توصیه نامه شیخ محمد بهارى همدانى به شاگرد خود

 

آنچه براى جناب آقا شیخ احمد لازم است ، این است که تامل درستى نماید، ببیند بنده است یا آزاده ، اگر دید آزاد است ، خودش مى داند ( که هر کارى بخواهد بکند ) و اگر دانست بنده است و مولا دارد، سر خود نیست هر کارى بکند ولو دستى حرکت دهد زیرا از وى جهت آن حرکت دست سوال خواهد شد و باید جواب درستى بگوید.

 

پس بنابر این باید سعیش در تحصیل رضاى مولایش باشد، اگر چه دیگران راضى بر آن کار نباشند ابدا و تحصیل رضاى مولاى حقیقى جل شانه نیست مگر در تحصیل تقوا.

 

غرض اصلى از خلقت حاصل نخواهد شد به جز اینکه معرفت و محبت میان عبد و مولا باشد، و تحصیل تقوا محتاج به چند چیز است که عبد چاره ندارد از آنها،

 

یکى ، پرهیز از معاصى است : عبد باید معاصى را تفصیلا یاد بگیرد تا هر یک را در مقام خود ترک نماید، که از جمله معاصى است ، ترک واجبات . پس باید واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلا به آنها یاد گرفته ، عمل نماید، و این واضح است که با معصیت کارى اسباب محبت و معرفت نخواهد شد - اگر اسباب عداوت نباشد-

 

اگر شیخ احمد بگوید: من نمى توانم ترک معصیت بالمرّه (یکباره ) بکنم ، لابد واقع مى شوم ، جواب این است که : بعد المعصیه مى توانى که توبه کنى . کسى که توبه کرد از گناه ، مثل کسى است که نکرده ، پس مایوس از این در خانه نباید شد، اگرچه هفتاد پیغمبر را سر بریده باشد. باز توبه اش ممکن است قبول باشد، مولاى او قادر است که خصماى (دشمنان ) او را راضى کند از معدن جود خودش جلت قدرته .

 

 

دوم اینکه : مهما امکن(هرچقدر ممکن باشد) پرهیز از مکروهات هم داشته باشد، به مستحبات بپردازد. حتى المقدور چیز مکروه به نظرش حقیر نیاید، بگوید: کل مکروه جائز. بسا مى شود یک ترک مکروهى پیش مولا از همه چیز مقربتر واقع خواهد بود، یا اتیان مستحب کوچکى ، و این به تامل در عرفیات ظاهر خواهد شد.

 سوم :ترک مباحات است در غیر مقدار لزوم و ضرورت ، اگر چه شارع مقدس ‍ خیلى چیزها را مباح کرده براى اغنیا، اما چون در باطن میل ندارد بنده او مشغول به غیر او باشد از امورات دنیویه ، و لذا خوب است بنده نظر به میل مولا نماید و این مزخرفات را تماما یا بعضها (بعضى را) ترک نماید - اگر چه حرام نباشد ارتکاب به آنها - اقتداء بالنبیین علیه السلام و تاسیا بالائمه الطیبین الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین .

  

چهارم : ترک کند ما سوى الله را، که در دل خود غیر او را راه ندهد، چطور گفته خواجه :

نیست در لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد ندادم استادم

 

 

اگر جناب شیخ احمد بگوید: با این ابتلا به معاش و زن و بچه و رفیق و دوست چطور مى شود آدم ترک ماسوى الله بکند و در قلبش غیر یاد او چیزى نباشد، (اگر تصور شود که) این فرض به حسب متعارف بعید است و شدنى نیست ، مى گوییم : آن مقدارى که تو باید ترک کنى ، آنست که هر کسى که تو را از یاد او جل شانه نگاه دارد، با آن شخص باید به مقدار واجب و ضرورت بیشتر محشور نباشى ، و اما هر کس که خدا را به یاد تو بیاندازد، ترک مجالست او صحیح نیست .

حضرت عبسى على نبیناو آله و علیه السلام فرمودند: معاشرت کنید با کسانى که رویت آنها خدا را به یاد شما مى اندازد.

 

طالب خدا اگر صادق باشد، انس خود را یواش یواش از همه چیز ببُرد، و همواره در یاد او باشد مگر اشخاصى را که در این جهت مطلوب به کارش بیاید و آن هم به مقدار لازمه آن کار، پس با آنها بودن منافاتى با یاد خدا بودن ندارد، و محبت این اشخاص هم از فروع محبت الهى است - جل شانه - و منافات با محبت الهى ندارد.

 

اگر شیخ احمد بگوید: اینها حق است ، ولیکن من با این حال نمى توانم به جا بیاورم ، زیرا که شیاطین انس و جن به دور ما احاطه کرده ، متصل وسوسه مى کنند، همیشه مانعند و ما هم بالمره (یکدفعه) نمى توانیم کناره بکشیم و امر معاش ‍ اختلال پیدا مى کند و از عهد خودمان هم بر نمى آییم تا کار به کار کسى نداشته ، مشغول خودمان باشیم ، ما کجا، این حرفها کجا! جواب مى گوییم : اگر امورات ، آنى (یکباره) باشد همین طور است که مى گویى ، از این هم بزرگتر مثل کوه بدوا (در آغاز) به نظر آدم مى آید که کوچک نیست .

 

لیکن اشکال در این است که تکلیف شاق نکرده اند، امورات تدریجى است ، پس ‍ همین قدر که تدریجى شد، دیگر کار درست مى شود، مردم بتدریج باز و شاهین و سایر مرغهاى صیدى را رام کرده ، به دست گرفته اند.

 

پس کلام اینکه : در هر مرتبه که هستى آن نیم رمق که دارى ، آن قدر را که به سهولت مى توانى به عمل آورى ، اگر در آن مسامحه نکردى ، آن را به جا آوردى ، یک چنین هم بر قوت تو مى افزاید، بلکه زیاده ، زیرا که فرمود: تو یک وجب بیا، من یک زراع و اگر نه ، مسامحه کردى ، آن مقدار قوّت،هم در معرض زوال است ، مثلا شب را تا صبح خوابیدى ، بناى بیدارى داشتى ، نشد، حالا که اول صبح است ، تا ملتفت شدى ، پاشو، بین الطلوعین را بیدار بودن این خودش هم فیض علیحده و توفیقى است از جانب حضرت اله جل جلاله ، این را به مسامحه بر خودت تقویت مکن ، به شیطان گوش مده که مى گوید: حالا به وقت نماز صبح زیاد است ، قدرى بخواب ، غرض او معلوم است .

و همچنین در مجلسى نشستى ، خیلى لغو و بیهوده گفتى ، دلت سیاه شد، اما مى توانى نیم ساعت زودتر پاشوى ، به تدبیر و حیل (چاره اندیشى )، پس این نیم ساعت را از دست مده ، پاشو برو، و مگو چه فایده اى دارد، من از صبح به خرابى مشغولم ، باز مى توان به این جزیى خیلى از کارها (را) پیش ببرى آن شاء الله تعالى .

 

پس بر شیخ احمد لازم آمد، عمل کردن (به ) این ترتیب که مى نویسم :

اولا هر کارى دارد باید اوقات خود را ضایع نکنى (تا) بعضى از وقت او مهمل در برود، باید براى هر چیزى وقتى قرار دهد، اوقات او (باید) منقسم گردد، وقتى را باید وقت عبادت قرار دهد، هیچ کارى در آن وقت غیر از عبادت نکند، وقتى را وقت کسب و تحصیل معاش خود قرار دهد، و وقتى را رسیدگى به امور اهل و عیال خود، و وقتى را براى خود و خواب خود قرارداد، ترتیب اینها را به هم نزند، تا همه اوقات او ضایع گردد،


** مهما امکن (درحدامکان) اول شب را وقت خواب قرار دهد، بیخود ننشیند، آخر شب از او فوت شود، و متذکرا (در حال گفتن ذکر) او را خواب ببرد.


** با طهارت بخوابد.


** ادعیه ماثوره را بخواند، خصوص تسبیح حضرت صدیقه طاهره علیه السلام را،


** و در سیرى شکم هیچ وقت خود را جنب نکند،


** و پیش از صبح بیدار شود،


** تا بیدار شد سجده شکرى به جا آورد، اگر خودش هم بیدار نمى شود اسباب بیدارى فراهم بیاورد.


** بعد از بیدار شدن به اطراف آسمان نگاه کرده ، به تامل ، چند آیه مبارکه که اول آنها آن فى خلق السموات و الارض ‍است ، تا . . .  انک لا تخلف المیعاد را بخواند، (آل عمران آیات 190 تا 194)

** بعد تطهیر کرده ، وضو گرفته ، مسواک نموده و عطرى استعمال کرده ، سر سجاده خود بنشیند،


 ** دعاى الهى غارت نجوم سمائک را بخواند. (این دعا در مفتاح الفلاح ، آمده است)

 ** پس ‍ شروع به نماز نماید به آن ترتیب که فقها رضوان الله علیهم نوشته اند. مثل شیخ بهاءالدین علیه الرحمه در مفتاح الفلاح ، و دیگران در مصابیح و غیرها نوشته اند، به مقدار وقتش ملاحظه عمل و تفصیل و اختصار آن را بنماید.

الحاصل تا اول آفتاب وقت عبادت قرار دهد، هیچ شغلى به جاى نیاورد غیر از عبادت ، کارهاى دیگر را به آن وقت نیاندازد همه را در اذکار و اوراد مشروعه مشغول باشد، اگر هنوز اهل فکر نشده باشد، و اما اگر مرورش به ساحت فکر افتاده ، هر رشته فکرى که در دست داشته ، در خلال این اوقات اعمال نماید، اگر دید به سهولت فکر جارى است ، پى فکر برود - عوض ‍ اوراد و تعقیبات - و اگر دید فکر جامد است ، آن را ول کرده ، پى ذکر برود. و ملاحظه نماید هر عملى را که بیشتر در وى تاثیر دارد، آن را بر همه اوراد مقدم دارد، چه قرائت قرآن ، چه مناجات ، چه دعا، چه ذکر، چه نماز، چه سجده

بارى بعد از آن ، ترتیبات امور خانه را دستور داده ، به مقدار ضرورت با اهل خانه محشور شده ، به بازار برود و هر کس را که دید، غیر از اسلام چیزى نگوید. مشغول ذکر خودش باشد تا وارد بازار شود، ذکر مخصوصى در ورود به بازار وارد شده ، آن را بخواند، بساط خود را پهن نماید، متذکرا ( در حالى که ذکر مى گوید) به کار خود مشغول باشد، ذکر کردن در بازار ثواب خیلى دارد. شخص ذاکر در بازار به منزله چراغى است در خانه ظلمانى .

خود را بى خود در امور دنیویه مردم داخل نکند، مردم را دور خود جمع نکند، حتى موعظه هم نکند. بلى اگر منکرى دید از کسى ، به طریق خوش ‍ اگر بتواند آن را رفع نماید، و اما اگر دید تاثیر نخواهد کرد، یا گفتى بدتر مى کنند، نباید دست بزند، کار نداشته باشد. و اوقات مخصوصه نمازها را مراعات نماید، و مهماامکن (تا اندازه اى که ممکن است ) غالبا با طهارت باشد،

بعد از نماز صبح صد مرتبه استغفار صد مرتبه کلمه توحید و یازده مرتبه سوره توحید و صد مرتبه اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم را ترک نکند، و استغفارات خاصه بعد از نماز عصر را بخواند با ده مرتبه سوره قدر، و مهماامکن روزه را ترک نکند، خصوص سه روز از هر ماه را که پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط هر ماه است ، اگر مزاج او مساعد باشد، و الا مراعات مزاج اولی است . زیرا که بدن مرکوب انسان است ، اگر صدمه اى خورد از پا مى افتد، لذا نباید خیلى هم به هواى آن بچرخد تا اینکه یاغى شود که او را دیگر اطاعت نکند.

خیر الامور اوسطها در همه چیز جارى است ، افراط و تفریط، هیچ کدام صحیح نیست ، این است که فرموده اند: علیکم بالحسنه بین السیئتین . ( بر شما باد به انجام حسنه و نیکوکارى بین دو بدى ) و در هروقت از شب که بتواند خوب است که یک سجده طولانى هم به جا بیاورد، به قدرى که بدن خسته شود و ذکر مبارک آن را هم سبحان ربى الاعلى و بحمده قرار دهد، و مهما امکن هر چه مى خواند باید با قلب حاضر باشد، حواسش جاى دیگر نباشد و مداومت هم بکند - (تا) عمل ، ملکه و عادت او شود، تا اینکه ترک نگردد.

فعلا محل بیش از این گنجایش ندارد، این چند کلمه على سبیل الاختصار قلمى گردید و اگر مطلبى دیگر هم لازم شد، شاید بعد نوشته شود آن شاء الله تعالى .


محمد البهارى الهمدانى

تذکره المتقین ، ص 110 - 117، تصحیح و تحقیق انتشارات نهاوندى

 

 

پی نوشت : 

آیات 190 تا 194 سوره مبارکه آل عمران :

 

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی
الْأَلْبَابِ ﴿۱۹۰﴾
مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏ هایى [قانع کننده] است (۱۹۰)
 

الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ
السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ
النَّارِ ﴿۱۹۱﴾

همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى کنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏ اندیشند [که] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار (۱۹۱)

رَبَّنَا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿۱۹۲﴾
 
پروردگارا هر که را تو در آتش درآورى یقینا رسوایش کرده‏ اى و براى ستمکاران یاورانى نیست (۱۹۲)

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا
ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ ﴿۱۹۳﴾
 
پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى‏ خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را در زمره نیکان بمیران (۱۹۳)

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلَا تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّکَ لَا تُخْلِفُ
الْمِیعَادَ ﴿۱۹۴﴾
 
پروردگارا و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‏ اى به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده‏ ات را خلاف نمى ‏کنى (۱۹۴)
دعای اللهم غارت نجوم سمائک
اللَّهُمَّ غَارَتْ نُجُومُ سَمَائِکَ وَ نَامَتْ عُیُونُ أَنَامِکَ وَ هَدَأَتْ أَصْوَاتُ عِبَادِکَ وَ
أَنْعَامِکَ
خداوندا، ستارگان آسمان فرو شدند و دیدگان مردم به خواب رفت و صداى بندگان و چارپایان خاموش شد 


وَ غَلَّقَتْ مُلُوکُ الْأَرْضِ عَلَیْهَا أَبْوَابَهَا وَ طَافَتْ عَلَیْهَا حُرَّاسُهَا وَ احْتَجَبُوا عَمَّنْ
یَسْأَلُهُمْ حَاجَةً أَوْ یَنْتَجِعُ مِنْهُمْ فَائِدَةً
و پادشاهان زمین درها را به روى خود بستند و نگاهبانان بر گرد آن‌ها به گردش در آمدند و خود را از هرکس که خواسته‌اى از آنان دارد یا جویاى بهره‌اى از آنان هستند، نهان داشتند؛ 

وَ أَنْتَ إِلَهِی حَیٌّ قَیُّومٌ لَا تَأْخُذُکَ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ وَ لَا یَشْغَلُکَ شَیْ‏ءٌ عَنْ
شَیْ‏ءٍ أَبْوَابُ سَمَاوَاتِکَ لِمَنْ دَعَاکَ مُفَتَّحَاتٌ وَ خَزَائِنُکَ غَیْرُ مُغَلَّقَاتٍ
ولى اى معبود من، تو زنده و پاینده‌اى و خواب‌آلودگى و خواب تو را نمى‌گیرد و هیچ‌چیز تو را از چیز دیگر به خود سرگرم نمى‌کند و درهاى آسمان‌هایت براى دعاکنندگان به درگاهت، گشوده است و گنجینه‌هایت بسته نیست. 

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُکَ وَ أَسْتَحْفِظُکَ بِأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ النُّورُ
 
الْقُدُّوسُ
خدایا، از آنجا که معبودى جز تو نیست و زنده و پاینده و نور بسیار پاکیزه‌اى، 

نَفْسِی وَ رُوحِی وَ رِزْقِی وَ مَحْیَایَ وَ مَمَاتِی وَ أَنْفُسَ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ
أَنْفُسَ أَشْیَاعِ مُحَمَّدٍ وَ جَمِیعَ مَا تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیَّ
خود و روح و روزى و زندگانى و مرگم و ارواح اهل بیت حضرت محمّد و پیروان او و تمامى آنچه را که بر من و آنان ارزانى داشته‌اى، 

وَ عَلَیْهِمْ حَیّاً وَ مَیِّتاً وَ شَاهِداً وَ غَائِباً وَ نَائِماً وَ یَقْظَانَ وَ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ
مُسْتَخِفّاً 
در حال زنده یا مرده و در حال حضور یا غیبت، خواب یا بیدارى، ایستاده یا نشسته و [حتى]درحالى‌که [دستورهاى تو را]کوچک و خوار مى‌شمارم، به تو مى‌سپارم و خواستار نگاه‌دارى از آن هستم. 

وَ مُتَهَاوِناً بِنُورِ وَجْهِکَ [وَ بِنُورِ وَجْهِکَ‏] الْکَرِیمِ الْجَلِیلِ الرَّفِیعِ الْعَظِیمِ الْقَائِمِ
بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
به نور روى [اسما و صفات، یا ذات]باکرامت و والا و بلندپایه و بزرگ و به عدل و داد بر پاى تو که معبودى سرافراز و فرزانه جز تو وجود ندارد 

وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ
و به حضرت محمّد و خاندان پاک و پاکیزه‌ى او-درودهاى تو بر او و بر همه‌ى آنان-

یَا وَلِیَّ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ مَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ
أَجْمَعِینَ
اى سرپرست پیامبران و فرستادگان و به فرشتگان مقرّب درگاهت-درودهاى تو بر [همه‌ى]آنان-

یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ وَ بَیْتِکَ الْمَعْمُورِ وَ السَّبْعِ الْمَثَانِی وَ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ وَ بِکُلِّ
مَنْ یُکْرَمُ عَلَیْکَ مِنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ
اى پروردگار جهانیان و به خانه‌ى آباد و هفت‌تایى دوگانه [سوره‌ى حمد که هفت آیه دارد و دو بار در هر نماز خوانده مى‌شود]و قرآن بزرگ و به تمامى کسانى که از میان همه‌ى آفریده‌هایت نزد تو ارجمندند 

یَا سَیِّدِی مَعَ مَا تَفَضَّلْتَ عَلَیْهِمْ وَ عَلَیْنَا فَاجْعَلْنَا فِی حِمَاکَ الَّذِی لَا یُسْتَبَاحُ
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین‏
اى آقاى من، ما را همراه با آنچه بر ما و آنان ارزانى داشته‌اى، در تحت حمایت خود که کسى نمى‌تواند بدان تجاوز کند، قرار ده، به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان.
 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سلوک


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/٦ | ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

ای خواجه ترا غم جمال و جاهست

اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهست

ما سوختگان عالم توحیدیم

ما را غم لا اله الا الله است

دیوان شمس تبریزی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شعر


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/٢ | ٤:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

با توجه به تمجیدهایی که در سالهای اخیر از پیشرفتهای کشور ژاپن میشود دوست داشتم در مورد شیوه و کیفیت زندگی روزانه مردم ژاپن اطلاعاتی داشته باشم و با خودم فکر میکردم که آیا پیشرفتهای تکنولوژی ژاپن توانسته است سعادت و خوشبختی را برای آنها به ارمغان بیاورد؟ به همین منظور مطالبی در این خصوص در فضای مجازی مطالعه کردم که خلاصه ی این مطالب را در این پست منتشر میکنم اما هیچ قضاوتی در خصوص موضوع نمیکنم و برداشتهای ذهنی خودم را آشکار نمیکنم تا قضاوت به عهده ی خواننده محترم باشد

 

در یکی از سایتها چنین نوشته بود :

آنچه در ادامه می آید، متن مصاحبه با یکی از هموطنان ­مان است که سال 68  برای کار به ژاپن رفته و چهارده سال در این کشور اقامت داشته است. این قبیل گفت و گوها می تواند کمک زیادی در فهم جامعه ی تکنیکی و آینده جوامع در حال توسعه داشته باشد.

 

- برای اینکه درکی از زندگی مردم ژاپن داشته باشیم، قبل از هر تحلیلی خوب است تصویری از زندگی معمول و  روزانه یک ژاپنی داشته باشیم. شما ـ که سالها با ژاپنیها زندگی کرده‌اید ـ قصه یک روز ژاپنی را برایمان بفرمایید؟

ژاپنیها هم مثل هرجای دیگری تیپها و طبقات مختلفی هستند که زندگی هر دسته تفاوتهای جدی با دیگری دارد. اما اگر بخواهیم به فضای عمومی مردم معمولی اشاره کنیم میشود گفت که یک ژاپنی صبح که از خواب بلند می شود دوش می گیرد، بعد یک چای سبز می خورد، صبحانه خوردن در خانه به هیچ وجه رایج نیست. در طول مسیر یک صبحانه آماده همراه قهوه می خرند و می خورند. این صبحانه آماده غذایی حاضری است با محتویات برنج و گوشت یا تخم مرغ و... یعنی خوردن این صبحانه در وسایل نقلیه عمومی کاری رایج است. یک ژاپنی باید قبل از ساعت هشت کارت ورود به محل کار را بزند و تأخیرهای اندک عواقب سنگینی دارد. برخی هم البته صبح به همان چای سبز اکتفا می کنند. در محل کار، ساعت ده یک ربع فرصت استراحت و خوردن چای بیسکویت دارند و افرادی که صبحانه نخورده‌اند از این فرصت برای رفع گرسنگی بیشتر استفاده میکنند.ساعت دوازده تا یک نیز فرصت نهار خوردن است. غذای ظهر هم غذایی آماده حاوی برنج و گوشت و سالاد است که توسط شرکت‌های تهیه غذا آماده می شود. شصت درصد هزینه ی نهار را شرکت می دهد و چهل درصد بر عهده کارگر یا کارمند است. ساعت سه هم مجددا یک استراحت یک ربعی داده می شود و تا ساعت پنج کار ادامه دارد. بعد از آن امکان اضافه­کاری تا ساعت هفت وجود دارد. پس از پایان کار به خانه می آیند و استحمامی می کنند، قهوه یا چای می خورند و معمولا به قمارخانه ها می روند. قمار تفریح رایج ژاپنیهاست که معمولا اوقات شب را با آن می گذرانند. بعد از قمار هم که معمولا نتیجه اش باخت است، با خوردن غذایی مشابه همان غذای آماده­ی ظهر، وعده شام به سرانجام می رسد و بعد دراز کشیدن روی تخت و دیدن برنامه‌های تلویزیون که نقش لالایی را دارد و بعد هم خواب. و فردا باز...

- زنها چه برنامه ای دارند؟

آنچه گفتیم از نظر سطح رفاه ممکن است تفاوتهایی بین افراد مختلف داشته باشد، اما از نظر زن و مرد بودن تفاوت چندانی ندارد. همه‌ی روز را کار می کنند و شب را مشغول تفریحی از جنس قمار هستند. زنان ممکن است کلاس رقص بروند یا در «بار» هم راه دوستان خود جمع بشوند و ضمن نوشیدن شراب با هم حرف بزنند و درد دل کنند و شعر بخوانند و... البته مردها هم همین برنامه ها را دارند. افرادی دور هم جمع می شوند با خوردن شراب و سخن گفتن اوقات می گذرانند. قمار حتی کودکان و نوجوانان را هم مبتلا کرده است.بعضی آنقدر معتاد قمارند که فرصت یک ساعت نهار را هم به قمارخانه می روند. دولت هم در گسترش این قمارخانه ها همکاری می کند. در هر محل تعداد زیادی قمارخانه به چشم می خورد

- مراسم ختم چطور؟
ژاپنیها تا پیش از مرگ هرگز فکر مردن نمی­کنند. برایشان مهم این است که خوب زندگی کنند. وقتی کسی می­میرد هم خیلی راحت، بسته به سطح مالی مراسمی برایش می گیرند، چند ساعتی جسد را می گذارند تا کسانی که می­خواهند برای ادای احترام حاضر شوند، و بعد به محل سوزاندن منتقل می­کنند و یک شیشه کوچک از خاکسترش را به خانه می­آورند و شرابی می­نوشند و می­گویند خوب زندگی کرد و مرد! و بعد هم به گفت و گوی معمول خود ادامه می دهند..

- بچه‌ها چه سرگرمی‌هایی دارند و از چه سنی مشغول کار می‌شوند؟

بچه ها هم سرگرمی های رایج دیگر کشورها مثل بازیهای کامپیوتری و وقت گذراندن با دوست و رفیق را علاوه بر قمار که همه گیر است دارند. نکته مهم راجع به کودکان و نوجوانان این است که تقریبا پدر و مادر ارتباط خاصی با کودک ندارند و مدرسه متولی اداره کودک است. حتی اگر کودک بیمار شود پزشک با حمایت بیمه به او رسیدگی می کند و نقشی برای پدر مادر باقی نمانده است.نکته دیگر این است که نوجوان ژاپنی از دوران راهنمایی، باید خودش پول توجیبی خودش را در بیاورد و برای همین نوجوانان به کارهایی در حد روزی دو ساعت مشغول می شوند و تقریبا از سن هجده سالگی مشغول کار تمام وقت می شوند.

- با این توصیف شرایط داخل خانه و برنامه‌های خانوادگی چه شکلی دارد؟ 

 خانواده مردم ژاپن همان هم پاتوقی‌هایشان هستند. کاملاً رایج است که دو پسرعمو یا دخترخاله از کنار هم عبور کنند و همدیگر را نشناسند. زن و شوهر و فرزند هم نهایتا در یک آخر هفته ای ممکن است با هم به ماهی گیری بروند، یا مادر با پسرش درباره وقایع مدرسه حرفهایی بزند، اما جمعی به نام خانواده گرد هم در خانه جمع نمی شوند. وعده های غذایی که همه از بیرون تهیه می شود و برنامه جمعی شام و نهار و صبحانه در خانه بی معنی است.در یک خانه ژاپنی اساسا پخت وپزی وجود ندارد، یک آشپزخانه بسیار کوچک برای آماده کردن چای و قهوه و بس. خانه عملا محلی برای خوابیدن است و نه هیچ کار دیگر. برای همین وقتی فرد متاهل می شود و خانه ای بزرگ انتخاب می کند. مجموع مساحت خانه اش بیش از سی متر نمی شود. اگر مجرد باشد که معمولا تا سن بالای سی سال چنین است، خانه بین شش متر تا حدود پانزده متر است. بسیار رایج است که مرد یا زن یک هفته یا کم تر و بیشتر به تنهایی به تفریح و مسافرت برود. به هر حال می شود گفت یک زن و مرد با یکی دو بچه که در یک خوابگاه سی­متری شب را می گذرانند نامش خانواده است.

- راجع به سن ازدواج و مراسم ازدواج؟

اشاره کردم که سن ازدواج بالای سی سال است. مراسم ازدواج هم عمومیت ندارد. از خواستگاری و مراحل دیگر مثل بله برون، خطبه، عقد و عروسی که ما می شناسیم خبری نیست. مرد و زن در سن سی سال یا بالاتر در محل کار یا هرجای دیگر به نتیجه می رسند که باهم زندگی کنند، و زندگیشان را در یک خانه نهایتا سی متری شروع می­کنند. ممکن است پدر و مادرشان را هم مطلع بکنند یا نکنند. چیزی به عنوان خطبه‌ی عقد و مراسم عقد و مراسم عروسی عمومیت ندارد. شاید تنها پنج درصد از مردم، مراسمی به عنوان مراسم عروسی می­گیرند که مراسم بسیار پرهزینه­ای است و در آن عروس و داماد چند بار لباسهای گرانقیمت عوض می­کنند و با غذاهای بسیار متنوع از مهمانان پذیرایی می‌کنند. اما این مراسم خاص پول دارترهاست.

-----------------------------------

در سایت دیگر :

ساعات کا در ژاپن زیاد است و به همین خاطر به کارمندان اجاره میدهند که بخشی از خواب روزانه خود را در سر کار انجام دهند.

در سایتی دیگر : 


هتل های کپسولی جاهای مخصوص خواب هستند که مردم میتوانند ساعاتی را برای خوابیدن در طول روز انتخاب کنند و در آن به دور از سر وصدا استراحت نمایند.

در سایتی دیگر :

در ژاپن، خانه تقریبا فقط جایی برای خوابیدن است و از جمعهای خانوادگی خبری نیست.

درسایتی دیگر :  کارمند ژاپنی در برگشت از کار از شدت خستگی در کنار گذرگاه عابر پیاده به خواب رفته است

 

درسایتی دیگر : 

ژاپنی ها ساعت های طولانی کار می کنند و این امر موجب می شود تا استرس زیادی داشته باشند. از این رو برای رفع این اضطراب ها از ترکاندن کیسه های حبابی که صدا می دهند، کمک می گیرند. به همین منظور، در این کشور جاسوئیچی های کوچکی طراحی و تولید شده که شبیه این پلاستیک ها ساخته شده و همان حس و صدا را دارند و افراد می توانند با فشار آنها تا حد زیادی موجب کاهش استرس خود بشوند.


ژاپن حدود ۱۲۷ میلیون نفر جمعیت دارد به همین خاطر باید از تمامی مساحت کشور خود به بهترین شکل ممکن بهره بگیرند. از این رو، در ساختمان های این کشور، پارکینگ های دو طبقه به شکلی که در تصویر می بینید، تعبیه شده است.

در سایتی دیگر :

حداد عادل :حداقل مساحت مدارس در ژاپن 14 هزار مترمربع است درحالی که وزیر در منزل 60 متری زندگی می کند

 

سایتی دیگر :

پوستر : مردم ژاپن بعد از سونامی برای ساخت کشورشان همکاری میکنند

---------------------------------------------

سایت دیگر :

ایرانی‌ها به خارجی‌ها اعتماد دارند ژاپنی‌ها به خودشان!

امروز که داشتم می رفتم دانشگاه سر کلاس فشرده تابستانی، یادم افتاد که نوشیدنی با خود برنداشته ام. سر راه خود به فروشگاه بزرگ محل که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شودرفتم و یک بطری چای ۲ لیتری خریدم تا ۴، ۵ ساعت مداوم کلاس را بتوانم آب از دست رفته بدنم را جبران کنم

چیزی که بیشتر در همین فروشگاه بزرگ جلب توجه می کند کار خانم ها، آن هم خانم های جا افتاده ای است که حول و حوش ۶۰ سال دارند. شاید کسی که به فرهنگ کار و زندگی این جامعه آشنا نباشد دلش به حالشان بسوزد و بگوید این بیچاره ها آسایش ندارند. اما آسایش ژاپنی ها زمانی است که برایشان کار فراهم است. در ژاپن اگر کار نکنی زندگی برایت سخت می شود و شاید هم غیر ممکن. برای همین کار از هر نوعش ارزش اجتماعی زیادی دارد و همه کارها از اهمیت برخودار است.

 

------------------------------------------------------------

 (توضیح نگارنده : به شیوه تمجید ایشان از کار زنهای 60 ساله دقت کنید و تصور کنید که اگر همین اتفاق در ایران بود چه تحلیلی میکردند!! که ای داد حق بازنشستگی کجا رفت؟ و چرا باید افراد 60 ساله کارکنند مخصوصا اگر خانم باشند و ....  ولی در ژاپن این معنا را میدهد که : کار از هر نوعش ارزش اجتماعی زیادی دارد.  . . . . عجب حکایتی دارد مرغ همسایه )

----------------------------------------------------------------

بفرمایید چای سبز!

 

بعد از این که استاد آمد و یک ساعت و نیمی سخن راند گلوی ما هم خشک شد و در حالی که گلویم را با چای سبز تر می کردم چشمم به نوشته رویش افتاد که “۱۰۰ در صد چای داخلی”!

 

احتمالا شما خواننده عزیز در ایران چای ۱۰۰ در صد خارجی را به چای بی کیفیت و بد طعم داخل که بسته بندی خوبی هم ندارد و هنگامی که از قفسه بر می دارید مقداری از گوشه های آن چای خشک سرازیر می شود ترجیح می دهید. نویسنده این سطور هم مذاقش چای سریلانکایی را ترجیح می دهد که با طعم و بو و رنگ اغوا کننده خستگی یک روز کاری را از تن آدم درمی آورد.

 

اما تنها چای نیست که ما خارجی اش را ترجیح می دهیم. از خوردنی و پوشیدنی گرفته تا اطلاعات و اخبار و ماشین و ابزار و از هر نوع وسیله ساخت بشر نوع خارجی اش را ترجیح می دهیم و پول زیادی برایش پرداخت می کنیم. این رفتار بی اعتمادی ما را نسبت به هم وطن خود نشان می دهد.

 

قضیه در ژاپن عکس آن است که در ایران اتفاق می افتد. اعتماد به محصولات داخلی بسیار بالاتر از محصولات خارجی است و شرکت ها از برای تبلیغ کیفیت محصولشان و جلب اعتماد مشتریان خود با افتخار تولید صد در صد داخل را برچسب کالاهای خود می کنند.

 

از این مساله می توان چند برداشت ساده کرد. اول این که اعتماد ژاپنی ها به همدیگر بسیار بیشتر از اعتمادشان به خارجی هاست. دوم این که خرید محصولات داخلی کمک به رشد صنایع داخلی و به طور غیر مستقیم به گردش در آوردن چرخه اقتصاد داخل است که اشتغال داخلی فراهم می آورد و رشد و شکوفایی اقتصادی برای همه را به دنبال خود دارد. سوم این که در مقایسه با ژاپن هیچ یک از موارد بالا با وضعیت ایران هم خوانی ندارد.

 ---------------------------------------------

 درسایتی دیگر :

 پول و اقتصاد ژاپن (Japan Economy)

  کشور ژاپن در سال ۲۰۱۰ سومین قدرت اقتصادی دنیا (پس از آمریکا و چین) بوده و در آسیا نیز رتبه دوم را از این لحاظ داراست. این کشور دارای منابع طبیعی خیلی محدودی است و اکثر جزایر و خاک آن کوهستانی و آتشفشانی است. ولی با همکاری‌های دولت در بخش صنعت و نیز سرمایه گذاری های گسترده در تکنولوژی‌های پیشرفته، ژاپن به عنوان یکی از پیشگامان اصلی صنعت و تکنولوژی دنیا شناخته شده است.

در سال 2006 میلادی تولید ناخالص داخلی این کشور 4.218 تریلیون دلار بود و پس از آمریکا بیشترین تولید ناخالص داخلی را در جهان داشت. 1.5 درصد از این تولید ناخالص داخلی مربوط به بخش کشاورزی، 25.6 درصد مربوط به بخش صنعت و 73 درصد مربوط به بخش خدمات بود.

نیروی کار این کشور را 66.57 میلیون نفر تشکیل می‌دهند و نرخ بیکاری در این کشور 4.1 درصد است. نرخ تورم در این کشور صنعتی 0.2 درصد است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جغرافیا


تاريخ : ۱۳٩٦/٥/۱ | ۱:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

ظاهرا وقفه اخیر خدمات پرشین بلاگ فراتر از یک مشکل فنی است زیرا مدیران این سرویس قدیمی دیگر رغبتی برای پاسخگویی به وبلاگ نویسان ندارند و ایمیلهای آنان را نادیده می انگارند . 

در طول دو هفته ای که سرویس پرشین بلاگ مجددا راه اندازی شده است سعی کرده ام چندین بار توسط ایمیل با بخش پشتیبانی تماس بگیرم ولی متاسفانه همه ایمیلها بی پاسخ مانده است و از سوی مدیران مربوطه جوابی دریافت نکرده ام.

بخاطر اینکه حجم انبوهی از مطالب گذشته حذف شده است و لازم است که کپی پشتیبان وبلاگ برگردانده شود ولی پرشین بلاگ نه تنها چنین امکانی به ما نمیدهد بلکه هیچ عکس العملی نیز به درخواستهای ما نمیدهد و ما نمیدانیم که درخواستهای ما به دست ایشان میرسد یانه  و همین امر باعث شده است که نگرانی های ما جدی تر شود و عدم اطمینان به سرویس پرشین بلاگ تقویت یابد زیرا میبینیم که حاصل بیش از ده سال فعالیت وبلاگ نویسی ما به باد رفته است و مطالب ما در یک بستر نا امن قرار گرفته است و دستخوش حوادث مخاطره آمیز است. 

یکبار دیگر بدین وسیله به مدیران این سرویس پیغام میدهیم تا شاید گوش شنوایی باشد و برای آخرین بار اعتراضمان را اعلام میکنیم تا شاید کسی صدای ما را بشنود و نسبت به حل مشکل اقدام نماید و مانع کوچ ما از این محیط شود. 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/٢٤ | ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

یکی از نعمتهای ناشناخته و معنوی که خدا به انسان بخشیده است نعمت "شناخت حمد" خداست. این نعمت در نظر اکثر مردم محسوس نیست و اهمیتی به آن داده نمیشود ولی امام سجاد علیه السلام در فراز نخست صحیفه سجادیه اشاره زیبایی به این موضوع کرده و در قالب دعا بیانات شیوایی در این خصوص برای ما ایراد نموده اند.

امام سجاد به ما گوشزد میکند که توانایی حمد خداوند تبارک و تعالی نعمت بزرگیست که به بشر داده شده است و این خداوند است که حمد خود را به ما آموخته است و اگر این آموزش را به ما نمیداد در اینصورت انسان از محدوده انسانیت خارج گشته و به حیوانیت میپیوست بلکه از حیوان هم پست تر میشد.

امام بزرگوار در صحیفه سجادیه چنین میفرمایند :

وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى‏ ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ

الْمُتَتابِعَةِ، وَاَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ،

و سپاس خداى را که اگر عبادش را از معرفت سپاسگزارى بر عطایاى پیاپى که به آنان داده، و نعمت‏هاى پیوسته که بر ایشان کامل ساخته محروم می‏نمود

         

 لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ،

 نعمت‏هایش را صرف نموده و سپاس نمى‏گزاردند،


وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ یَشْکُرُوهُ، 

و در روزى او فراخى مى‏یافتند و شکر نمى‏کردند،

 

وَ لَوْ کانُوا کَذلِکَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِیَّةِ اِلى‏ حَدِّ الْبَهیمِیَّةِ،

و اگر چنین مى‏بودند از حدود انسانیت بیرون شده به مرز حیوانیت مى‏رسیدند،

 

 فَکانُوا کَما وَصَفَ فى مُحْکَمِ کِتابِهِ:

و چنان مى‏بودند که در کتاب محکمش فرموده:

 

 «اِنْ هُمْ اِلاّ کَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبیلاً».

 «ایشان جز به چهارپایان نمی مانند بلکه از آنان گمراه‏ترند.»



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا , امام سجاد


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/۱٥ | ۸:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

85 سال پیش در سال ۱۳۵۳ هـجری قمری آیت الله مرعشی نجفی(از مراجع تقلید شیعه) نسخه‌ای از صحیفه سجادیه را برای علّامه جوهری طنطاوی (دانشمند اهل سنت و مفتی اسکندریه و مؤلف تفسیر معروف «الجواهر فی تفسیر القرآن») به قاهره فرستاد. وی پس از دریافت و تشکر از چنان هدیه‌ای گرانبها و ستایش فراوان در پاسخ نوشت:

نامه گرامی، مدتی پیش به ضمیمه کتاب صحیفه از سخنان امام زاهد اسلام، علی زین العابدین بن امام حسین شهید (ع) ریحانه مصطفی (ص) رسید. کتاب را با دست تکریم گرفتم و آن را کتابی یگانه یافتم که مشتمل بر علوم و معارف و حکمت‌هایی است که در غیر آن یافت نمی‌شود. به راستی که این از بدبختی ماست که تا کنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از میراث‌های نبوّت و اهل بیت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن مطالعه و دقّت می‌کنم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین تر می‌یابم.



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/۱٥ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

تا زمانی که  دیوار بی اعتمادی مان به پرشین بلاگ فرو نریخته نباشد برای خالی نبودن عریضه  طنز منتشر میکنیم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جوک


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/۱٠ | ٩:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در چند هفته ی اخیر در ارائه خدمات پرشین بلاگ وقفه ایجاد شده بود و در این مدت بروزرسانی وبلاگها ممکن نبود و صاحبان وبلاگها نمیتوانستند وارد پنل مدیریتی شوند و به همین خاطر هم کاربران ، امکان انتشار مطلب جدید یا ویرایش مطالب قبلی را نداشتند و همین اتفاق و وقفه طولانی مدت باعث شد تا اعتماد کاربران به پایداری سرویسهای پرشین بلاگ از بین برود بخصوص اینکه هیچ گونه اطلاع رسانی از سوی مدیران پرشین بلاگ به صاحبان وبلاگها انجام نشد و کاربران در بی خبری محض چند هفته را در بلاتکلیفی گذراندند. اگرچه مرگ مغزی چند هفته ای پرشین بلاگ خود بخود شوک ناخوشایندی بود ولی عدم اطلاع رسانی از سوی مدیران پرشین بلاگ بیشتر از همه چیز کاربران را ناراحت کرد و کاربران احساس کردند که هیچ ارزشی در نزد مدیران پرشین بلاگ ندارند و چنین برخوردی باعث شد که کاربران بدانند که مدیران پرشین بلاگ به دلیل اینکه به وبلاگ نویسان خدمات رایگان میدهند لذا اهمیتی به آنها نمیدهند و نیازی نمیبینند که در مورد وقفه حاصل شده ، توضیحی به ایشان بدهند و آنان را از بلاتکلیفی نجات دهند. 

مدیران پرشین بلاگ فقط به گفتن این نکته بسنده کردند که این وقفه چند هفته بخاطر مشکلات فنی بوده است که با رفع مشکلات فوق ، کاربران میتوانند از امروز دوباره به فعالیتهای خود ادامه دهند ولی هیچ توضیحی در مورد ماهیت  مشکلات بوجود آمده ندادند

علاوه بر این وقفه ی ناگهانی و طولانی ، عدم اطلاع رسانی و عدم توضیح علل مشکلات فنی و هیچ انگاری کاربران از سوی مدیران پرشین بلاگ باعث شده است که اعتماد کاربران به خدمات پرشین بلاگ سست شده و برای ادامه فعالیت در پرشین بلاگ مردد باشند.  

مجموع اتفاقات مذکور باعث گردیده است که کاربران نتوانند به راحتی اعتماد از دست رفته را دوباره احیا کنند و برای ترمیم اطمینان ترک خورده نیاز به فرصت بیشتری احساس میشود. 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٦/٤/۱٠ | ٩:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: a good site پارس قرآن :.