودان مردم ایران است . اما همت شگفت مردم ایران گویی قله دیگری را هدف گرفته است .به نظر میرسد این مردم به تطهیر ماهها قانع نشده اند و پروژه عظیم تطهیر روزها را کلید زده اند.

گویی خداوند اراده کرده است تا قبل از پایان جهان لکه های روزگاران رابا همت بلند مردم ایران از قامت روزها نیز پاک کند .

9 دی شاید نقطه عطفی برای نهضت تطهیر روزها باشد. 9 دی نیز با یک مارک و علامت بسیار معتبری نشان زده شد و از این پس ترکیب کوتاه " 9دی " حماسه بلندی را در ذهنها زنده خواهد کرد و تابلوی زرینی در برابر مسیر رهروان صادق خواهد بود تابلویی که این روز را تطهیر کرد و بر پاکی و عزت ملت ایران صحه گذاشت و دروغ پردازان را نا امید کرد. اما راه همچنان باقیست و ملت ایران همچنان پرصلابت و استوار گام برمیدارد روزها نیز در برابر این ملت کم خواهد آورد .

بازهم به پیش میرویم تا روزی دیگر با حماسه ای دیگر باز بدرخشیم ! و زمانی خواهد آمد که هر روزمان  با مارک مبارک یوم الله  برجسته شود و یوم اللهی باشد از زمره یوم الله های درخشان دیگر .  ما همه روزها را تطهیر خواهیم کرد. انشاء الله


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: 9 دی , یوم الله


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٧ | ٥:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

پرینت اعمال را از کجا میشه گرفت ؟ (2)

در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود،
و در آن هنگام که ستارگان بى‏فروغ شوند،
و در آن هنگام که کوه‏ها به حرکت درآیند،
و در آن هنگام که باارزش‏ترین اموال به دست فراموشى سپرده شود،
و در آن هنگام که وحوش جمع شوند،
و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند،
و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد،
و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود:
به کدامین گناه کشته شدند؟!
و در آن هنگام که نامه‏هاى اعمال گشوده شود،
و در آن هنگام که پرده از روى آسمان برگرفته شود،
و در آن هنگام که دوزخ شعله‏ور گردد،
و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود،
(آرى در آن هنگام) هر کس مى‏داند چه چیزى را آماده کرده است!

برابر این خبر موثق روزی فرا خواهد رسید که همه بنی بشر لیست اعمال خود را دقیقا ببیند. چه خوب باشیم و چه بد باشیم خواهیم دید اما درآن زمان ، دیگر کار از کار گذشته است و دانستن  ، دردی از ما دوا نخواهد کرد. ما به دنبال این هستیم که قبل از اینکه دیدن کارنامه اجباری باشد (و کارنامه بدکرداران و زشتکاری های منکران و فجار را به آنها حقنه کنند ) بدانیم آیا میتوانیم یک لیستی از اعمال مان را به طریقی بدست آوریم و علاج واقعه را قبل از وقوع بنماییم؟ و قبل از اینکه دیر شود خاکی بر سر کنیم ؟ آن زمان همه خواهیم گفت : ناگهان چه زود دیر شد. (کانهم یوم یرونها لم یلبثوا الا عشیه او ضحیها : روزی که آن را ببینند خواهند گفت انگار شبی یا روزی بیش در دنیا نمانده اند)

إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ ﴿1﴾

وَإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ ﴿2﴾

وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ ﴿3﴾

وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ ﴿4﴾

وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ﴿5﴾

وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ ﴿6﴾

وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ﴿7﴾

وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ ﴿8﴾

بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ﴿9﴾

وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ﴿10﴾

وَإِذَا السَّمَاء کُشِطَتْ ﴿11﴾

وَإِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ ﴿12﴾

وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ ﴿13﴾

عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ ﴿14﴾


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اعمال


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٥ | ٩:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی از امتحان جلسه امتحان بیرون می آییم. معمولا سوالات امتحانی را یکبار دیگر بلکه چندین بار در ذهنمان مرور میکنیم تا نمره خودمان را حدس بزنیم. در این مقطع زمانی خاص سوالات به سه صورت به ما نمایان میشوند:

1- سوالاتی که قطعا میدانیم جواب را درست نوشته ایم . وقتی این سوالات را از نظر میگذرانیم به ما آرامش میدهند و لبخندی بر صورت مینشانند. دوست داریم این سوالات را بازهم در ذهن نگهداریم و نفس راحتی میکشیم.

2- سوالاتی که قطعا میدانیم جواب را غلط نوشته ایم یا اصلا جواب را بلد نبوده ایم.  با فکر کردن به این سوالات ممکن است مشتمان را گره بکنبم و دوست داشته باشیم به یک جایی مشت بکوبیم و احساس پشیمانی میکنیم و شکست!

3- سوالاتی که نمیدانیم جوابی که به آنها داده ایم درست یا غلط بوده اند. این قسمت یکی از چالش برانگیز ترین بخشهای بعد از امتحان است . رفتار افراد در برخورد با این حالات کاملا متفاوت است . اما در حالت سوم بیشتر افراد بعد از اینکه این تردید پیش می آید سعی میکنند یکی از شاگرد زرنگها یا حدالمقدور معلم یا استاد را پیدا کنند و جواب درست سوال را جویا شوند.

4- گاهی هم پیش می آمد که سوالی را که مطمئن بودیم قطعا درست جواب داده ایم بعدا میفهمیدیم غلط نوشتیم و برعکس گاهی هم جوابی را که فکر میکردیم غلط نوشته ایم درست از آب در می آمد. و چه بسا معلم به خاطر همان جواب به ظاهر غلطمان یک امتیازی هم به ما میداد و تشویقمان میکرد.

البته برخی هم که نتیجه امتحان برایشان اصلا مهم نیست کلا بی خیالند برخی از آنها  همیشه میخندند و شوخی میکنند و سربه سر دیگران میگذارند و کلا دوست دارند خوش باشند و برخی هم  افسرده و بیحال در لاک خودشان فرو رفته اند. ما فعلا با این دو گروه کاری نداریم.

اما آنهایی که حساسیت قبولی یا مردودی برایشان مهم است و دلشان می خواهد حتما از نتیجه عملشان آگاه شوند آرام و قرار ندارند. اینجور افراد را چیزی به غیر از دیدن کارنامه و ورقه تصحیح شده شان آرامشان نمیکند. اما همیشه میخواهند یک ذره بیشتر بدانند اما تا همه چیز را ندانند آن یک ذره ها تمام نمیشود.

یادم می آید یکی از معلم های ما گاهی ورقه های امتحانی را به شاگرد زرنگها میداد تا آنها اصلاحش کنند. و معمولا نزدیک ترین دوست آن شاگرد زرنگ میتوانست از نتایج امتحان زودتر مطلع شود.

. . .

 وَبَیْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِیمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ   سوره ی مبارکه الاعراف:آیه 46 

و در میان آن دو ( بهشتیان و دوزخیان)، حجابى است و بر «اعراف‏» مردانى هستند که هر یک از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند و به بهشتیان صدا مى‏زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمى‏شوند، در حالى که امید آن را دارند.

 

از امام صادق علیه السلام درباره قول خدای عزوجل: « و بینهما حجابُ و علی الاعراف رجال یعرفون کلاً بسیماهم » سؤال شد. حضرت فرمودند:
« بینهما حجاب » دیواری است بین بهشت و جهنم که محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و خدیجه علیهم السلام بر آن ایستاده اند، و ندا می کنند: دوستان ما کجایند؟ شیعیان ما کجایند؟ در این هنگام دوستان و شیعیان به سوی آنها روی می آورند،
و آنان دوستان و شیعیان را به اسم خود و پدرانشان می شناسند و این همان قول خداست که فرمود: « یعرفون کلاً بسیماهم » پس دست دوستان و شیعیانشان را می گیرند و از صراط عبور می دهند و آنها را وارد بهشت می کنند.
در روایتی دیگر آمده است که دوستانشان را به سفیدی صورتشان و دشمنانشان رابه سیاهی چهره می شناسند.

...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امتحان


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

یکی از بندگان خدا در اشاره به مطلب پرینت اعمال به عبارت :

یک نکته اساسی که در جهان هستی مرتبط با بشر وجود دارد اینست که همه حقایقی که دانستن آن برای بشر ضروری است بصورت مثال و به لطایف الحیلی در دسترس او قرار داده شده و در پیرامون او پراکنده و جاسازی شده است تا بجوید و به مقدار وسع  بیابد. "

ایراد کرده بودند که اگر چنین است پس دیگر چه نیازی به پیامبران و امامان داریم ؟

درجواب (نه فقط به ایشان) باید گفت که : پیامبران برای این آمده اند که در اولویت اول همین مطلب را به ما اعلام کنند و در مرحله دوم در هرجا که لازم باشد برای استخراج این لطایف به کمک ما بیایند و فهممان را در رسیدن به آنها ارتقا ببخشند و دستمان را بگیرند. آنچه که باعث شده است ما به این مطلب پی ببریم و با این قاطعیت این عبارت را بگوییم بیان خداوند در قرآن کریم است که توسط رسول گرامی به ما منتقل شده است.

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لآیاتٍ لِاولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ»
همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز، برای خردمندان نشانه هایی است. آنان که خدا را (در حالتهای) ایستاده و نشسته و به پهلو خفته، یاد می کنند و در آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند (و گویند:) ای پروردگار ما! اینها را بیهوده نیافریده ـ ای، تو منزّهی، ما را از عذاب آتش نگهدار.


شب زنده داران عاشق در قیام و قعود با «تفکّر» به «ذکر» و «تسبیح» خدا پرداخته، این حقیقت را در پهنه هستی به اثبات رساندند که اندیشمندان خردمند، عابد و ذاکر خدایند و پرستشگران، متفکّر و خردمند هستند .
شبی، رسول اکرم ـصلی اللّه علیه و اله‎ـ آن قدر گریسته بود که محاسن و جای سجده اش خیس شده بود، بامداد که برای برپا نمودن نماز از منزل خارج شد، بلال پرسید: ای رسول خدا! چرا این قدر گریسته ای؟ فرمود:
«امشب آیه «إِنَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ...» بر من نازل شد، وای بر کسی که آن را قرائت کند و پیرامونش نیندیشد.»

یاحق


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: پیامبران , تفکر


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳ | ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

پرینت اعمال رو از کجا میشه گرفت ؟  (1)

در ارتباط با مطلب قبلی تحت عنوان "دماسنج اعتقادات" یک سوال حیرت انگیز توسط آقای حسین مداحی مطرح شدکه اصلا انتظار شنیدن چنین سوالی را نداشتم و از شنیدنش جا خوردم. سوال این بود :

پرینت اعمال رو از کجا میشه گرفت ؟

 یک نکته اساسی که در جهان هستی مرتبط با بشر وجود دارد اینست که همه حقایقی که دانستن آن برای بشر ضروری است بصورت مثال و به لطایف الحیلی در دسترس او قرار داده شده و در پیرامون او پراکنده و جاسازی شده است تا بجوید و به مقدار وسع  بیابد. البته و صد البته قبض و بسط و درک این ضرورتها و لطایف و  گفته ها و نگفته ها ، قصه هزاران هزار ویک شب است نه یک شب و نصف شب.

ممکن است عزیزی بپرسد که چرا همه چیز خیلی واضح و شفاف گفته نشده است؟ چرا باید جست و یافت و گاهی هم جست و نیافت ؟ خوب این سوال عظیمی است ولی من هم سوال مشابهی دارم :

چرا وقتی به یک "لیوان سرد"  ، "آب داغ"  را یکباره میریزیم لیوان ترک برمیدارد و میشکند ولی اگر آرام آرام آب بریزیم لیوان سالم می ماند؟ این به دلیل جنس و ماهیت لیوان و آن به دلیل جنس و ماهیت انسان است (البه با مد نظر قرار دادن تفاوتهایی که بین این و آن است) .

در این بین وظیفه انسان این است که با توجه به دسترسی هایش  ، لطایف را استخراج و ناگفته ها را بشنود و نانموده ها را ببیند.  به عبارت دیگر مهمترین کار انسان دقت کردن در واقعیتها به منظور کشف حقیقتها ست.

قانون بقای ماده میگوید : ماده و انرژی از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگر در میآید.(این قانون ممکن است در حالتهایی مورد تشکیک واقع شود. اما با آنچه که در جهان مادی اطراف ما میگذرد تطابق دارد و مثالی محقق شده در دنیای واقعیتهای ماست )

اعمال ما (که انرژی تولید شده از سوی ما هستند)نیز از بین نمیروند بلکه از حالتی به حالت دیگر در می آیند. پس اعمالی که از ما صادر میشود در محلی انباشته و نگهداری میشوند.

حال با این فرض سوال مورد نظر را به چند حالت میتوان گسترش داد واین گونه بیان کرد که حال که اعمال ما نابود نمیشوندپس :

1- به چه حالتی و چه شکلی تبدیل میشوند؟

2- در کجا نگهداری میشوند؟

3- چه کسانی از محل و کیفیت آن اطلاع دارند؟

4- آیا به ماهم اجازه مشاهده آن را میدهند؟

5- پرینتی را که از اعمالمان میخواهیم بانمره و بارم میخواهیم یا اصلاح نشده و خام ؟

 

ناتمام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱ | ۳:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.