جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
انتخاب روحانی ، حاصل اتحاد یکروزه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/۳/۱

دو روز قبل برابر با جمعه 29 اردیبهشت سال 1396 دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و در نتیجه ی این انتخابات آقای روحانی مجددا برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد.

از کل 59 میلیون نفر واجدین شرایط حدود 41 میلیون نفر در این انتخابات شرکت کردند که 73 درصد کل واجدین شرایط بودند. از این تعداد رای دهنده ، حدود 23 میلیون به روحانی و حدود 15 میلیون به رئیسی و 478 هزار نفر به میرسلیم و 215 هزارنفر به هاشمی طبا رای دادند و در نهایت روحانی 57 درصد و رئیسی 38 درصد از آراء مردم را به خود اختصاص دادند. و روحانی با اکثریت قاطع آرا بعنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد.

به نظر من پس از برگزاری انتخابات به اولین واقعیتی که باید توجه شود آن بخشی از جمعیت است که رای نداده اند. بر این اساس اولین بخش از نتایج حاصله از این انتخابات این است که 27 درصد مردم در انتخابات مشارکت نداشته اند . این تعداد از مردم در مورد سرنوشت سیاست کشور در بی تفاوتی کامل بسر میبرند یا امیدی به اثر بخشی انتخابات ندارند که جمعیتی حدود 15 میلیون نفر را شامل میشود که جمعیت قابل توجهی بوده و نباید از جانب حاکمیت نادیده گرفته شوند . جمعیت 15 میلیون نفری بخش مهمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند که حاکمیت باید برای ریشه یابی علت عدم مشارکت ایشان برنامه ای پژوهشی طراحی نماید زیرا بسیای از نارسایی های اجتماعی از دل همین پژوهش بیرون میآید و کلید حل بسیاری از معضلات مهم اجتماعی در همین مطالعات است زیرا اگر رای دادن را سرمایه گذاری برای پیشرفت جامعه بدانیم  این تعداد از افراد جامعه حتی به اندازه ی یک برگ رای هم حاضر به سرمایه گذاری در اداره کشور نیستند. این تعداد از افراد جامعه یا بضاعتی ندارند یا امید اثری ندارند که هر دو مورد باید مورد توجه ویژه واقع شوند زیرا یک جمعیت بی تفاوت میتواند بعنوان پرچم سفیدی برای دشمن تلقی شود بنابراین باید فکری برای آن کرد و پژوهش ویژه ای برای آن سامان داد.  

و در نهایت ، نتیجه حاصل از این پژوهش باید مبنایی برای توسعه عدالت اجتماعی و افزایش بهره مندی عمومی از امکانات کشور باشد. حکومت باید برنامه ای داشته باشد که سال به سال از تعداد این جمعیت نا امید یا بی تفاوت کاسته شود. اما متاسفانه میدانم که هرگز حکومتها برای چنین مطالعاتی وقت ندارند یا هرگز به ذهنشان نمیرسد که در این ارتباط وظیفه ای دارند. زیرا حکومتها در بهترین حالت ممکن دوست دارند که به کسانی بیاندیشند که به آنها رای داده اند که البته این هم به ندرت اتفاق می افتد.

و اما بعد :

اما پیروزی دوباره روحانی اتفاق غیر منتطره ای بود که باید بدان توجه نمود زیرا کسانیکه از اوضاع اقتصادی ایران مطلع هستند میدانند که کارنامه اقتصادی این دولت زیر صفر بود و تقریبا قاطبه ملت ایران از عملکرد اقتصادی دولت فریادشان به آسمان بلند بود. اما با این وجود ، در کمال تعجب بازهم دولت مستقر رای آورد و مجددا بر کرسی ریاست باقی ماند. براستی چه عواملی بود که باعث رخ دادن این نتیجه ی غیر منتظره شد؟

به نظر بنده عوامل زیر باعث شد که این دولت نامحبوب بازهم انتخاب شود. 

- یکی از علل رخداد فوق این بود که تبلیغات دولتی باعث شده بود که مردم باور کنند که این دولت در چهار ساله اول خود با اینکه نتوانسته است مشکلات اقتصادی کشور را حل کند اما مقدماتی را فراهم کرده است تا در چهار ساله بعدی این مشکلات را برطرف نماید و بخشی از مردم این ادعا را باور کرده بودند و یا تمایل داشتند که صبر کنند تا نتیجه ی آن ادعا ها را ببیندو صحت و سقم آن را عملا بسنجند. در هر حال آنها میخواستند فرصت دوباره ای به روحانی بدهند تا در وقت اضافه و ضربات پنالتی نتیجه را به نفع رونق اقتصادی کشور و وسعت سفره ی مردم رقم بزند.

- علت دیگر این بود که روحانی از رقیب خود در دل مردم وحشتی ایجاد کرد که مردم را از اطراف او پراکنده نمود. او گفت که اگر رقیب من پیروز شود خطر جنگ با آمریکا کشور را تهدید میکند و همین ایجاد وحشت باعث شد که عده ای از متمایل شدن به رقیب او صرف نظر کنند 

- یکی از علل پیروزی روحانی این بود که بخش عمده ای از ضدانقلاب و افراد سست عنصر و شل اعتقاد به روحانی رای دادند . آنها اگرچه روحانی را محبوب خود نمیدانند و حتی از او متنفرند اما به او رای دادند چون میدانند که روحانی در مورد ارزشهای انقلابی سخت گیر نیست و خوی اشرافیگری او باعث شده است که به جرگه ی دنیاطلبان وارد شده و انگیزه ای برای مقابله با تحرکات اجتماعی هنجار شکنانه نداشته باشد. آنها برای مقابله با گسترش بیشتر ارزشهای انقلابی ، خود را قانع کردند که به روحانی رای بدهند. آنها اعتقاد دارند که پیشروی ارزشهای انقلابی با ریاست روحانی کند تر صورت میگیرد و آنها به همبن مقدار مقابله با انقلاب هم قانع هستند. 

- بخش دیگری از کسانیکه به روحانی رای دادند کسانی بودند که برجام را یک اقدام موفق دولت میدانستند . آنها معتقد بودند که برجام راه نیمه تمامی است که برای اینکه تمام شود باید دولتی که آن را شروع کرده است به اتمام برساند.

- گروه موسوم به اصلاح طلبان نیز گروهی بود که به روحانی رای دادند و روحانی نیز برای جلب آراء ایشان قول داد که رفع حصر از فتنه گران ، گام بعدی او باشد.

 

-گروهی دیگر از مردم نیز به روحانی رای داده اند. این گروه کسانی هستند که الحمدلله شغل و درآمد خوبی دارند و در ادارات دولتی یا شرکتهای نیمه دولتی یا شرکتهای خصوصی کار میکنند. اینها شغل تضمین شده ای دارند و حقوق خوبی دریافت میکنند از صبح تا بعد از ظهر پشت میز مینشینند و سنگین ترین کاری که میکنند این است که هوشیارانه عقربه های ساعت را نگاه کنند و مراقب حرکت عقربه ها باشند و در موعد مقرر با سرعت و رعایت نکات ایمنی از پله های اداره پایین بروند و جای خوبی در سرویس اداره کنار پنجره پیدا کنند. اینگونه افراد محترم اعتقاد دارند که چیزی بنام بیکاری اصلا وجود خارجی ندارد و آنهایی هم که بیکار هستند از روی تنبلی نمیتوانند کاری پیدا کنند یا اساسا دنبال کار نمیروند که پیدا کنند. اینگونه افراد وقتی آقای روحانی صحبت میکند و از موفقیت برنامه های اقتصادی خود میگوید و آمار خیره کننده شغلهای ایجاد شده را میشمارد برایش کف میزنند و از اینکه آقای روحانی مدعیان دروغی بیکاری را مسخره میکند خنده شان میگیرد و روی مبل دراز میکشند و از خنده غش میکنند و خود را برای رای دادن مجدد به او آماده میکنند. این تعداد از هموطنان عزیز بعد از آنکه در یک بعد از ظهر بهاری از اداره به خانه برگشتند کمی استراحت میفرمایند و چرت میزنند و عصر که شد با احساسی سبک و شاعرانه از چرت شیرین خود برمیخیزند و دلشان هوس پیاده روی میکند . ایشان یک تا دوساعت احتمالا دریک خیابان مشجر پرطرفدار با دوستان و فامیل قدم میزنند و در ضمن تماشای مغازه ها و آدمها بستنی میخورند و سپس برای خوردن شام و دیدن فیلم آخر شب و خواب شبانگاهی به منزل برمیگردند. این تعداد از افراد فهیم و باکلاس اجتماع ما  دوست دارند وضعیت به همین منوال پیش برود چرا که مشکلی در جامعه وجود ندارد و روزگار بر وفق مرادشان میچرخد. آنها همه را به کیش خود میپندارند. آنها حتی فکر میکنند آن پیرمرد جوراب فروش هم که کنار خیابان دیده اند برای لذت بردن از پیاده روی به خیابان آمده و به جهت تفنن جورابهایش را برای فروش به کف پیاده رو پهن کرده است. این نوع از هموطنان عزیز ما نیازی به تغییر نمیبینند و دوستار حفظ وضعیت موجود هستند. اینها به حسن روحانی رای میدهند.

- گروه دیگری که به حسن روحانی رای میدهند کسانی هستند که به ارزشهای انقلابی و اسلامی پایبند هستند ، بعضی از آنها حتی در زمان دفاع مقدس به جبهه هم رفته اند و حتی جانباز هم شده اند. الحمدلله شغل تضمین شده ای دارند وحقوقشان هم خوب است البته خودشان اعتقاد دارند که استحقاقشان خیلی بیشتر از اینهاست. اینها از شنیدن حقوقهای نجومی دلواپس نمیشوند و احساس خطر نمیکنند فقط کمی حسرت میخورند که چرا خودشان نتوانسته اند به دریافت این میزان از حقوق نائل شوند. اینها انقلابی بودند ولی عقیده دارند که دوران انقلاب گذشته است الحمدلله ثبات در کشور وجود دارد و ما باید به تعامل با جهان بپردازیم . برای اینها چیزی بنام مشکلات اقتصادی وجود خارجی ندارد اگر هم وجود دارد در نظر آنها زیاد مهم نیست و معتقدند که بالاخره خدا روزی همه را میرساند. برای یکی از راه آسان و برای یکی از راه سخت. با اینکه تروریستهای چند ملیتی پس از تسخیر شهرهای عراق و سوریه برای از بین بردن ملت ایران و تجزیه ی کشور به مرزهای ما هجوم آورده اند اینها به وجود دشمن خارجی معتقد نیستند اینها میگویند کسانیکه از دشمن حرف میزنند متوهم هستند و توهم دشمنی دارند. اینها میگویند چون ما با دنیا بد حرف میزنیم و مرگ برآمریکا میگوییم برای خود دشمن میتراشیم وگرنه چرا باید ما دشمن داشته باشیم؟ اصلا معنی ندارد که کشوری دشمن کشور دیگر باشد. این گروه ، تمامی مخاصمات آمریکا و انگلیس و اسرائیل و حکام دست نشانده عربی منطقه با ایران را به دلیل وجود روحیه دشمن تراشی مردم انقلابی ایران میدانند و با تمام وجود سعی میکنند این روحیه را از مردم بگیرند. اینها معتقدند که کشورهای یاد شده هیچ تقصیری در دشمنی با ایران ندارند و مجبورند که با ایران دشمنی کنند زیرا ما بلد نیستیم با دنیا حرف بزنیم و با ادبیات خشونت طلبی خود آنها را مجبور کرده ایم که با ما دشمنی کنند وگرنه آنها کشورهای صلح طلب ومتمدنی هستند ، کامپیوتر ساخته اند ، اینترنت را اختراع کرده اند ، ماهواره هوا میکنند ، موبایل را اختراع کرده اند ، بمب اتمی دارند ، سلاحهای میکروبی و کشتار جمعی دارند و کلا کشورهای خوب و صلح طلبی هستند و بیخودی باکسی دشمنی نمیکنند پس اگر دشمنی وجود دارد از عملکرد ملت ما ناشی میشود و تمامی تقصیرات به گردن خودمان است. این هم طرز تفکر این افراد است و اینها نیز به حسن روحانی رای میدهند.

در مجموع میتوان گفت که چند گروه دو تا پنج میلیونی غیر همگون و مخالف هم ، در اتحاد شکننده ی  یکروزه که فقط در روز انتخابات تحقق یافت ، دست به دست هم دادند و توانستند از پیروزی یک گروه 15 میلیونی یکرنگ و یکدل جلوگیری نمایند. البته دولت میتواند دلخوش باشد و به این پشتوانه 23 میلیونی امیدوار باشد اما این عدم همگونی در رای دهندگان به این دولت آیا خواهد توانست پشتوانه خوبی برای دولت در اجرای برنامه هایش باشد؟ آیا اتحاد ناهمگونی که برای شکست رقیب به مدت یکروز با قدرت چسبندگی ضعیف شکل گرفت و موفق شد آیا میتواند برای اجرای برنامه هایی که چهار سال زمان نیاز دارد چسبندگی خود را حفظ کرده و  پابرجا بماند؟ 

این اتحاد یکروزه و مستعجل برای شکست دادن گروه رقیب، تداعی گر کسانی است که میدانستند چه نمیخواهند ولی نمیدانند چه میخواهند. آنهایی که برای انتخاب شدن روحانی شال یکرنگ بسته بودند فردا هرکدام رنگی متفاوت به تن خواهند کرد و از یکرنگی خبری نخواهد بود زیرا دلهایشان از هم دور است.

  نظرات ()
نظر سید محمد خاتمی در باره ولایت فقیه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/٢٤

سالهاست که تبلیغات رنگارنگ غالب موجود در جامعه که عموما از سوی طیف خاصی از بدنه جریان اصلاح طلبان صورت میگیرد  چنین القا میکند که سید محمد خاتمی (رئیس دولت اصلاحات) با اصل ولایت فقیه مشکل دارد و با حکومت مبتنی بر ولایت فقیه موافق نیست . امروز سخنان او را که خواندم با این برداشت مغایر بود :

 

سخنان سید محمد خاتمی در چهارمین نشست تبیین مبانی نظری اصلاحات:


نظریه فقهی- کلامی امام(ره) در مورد ولایت فقیه کم و بیش روشن است. ایشان در سالهای 46-47 درسهایی را در این زمینه داشتند که توجیه کننده حرکتهایی بود که از چند سال قبل به رهبری ایشان شروع شده بود و این مسائل مطرح بود که آیا روحانیون می توانند در سیاست دخالت کنند و آیا در عصر غیبت چیزی به نام حکومت مبتنی بر دین می تواند تحقق یابد؟

امام خمینی(ره) می گفتند که می توان این کار را انجام داد و پاسخی به گرایشهای خاصی بود که دین را جدا از سیاست می دانست و اصلا دخالت علما و روحانیون در سیاست را ناروا می دانست و پیشنهاد بی تفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه می کرد. ایشان در عمل هم بطور روشن، پیشنهاد جمهوری اسلامی را دادند.

 قطعا تناقضی میان جمهوریت و اسلامیتی که ایشان با ولایت فقیه می خواستند، نمی تواند وجود داشته باشد. یک فرد عادی اگر تفکراتش را بدرستی بیان کند، در آن تناقض وجود ندارد، چه برسد به فرد عالمی که در عرفان و حکمت و فلسفه و فقه جایگاه والایی داشت.

چگونه می توان گفت که ایشان نظریه ای دارند و این نظریه با نظریه بنیادی ایشان در تناقض است؟ اگر تناقضی هم وجود دارد، یا باید بگوییم که امام (ره) از نظریه شان برگشتند- که چنین نیست- و یا معقول این است که بگوییم، تناقضی وجود ندارد. البته کسانی بودند و هستند که می گویند، اسلامیت با جمهوریت و بخصوص ولایت فقیه سازگاری ندارد و جالب است که وقتی بررسی می کنیم، می بینیم که آنها چندان با راه و رسم امام(ره) همراهی نداشتند و در دوران حیات ایشان هم در جامعه میدان چندانی نداشتند، ولی بعد از رحلت ایشان میدان دار شدند و بصراحت می گویند که امام(ره) به جمهوریت اعتقاد نداشتند.

 امام میزان را رای ملت می دانست، این عقیده امام راحل نشاندهنده این است که  تناقضی میان نظریه شان و این مساله نمی دیدند.

در پیش نویس اولیه هم اصل ولایت فقیه نبود، اما بعدا در مجلس خبرگان، به عنوان یک اصل مطرح شد و مانند اصول دیگر دارای جایگاه ویژه است  به عنوان یکی از ارکان نظم جامعه پذیرفته شده است و با ساز و کارهایی که در قانون اساسی تعریف شده است، با اصول مردمسالاری و حداقل های آن، ناسازگاری ندارد.تمام ساز و کارهای آن مشخص شده است. البته اجرا شدن یا نشدن آن مساله دیگری است.

  نظرات ()
فاجعه ای بنام حسن روحانی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/٢٠

🇱🇷💀👿   فاجعه از آنچه فکر می‌کنید به شما نزدیک‌تر است   💀🇱🇷👿

 

دقیقا دو هفته دیگر شنبه ۳۰ اردیبهشت از خواب بیدار می‌شوی. تلگرام موبایلت را در رختخواب چک می‌کنی و خبر خیلی کوتاه است:

«روحانی دوباره رییس‌جمهور ایران شد».👿

 

«این خبر چند واژه‌ای چقدر میتواند زندگی من و فرزندانم را تحت تاثیر قرار دهد؟»

روحانی دوباره رئیس جمهور شده و خیلی ها سر از پا نمیشناسند همانهایی که به شرکتهای دولتی و نیمه دولتی چنبره زده اند ، نجومی بگیرهایی که روحانی آنها را ذخیره نظام میداند. این بار روحانی سعی خواهد کرد که ذخیره های نظام را بیشتر کند حتی اگر به زنده بگور کردن مردم بیشتری نیاز داشته باشد و حتی اگر لازم باشد تعداد گورخوابها را افزایش دهد.

وزیر مسکن میلیاردر سر از پا نمیشناسد او با خیال راحت میتواند مسکن 5 میلیاردی خود را کسترش دهد و مسکن سازی برای مردم را مزخرف بداند.

 

👈هنوز چند روز نگذشته است که ترامپ به اظهار نظر پرداخته و دوباره همه گزینه ها روی میز رفته است. او که موقتا از ترس رای نیاوردن روحانی از تحدیدهای خود دست برداشته بود دوباره تحدید ها را افزایش میدهد. او از اینکه رئیس جمهور انقلابی روی کار نیامده است خوشحال است زیرا میداند که روحانی همه ی تحدیدهای توخالی او را باور کرده و باترس و لرز از اوامر او اطاعت خواهد کرد.

دوباره تحریمها برقرار میشود. و آب خوردن مردم هم به اطاعت از آمریکا ربط داده میشود. شرط لغو تحریمها این بار به موشکها ربط داده میشود وبرجام موشکی امضا میشود و آمریکا دستور میدهد همه ی موشکها را با بتن مدفون کنند

 

💀 وقتی همه قدرت نظامی ایران نابود شد این بار آمریکا داعش را به موشک و هواپیما تجهیز میکند و روحانی داد میزند که آقای ترامپ دنیای آینده دنیای مذاکره است نه موشک  ولی ترامپ برای گذراندن تعطیلات ژانویه به جزیره اختصاصی خود رفته است و هیچ صدایی را نمیشنود.

ناوهای آمریکایی که میدانستند موشکهای ایرانی میتوانند در عرض چند دقیقه آنها را به قعر دریا بفرستند دیگر ترسی از موشک ندارند و با خیال راحت در سواحل جنوب لنگر انداخته و تجارت خارجی ایران را تحت تسلط خود میگیرند.

 

👿داعش وارد کشور میشود و صحنه های سوریه و عراق در داخل ایران تکرار میشود و روحانی همچنان به دنبال یافتن میز مذاکره است ولی دیگر غربیها محل سگ هم به او نمیگذارند و به او میگویند قدرتمندان با ضعیفها مذاکره نمیکنند بلکه مسلط میشوند. تازه روحانی میفهمد که قدرت مذاکره را چه کسی برای او ایجاد کرده بود.

و آقای روحانی برای بیرون راندن داعش به دنبال خرید سلاح و  موشک به چین میرود و مثل ظریف که مقابل عربها زانو زد در مقابلشان زانو میزند

از تاریخ عبرت بگیریم آزموده را آزمودن خطاست

به دولت ترسوها و خودباخته ها نه بگوییم

به دولت قوی پرست ضعیف کش  نه بگوییم

دریغ است ایران که ویران شود 

رقابت را جدی بگیریم  و عمر این دولت ذلیل را خاتمه دهیم.🙏🙏🙏


  نظرات ()
سخن چیست؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/۱٩

سخن چیست؟ وقتی حرفی زده میشود و سخنی گفته میشود چه اتفاقی می افتد؟ اینکه انسان میتواند از دهانش صدایی تولید کند چه معنایی دارد؟ آیا صوت فقط برای این است که شنیده شود؟ انسان قادر است ازدهان خود صوتهایی را صادر کند که با معنا باشد . وقتی صوت با معنا باشد میشود سخن.

صوت ، حرف ، لفظ ، سخن ، سخن لغو ، سخن با معنا ، نثر ، نظم ، شعر ، شعر نو ، قصیده ، غزل ، رباعی ، قطعه ، مثنوی ، داستان ، رمان ، بحرطویل  و . . . همه ی اینها سخن هستند و اقسام مختلف سخن در نزد انسانها و در زبانها مختلف صورتهای گوناگونی دارد.

آیا سخن برای این است که گفته شود؟ 

آیا سخن برای این است که شنیده شود؟ 

آیا سخن برای این است که فهمیده شود؟ 

آیا سخن برای این است که اجرا شود؟ 

آیا سخن برای این است که فراموش شود؟ 

آیا سخن برای این است که اندیشیده شود؟

اینها انواع فهمهای ما از سخن است ولی آیا سخن در همین فهمهای ما خلاصه میشود؟ حال ، بنده از شما میپرسم حقیقت سخن چیست؟ آیا صوتی است قابل درک که از دهان انسان تولید شود؟  پس نوشته ای که بر روی کاغذ ثبت میشود بدون اینکه صوتی ایجاد شود سخن نیست؟ پس فکری که در ذهن انسان تولید و ثبت میشود سخن نیست؟ این مطالبی که گفته شد همه ی آنچه که باید گفته شود نیست و غرض ما هم فقط اشاره کردن است و بسط موضوع از حوصله بحث خارج است. و همینطور اگر بخواهیم در باره تاثیرات سخن صحبت کنیم سخن به درازا خواهد کشید و ما مجبوریم که به همین حد قناعت کنیم و تفکر بیشتر را به خواننده واگذار نماییم. فقط به یک نکته دیگر اشاره میکنیم و آن اینکه حقیقت سخن چیست که میتواند در دل شنونده نفوذ کند و تاثیرات روحی و روانی عمیقی در وجود او بگذارد. حقیقت آن چیز نامشهودی که باعث اینهمه تاثیرات شگرف در درون انسان میشود چیست؟ چه بخشی از سخن است که ما را خشمگین میکند ؟ خوشحال میکند ؟ یک سخن با چه قدرتی میتواند ما را از زمین بلند کند و به هوا پرت کند؟ کدام ماده از سخن است که ما را غمگین میکند؟ افسرده میکند؟ روح حماسی در ما میدمد؟

و سخن آخر اینکه خداوند چگونه بایک سخن کائنات را خلق کرد؟ و گفت کن فیکون ؟ باش و همه چیز شد؟ کن فیکون چیست؟  آیا غیر از سخن است؟ آیا این سخن خداوند نیست که همه چیز را خلق کرد؟ پس حقیقت سخن چیست؟ 


 

 

 

 

 

  نظرات ()
آیا دولت آقای روحانی توان حل مشکلات اقتصادی را ندارد؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/۱٩

مهمترین شاخصی که برای اطلاع از وضع اقتصادی کشور وجود دارد قدرت خرید مردم است. یعنی بدون اینکه نیاز داشته باشیم به مسائل فنی و علمی اقتصادی بپردازیم میتوانیم با سنجش قدرت خرید مردم بفهمیم که آیا وضعیت اقتصادی کشور خوب است یا بد. پس با این حساب افراد یک جامعه با سنجش وضعیت جیب خود میتوانند تب اقتصاد را اندازه بگیرند و از شدت بیماری آن مطلع شوند. 

این روزها حال قدرت خرید مردم خراب نیست بلکه مرده است. سه سال است که مردم عادی برای قدرت خرید خود مجلس ختم گرفته اند . این را میتوان از انبوه مغازه های خالی و تعطیل فهمید. چند سال است که عمر مغازه ها به شش ماه و حتی به یک ماه رسیده است و مدتیست که مغازه ها به محض تولد میمیرند .

دولت موسوم به تدبیر و امید قریب به چهار سال است که زمام امور کشور را دردست دارد ولی روز به روز وضع معیشت مردم بدتر و بدتر میشود. 

حال این سوال مطرح میشود که آیا دولت آقای روحانی توان حل مشکل اقتصاد را ندارد؟ شاید به نظر بعضیها تیم اقتصادی دولت ضعیف ارزیابی شود اما به نظر من جواب این سوال منفی است زیرا دولت آقای روحانی اگر بخواهد میتواند اقتصاد را از این وضع نجات دهد و لااقل وضع را کمی از این وضع بهتر کند .

ممکن است سوال کنید که اگر این توانایی را دارد پس چرا این کار را نمیکند ؟  جواب این است : چونکه نمیخواهد. 

کاهش قدرت خرید مردم یک سیاست عمدی این دولت است. دولت آقای روحانی نمیخواهد مردم قدرت خرید بالایی داشته باشند زیرا با باورها و ایدئولوژی آنها سازگاری ندارد. 

آقای روحانی و همفکرانش معتقد هستند که ثروتمندان میتوانند فقیران را مدیریت و کنترل کنند ولی فقیران نمیتوانند ثروتمندان را مدیریت کنند بنابراین اگر دولت بخواهد که با موفقیت مردم را مدیریت کند باید این یکی ثروتمند و آن یکی فقیر باشد. 

این طرز تفکر با ربط دادن مسئله ی مدیریت جامعه به تنها عامل ثروت و تقسیم بندی افراد جامعه به مدیریت کننده و مدیریت شونده به این نتیجه میرسد که مدیریت کننده باید ثروتمند و مدیریت شونده باید فقیر باشد و بنابراین نظریه ، دولتمردان باید ثروتمند و مردم باید فقیر باشند.

این تز اصلی دکترین آنهاست : مدیران ثروتمند و مردم فقیر

ما نتیجه ی اجرای این نظریه را در دولت سازندگی آقای رفسنجانی  دیدیم و به یاد داریم که در انتهای دولت رفسنجانی مردم از کمترین امکانات زندگی بهره مند بودند و مخصوصا اقشار حقوق بگیر در فشار سنگینی بسر میبردند.  اینها معتقدند که توزیع ثروت ناامنی را افزایش میدهد و قدرت مدیریت حکومت را کمتر میکند زیرا مردمی که نیاز مادی نداشته باشند گستاخ شده و غیر قابل مدیریت میشوند. اینها معتقدند که 80 درصد ثروت کشور باید در دست 20 درصد باشد در غیر اینصورت جامعه دچار ضعف مدیریت میشود و بر همین اساس است که جلوی توزیع ثروت را میگیرند.

البته این نظریه را خودشان ابداع نکرده اند بلکه از کشورهای اروپایی و آمریکا کسب کرده اند . آنها با تماسهای مکرر با مراکز تصمیم ساز انگلیسی و آمریکایی برای پذیرش این قانون توجیه شده اندو آموزشهای لازم را دیده اند و باور کرده اند که تنها راه حفظ حکومت همین راه و روش است. 

موسسین این نظریه برای اینکه بتوانند بدون مقاومتهای مردمی این هدف خود را محقق نموده و جلوی توزیع ثروت را بگیرند یک قانون علمی تراشیده اند و با تمام قدرت آن را تبلیغ میکنند و از همین طریق هم توانسته اند به اهداف خود برسند. 

شعار آنها این است : اگر پول در دست مردم باشد نقدینگی زیاد شده و تورم ایجاد میشود اما اگر دست ثروتمندان باشد آنها این نقدینگی را خرج نمیکنند و تورم ایجاد نمیشود. بنابراین آنها با این ترفند و  براحتی مردم را قانع کرده اند که پولها باید نزد ثروتمندان باشد تا اقتصاد دچار تزلزل نشود. 

بنابراین فشاری که الان بر مردم وارد میشود یک فشار ناخواسته نیست بلکه کاملا عمدی بوده و برای آن برنامه ریزی شده است پس با این حساب سیاستهای اقتصادی دولت آقای روحانی را باید موفق دانست بطوریکه خودشان هم به همین معتقدند و خود را در عرصه اقتصاد موفق ارزیابی میکنند. اگر در صحبتهای آقای رئیس جمهور دقت کنید هموراه با خوشحالی تمام از کنترل تورم صحبت میکند و به هیچ عنوان از کاهش قدرت خرید مردم صحبت به میان نمی آورد زیرا تنها چیزی که در نظر آنها مهم است جمع آوری نقدینگی از دست مردم است که توانسته اند با موفقیت به آن دست بیابند و به شکرانه ی همین موفقیت است که دائم از بهبود وضعیت اقتصادی کشور سخن میرانند. 

چیزی که به آنها انگیزه میدهد نظر مردم نیست زیرا آنها مردم را آزموده اند و به خیال خود گمان میکنند که مردم با دیکتاتوری بهتر کنار می آیند تا با مردم سالاری ، آنها به زعم خود این حقیقت را وقتی با تمام وجود لمس کردند که بدون اطلاع مردم قبض های آب و برق و گاز و تلفن را به یکباره دوبرابر کردند و هیچ اعتراضی از مردم شنیده نشد. آنها به ریش مردم خندیدند و برای گران کردن حاملهای انرژی هیچ نظری از مردم نخواستند و هیچ اعلامیه ای هم صادر نکردند و هیچ هشداری هم ندادند. آنها میدانستند که وقتی مردم قبضهای خود را ببینند اول کمی بهت آنها را فرامیگیرد و سپس حمل به اشتباه میکنند و صبر میکنند تا در دوره بعدی اصلاح شود و در  دوره بعدی وقتی مبلغ زیاد فیشهارا میبینند یادشان می آید که دوره قبل هم همین مبلغ بوده است و نتیجه میگیرند که اشتباهی صورت نگرفته است و این تکرار مبالغ زیاد ، باعث میشود که  همه چیز عادی جلوه کند و مشکلی پیش نیاید. 

معیار آنها برای سنجش وضعیت اقتصادی کشور رونق سفره های مردم نیست بلکه سایز دورگردن مدیران است . آنها به فربهی دور گردن مدیرانشان نگاه میکنند و وضعیت اقتصادی کشور را مطلوب ارزیابی میکنند و با خنده و با ژست موفقیت در برابر مردم ظاهر شده و برای خود نمره قبولی میدهند. آنها از دیدن شکمهای فرو رفته ی مردم ناراحت نمیشوند زیرا چیزی که برای آنها مهم است شکم مردم نیست بلکه گردنشان است و خوشبختانه میبینند که در بخش فوقانی این شکمهای فرورفته گردنهای ضعیف و مطیع روییده است و این گردنهای مطیع است که خنده برلبهایشان می آورد و به موفقیت سیاستهای خود اطمینان حاصل میکنند . آنها از اینکه مردم  برای گرفتن سبد کالا در سرمای زمستان ساعتها در صفهای طولانی بایستند و برای دریافت سبد کالا یکدیگر را سرنگون کرده و به سمت دستهای بخشنده ی آنها هجوم بیاورند  احساس پیروزی میکنند . با این حساب میتوان گفت که آقای روحانی در اجرای سیاستهای اقتصادی خود بسیار موفق بوده است و اگر فرصت انتخاب مجدد داشته باشد موفقیت خود را کاملتر خواهد کرد و با خیال راحت و بدون نگرانی از انتخابات دور بعد به شاخصهای اقتصادی مدنظر خود به طور کامل جامعه عمل خواهد پوشانید. 

  نظرات ()
وقتی خدا امر کند ... نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/۱٩
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺...                                  
🍃🍂🌺🍃🍂                                                     
🍂🌺🍂                                                            
🌺                                                                   

وقتی خدا امر کند ...

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد.

آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.

وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.


🌺
🍂🌺🍂                                                                    
🍃🍂🌺🍃🍂                                                             
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺                                             
  نظرات ()
تلقین میت چه لزومی دارد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/۱۸

داستان برصیصیا جریان عبرت آموزی است که شنیدن آن علاوه بر پندهای مختلفی که دارد به فهم موضوع تلقین نیز کمک میکند.

حکایت برصیصا

در میان بنی اسرائیل عابدی به نام «برصیصا»زندگی می کرد،او زمانی طولانی عبادت کرده بود و در این راستا به حدی از قرب الهی رسیده بود که مردم بیماران روانی را نزد او می آوردند،او دعا می کرد،آنها سلامتی خود را باز می یافتند.
روزی زن جوان بیماری را که از یک خانواده ی با شخصیت بود،برادرانش نزد او آوردند و بنا شد آن زن مدتی در نزد برصیصا بماند تا شفا یابد.
شیطان از فرصت استفاده کرده و به وسوسه گری پرداخت و آنقدر زن را به نظر او زینت داد که آن مرد عابد به آن زن تجاوز کرد چیزی نگذشت که معلوم شد آن زن باردار است،عابد خود را در تنگنای سخت دید،برای اینکه گناهش کشف نگردد آن زن را کشت و در گوشه ای از بیابان دفن کرد.
برادران آن زن از این جنایت هولناک آگاه شدند و این خبر در تمام شهر پیچید و به گوش امیر رسید امیر با جمعی به تحقیق پرداختند پس از قطعیت خبر،آن عابد را از عبادتگاهش فرو کشیده و فرمان اعدام او صادر گردید.در روز معینی در حضور جمعیت بسیار،عابد را بالای چوبه ی دار بردند وقتی که او در بالای چوبه ی دار قرار گرفت،شیطان در نظرش مجسم شد و به او گفت:«این من بودم که تو را به این روز افکندم،و اگر آنچه را می گویم اطاعت کنی تو را از این مهلکه نجات خواهم داد.:»
عابد گفت:چه کنم؟
شیطان گفت:تنها یک سجده برای من انجام دهی کافی است.
عابد گفت:در این حالت که می بینی ، نمی توانم سجده کنم.
شیطان گفت:اشاره ای کفایت می کند.
عابد با گوشه ی چشم خود ،یا بادستش اشاره کرد و شیطان را اینگونه سجده کرد و هماندم جان سپرد و از دنیا رفت.
این است نمونه ای از عاقبت سوءِ پیروان شیطان،وکفر و درماندگی آنها در لحظه ی سخت مرگ.

امام صادق (ع)فرمودند:«هر کسی که لحظه ی مرگش فرا رسد ابلیس یکی از شیطان های خود را نزد او می فرستد تا او را یه سوی کفر بکشاند و یا او را در دینش مشکوک سازد تا او با این حال از دنیا برود کسی که با ایمان باشد شیطان قدرت ندارد که او را به کفر یا شک در دینش وادارد،آنگاه فرمود:
«هرگاه به بالین آنان که در حال مرگ هستند حاضر شدید آنها را به گواهی دادن به یکتائی خدا،و رسالت محمد(ص)تلقین کنید»


  نظرات ()
آیا جنیان از غیب و آینده خبر دارند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/۱۸

 

جماعت جن به دلیل اینکه با چشم برای انسان قابل رویت نیستند همواره در ذهن انسانها در هاله ای از ابهام و رمز و راز قرار گرفته اند. برخی از مردم در وجود آنها تردید میکنند و برخی هم که با ایمان به قرآن و تصدیق آیات مربوط به جن ، وجود این موجودات ناپیدا را قبول میکنند اغلب در میزان توانایی جنیان دچار غلو شده و به آنها نسبتهایی میدهند که واقعیت ندارد. از جمله برخی به اشتباه چنین فکر میکنند که جماعت جن از علم غیب خبر دارند و میتوانند اتفاقات آینده را ببینند و بخاطر همین اعتقاد غلط است که برخی از مردم برای اطلاع از آینده خود به سراغ رمالها و جنگیرها میروند تا از این طریق از اتفاقات آینده خود مطلع شوند. در صورتیکه این تصور ، خیالی باطل است و جنیان از علم غیب بی بهره اند و قدرت پیشگویی آینده را ندارند.

مهمترین و واضح ترین دلیل برای این مطلب جریان مرگ حضرت سلیمان است که بوضوح و با یک اتفاق خیلی ساده ثابت میکند که جنیان علم غیب ندارند. برای روشن شدن  این منظور داستان مرگ حضرت سلیمان را بیان میکنیم:

داستان مرگ حضرت سلیمان

ساختمان مسجد عظیم بیت المقدس در حال اتمام بود که سلیمان از سوی خداوند متعال با خبر شد که زمان مرگش فرارسیده است. سلیمان وارد قصر خود شد و در قصر را از پشت قفل کرد تا هیچ کس وارد قصر نشود، و خود به نقطه اعلای قصر رفت و با نشاط به مُلک خود نگریست. نگهبانان قصر در همه جا ناظر بودند که کسی وارد قصر نشود.ناگهان سلیمان دید جوانی زیبا چهره و خوش قامت وارد قصر شد. سلیمان به او گفت: «چه کسی به تو اجازه داد که وارد قصر گردی، با این که من امروز تصمیم داشتم در خلوت باشم و آن را با آسایش بگذرانم؟!»

جوان گفت: «با اجازه خدای این قصر وارد شدم.»

سلیمان گفت: «پروردگار قصر، از من سزاوارتر بر قصر است، اکنون بگو بدانم تو کیستی؟»
جوان گفت: «اَنَا مُلَکُ المَوتِ؛ من عزرائیل هستم.»
سلیمان گفت: «برای چه به این جا آمده‎ای؟»
عزرائیل گفت: «لِاَقْبِضَ رُوحَکَ؛ آمده‎ام تا روح تو را قبض کنم.»
سلیمان گفت: «هرگونه مأموری هستی، آن را انجام بده. امروز روز سرور و شادمانی و استراحت من بود، ‌خداوند نخواست که سرور و شادی من در غیر دیدار و لقایش مصرف گردد.»


همان دم عزرائیل جان او را قبض کرد، در حالی که به عصایش تکیه داده بود. مردم و جنّیان و سایر موجودات خیال می‎کردند که او زنده است و به آنها نگاه می‎کند. بعد از مدتی بین مردم اختلاف نظر شد و گفتند: چند روز است که سلیمان ـ علیه السلام ـ نه غذا می‎خورد، نه آب می‎آشامد و نه می‎خوابد و هم چنان نگاه می‎کند. بعضی گفتند: او خدای ما است، واجب است که او را بپرستیم.
بعضی گفتند: او ساحر است، و خودش را این گونه به ما نشان می‎دهد، و بر چشم ما چیره شده است، ولی در حقیقت چنان که می‎نگریم نیست.


مؤمنین گفتند: او بنده و پیامبر خدا است. خداوند امر او را هرگونه بخواهد تدبیر می‎کند. بعد از این اختلاف، خداوند موریانه‎ای به درون عصای او فرستاد. درون عصای او خالی شد، عصا شکست و جنّازه سلیمان از ناحیه صورت به زمین افتاد. از آن پس جنّ‎ها از موریانه‎ها تشکّر و قدردانی می‎کنند، چرا که پس از اطلاع از مرگ سلیمان ـ علیه السلام ـ دست از کارهای سخت کشیدند

قرآن در سوره سباء در این باره چنین میفرماید : 


فَلَمَّا قَضَینَا عَلَیهِ الْموْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلی مَوتِهِ إلاّ دابّةُ الأَرضِ تَأکُلُ

مِنْسَاَتَهُ فَلَمَّا خَرّ تَبَینتِ الْجِنُّ أن لّوْ کانوا یعْلَمونَ الْغَیبَ مَا لبِثوا فِی الْعَذابِ الْمُهینِ .

سوره سباء آیه 14

و چون ما مرگ را بر سلیمان مأمور ساختیم، به مرگ او به جز حیوانی (موریانه) که عصای او را خورد پس زمانی که سلیمان بر زمین افتادبرای جنیان معلوم شد( که سلیمان مرده است ) در صورتیکه اگر غیب میدانستند در عذاب خوار کننده درنگ نمیکردند (و از زیر سلطه ی سلیمان فرار میکردند)


  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر انتخاب روحانی ، حاصل اتحاد یکروزه نظر سید محمد خاتمی در باره ولایت فقیه فاجعه ای بنام حسن روحانی سخن چیست؟ آیا دولت آقای روحانی توان حل مشکلات اقتصادی را ندارد؟ وقتی خدا امر کند ... تلقین میت چه لزومی دارد آیا جنیان از غیب و آینده خبر دارند Egypt نام لاتین کشور مصر یعنی چه ؟ تشبیه اسرائیل به کمربند پوسیده در تورات
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱۸٦) آمریکا (۱٢٧) شعر (۸۱) پهلوی (٧٦) رفسنجانی (٦٥) امام حسین (٥٩) حدیث (٤٩) عاشورا (٤۸) روحانی (٤٠) امام علی (۳٧) دعا (۳٤) قرآن (۳۳) امام خامنه ای (٢٩) حضرت محمد (٢٧) احمدی نژاد (٢٥) مصدق (٢۳) حکایت (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢۱) خاتمی (٢٠) خدا (۱٩) ashura (۱٩) غرب (۱۸) حجاب (۱٧) نماز (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱٤) محرم (۱۳) اسلام (۱۳) صادق هدایت (۱۳) میرحسین موسوی (۱۳) امام خمینی (۱۳) سیاست (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱۱) جغرافیا (۱۱) امام زمان (۱۱) اصلاح طلبان (۱۱) رضاشاه (۱٠) شاه (۱٠) انسان (٩) عشق (٩) رمضان (٩) زیارت عاشورا (٩) فساد (۸) فتنه (۸) امام رضا (۸) شهید (۸) داستانک (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) امام جواد (٧) جمهوری اسلامی (٧) سبک زندگی (٧) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حضرت زهرا (٦) ترک (٦) اعمال (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) حج (٥) کربلا (٥) آذربایجان (٥) فلسطین (٥) نوحه (٥) روزه (٥) یهود (٥) جمعیت (٥) محرم و صفر (٥) بوز قورد (٥) بوزقورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) عیدفطر (٤) عید غدیر (٤) امام هادی (٤) آل سعود (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) عید (٤) اینترنت (٤) مادر (٤) خانه (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) سیاسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) تکنولوژی (۳) روحانیت (۳) سلوک (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) غزه (۳) سال نو (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) حقوقهای نجومی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) جنبش سبز (٢) 9 دی (٢) نا امیدی از خدا (٢) وام بانکی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) خشونت علیه زنان (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) تست شخصیت (٢) کشمیر (٢) جنبش عدم تعهد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) 5+1 (٢) سنائی (٢) عمل (٢) علامه جعفری (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) شیر (٢) سوال (٢) زمین (٢) انفاق (٢) فیلترینگ (٢) زبان (٢) 29 بهمن (٢) جهان (٢) پدر و مادر (٢) عبادت (٢) سوریه (٢) مطهری (٢) شب قدر (٢) توبه (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) زمان (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) کودک (٢) اصلاحات (٢) زینب (٢) تربیت (٢) بهشت (٢) قانون (٢) تحریم (٢) تروریست (٢) نیایش (٢) کوروش (٢) شیعه (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عرفه (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) مسجد (٢) دنیا (٢) سینما (٢) دین (٢) انتظار (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سکوت (۱) ترس (۱) شادی (۱) نوکیا (۱) جوک (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) قلب (۱) نفرت (۱) طنز (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) المپیک (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) اعدام (۱) عطار (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) علی (۱) لذت (۱) روزی (۱) لطیفه (۱) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) امام حسن عسکری (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) عبدالله نوری (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) خشک و تر (۱) فریب (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) زیبایی (۱) سانسور (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) حجامت (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) تجارت الکترونیک (۱) انرژی هسته ای (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) فتح (۱) شیخ (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) غضب (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) نقض غرض (۱) راهزن (۱) زمزمه های تنهایی (۱) دعای سمات (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) توحش (۱) حرز (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) کفش کتانی (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب