. . . چهره ای زیبا شد!

با گل سینه سرخ

و گل سینه ،  چه سرخ !

چه گلی !

سرخ و قشنگ

لاله ای

بس خوشرنگ

. . .و گلی زیبا شد

در چنین سینه سبز

با چنین روی چو ماه

. . . لاله ای زیبا شد!

درچنین دشت نجیب

که به همراهی خورشید

به هر لحظه

گلی می رویاند

و چه پربار این دشت

و چه  حاصل خیز این خاک

که چنین تند وسریع

مثل یک فواره

گله به گله ، گل می کرد

وتن پاک شهید

تند وبی تاب

به وجد آمده بود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شهید


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٩ | ۳:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بوی جبهه 

 بوی عشق

طعم باروت 

 رنگ خاک

یک سبد گل دیده ام

روی سینه های چاک

بوی خون

عطر  جدید

رنگ دل در رخ پدید

وه چه زیبا ای ... شهید


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شهید


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٩ | ۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در ماه رمضان امسال برای اولین بار بعد از انقلاب صدای مناجات ربنای شجریان از تلویزیون پخش نشد . از سال 1358 که استاد شجریان این مناجات را برای تلویزیون خوانده است از آن سال به بعد همه ساله در ماه مبارک رمضان مردم ایران لحظات افطار خود را با این مناجات زیبا به معنویت مضاعفی پیوند زده اند بطوریکه در یالهای اخیر آواز مناجات ربنا با حس و حال لحظات باشکوه افطار آمیختگی بی نظیری پیدا کرده بود و گاهی که به دلایلی موفق با شنیدن این مناجات نمیشدیم حس میگردیم که بخشی از معنویت لحظات افطار را از دست داده ایم و حالا این مناجات پس از دهها سال از مراسم افطاری ایرانیان حذف شد و به دنبال آن عده ای از این کار ناراحت شدند و عده ای خوشحال !

اما من خوشحال نشدم بلکه ناراحت شدم چون شخصا مناجات او بهترین مناجاتی بود که من به شنیدن آن رغبت داشتم و هیچگاه از آن خسته نمیشدم و حال وهوای سفره افطار با صدای او جذابتر میشد. علاوه بر مناجات ربنای شجریان من ارتباط معنوی وی‍ژه ای با صدای او داشتم . آوازهای اصیل او همدم دوران تحصیل من و مونس بخشی از تنهاییهای دوران دانشجویی من بود و کلکسیون کاست آلبومهای قدیم و جدید ایشان فضای قابل ملاحظه ای از کتابخانه ام را به خود اختصاص میداد و کتابخانه محقرم را در نظر خودم زیبا تر میکرد. 

علاوه بر آوازهای عمومی استاد شجریان آهنگهای انقلابی او نیز جایگاه ویژه ای برای ما داشت.  وقتی دهه فجر میشد حال وهوای دوران مبارزات مردم علیه رژیم ستمگر شاه زنده میشد و تصاویری که از تلویزیون پخش میشد خاطرات را زنده میکرد و بازهم صدای شجریان بود که جذابیت تصاویر را بیشتر میکرد و بر روی تصاویر تظاهرات جانانه ی  انبوه مردم آوازی پر از احساس و شور سر میداد که :

همراه شو عزیز!

 تنها نمان به در!

کاین درد مشترک

هرگز جدا جدا

درمان نمیشود . . .  همراه شو عزیز ، همراه شو عزیز

شاید اغراق نباشد که بگویم من بیشتر از هر سرود انقلابی که از تلویزیون پخش میشد دوست داشتم صدای گرم شجریان را بشنوم که  آواز سر بدهد که :

ایران خورشیدی تابان دارد

باجان پیوندی پنهان دارد

مهرش جاویدان با دل پیمان دارد

دل پاس پیمان دارد تا جان دارد

رسم فریاد و افغان بگذار

بانگ آزادی از جان بردار

از خواب خواری گردید ایران بیدار

دل را چو دریا براین طوفان بسپار

. . .

این صدا که شور انقلابی عجیبی از آن به دلها می پاشید به دل ما مینشست و احترام این حنجره که صدای انقلاب مردم را آمیخته با هنر فریاد میکرد در نزد ما افزون میشد زیرا او سخن دل ما را با لحنی زیبا و صدایی دلنشین فریاد میزد و این صدا به انقلاب شکوهمند ایران پیوند میخورد و از درد و عشق مردم سخن میگفت.

اما الان  دلگیرم !

 البته نه بخاطر اینکه صدای شجریان از تلویزیون پخش نمیشود بلکه بخاطر اینکه دیگر نمیتوانم از صدای شجریان حتی اگر ربنا باشد لذت ببرم . صدای او برایم آن حلاوت و معصومیت قبلی را ندارد . من کسی نیستم که از شدت عصبانیت بگویم که از اول هم خوشم نمی آمد بلکه اعلام میکنم که من با آواز شجریان انس غریبی داشتم. اما الان اعتراف میکنم که دیگر آن حس و حال از صدای او مرا در بر نمیگیرد.

 زیرا او ملت خویش را خیلی ارزان به بیگانه فروخت و ارزش خودرا نشناخت.  او براحتی روی زانوی  آمریکا نشست و به انقلاب ملت بزرگ ایران پشت کرد . او در دامان کثیف سوزندگان قرآن آرمید و هماهنگ با آن درندگان وحشی ربنای خویش را آتش زد .

من چگونه میتوانم از ربنای او حال بگیرم درحالی که بوی سوختگی ربنا از آواز او مشام را می آزارد.

گاهی به ذهنم می آید نکند او فکر میکند که ما بخاطر ربنای زیبای او  روزه میگرفتیم؟ یا به خاطر آوازهای او انقلاب و ملت را دوست داشتیم؟

شجریان باید بداند که چون او ربنا میخواند محبوب ما شده بود و چون با ملت همراه شد به مقام استادی رسید . و صدای او چون بر روی تصویر خورشید تابان ما نشست دلاویز شد . حال توهم برش ندارد که برعکس بوده است .

اگر خروس نباشد باز هم صبح خواهد دمید.

شایدخروسی که  چنین توهم کرد که" چون من میخوانم پس آنگاه آفتاب طلوع میکند "تبدیل به بوقلمون شد که صدای گنگ غلغل و بریده بریده او حال شنونده را به هم میزند.

  دراین فکرم که اگر روزی شجریان بخواهد به دامن ملت برگردد آیا من خواهم توانست باز هم از شنیدن صدای او لذت ببرم؟ 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شجریان


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٥ | ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در قرآن عزیز نام همه پیامبران الهی با احترام یاد شده است . آنها همه به عنوان فرستادگان خداوند اکرام شده اند و قرآن همه پیامبران را از یک ریشه معرفی کرده و فرقی بین هیج یک از پیامبران قائل نشده است.

بنابر این کسی که قرآن را بسوزاند حرمت همه پیامبران را سوزانده است . اگر اهانت از سوی مدعیان مسیحیت و یا یهودیت صورت پذیرد این امر به معنی خود سوزی خواهد بود زیرا کتابی را که در آن موسی و عیسی تکریم شده اند را به آتش کشیده اند .

ای کاش اینقدر احمق نبودند که عرض خود ببرند و موجب زحمت ما شوند

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست    عرض خود میبری و زحمت ما میداری

واسلام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن سوزی


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٤ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

بیایید در وبلاگ‌هایمان روز جهانی قرآن را پیشنهاد بدهیم..

همه با هم به سوی تاسیس روز جهانی قرآن..

 

قرآن کریم

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز جهانی قرآن


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٤ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

مجوز قتل این کودک در جیب کدام یک از ماست؟؟؟

 

http://razaviun.parsiblog.com/1715567.htm


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: صهیونیسم


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٤ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

با اتحاد شوم آمریکا و صهیونیسم برای جنگ با اسلام مقابله کنیم

http://jwg.parsiblog.com/1715845.htm

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آمریکا


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٤ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی آمریکاییها قرآنها را سوزاندند متوجه نشدند که آتش به نقابشان نیز سرایت کرد. نقابی که ده ها سال است بنام تمدن و آزادی و دموکراسی وحقوق بشر بر چهره زده اند.

آنها سالهاست که با وسواس خاصی هرروز خود را آرایش میکنند و کت شلوار اتو کشیده میپوشند و لبخند زدن را تقلید ناشیانه میکنند و کلمات مدرن میتراشند و در دهانشان جاسازی میکنند و با هزار مکافات در انظار عمومی حرکات مودبانه از خود نشان میدهند که درون وحشتناک خود را پنهان سازند و باید اعتراف کنم که موفق هم شده بودند. ماسکی که بر چهره زده بودند آنقدر حرفه ای بود که طبیعی مینمود. هیچ عیب و ایرادی نداشت. آنها این همه ظرافتکاری را با پشتکار و ممارست در طول دهها سال آموخته بودند و به تدریج به جهان القا کرده بودند که ما اینیم!

آنها به حدی حرفه ای عمل کرده بودند که حتی برخی از مذهبیهای ماهم به آنها متمایل شده بودند وواقعا فکر میکردند که آنها در شعارهایشان صادق هستند و هر گاه بحثی به میان میامد ژستی مشابه خود آنها میگرفتند و افاضه میفرمودند که : بله احترام به حقوق دیگران ، آزادی ، دموکراسی ، حقوق بشر ...  آنجا همه آزاد هستند که حرفشان را بزنند و البته بدون توهین به دیگران .!!! آنجا هرکس دوست دارد میتواند بی حجاب یا با حجاب باشد . بی حیا یا با حیا باشد! هرکس در عقیده خود آزاد است !... آنجا به هیچکس زور نمیگویند توهین نمیکنند... کرامت انسانی ... حقوق شهروندی ... تمدن ... ماشین قسطی با انتخاب رنگ دلخواه ...  اوووو....ه تانبینی ندانی.

آمریکاییها امروز ثابت کردند که آنها هیچ عقیده ای را جز بی عقیدگی خود تحمل نمیکنند.

آیا احترام به عقاید جزو حقوق بشر نیست؟

آیا آزادی یعنی توهین به افکار دیگران ؟

اگرچه آمیکاییها هزینه زیادی برای ساختن نقاب چهره خود پرداخته اند اما بارها با اشتباهات فاحش این هزینه هارا برباد داده اند و هر اشتباهی تکه ای از نقاب زیبای آنها را برکنده است :

استفاده از بمب اتمی - حمایت از کشتارهای وحشیانه اسراییل - فجایع بوسنی - کودتاهای خونین در ایران و جهان - کشتار مردم عراق - کشتار مردم افعانستان و. . . همه و همه اشتباهات احمقانه ای بود که هرکدام تکه ای از نقاب تمدن آمریکایی را کنده و قسمتی از چهره ی وحشتناک این دراکولای خون آشام را نمایان ساخته است

و این اشتباه آخر احمقانه ترین اشتباه آنها بوده است که دیگر نقابی بر چهره آنها باقی نخواهد گذاشت و چهره کریه آنها بی واسطه در برابر دیدگان جهان به نمایش در خواهد آمد .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آمریکا , قرآن سوزی , بهشت احمقها , ماسک


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٢ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

خواستن حقوقی مساوی برای زن و مرد آنگونه که در غرب مطرح شده  اشتباه محض است. آنان این شعار بی محتوی را آنقدر با آب و تاب و رنگ و لعاب مدرن و خوشایند مطرح میکنند که بسیاری از افراد نیات ناثواب پشت پرده را نمیبینند.

همانگونه که حق انسانیت مدام در دنیا در حال پایمال شدن است . هر فرد منصفی باید موافق باشد که بخشی از حقوق خاصه زنان بطور مضاعف پایمال شده و در حال حاضر نیز نادیده گرفته میشود. اما معتقدم برای جبران آن سر دادن شعار تساوی حقوق زن ومرد فریبی بیش نیست بلکه برای مقابله با وضع ظالمانه کنونی شعار باید این باشد :

 احقاق حقوق زنان

درخت ، حق زندگی دارد و احترام به حقوق درخت اینست که در برابر باد و باران و آفتاب باشد.

کبوتر ، حق زندگی دارد و احترام به حقوق کبوتراینست که دور از باد و باران و آفتاب باشد.

پنگوئن ، حق زندگی دارد و احترام به حقوق پنگوئن اینست که در میان برف و یخبندان باشد.

زنبور عسل ، حق زندگی دارد و احترام به حقوق زنبورعسل اینست که دور از برف و یخبندان باشد.

اگر بخواهیم حقوق مساوی بادرخت به  کبوتر ببخشیم و حقوق مساوی با پنگوئن به زنبور عسل بدهیم  در این صورت کبوتران و زنبورهای عسل را قتل عام کرده ایم و بالعکس. بنابر این اگر کسی به نام خدمت بخواهد به گروههای مختلف حقوق مساوی بدهد یا جاهل است یا جنایتکار .

زن و مرد هردو انسان هستند. بانیازهای مشترک و نیازهای غیر مشترک.

زن و مرد هردو انسان هستند. بابدنهای مشابه و بدنهای غیرمشابه.

زن و مرد هردو انسان هستند. باروحهای مشابه و روحهای غیر مشابه.

زن و مرد هردو انسان هستند. با حقوق مشابه و حقوق غیر مشابه.

اگر کسی به نام خدمت بخواهد به زن و مرد حقوق مساوی بدهد یا جاهل است یا جنایتکار .

 زیرا یا زن را به ورطه نابودی خواهد کشاند یا مرد را و در نتیجه سعادت هردو را نابود خواهد کرد. زیرا مرد باسعادت بدون زن با سعادت در فرهنگ انسانیت تعریفی ندارد.

باید حق زن به زن و حق مرد به مرد داده شود تا عدالت رعایت شود و سعادت انسانیت تضمین گردد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: تساوی زن ومرد


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٠ | ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

ماه من گفت ماه را دیدم                    عید را بر شما پسندیدم

ماه من خود هلال کامل بود                هرشبی که جمال او دیدم

 

 

عید فطر مبارک


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عیدفطر


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٠ | ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

از امیر المومنین علی علیه‌السلام روایت شده است که به شخصی که در حضور حضرت بی جهت گفت: استغفرالله، فرمودند: می‌دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبه گان بوده و شش شرط دارد:

اول - پشیمانی از گذشته.

دوم - تصمیم بگیری که هیچگاه آن را انجام ندهی.

سوم - این که حقوق تمام مخلوقات را ادا کرده تا جایی که خداوند را سبکبار دیدار نمایی.

چهارم - تمام واجباتی را که ضایع کرده‌ای جبران نمایی.

پنجم - گوشتی را که از مال حرام روییده با اندوه ذوب کرده تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت جدیدی به وجود اید.

ششم - رنج فرمان برداری را به جسم بچشانی، همان گونه که شیرینی گناه را به آن چشانیده‌ای.

...  و در این هنگام بگو: استغفرالله.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: توبه , استغفار


تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٩ | ۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.