نیچه جهان را بر اساس خواست قدرت می داند. او سخت ترین و خطرناک ترین آزمون را دور کردن خود از همه وابستگیها می داند. او می گوید که فلسفه ای که ادعا کند حقیقت برای همه است جزمی میشود. خیر نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. نیچه حتی جذب شدن افراد به یک فرد زاهد را به دلیل خواست قدرت در آنها می داند. قدرتی که ضدیت آنها با طبیعت را سبب می شود تا طبیعت وجودشان را نادیده بگیرند. نیچه مفاهیمی مانند خدا و گناه را بازیچه های کودکانه برای بشر می داند. او عبادت دینی را نتیجه بیکاری و فراغت آدمی می داند و می گوید که کسانی که بدون دین زندگی می کنند افرادی پرکار هستند که وقتی برای عبادات دینی ندارند ولی نسبت به آن بی تفاوتند و اگر از آنها بخواهند آن را انجام می دهند. نیچه خداگرایی انسان را نشانه ترس او از دست یافتن به حقیقت و گرایش او به تحریف معنای زندگی می داند. از نظر نیچه دین برای فرانروایان وسیله رسیدن به قدرت است. دین به فرمانبران انگیزه و وسوسه قدرت طلبی در آینده و به مردم عادی احساس آسایش و رضایت از زندگی را می دهد. نیچه می گوید که دین برای پرستاری کردن از آدمی و پایان دادن به رنج های او آمده ولی بر رنج هایش می افزاید! و آنچه را که باید نابود شود را نگه داشته و سبب پست شدن آدمی شده است طوری که بیمارگونه احساس عذاب وجدان می کند.

* نیچه در ١٨۴۴ درآلمان متولد شد

*پدرش کشیش بود (شاید بی ایمان شدن نیچه در اثر رفتارهای پوشالی پدرش که دامنگیر برخی روحانیان است باشد اینگونه افراد با رفتارهای مصنوعی و فریب کارانه ودارا بودن دوگانگی شخصیت در بیرون و درون خانه اولین آسیب فکری را به فرزندانشان میزنند)

*در٢١ سالگی به مسیحیت بی ایمان شد و تحصیل در رشته الهیات را رها کرد

*در ٢۵ سالگی استاد رشته واژه شناسی شد

*در ۴۵ سالگی به بیماری جنون مبتلا شد (دیوانه شد) و استادی را رها کرد. اما درهمان زمان که او به دیوانگی دچار شده بود مردم به کتابهایش اقبال نشان میدادند

*در ۵۶ سالگی پس از ١٠ سال دیوانگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٧/۱۱/٢٧ | ٥:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.